دانلود پایان نامه

انواع اعتماد به رهبر

در ارتباطات بین کارکنان و رهبر سه نوع اعتماد وجود دارد: مبتني بر بازدارندگي، مبتني بر آگاهي، بر مبتني شناسايي (پناهی، 1390).

  • اعتماد مبتني بر بازدارندگي : شكننده ترين ارتباطات با اعتماد مبتني بر بازدارندگي مهار مي­شود. يك تخطي و يا يك ناهماهنگي ممكن است ارتباط را ضايع كند. اين شكل از اعتماد مبتني بر ترس از تلافي­جويي است. كساني كه ارتباطشان اينگونه است، آنچه مي­گويند عمل مي­كنند؛ زيرا از عواقب به انجام نرسيدن وظايفشان هراس دارند. اعتماد مبتني بر بازدارندگي تا جايي مؤثر است كه امكان مجازات وجود دارد، عواقب كار روشن است و در صورتي كه اعتماد مورد تخطي قرار گيرد، مجازات واقعاً اعمال خواهد شد. يك مثال از اعتماد مبتني بر بازدارندگي ارتباط ميان رهبر و كارمند است. انسان معمولاً در مقام يك كارمند به كارفرماي جديد خود اعتماد مي­كند؛ حتي اگر تجربه­اي كه اعتماد خود را به آن متكي مي­كند اندك باشد. پيوند به وجود آورندة اين اعتماد اقتدار كارفرما و مجازاتي است كه مي تواند در مقابل انجام ندادن بر كارمند اعمال كند.
  • اعتماد مبتني بر آگاهي: بيشتر ارتباطات بین رهبر و کارکنان در سازمان ريشه در اعتماد مبتني بر آگاهي دارد. به عبارت ديگر، اعتماد مبتني است بر پيش بيني پذيري رفتاري كه حاصل تجارب تعامل گذشته است. وجود چنين اعتمادي هنگامي است كه رهبر آگاهي لازم از افراد براي درك كافي و وافي كاركنان داشته باشد تا بتواند رفتار محتمل آنان را به درستي پيش بيني كند. اعتماد مبتني بر آگاهي به جاي اتكاي به بازداري، متكي به آگاهي است. آگاهي از ديگري و پيش بيني پذيري رفتار او جاي قراردادها، مجازات­ها، و ترتيبات حقوقي را كه بيشتر معمول اعتماد مبتني بر بازدارندگي است، مي­گيرد. اين­گونه اعتماد، به مرور و بيشتر به عنوان كنش تجربه­اي كه ايجاد اعتماد و با ارزش بودن مي كند، به­وجود مي­آيد. هر قدر كسي را بهتر بشناسيد پيش بيني صحيح­تري از رفتار او در آينده خواهيد داشت. پيشبيني پذيري اعتماد را تقويت مي­كند؛ حتي اگر پيش­بيني كنيد كه ديگري قابل اعتماد نيست زيرا راه­هاي سوء استفادة او از اعتماد را مي­توان پيش­بيني كرد. هر قدر ارتباط بيشتر و تعامل منظم تری با افراد ديگر  ایجاد شود، اين شكل از اعتماد بيشتر ايجاد خواهد شد و بيشتر به آن مي­توان متكي بود. جالب اينجاست كه در سطح اعتماد مبتني بر آگاهي رفتار متناقض لزوماً سبب شكست اعتماد نمي­شود.
  • اعتماد مبتني بر شناسايي : زماني به بالاترين سطح اعتماد مي­رسيم كه ميان دو طرف يك ارتباط عاطفي وجود داشته باشد. نوع اين ارتباط به يكي از طرفين اجازه مي­دهد كه به عنوان كارگزار طرف ديگر عمل كند و در مراوده­هاي بين افراد، جانشين آن شخص شود. چنين اعتمادي را اعتماد مبتني بر شناسايي مي­گوييم. در اينجا وجود اعتماد بدين خاطر است كه هر دو طرف از قصد يكديگر آگاهند و به خواسته­ها و آرزوهاي هم احترام مي­گذارند. اين تفاهم دو جانبه تا آنجا پيشرفت مي­كند كه هر يك از دو طرف مي­تواند به گونه­اي اثر بخش به جاي ديگري عمل كند. در اين سطح، كنترل در كمترين حد است. نيازي به مراقبت از ديگري نيست، زيرا وفاداري بدون قيد و شرط وجود دارد (پناهی، 1390).
دانلود پایان نامه