مفهوم پتانسيل تجاري :”پایان نامه برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب”

ژانویه 6, 2019 Off By 92

جمعیت

هر کشوری مازاد نیاز مصرف کنندگان خود را صادر می کند و یا کمبود را از طریق واردات جبران می کند، لذا کاهش یا افزایش جمعیت باعث تغییر مصرف داخلی و نوسان واردات و صادرات خواهد شد و از طرف دیگر تغییرات جمعیتی باعث تغییرات در نیروی کار و تولید کشور می شود.برایند دو اثر نوسانات مصرف و تولید بر رو حجم مبادلات تاثیرگذار خواهد بود.از اینرو در این قسمت از مطالعه رشد جمعیت دو کشور بررسی گردیده و مشخص شد که میانگین رشد جمعیت در جهان برابر 2/1 درصد در سال می باشد، و بیشترین رشد جمعیت متعلق به امارات متحده عربی با عدد 8/9 درصد می باشد، رشد کشور آلمان منفی بوده و ژاپن نیز رشد محسوسی نداشته است.سایر کشورها تفاوت فاحشی با میانگین رشد جهانی ندارد.

جدول2-5- جمعیت

 کشورها میانگین جمعیت میانگین رشد
جهان 6,659,847,226 1.2
افغانستان 31,696,091 2.8
چین 1,317,232,222 0.5
فرانسه 63,928,062 0.6
آلمان 82,186,446 -0.1
هند 1,173,848,921 1.5
ایران 71,433,697 1.2
عراق 29,414,213 2.9
ایتالیا 59,331,340 0.7
ژاپن 127,700,943 0.0
جمهوری کره 48,702,889 0.5
سوئیس 7,591,717 0.9
ترکیه 69,992,967 1.3
امارات متحده عربی 5,527,186 9.8
انگلستان 61,035,289 0.6

منبع:بانک جهانی

2-10-مفهوم پتانسيل تجاري و روشهاي محاسبة آن

پتانسيل تجاري، ميزان تجارتي است كه كشورها ميتوانند بطور بالقوه با توجه به عوامل تعيين كنندة جريان تجارت بين آنها داشته باشند. در واقع در برآورد پتانسيل تجاري، ميزان تجارت بالقوه بين كشورها اندازه گيري ميشود(عسگری ،1389،ص83) مجموعه روشهاي تعيين پتانسيل تجاري را ميتوان در سه گروه دسته بندي كرد:

  • برآوردهای ساده پتانسیل تجاری
  • برآورد پتانسیل تجاری با استفاده از آزمون های مشابهت و اکمال تجاری
  • برآورد پتانسیل تجاری با استفاده از مدل جاذبه

در مطالعه حاضر از مدل جاذبه بهره برده ایم لذا پس از ارائه  توضیحی مختصر از روش های مذکور ،به بررسی مدل جاذبه خواهیم پرداخت.

2-10-1-روش ساده برآورد پتانسیل تجاری

روشهای متعددی برای برآورد ساده پتانسیل تجاری وجود دارد اما به طور کلی می توان آنها را به سه گروه زیر طبقه بندی نمود:

روش اول- این روش در واقع خود شامل روشهای متعددی برای برآورد پتانسیل تجاری بین کشورها می باشد.از جمله این روشها ،بررسی کالایی جریان های تجارت خارجی هر دو کشور و تعیین اقلام عمده صادراتی و وارداتی آنهاست. پس از این بررسی می توان میزان هماهنگی اقلام  صادراتی یکی، با واردات دیگری را طوری مشخص کرد که آیا می توانند یکدیگر را پوشش دهند، و سپس پتانسیل تجاری بین دو کشور را مشخص کرد.

روش دوم- این است که با توجه به میزان کنونی مبادلات و نوع کالاهای مبادلاتی سطح مبادلات آینده و میزان مبادلات این کالاها را پیش بینی نمود.(رحمانی ، 1376 ، 134).

روش سوم- به روش مقایسه برداری صادرات و واردات معروف است.در این روش جدولی تهیه می شود که در یک ستون آن اقلام صادراتی یک کشور بر اساس یکی از کدهای طبقه بندی بین المللی و در ستون دیگر آن اقلام وارداتی کشور دوم بر اساس همان کد نشان داده شود.سپس در هر ردیف میزان حداقل در بین دو ستون عنوان شده، ستون جدیدی را تشکیل می دهدکه حداکثر پتانسیل تجاری بین دو کشور را برای هر کالا نشان می دهد. سپس پتانسیل معمولی را در حدود 30 تا 40 درصد رقم حداکثر پتانسیل تجاری در نظر می گیرند.(Arnon,Spivak & Weinblatt,1996,P121)

2-10-2-روش برآورد پتانسیل تجاری با استفاده از آزمون مشابهت و اکمال تجاری

در روش برآورد پتانسیل تجاری با استفاده ار آزمون های مشابهت و اکمال تجاری، فرض می شود که اگر دو کشور مشابه باشند با در دست داشتن میزان رابطه تجاری و نوع کالاهای مبادلاتی یکی از این دو کشور با یک کشور ثالث، می توان روابط تجاری و نوع کالاهای مبادلاتی که کشور دوم با کشور ثالث می تواند داشته باشد را تعیین کرد. از جمله روش هایی که در این گروه قرار می گیرد معیار کسینوس،شاخص گروبل-لوید، شاخص فینگر – کرینین ، فرضیه لندر و معیار EIS است.(صالح منش،رازینی و باستانی،1384،5).

