دانلود پایان نامه

سرمایه گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعات:

قبل از پیدایش شرکت‏های بزرگ و در اواخر قرن هجدهم، مالکان، مدیر و مدیران، مالک بودند؛ اما با جدایی مالکیت از مدیریت، پیدایش بازارهای اوراق بهادار و گروه‏های مدیران حرفه ای، رویکرد جدیدی تحت عنوان شرکت سهامی به عنوان پدیده ای اجتماعی مطرح گردید.ترکیب سهامداران در شرکت‏های مختلف ممکن است متفاوت باشد؛ لیکن سهامداران نقش اساسی در نظام راهبری شرکت می‏توانند داشته باشند، لذا ترکیب مختلف آن‏ها در شرکت‏ها می‏تواند اثر متفاوتی را بر عملکرد شرکت‏ها، همچنین نحوه انعکاس اطلاعات شرکت در بازار و تقارن اطلاعات شرکت داشته باشد. بنابراین با توجه به نوع مالکیت، نحوه نظارت بر عملکرد، مدیریت شرکت‏ها نیز می‏تواند متفاوت باشد.

بخشی از مالکیت شرکت‏ها در اختیار سهامداران جزء و اشخاص حقیقی قرار دارد. این گروه برای نظارت بر عملکرد مدیران شرکت، عمدتا به اطلاعات در دسترس عموم همانند، صورت‏های مالی منتشره اتکا می‏کنند. این در حالی است که بخش دیگری از مالکیت شرکت‏ها در اختیار سهامداران حرفه ای عمده قرار دارد که برخلاف گروه سهامداران نوع اول، اطلاعات داخلی با ارزش درباره چشم اندازهای آتی راهبردهای تجاری و سرمایه گذاری‏های بلند مدت شرکت از طریق ارتباط مستقیم با مدیران شرکت در اختیارشان قرار می‏گیرد(نوروش و کردلر،1384).

از طرف دیگر محصول نهایی فرآیند حسابداری، ارائه اطلاعات به استفاده کنندگان مختلف، اعم از استفاده کنندگان داخلی و استفاده کنندگان خارج از شرکت، در قالب گزارش‏های حسابداری است. اقلام مندرج در صورت‏های مالی در تصمیم گیری استفاده کنندگان صورت‏های مالی تاثیر بسزایی دارد و توجه زیادی را معطوف خود ساخته است. یکی از گروه‏های اصلی استفاده کنندگان از صورت‏های مالی، سهامداران می‏باشند. در این میان سرمایه گذاران نهادی (شامل سرمایه گذاران بزرگ نظیر بانک‏ها، شرکت‏های بیمه، شرکت‏های سرمایه گذاری، صندوق‏های بازنشستگی و…) با توجه به مالکیت بخش قابل توجهی از سهام شرکت‏ها، از نفوذ قابل ملاحظه ای در شرکت‏های سرمایه پذیر برخوردار بوده و می‏توانند رویه‏های آن  را تحت تاثیر قرار دهند.از طرفی این نوع سرمایه گذاران، سهامداران حرفه ای تلقی شده و دارای تحلیل گران قوی می‏باشند که اطلاعات حسابداری را تحلیل می‏کنند و بنابراین توانایی استفاده از این اطلاعات را دارا می‏باشند.

نتایج حاصل از تمامی فعالیت‏های اقتصادی شرکت در سودهای جاری منعکی نمی‏شود، بلکه سود حاصل از برخی از فعالیت‏ها همانند قراردادهای بلندمدت فروش و فعالیت‏های سرمایه گذاری و تحقیق و توسعه در سال‏های بعد تحقق خواهد یافت. از آنجا که اطلاعات مربوط به این نوع فعالیت‏ها در اختیار سهامداران حرفه ای قرار می‏گیرد، سهامداران یاد شده، اطلاعات مرتبط با ارزش سهام را که در سود سال جاری منعکس نیستند، تجزیه وتحلیل کرده و در قیمت‏های سهام لحاظ می‏کنند. این اطلاعات از طریق کانال‏هایی مانند اعضاء هیات مدیره مشترک شرکت‏ها، در اختیار شبکه‏های سهامداری قرار گرفته و از این طریق به اطلاع اکثر سهامداران و بازار رسیده و در قیمت‏ها لحاظ می‏شود. در مورد سهامداران نهادی دو نوع نگرش عمومی وجود دارد. برخی از آن‏ها را سرمایه گذارانی می‏دانند که به سودهای جاری و کوتاه مدت تمرکز دارند. در مقابل نگرش دیگری وجود دارد. طبق این نگرش آن‏ها سهامداران حرفه ای هستند که دارای مزیت نسبی در جمع آوری و پردازش اطلاعات بوده و اطلاعات مربوط به سود و فعالیت‏های اقتصادی بلند مدت را که در سود سال جاری منعکس نیستند، در قیمت سهام لحاظ می‏کنند(همان منبع،95-75).

عدم تقارن اطلاعاتی زمانی پدید می‏آید که اطلاعاتی که در دسترس مدیران و سایر افراد درون سازمانی شرکت‏ها قرار دارند، در اختیار سهامداران و سایر ذینفعان در بازار قرار نگیرد. با توجه به این که عدم تقارن اطلاعات می‏تواند در تصمیم گیری‏های افراد ذینفع در بازار سهام اثرات فراوانی داشته باشد. لذا این افراد به دنبال تمامی عواملی هستند که بر کاهش عدم تقارن اطلاعات مؤثر بوده و ازاین طریق شرکت‏های مزبور را شناسایی نموده و در تصمیم خرید و فروش سهام خود اعمال می‏نمایند.لذا با افزایش سهامداران حرفه ای، قیمت‏های سهام اطلاعات بیشتری در مورد سودهای آتی منعکس نموده و به این روش موجب کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیران شرکت و بازار سهام می‏شوند. کاهش عدم تقارن اطلاعاتی باعث افزایش قیمت سهم در طول روز می‏شود و بازدهی را در دوره‏های معاملات نسبت به دوره‏هایی که معاملات انجام نمی‏شود بالا می‏برد(خاکپور،1384).

حضور فعال این گروه از سرمایه گذاران می‏تواند بر نحوه حاکمیت در سازمان‏ها و همچنین عملکرد آن‏ها تاثیر داشته باشد. سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر اطلاعات افشا شده توسط شرکت برای سهامداران آن اثر می‏گذارند و احتمال عدم افشای کامل و مطلوب اطلاعات و افشای اطلاعات کم اعتبار، را کاهش می‏دهند. تحقیقات نشان می‏دهد در صورت وجود نظارت موثر هیات مدیره بر مدیریت، کیفیت اطلاعات منتشر شده توسط مدیریت افزایش می‏یابد. بهبود کیفیت افشای شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می‏گردد و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، مدیریت سود کمتر را به همراه دارد(رحیمیان و همکاران،1388).

لیو[1](1988) استدلال می‏کند سرمایه گذارانی که خوب هزینه می‏کنند، به اطلاعاتی دسترسی دارند که کسب آن برای سایرین پرهزینه است و اگر فرض کنیم که شرکت‏های سرمایه گذاری، منابع بیشتری نسبت به اشخاص حقیقی دارند، پس آن‏ها اطلاعات بهتری نیز می‏توانند در اختیار داشته باشند(خاکپور،1384).

[1] Liu

دانلود پایان نامه