دانلود پایان نامه
  • نظریه خطر

‌ دراین دیدمان ارتکاب تقصیر شرط مسئولیت مدنی نیست بلکه هرکسی که براثر فعالیت خود خطرهایی ایجاد می‌کند وموجب زیان دیگری می شود مسئول وملزم به جبران خسارت وارده شده است. بنابراین شخصی که اتومبیلی رابه حرکت در می آورد ویاکارخانه‌ای رابه کار می اندازد ایجاد خطر می‌کندوچون ازمنافع این فعالیت بهر ه مند می شود ناچارباید ضرری راکه ازاین راه متوجه دیگری می شود تقبل وجبران کند.

علت پیدایش این نظریه جدید آن بود که حوادث  وسایل نقلیه موتوری ورخدادهای زیان بارکارخانه ها روز به روزتوسعه می یافت وخسارت‌های زیادی بردوش زیان دیده گان می گذاشت واغلب، حق آنها ضایع می شد. زیراعامل زیان ازشرایط وموقعیت اقتصادی بهتری برخورداربود وبااستفاده ازقانون وامکانهای خود ازمسئولیت معاف می‌شد.

این نظریه موضوع رای معروف دیوان عالی کشورفرانسه درسال 1930 و ازماده 1384 قانون مدنی فرانسه استنباط شده‌است (حسینی‌نژاد، 1370، 30).

  • نظریه تضمین حق

‌ افزون بردو نظریه فوق، بوریس استارک، استاددانشگاه پاریس، نظریه دیگری رابه عنوان مبنای مسئولیت مدنی مطرح کرد که به « نظریه تضمین حق » معروف است. به نظر این دانشمند حقوق، مبنای مسئولیت مدنی محدود و منحصر به نظریه تقصیر یا نظریه خطر نیست و اشتباه است که تنها به آثار و ارزیابی عمل عامل زیان توجه کنیم وحقوق زیان‌دیده وتضمین قانون‌گذار را فراموش کنیم.

به نظر این حقوق دان هرکس حق دارد درجامعه خود سالم وایمن زندگی کند وحقوق اوتضمین شود. هیچکس حق ندارد حقوق وسلامتی وایمنی دیگران رابه خطر اندازد. پس از  محض اینکه حقی ازبین رفت وزیانی واردشد عامل زیان باید آن را جبران کند وهمین الزام به جبران زیان، مسئولیت مدنی نامیده می شود. حسن بزرگ این نظریه آن است که به تضمین حقوق افراد زیان دیده وحمایت قانونی از آنان توجه و تاکید دارد (کاتوزیان، 1382، 56)

1-2-                       خطای شغلی پزشکان

پزشکان و جراحان ممکن است در نتیجه اعمال حرفه خود و اشتباه در تشخیص بیماری و یا عمل جراحی مسئول شناخته شوند.باید توجه داشت که پزشک و جراح در انجام وظایف خود،  تعهد حصول نتیجه قطعی را ندارند بلکه مکلفند که در اجرای وظیفه خود از امکانات علمی و مهارت و تخصص خود و تکنیک های موجود و معمول پزشکی برای معالجه و بهبود بیمار استفاده کنند(محمود صالحی،154،13729)

‌ حرفه پزشكي، حرفه اي مبتني بر تجربيات گذشته و ابتكار و نوآوري رجال اين فن است و به حد كمال خويش نرسيده است و پزشك بمانند بقيه افراد بشر ممكن است تحت تاثير مسائل مادي و معنوي و رقابت و كسب تجربه علمي و… مرتكب خطا و احياناً از راه مستقيم منحرف شود. بنابراين در عين اينكه با پزشكان جاهل و بي احتياط و بي مبالات (مقصر) سختگيري لازم به عمل آيد، لكن بايد تحت شرايطي اجازه ملاحظه پزشكي داده شود و در صورت وجود آن شرايط پزشك از هر گونه مسئوليت كيفري و مدني بدور باشد (شم‌آبادی، 1391، 25).

  • ماده 59 قانون مجازات اسلامي تحت شرايطي سه گانه به پزشك اجازه انجام معالجه و درمان را اعطا نموده است.

شرط اول: اجازه شارع و دولت است، يعني سلطه عمومي بخاطر حفظ مصالح اجتماع پزشك را مجاز به انجام اعمال طبي مي نمايد ولو اينكه هر نتيجه اي را به دنبال داشته باشد.

شرط دوم: رضايت بيمار عنصر مهمي از عناصر حق پزشك درمعالجه است و حق پزشك درمعالجه با حقوق مالكيتي كه هر شخص برجسم خود دارد تجديد مي‌شود.

شرط سوم: دركنار اين دو شرط، عامل ديگري نيز ضروري است و آن قصد بهبودي و سلامت بيمار است و پزشك نمي تواند اعمالي را كه هدف آنها سلامتي بيمار نيست انجام دهد. بنابراين در صورت وجود شرايط سه گانه فوق در صورتي كه پزشك مرتكب خطايي نشده باشد نه تنها مسئوليت كيفري ندارد بلكه مسئوليت مدني نيز منتفي است.

  • درفقه شيعه در رابطه با مسئوليت پزشك دو نظريه عمده مطرح است اكثرين فقها قائل به مسئوليت پزشك حاذق حتي اگر تقصيري ننموده باشد هستند. همان طوري كه گفته شد ادله و مستند است نظر مشهور يارايي اثبات مسئوليت پزشك حاذق را ندارد و نظر اقليت فقها كه قائل به عدم مسئوليت پزشك هستند با منطق و مقتضيات و مصالح جامعه سازگارتر است.
دانلود پایان نامه