2-10-3-فرضیه لیندر

نظریه بین الملل هکشر-اوهلین که الگوهای تجارت را بر حسب کارایی عوامل و مواد  طبیعی توضیح می دهد، مورد انتقاد قرار داد.وی معتقد بود،این تئوری عوامل سیستماتیک وابسته به تقاضا را که برای تجارت بسیار مهم است ، نادیده می گیرد.بناراین لیندر نظریه دیگری را مطرح نمود که در آن “تشابه سلیقه ها” عامل مهمی در تجارت کالاهای ساخته شده بین دو ملت است(kenndy & Mchugan,1983,84).اگر درآمد سرانه نسبی دو کشور به عنوان نماینده تشابه مطلوبیت یا تشابه ساختارتقاضای دو کشور در نظر گرفته شود، به احتمال زیاد کشورها پس از اشباع بازار داخلی خود به بازار کشورهایی با الگوهای تقاضای مشابه چشم خواهند دوخت ،زیرا تشابه بیشتر دو کشور در محصولات تقاضا شده ، نشان دهنده پتانسیل تجاری بزرگتر خواهد بود و هر چه اختلاف درآمد سرانه آنها کمتر شود،تشابه صادرات – واردات بین آنها بیشتر می شود(رحمانی ،1386،156)

بر اساس اين عامل ، كشورهاي مشابه نسبت به كشورهاي غير مشابه تمايل بيشتري به تجارت با يكديگر دارند . به علاوه اين متغير از طرف عرضه تفاوت در موجودي عوامل توليد دو كشور ، و از طرف تقاضا تفاوت در ساختار و ترجيحات مصرفكنندگان دو كشور را نشان مي دهد . بر اساس مدل هاي كروگمن – هلپمن  ,تفاوت در موجودي عوامل توليد ( سرمايه و نيروي كار ) دو كشور، موجب كاهش تجارت درون صنعت و افزايش تجارت بين صنايع مي شود. همچنين براساس فرضيه ي ليندر، كشور هاي داراي ساختار درآمدي مشابه ، ساختار تقاضاي مشابه خواه ند داشت و در صورتي كه دو كشور داراي الگوي يكسان درآمدي (تقاضا) باشند، محصولات قابل ورود و صدور دو كشور نيز يكسان ولي متمايز خواهد بود ، بنابراين تجارت درون صنعت بالاتر خواهد رفت .در مجموع براساس مباني نظري تجارت درون صنعت، رابطه متغير ليندر و تجارت درون صنعت منفي خواهد بود،)راسخي و نفري، 1381 ، 59)

متغیر مشابهت اقتصادي لیندر(LIN) بین کشورهاي شریک تجاري به صورت تابعی از تفاوت تولید ناخالص داخلی سرانه هر یک از دو کشور صادرکننده و واردکننده میباشد .که این متغیر به صورت زیر تعریف میگردد:

Linderijt = ln(ypit – ypjt)2

ypjt وypi به ترتیب تولید ناخالص داخلی سرانه ي واقعی دو کشور واردکننده و صادرکننده است.

2-10-4-معیار فینگر – کرینین (F-K)

فینگر و کرینین در سال 1979شاخصی را جهت نشان دادن تشابه صادرات زوج کشورها معرفی نمودند و در سال 1988 از آن برای اندازه گیری میزان تشابه تجارت بین ایالات متحده و ژاپن و 6 معیار F-K به صورت زیر محاسبه می شود.

 

: سهم کالای i در صادرات کشور a در بازار c

: سهم کالای i در صادرات کشور b در بازار c

یعنی تشابه صادرات دو کشور a و b برابر با جمع می نیمم سهم صادرات کالا iام در کل صادرات کشور a و سهم صادرات کالای iام  در کل صادرات کشور b است که به صورت درصد بیان می شود.( Finger & Keinin, 1988,455).

معیار F-K در واقع دو کشور a و b را با یک بازار سوم در نظر می گیرد و بدین ترتیب تشابه صادرات را بین دو کشور اندازه گیری می کند و البته تنها آن قسمتی از تجارت را محاسبه می نماید که در یک زمان رخ می دهد.این معیار نیز بین دو عدد بحرانی صفر و یک تغییر می کند، اما چنانچه آن را برای سهولت اندازه گیری به شاخص تبدیل کنند،بین دو عدد صفر و صد قرار می گیرد. در اینجا بر خلاف معیار Cosine دو مفهوم تشابه و درجه تکمیل همسان نبوده و متضاد می شوند ، یعنی تشابه کامل در صادرات بین دو کشور (100 درصد) نشان دهنده عدم درجه تکمیل تجاری است.در این صورت دو کشور رقیب تجاری یکدیگر خواهند بود و عدد صفر عکس حالت فوق را نشان می دهد.برای ساده تر شدن انجام محاسبات می توان معیار F-K را به صورت زیر نشان داد:

S=Σ Min (Xibc/Xac, Xibc/Xbc)

و پس از انجام اعمال ریاضی : S=1-0.5 Σ Min (Xibc/Xac- Xibc/Xbc)

در این صورت کافی است که مجموع تفاضل سهم صادرات کالای X از کل صادرات کشور a و سهم صادرات کالای X از کل صادرات کشور b را محاسبه نمود و در فرمول فوق قرار داد.این فرمول نیز بین دو عدد بحرانی صفر و یک در تغییر است(Lbid, 456).