دانلود پایان نامه

نرخ بازده دارایی­ها

نرخ بازده دارایی­ها[1] يكي از نسبت­هاي مالي است كه از طريق تقسيم سود خالص بعلاوه هزينه بهره به مجموع دارايي‌ها بدست مي‌آيد. نرخ بازده دارايي­ها به مهارت­هاي توليد و فروش شركت مربوط مي شود و بوسيله ساختار مالي شركت تحت تأثير قرار نمي‌گيرد. بدليل استفاده از سود حسابداري در محاسبه نرخ بازده دارايي‌ها، ايرادهايي كه بر سود حسابداري وارد است، بر اين معيار نيز وارد مي باشد. با توجه به اينكه دارايي­ها در ترازنامه به خالص ارزش دفتري نشان داده مي‌شوند، بنابراين ارزش واقعي دارايي­ها ممكن است بسيار پايين­تر يا بالاتر از ارزش دفتري آنها  باشد. بنابراين نرخ پايين بازده دارايي­ها ضرورتاً به اين مفهوم نيست كه دارايي­ها بايد در جاي ديگر بكار گرفته شوند. همچنين نرخ بالاي بازده دارايي­ها نيز به اين مفهوم نيست كه شركت مي بايست نسبت به خريد دارايي­ها و كسب بازده بيشتر اقدام نمايد (همان منبع).

مزاياي سود حسابداري و معيارهاي ارزيابي عملكرد مبتني بر آن

سود حسابداري سنتي‌ترين معيار ارزيابي عملكرد است كه براي سرمايه‌گذاران، سهامداران، مديران، اعتباردهندگان و تحليل‌گران اوراق بهادار از اهميت زيادي برخوردار است. سود حسابداري كه با فرض تعهدي محاسبه مي‌شود به نظر بسياري از استفاده كنندگان اطلاعات حسابداري يكي از مهم‌ترين معيار‌هاي سنجش عملكرد محسوب مي‌شود(لهن[2] و ماخيجا[3]، 1997؛ چن و داد، 2001؛ و وُرثينگتون[4] و وست[5]، 2004). براي مثال، سود حسابداري به‌ عنوان يك معيار ارزيابي عملكرد در تعيين ارزش شركت، پيش‌بيني سود‌هاي آتي شركت، تفسير ساير معيارها و اطلاعات مالي، ارزيابي عملكرد مديران، قراردادهاي اعتباردهي و نيز ارزيابي شركت‌هايي كه خواستار ورود به بازار سرمايه هستند، توسط سرمايه‌گذاران و اعتباردهندگان مورد استفاده قرار مي‌گيرد(ديچو[6]، 1994). عليرغم كاربردهاي ذكر شده براي سود حسابداري در تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي، نحوة محاسبة آن بر مبناي فرض تعهدي باعث بروز مشكلاتي مي‌شود كه در ادامه برخي از آنها بيان شده است.

2-7-3، معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری و اطلاعات بازار

این معیارها علاوه بر استفاده از اطلاعات موجود در صورت‌های مالی اساسی و یادداشت‌های همراه، اغلب از اطلاعات بازار نیز برای اندازه گیری عملکرد شرکت استفاده می‌نمایند. این معیارها با ترکیب معقول ریسک و بازده از طریق اطلاعات بازار و نیز ترکیب آن با اطلاعات حسابداری مبنای ارزشیابی مناسبی برای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها را فراهم می‌آورند. به همین دلیل این معیارها علاوه بر حفظ مزایای معیارهای قبلی، برخی از معایب آنها را نیز برطرف می‌کنند. به عبارتی چون از اطلاعات بازار نیز استفاده می‌کنند معیارهای مربوط‌تری هستند و بیشتر با واقعیات همخوانی دارند ولی از قابلیت اتکاء کمتری برخوردارند و بدلیل اینکه اطلاعات بازار دائماً در حال تغییر می‌باشند، این معیارها نسبتاً بی ثبات هستند. در حالت کلی این معیارها نسبت به معیارهای مبتنی بر اطلاعات تاریخی ارجحیت دارند و عملکرد شرکت را دقیق‌تر اندازه‌گیری می‌کنند. این معیارها شامل نسبت قیمت به سود، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و نسبت Q توبین می‌باشد(جهانخانی و ظریف فرد، 1374).

