دانلود پایان نامه

نظریات نوین رهبری

در سالهای اخیر در بازگشتی آگاهانه نسبت به آرای مربوط به تئوری های شخصیتی رهبری و در قالبی نو و تحت عناوینی چون تئوری های اسناد رهبری، تئوری رهبری فرهمند (کاریزماتیک)، رهبری خدمتگذار، رهبری ممتاز و تئوری رهبری تحول آفرین و تبادلی، تحرک ویژه ای صورت گرفته است. ویژگی تئوری های اخیر این است که آنها به دنبال لحاظ کردن عواملی هستند که به طور درونی اشخاص را بر می انگیزانند تا به گونه ای اثر بخش عمل کنند.

2-2-10-4-1 نظریه اسناد رهبری[1]

نظریه اسناد به افرادی مربوط می شود که تلاش می کنند روابط علت و معلول بین رویداد ها را دریابند. هنگامی که رخدادی واقع می شود، آنها تلاش می کنند علت وقوع آن را به عاملی نسبت دهند، پژوهشگران با استفاده از چارچوب این نظریه دریافتند که افراد باهوش، کوشا، با پشتکار، پرخاشگر، دارای درک قوی و باانگیزه جاه طلبی و برتری جویی، شایسته رهبری هستند. چنین افرادی که دارای ابتکار عمل، و ویژگی ملاحظه کنندگی دیگران هستند، می توانند رهبران خوبی باشند. بنابراین عامل وقوع رخداد ها، موقعیت نیست بلکه ویژگی ها و توانایی های خاص افراد در این نظریه معیار رهبری اثر بخش می باشد. پژوهشگران در تحلیل رهبری اسنادی دریافتند، که بطور معمول اینگونه رهبران قاطع و تزلزل ناپذیرند (رابینز1998، 785).

2-2-10-4-2 جایگزین های رهبری

در نتیجه عدم رضایت از پیشرفت نظریه های قبلی برای پیش بینی تاثیر رفتار رهبر در رابطه با عملکرد زیر دستان در شرایط نوین، تعدادی از مفروضات اساسی مرتبط با رهبری مورد پرسش واقع گردید. طبق این نظر، می توان برای برخی از رفتارهای رهبری تعدادی جانشن پیدا کرد تا رفتار های غیر ضروری و زاید رهبری را که مانع رفتارهای اثر بخش او می شود، خنثی نمود. این رفتار های جانشینی یا خنثی کننده را می توان از نگاره زیر در ویژگی های زیر دستان، مشاغل یا سازمان جستجو نمود.

-2-10-4-3  رهبری ممتاز

رهبران ممتاز بیش تر همانند یک معلم و مربی عمل می کند تا یک فرد دیکتاتور و مستبد، و به واسطۀ بکارگیری چنین سبکی است که به پیروان خود قدرت می بخشند. بررسی 1046 فرد آمریکایی ضرورت این سبک از رهبری را تایید کرده است. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که تنها 38 نفر از پاسخ دهنده گان مشاور یا مربی اثر بخش داشته اند.

طرز تفکر موثر، زیر بنای رهبری ممتاز را تشکیل می دهد. صاحبنظران، مدیران را تشویق می کنند تا به پیروانی خود نحوۀ تفکر موثر را بیاموزند. بدین ترتیب انتظار می رود که احساسات کنترل فردی و انگیزه درونی کارکنان افزایش یابد. به کارگیری این سبک از رهبری باعث می شود تامدیران از وقتشان بهتر استفاده کنند، زیرا شیوۀ رهبری کارکنان را تشویق می کند تا به مدیریت بپردازند (کریتنر و کینیکی 1390، 518).

2-2-10-4-4  نظریه رهبری خدمتگزار

در رابطه با رهبری خدمتگذار باید به این سه نکته اشاره کنیم که این سبک از رهبری بیش از آنکه قابل آزمایش بوده و جنبۀ تئوریک داشته باشد بیشتر فلسفی است. واژۀ رهبری خدمتگار برای اولین بار توسط رابرت گرین لیف ابداع گردید. وی معتقد است رهبران بزرگ جهت برآورده کردن نیازهای کارکنان، مشتریان و جامعه همچون خدمتگذاری عمل می کنند. در این سبک  از رهبری بیشتر بر خدمت رسانی به دیگران تاکید می شود. بر اساس نظریه  جیم استوارت بنیان گذار محفل رهبری در تامپای فلوریدا ریشۀ رهبری در تعهد به خدمت رسانی نهفته است. اگر شما بدانید با بکارگیری این سبک از رهبری، کارکنان شما  از درایت، اختیار و سلامت بیشتری برخوردار شده و احتمالاً خودشان تبدیل به رهبرانی خدمتگذار خواهند شد، مطمئناً شما این سبک را به کار می گیرید. لازم به ذکر است، که این رویکرد از ثبات بالایی برخوردار نبوده بلکه یک رویکرد بلند مدت به لحاظ ایجاد تغییر و تحول در زندگی  و حیطه شغلی به شمار می آید.

