رهبری وظیفه ی حساس و پرچالشیه که کوچیک ترین اشتباه می تونه آسیب بزرگی به اون بزنه. واسه همین، رهبران موفق خوب میدونن که واسه پیشرفت دائم باید به شکل پیوسته مهارتای رهبری خود رو پیشرفت دن، چون که این موضوع به اونا کمک می کنه تا از عهده اداره موقعیتای رقابت برانگیز برآیند. با اینحال، خیلی از رهبران پس از رسیدن به سطح مشخصی از مهارتای رهبری، دست از یادگیری بر می دارن، که این به معنی ایجاد لرزش در پیشرفت حرفه ای و کاری آنهاست. حالا باید دید چیجوری میشه جلوی این اتفاق رو گرفت و راه پیشرفت رو همیشگی ساخت؟

دیوید روک (David Rooke) و ویلیام تاربرت (William Torbert) میگن که واسه رسیدن به پیشرفت، مدیران موفق هفت مرحله ایجاد تغییر رو طی می کنن. شمام می تونین با یادگیری مهارتای جدید از این مراحل عبور کنین.

در این مقاله نگاهی به این هفت مرحله خواهیم انداخت و چگونگی پشت سر گذاشتن هر مرحله و رسیدن به مرحله بعد رو مورد بررسی قرار میدیم.

هفت مرحله ایجاد تغییر در رهبری

روک و تاربرت مقاله خود درباره ی هفت مرحله تغییر در رهبری رو پس از ۲۵ سال مشاوره و تحقیق طبق نظرسنجی هاشون، در آپریل سال ۲۰۰۵ در نشریه ی معتبر Harvard Business Review منتشر کردن.

در نظرسنجی اونا، از مدیران خواسته شده که ۳۶ جمله درباره ی رهبری بنویسند. اونا جوابای حاصل از نظرسنجیا رو آزمایش کرده و طبق نتایج اون هفت دسته بندی ساختن که توضیح می ده مدیران با چه هدفی به دنیا دور و بر خود نگاه می کنن و واقعا منطق عملکردشان چیه. اونا یه سری از دسته بندیا یا همون «منطق عملکردها» رو تعریف کردن که مشخص می کنه مدیران به چه روشایی اندیشه و تفکر می کنن.

روک و تاربرت میگن که هر یک از این منطق کارکردا فواید خود رو داره، اما بعضی از اونا نسبت به بقیه کارآمدترند. یک منطق کارکرد ثابت و مشخص، در خیلی از موقعیتای رهبری موفق بوده و باعث رسیدن به کارکرد کلی بهتری می شه.

رهبرانی که منطق کارکرد فعلی خود رو به درستی بفهمن، می تونن در اقدامات خود تغییر ایجاد کرده و کارکرد کارآمدتری داشته باشن. این افراد با ایجاد تغییر در خود و رفتن به سراغ منطق کارکرد مفیدتر، می تونن تواناییای رهبری خود رو پیشرفت دن.

لیست زیر هفت نوع منطق کارکرد مطرح شده به وسیله روک و تاربرت رو نشون می ده. شما با یادگیری مهارتای جدید و با گذارندن هر مرحله، به رویکردهای مفیدتر و البته پیچیده تری در رهبری می رسین.

  1. فرصت طلب
  2. دیپلمات
  3. متخصص
  4. برنده و کامیاب
  5. فردگرا
  6. استراتژیست
  7. کیمیاگر

در ادمه با جزئیات کامل به بررسی این دسته بندیا خواهیم پرداخت و خواهیم دید که چیجوری میشه با عبور از این مراحل تواناییای رهبری خود رو پیشرفت بخشیم.

۱. فرصت طلب

افراد فرصت طلب بر موفقیت شخصی خود بیشتر از موفقیت سازمان شون تمرکز و تأکید دارن. اونا از بقیه سوءاستفاده می کنن، موقعیتا رو واسه رسیدن به منافع خود مهندسی می کنن و واسه گرفتن اون چیزی که می خوان، سر همکاران خود کلاه می ذارن.