 

2-7-3،الف)نسبت قیمت به سود) (P/E

P/E ابزاری رایج برای تحلیل وضعیت شرکت‌ها،  صنایع و بازار است که از طریق تقسیم قیمت بازار یک سهم به سود همان سهم بدست می‌آید و بیانگر مبلغی است که سرمایه گذاران می‌بایستی برای هر ریال سود پرداخت نمایند. نسبت P/E از عایدی شرکت به عنوان مبنای ارزش گذاری‌سهام استفاده می‌کند و به روش‌های مختلف به ارزیابی سهام و شاخص بازار می‌پردازد. این نسبت مظنه زیر ارزش یا بالای ارزش بودن قیمت سهام است(همان منبع).

2-7-3،ب) نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام

این نسبت از طریق تقسیم ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتری همان سهم بدست می‌آید. ارزش دفتری هر سهم نشان دهنده ارزش‌های تاریخی است. از طرفی ارزش بازار هر سهم انعکاسی از جریانات نقدی آتی می‌باشد که عاید شرکت خواهد‌شد. بنابراین اگر شرکت دارای مدیریت و سازماندهی باشد که با کارایی کامل به وظایف و نقش‌های خود عمل کند در این صورت ارزش بازار بزرگتر از ارزش‌های تاریخی و دفتری خواهد‌بود و این نسبت افزایش خواهد‌پیدا می‌کند. نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری هر سهم طرز تفکر سرمایه گذاران نسبت به عملکرد گذشته و دورنمای آتی شرکت را بیان می‌کند(همان منبع).

 

2-7-3،ج) نسبت Q توبین

اين نسبت یکی دیگر از ابزارهای اندازه گیری عملکرد شرکت‌ها می‌باشد که از طریق تقسیم ارزش بازار شرکت بر ارزش جایگزینی دارایی‌های شرکت بدست می‌آید. اين نسبت توسط آقاي جيمز توبين در سال 1978 مطرح شد. هدف وي برقراري يک ارتباط علت و معلولي بين شاخص Q و ميزان سرمايه گذاري انجام شده توسط شرکت بود. اگر شاخص Q محاسبه شده براي شرکت بزرگتر از يک باشد، انگيزه زيادي براي سرمايه‌گذاري وجود دارد، به عبارتي نسبت Q بالا، معمولاً نشانه ارزشمندي فرصت‌هاي رشد شرکت مي‌باشد. اگر نسبت Q کوچکتر از يک باشد، سرمايه‌گذاري متوقف مي شود.

مزاياي اين نسبت عبارتند از:

الف. سادگي در فهم براي استفاده کنندگان و تحليل گران مالي

ب. سهولت دسترسي به اطلاعات مورد نياز براي محاسبه آن

ج. Q از طريق مشارکت دادن معيار اندازه گيري بازار سرمايه براي بازده ضمني 1) از نرخ تنزيل تعديل شده بر مبناي ريسک صحيحي استفاده مي کند، 2) انحرافات در قوانين مالياتي و ميثاق‌هاي حسابداري را به حداقل مي رساند.

د. معياري است که بيشتر مبتني بر اطلاعات بازار است، بنابراين نقاط ضعف معيارهاي مبتني بر سود حسابداري را ندارد(کاوسي، 1382).

معايب اين نسبت عبارتند از:

الف. محاسبه ارزش جايگزيني دارايي‌هاي شرکت مشکل مي‌باشد.

ب. تعيين ارزش بازار سهام شرکت‌هايي که عضو بورس اوراق بهادار نيستند و با سهام شرکت‌هايي که عضو بورس اوراق بهادار هستند ولي سهامشان داد و ستد نمي‌شود، مشکل‌ مي‌باشد.

ج. در مخرج کسر دارايي‌هاي نامشهود در نظر گرفته نمي‌شود، بنابراين عملکرد شرکتي که سرمايه گذاري زيادي در دارايي‌هاي نامشهود کرده است، اغراق آميز مي‌باشد.

د. در نظر نگرفتن ریسک مالی شرکت(همان منبع).

[1].Return on Assets

34 .Lehn

35 .Makhija

36 .Worthington

37 .West

[6] .Dechow

دانلود پایان نامه