ترور شخصيت//پایان نامه درباره سبك رهبري مديران

ژانویه 14, 2019 Off By 92

ترور شخصيت در سازمان

ممکن است کارمندي در سازمان ، هر چند وظايف محوله به خود را به خوبي انجام مي دهد ،اما احساس کند رفتار مدير واحد محل کار با وي سرد ، بي تفاوت ، مبتني بر بدبيني و غيرعادلانه است . در اين موارد ، عليرغم تلاش کارمند که مي کوشد تا به پيش گرفتن رفتاري معقول ،روابط خود رابا رئيس مستقيم واحد محل کار خود بهبود بخشد اما تلاش وي به جايي نرسيده و احتمالاً بيشتر تحت آماج بد رفتاري هاي مدير و به شکل هاي مختلف تحت شکنجه رواني در محيط  کار قرار گيرد .

در مواردي نيز يک يا چند نفر ازافراد تحت نظارت مدير به ترور شخصيتي وي مي پردازند و به دلايل فردي ، جناحي يا نظاير آن سعي مي نمايند مدير را در نزد ديگران بي اعتبارسازند . از جمله اصطلاحاتي که در مباحث مربوط به رفتار سازماني براي آن تعاريف مختلفي آورده شده است ، قدرت ،زور ، اقتدار يا سلطه است  . “ماکس وبر” ، جامعه شناس معروف ، قدرت رابه عنوان احتمال قرار گرفتن يک فرد در روابط اجتماعي و در موقعيتي که اراده خود را عليرغم مقاومت و مخالفت ديگران ، بر آنان تحميل نمايد ، تعريف مي کند . دو صاحب نظر به نامهاي”وايت” و “بندار” ، قدرت را به عنوان توانايي يا ظرفيت براي نفوذ داشتن بر ديگران يابر اشياء و امور ، که معمولاً از طريق کنترل منابع مهم صورت مي گيرد ، تعريف مي کنند . رابينز نيز تعريف ديگري از قدرت داده است که به نظر مي رسد از تعاريف ديگر دقيقتر و قابل فهم تر باشد . در تعريف او ” قدرت به ظرفيتي اشاره دارد که شخص الف بر رفتار شخص ب اعمال مي کند و در نتيجه اين اثر ، شخص ب کار يا عملي را انجام مي دهد که در غير اين صورت ، انجام نمي داد”.

براي قدرت منابع متعددي شناخته شده است . براي مثال جان فرنچ و برترام ريون که هر دو روانشناسان اجتماعي هستند ، منابع قدرت را در پنج گروه ، يعني (1) مبتني بر پاداش(2) مبتني بر مشروعيت و قانون(3) ارجاعي ، (4) مبتني بر مهارت تخصصي و خبرگي(5) مبتني بر اجبار و قهر، طبقه بندي کرده اند .

پنجمين منبع قدرت ناشي از ترس است که در پژوهش حاضر بيش از منابع ديگر مورد توجه ما قرار گرفته است. شخصي که داراي قدرت از نوع اجبار ، زور يا قهر است ، اين توانايي را دارد که بر فرد يا افراد ديگر تنبيه و نتايج بيزار کننده اي را اعمال کند يا حداقل تهديداتي را مطرح سازد که شخص يا اشخاص ديگر باور کنند اعمال اين تهديدها مي تواند منجر به تنبيه يا نتايج نامطلوب و ناپسند است و مديراني که براي اعمال نظريه ها و خواستهاي خود به اين نوع از منبع قدرت متوسل مي شوند ، بيشترين سهم را در تزلزل روحيه کارکنان و کوتاهتر ساختن حيات سازمان محل کار خود ، به عهده دارند .