فرصت طلب بودنِ یک رهبر می تونه به اعتبار، معروفیت و روابط کاری اون آسیب برسونه، با اینکه فرصت طلبی بعضی وقتا می تونه مفید واقع شه، مثلاً در زمان فروش چیزی.

رهبران فرصت طلب باید به سرعت در خود تغییر ایجاد کرده و وارد مرحله (منطق کارکرد) بعدی شن، وگرنه دچار محدود کردن در کسب موفقیت می شن.

عبور از مرحله فرصت طلبی

اگه در مرحله فرصت طلبی قرار گرفتین، و این منطق کارکرد رو در پیش گرفتین، واسه عبور از اون باید همونجوریکه بر موفقیت خود تمرکز دارین بر موفقیت افراد دیگر هم تأکید داشته باشین.

سعی کنین هر روز به یک شخص دیگر در تیم خود کمک کنین. حتی یک مهربانی کوچیک می تونه شروعی واسه گرفتن اعتبار واسه شما باشه و نشون بده که شما واسه بقیه ارزش و اهمیت قائل هستین.

هوش هیجانی خود رو پیشرفت بدین، که توانایی مهمی واسه رهبریه. با تشکر از سعی اعضای تیم تون روابط کاری خوبی بسازین و به یاد داشته باشین که یک تشکر کوچیک می تونه تآثیر خیلی زیادی واسه رسیدن به هدف تون داشته باشه.

۲. دیپلمات

رهبرانی که منطق کارکرد دیپلمات رو دارن، تا جایی که ممکنه از ایجاد اختلاف و اختلاف خودداری می کنن. اونا می خوان که به گروه تعلق داشته باشن و به این منظور رضایت افراد دیگر (به ویژه همکاران بالارتبه) رو کسب کنن. از دادن بازخورد منفی و نظراتی که باعث ناراحتی اعضای دیگرِ گروه می شه، خودداری می کنن.

همونجوریکه مثل اینکه، این افراد در ایجاد و مدیریت تغییرات نمی تونن خوب عمل کنن، چون که از اختلافای خودداری نا پذیر دوری می کنن.

نقطه قوت منطق کارکرد دیپلمات به ویژه در سطوح پائین تر مدیریت، در حل اختلافات و خوب نگه داشتن اعضای تیم در کنار یکدیگره. با اینحال دیپلماتا به دلیل پشیمون بودن و خودداری از ایجاد مشکل و نبود توانایی در گرفتن تصمیمات بحث برانگیز و چالشی، در دراز مدت رهبران ضعیفی خواهند بود.

عبور از مرحله دیپلمات بودن

تا زمانی که همه با احترام و راستی با همدیگه برخورد کنن، اختلاف و اختلاف حتی می تونه به استفاده کمک کنه. شما می تونین با ارتقای مهارتای حل اختلاف در خود و با استفاده ی مثبت از اختلافا در زمانی که افراد نظرات و دیدگاه های متفاوت و متضادی دارن، شرایط رو با آرامش بیشتری مدیریت کنین.

مطلب مشابه :  آلودگی هوا "

مشکلی که هست اینه که دیپلماتا بعضی وقتا در دفاع از حق خود دچار مشکل می شن، چون که از بحث و کشمکشی که ممکنه به به وجود آید، ترس دارن.

اگه فکر می کنین که در این مرحله قرار دارین، قاطعیت خود رو افزایش بدین. نیازها و خواستهاتون به اندازه نیازها و خواستهای بقیه مهمه و عقب نیشنی از مواضع خود فقط واسه جلب رضایت و توافق بقیه، می تونه به اعتبار شما آسیب بزنه. با شفافیت کامل با بقیه برخورد کنین تا بقیه از احساسات و افکار شما مطلع شن و یاد بگیرین که در زمانی که لازمه، بتونین بی هیچ ترس ای به بقیه، نه بگید.