2-2-10-4-5 نظریه رهبری کاریزماتیک[1]( فرهمند ) 

رهبری کاریزماتیک بر رفتار نمادین رهبر، پیام های الهام بخش و رویایی، ارتباطات کلامی، گرایشی به ارزش های ایدئولوژیک، تحریک فکری  پیروان توسط رهبر تاکید می ورزد، هم چنین نمایانگر درجه اعتماد پیروان به رهبر و انتظارات رهبر از کارکنان در زمینه فداکاری و عملکرد آن هاست. رهبری کاریزماتیک می تواند تغییرات قابل توجهی را در نتایج سازمانی بوجود آورد، زیرا کارکنان  بواسطه این شیوه رهبری است که اهداف سازمانی را بر منافع شخصی ترجیح می دهند. رهبران کاریزماتیک می توانند به واسطه ایجاد تغییر در اهداف، ارزش ها، نیازها، عقاید و آرزوهای پیروان تغییرات شگرفی را در آن ها ایجاد کنند. آن ها این تغییر شکل را با توجه به خود پنداری پیروان یعنی ارزش ها و هویت فردی آن ها انجام می دهند. در وهله نخست رفتار رهبر کاریزماتیک تحت تاثیر ویژگی های گوناگون سازمانی و فردی قرار می گیرد. برای مثال  تحقیقات نشان داده است که رهبران کاریزماتیک از شخصیت های برون گرا، سازگار بوده و اثر گذارتر از رهبران غیر کاریزماتیک هستند. هم چنین فرهنگ سازمانی بر میزان کاریز ماتیک بودن رهبران تاثیر گذار است. فرهنگ هایی که از انعطاف و سازگاری بیشتری برخوردارند بیش از فرهنگ ها خشک و جدی می توانند زمینه هایی را فراهم کنند تا رهبران کاریزماتیک از فرصت ها استفاده کنند. رهبری کاریزماتیک می تواند به واسطه بالا بردن انگیزه کارکنان، همسو کردن آنان با رهبر، ایجاد انسجام میان اعضاء گروه های کاری وهم چنین افزایش عزت نفس و خود اثر بخشی در کارکنان تغیرات اساسی در آن بوجود آورد. بدین ترتیب جهت دستیابی به یک سری پیامدهای مطلوب نیازمند چنین تغییرات مثبتی خواهیم بود (حقیقی فرد و همکاران به نقل از رابینز 1389،17) .

ویژگی هایی را می توان برای این نوع از رهبران برشمرد از جمله:

اعتماد به نفس: رهبران کاریزماتیک اطمینانی تام و تمام به قضاوت و توانایی خویش دارند.

بینش: آنها دارای هدفی آرمانی هستند که آینده ای بهتر از وضع موجود را تصور می کنند.

قدرت بیان: آنها قادرند که منظور خود را به روشنی و به زبان ساده بیان کنند.

عقیده راسخ و قوی: رهبران کاریزماتیک نسبت به هدف خود اعتقادی راسخ دارند.

رفتار نامعمول: از آنها رفتاری سر می زند که بدیع، غیر متعارف و نامعمول است. وقتی این رفتار موفقیت آمیز باشد شگفتی و تحسین پیروان را به دنبال دارد.

عامل تغییر: رهبران کاریزماتیک به عنوان عامل تغییر شناخته می شوند نه حافظان وضع موجود.

حساسیت محیطی: آنها قادرند ارزشیابی درست و حقیقی از فشارهای محیطی داشته باشند و منابعی را که برای ایجاد تغییر لازم است مشخص کنند(نیاز آذری و همکاران 1389، 62).

 

2-2-10-4-6  نظریه تبادل رهبر- اعضا (LMX)

نظریه تبادل رهبر – اعضا بیشتر به توسعه روابط پویا میان مدیران و گزارشهای مستقیم آنها می پردازد. الگوی مذکور، از این حیث که بر کیفیت روابط میان مدیران و زیر دستان تاکید می ورزد، کاملاً متفاوت از نظریه های خصوصیات فردی رهبر و رفتاری آنان که قبلاً در خصوص آنها بحث شد می باشد. هم چنین، از آنجایی که این الگو چنین فرضی را مبنی بر اینکه سبک رهبری تعیین کننده رفتار رهبران است نمی پذیرد – آنچنانکه در شبکه رهبری و تئوری اقتضایی فیدلر فرض می شد- دارای تفاوت های عمده ای باالگوهای پیشین است. به عبارت دیگر، در الگوهای قبلی چنین فرض می شد که رفتار رهبر با تمام کارکنان یکسان است ولی الگوی تبادل رهبر- اعضا بر پایه این فرض قرا ردارد که رهبران، رابطه منحصر به فردی با یکایک زیر دستشان برقرار کرده و با هر کدام به گونه ای خاص رفتار می کند. دانشمندان عدم رفتاری، این نوع ارتباط را یک “رابطه دو سویه عمودی” می نامند. بر اساس یافته ها، شکل گیری روابط دو سویه عمودی در قالب فرآیندهایی است که به طور طبیعی رخ می دهند، همچنین این نوع ارتباطات به واسطه تلاش های رهبری در تفویض و واگذاری نقشهای کاری به وجود می آیند. از نتایج مورد اتظار این فرآیند می توان به دو نوع از روابط تبدیل رهبر- اعضاء اشاره کرد.

نوع اول از تبادل رهبر-اعضاء، تبادل درون گروهی نامیده می شود. در این رابطه رهبران و پیروان مشارکتی را که به واسطۀ نفوذ متقابل، اعتماد دو جانبه، احترام، تمایل و احساس مشترک نسبت به سرنوشت نمایان می گردد، توسعه می بخشد. نوع دوم تبادل برون گروهی است که در آن رهبران به عنوان ناظرانی در نظر گرفته می شوند که درایجاد احساس اعتماد دو جانبه، احترام یا سرنوشت مشترک شکست خورده اند.

  1. charismatic Leadership

 

  1. Attribution Theory of Leadership
دانلود پایان نامه