کسائی که منطق کارکرد دیپلمات رو در پیش گرفتن واسه شون سخته که به بقیه بازخورد بدن. واسه اینکه بتونین این کار رو انجام بدین، از بهره ببرین. به یاد داشته باشین که یک بازخورد خوب حتی اگه باعث ایجاد اختلاف شه، سازنده هستش. بازخورد به بقیه کمک میگیره تا یادگیری شون زیاد شه و رشد و پیشرفت کنن. پس نظرات تون رو واسه خودتون نگه ندارین!

۳. متخصص

منطق کارکرد اکثریت مدیران و رهبران گروه ها در دسته متخصص قرار میگیره. قدرت تخصص رهبران باعث می شه تا بقیه بیشتر خواهان پیروی از اونا باشن. افرادی که در این دسته قرار می گیرن واسه رهبری بقیه به علم و مهارتای خود تکیه دارن و معمولاً در تصمیم گیریای خود بر منطق تأکید دارن. اونا اثر بالایی دارن و به طور همیشگی واسه بهبود اجناس، فرآیندها و مهارت ها در کار خود سعی می کنن.

این افراد می تونن ارزش زیادی به یک سازمان اضافه کنن، چون که باعث افزایش دقت و کیفیت می شن. اما با اینحال بعضی وقتا نمی تونن رهبران خوبی باشن، چون ممکنه فقط حرف خودشون رو قبول داشته باشن و در مقابل همکاری بقیه از خود مقاومت نشون بدن. ممکنه نظرات و پیشنهادهای بقیه رو ندیده بگیرن.

عبور از مرحله متخصص بودن

اگه در دسته متخصص قرار می گیرین، پیشنهادهای زیادی واسه عبور از این مرحله هست، اما در مرحله اول باید روی «مهارتای نرم» خود بیشتر کار کنین.

قبل از تصمیم گیری نظرات بقیه رو جویا شید. حتی اگه با نظرات اونا موافق نیستین از اونا در مورد نظرشون سوال بپرسید تا بفهمین که استفاده نظر اونا چه نتایجی رو به دنبال داره. این کار به شما می کنه تا روحیه ی همدلی و هوش هیجانی رو در خود تقویت کنین. افراد متخصص معمولاً از مدیریت ذره بینی (مدیریت و نظارت بر تک تک وظایف و افراد) استفاده می کنن. اگه احساس می کنین از مدیریت خرد استفاده می کنین، یاد بگیرین که چیجوری وظایف و مسئولیتا رو به خود افراد تفویض کنین.

۴. برنده و کامیاب

افرادی که منطق کارکرد برنده (کامیاب) دارن، افرادی هدف گرا هستن. اونا اهداف موثری رو واسه خود و تیم شون تعیین می کنن. این افراد از آدما سه دسته قبلی، هوش هیجانی بالاتری دارن.

اونا درک بهتری از آدما و اختلافات دارن و دارای هوش و حساسیت بالایی واسه جواب انگار به شرایط و موقعیتای مختلف هستن. این ویژگی، اونا رو به رهبرانی عالی تبدیل می کنه، چون که به ایجاد یک محیط تیمی مثبت و مناسب اهمیت زیادی میدن.

نقطه ضعف این دسته از آدما اینه که تفکر خلاقانه واسه شون سخته. خیلی از رهبران در این مرحله باقی می مونن و نمی تونن به مراحل بالاتر برسن.

عبور از منطق کارکرد برنده

منطق کارکرد برنده رو میشه به عنوان هدف پایانی مدیریت دید. با این منطق شما در آخر موفق هستین، بقیه به انگیزه و تعهد شما احترام می ذارن و تیم شما استفاده بالایی داره. با اینحال، با دقت روی اهدافی که واسه تیم خود تعیین می کنین و معنی اونا تمرکز کنین. این کار به شما کمک می کنه تا در آینده هدفای بهتری رو انتخاب کنین.

از آنجایی که در این منطق، شما خیلی بر اهداف تمرکز دارین، شایدً به جای نگاه کردن از بالا به اهداف و تمرکز بر تفکر هدفمند و ایجاد تصویر بزرگتری از اهداف، در جزئیات برسی به این اهداف سردرگم و درگیر می شید. اگه بتونین یاد بگیرین که چیجوری از روشای خلاقانه مسائل رو حل کنین، شک نداشته باشین رهبر بهتری خواهید بود.

اگه در آینده و در کارتون با مسئله ای روبه رو شدید، از تکنیکای حل مسئله خلاقانه مثل فرآیند آسون حل موضوع واسه ایجاد راهکارهای خلاق و بی مثل استفاده کنین. واسه برسی به نتایج بهتر از هم می تونین استفاده کنین.

۵. فردگرا

رهبرانی که از منطق کارکرد فردگرا استفاده می کنن، این موضوع رو خوب درک می کنن که هر فرد دنیا بینی و دیدگاه متفاوت خاص خود رو داره و این دیدگاه روش رفتار اونو تحت اثر قرار می ده. واسه همین، این دسته از رهبران به دنبال این هستن که بفهمن دنیا بینی و دیدگاه کلی هر فرد به چه صورته و راه و روش خود رو متناسب با اون شکل میدن.
این افراد نسبت به فرقای موجود بین اهدافی که به دنبال رسیدن به اونا هستن و روشی که خود یا سازمان واسه رسیدن به اونا در پیش گرفتن، واکنش نشون میدن. پس هنگامی که این فرقا رو مشاهده کنن، سعی می کنن اونو برطرف کنن.

به همین ترتیب همه سعی خود رو می کنن تا خود و سازمان شون به ارزشا و مأموریتایی که پایبند شدن، پایبند باشن. از آنجایی که این دسته از رهبران، دنیا بینی بقیه رو درک کردن می تونن با اونا خوب رابطه برقرار کرده و روابط کاری خیلی خوبی بسازن.

مطلب مشابه :  تغذیه ارگانیک

با اینکه این افراد کارکرد خیلی خوبی از خود به نمایش می ذارن، اما ممکنه بعضی از فرآیندهای کار رو به دلیل اینکه موجب ناراحتی همکاران شون می شن، ندیده بگیرن.( اگه دلیلی واسه وجود اون فرآیندها نبینند)

عبور از مرحله فردگرایی

در این دسته از منطق کارکرد، شما در مهارتای فردی کارکردن با بقیه به شکل تیم یا واحد سازمانی خودتون، استادید. حال زمان اون رسیده که فکرهای بزرگتری در سر داشته باشین. شما باید یاد بگیرین که چیجوری واسه رسیدن به اهداف خود، با افراد درون و بیرون سازمان خود به شکل مشارکتی همکاری کنین.

بخش اصلی این فرآیند، باخبر شدن از اهداف و خواستهای دیگرانه. افراد فردگرا معمولاً بی توجه به قوانین حاکم بر محیطی که در اون کار می کنن، به دنبال این هستن که کارا رو به روش خود بکنن.

واسه گذار از این مرحله، از یک منتور (مشاورو راهنما) کمک بگیرین که فرضیات و سبک کاری شما رو به رقابت بکشه. یک مشاور خوب می تونه به شما کمک کنه تا اهداف تون رو به شکل ی خود به دست بیارین، اما کم تر در فرآیندهای مشخص شده دست ببرین و تغییر بسازین. اینجور فردی می تونه در دادن الگوهای اخلاقی به شما موثر بکنه.

۶. استراتژیست

کسائی که از این منطق کارکرد استفاده میکردن این توانایی و توانایی رو دارن که به مشکلاتی که بر سر راه سازمان قرار دارن به چشم فرصتای پنهون نگاه کنن. اونا توانایی خوبی در مدیریت اختلافاتِ به وجود اومده دارن. این افراد معمولا خیلی اخلاق مدارند و به دنبال گسترش اصول اخلاقی در سازمان هستن، تا رفتار نیکو در کل سازمان هم عادی شه.

این منطق کارکرد مثل منطق کارکرد فردگراه. در هردوی اونا تأکید بر ایجاد رابطه با بقیه با استفاده از بقیه منطقای عملکرده. اما فرق اونا اینه که استراتژیستا این توانایی رو دارن که چشم اندازی مشترک با بقیه رهبران بسازن. این کار باعث می شه که افراد واسه گرفتن اهداف مهم هم قدم شده که در آخر باعث تغییر فردی و سازمانی می شه. پس استراتژیستا معمولاً در اجرا تغییرات، عالی عمل میکنن.

عبور از مرحله منطق کارکرد استراتژیست

واسه رفتن به مرحله بعدی مدل روک و تاربرت یعنی رسیدن به منطق کارکرد «کیمیاگر» ،فقط نیاز به یک تغییر ظریف و نه خیلی محسوسه.

به عنوان یک استراتژیست، باید استاد مهارتای ارتباطی لازم واسه رسیدن به یک رهبری عالی باشین و در ساختن یک چشم انداز مشترک بین گروه های مختلف، عالی عمل کنین. یک منتور خوب می تونه به شما کمک کنه تا با ارتقای اصول اخلاقی و الهی خود، رشد و پیشرفت داشته باشین.

می تونین با استفاده از مشاوره با یکی از همکاران و یا اعضای هئیت مدیره پیشرفت بیشتری داشته باشین. مهم ترین بخش ی کاری شما توانایی در همکاری با دیگرانه (به ویژه افرادی که طرزتفکر متفاوتی با شما دارن). بهترین رهبران کسائی هستن که تیما و شبکه های خود رو طبق تحقیق و جستجوی مشارکتی ایجاد می کنن.

واسه عبور از این مرحله نیاز به ایجاد و گسترش شبکه و یا گروهی دارین که طرزتفکر شما رو به رقابت میکشن، نه اینکه در همه موارد با شما بیان موافقت کنن. این نه تنها به شما کمک می کنه تا مشکلات و محدود کردنا رو بگذرونین، بلکه باعث می شه از خطاهای به دلیل تصمیم گیریای گروهی خودداری کنین.

۷. کیمیاگر

کسائی که از منطق عملگرد کیمیاگر استفاده می کنن، از این واسه با دسته قبلی فرق دارن که اونا در صورت ضرورت دارای قدرت و توانایی تغییر کامل خود هستن. این افراد در روبرو شدن با وظایف و پروژه های کوتاه مدت عالی عمل میکنن، درحالی که اهداف بلندمدت رو هم مورد توجه دارن.

اونا روابط و مناسبات خوبی هم در سازمان با افراد دیگر دارن، چه با تیم مدیریت و چه کارکنان در پائین ترین سطح سازمان. دلیلش اینه که اونا همیشه حقیقت رو به بقیه میگن، حتی اگه شنیدن حقیقت واسه طرف مقابل آزاردهنده و سخت باشه. این افراد از داستان سرایی در کار و کاسبی هم جهت جلب احساسات و خیالات افرادی که با اونا کار می کنن، استفاده می کنن و این موجب ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت و متعهدانه می شه.

کیمیاگران تمایل به مشغله ی زیاد دارن، و واسه همه مسئولیتای خود وقت کافی می ذارن. یکی از این مسئولیتا صحبت کردن با افراد در همه سطوح سازمانه.

پیشرفت به عنوان یک کیمیاگر

وقتی به این مرحله رسیدید باید علاوه بر انجام رساندن وظایف و کارا، در مدیریت تیم خود هم استاد باشین. مهم نیس که چقدر سرتون شلوغه، واسه ایجاد روابط خوب به اندازه کافی وقت بذارین. به ویژه با افرادی که در مجموعه مراتب پائین ترِ سازمان قرار می گیرن. اگه وقت لازم واسه صحبت کردن با این افراد و رسیدگی به نگرانی هاشون اختصاص بدین، به اونا نشون میدید که واسه شون اهمیت قائل هستین و این موجب افزایش وفاداری اونا می شه.

گذر از هر کدوم از مراحل گفته شده و رسیدن به مرحله بعدی اون، به شما در مدیریت و رهبری هر چه بهتر تیم تون کمک شایانی می کنن.

دسته بندی : آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید