تبلیغات
مقاله های آموزشی - قانون شکنی در نهج البلاغه :

قانون شکنی در نهج البلاغه :

وجود قانون از دیدگاه عقل و عقلاء ضرورتی انکار ناپذیر است و بدون قانون، هرج و مرج به وجود خواهد آمد، و از طرفی احترام به قانون نیز از دیدگاه عقل و عقلاء امری واجب و لازم است، زیرا قانون شکنی در هر مذهب و هر کشور و هر شهری باعث می شود که هر کس طبق عقیده و میل خود عمل کند. و در نتیجه تصمیمات عقلانی جای خود را به هواهای نفسانی خواهد داد، و عقل و نفس در هم آمیخته شده و چنین کشور و شهری دچار بی نظمی و اخلال در زندگی فردی و اجتماعی می شوند و به همین جهت حضرت امام خمینی ( قدس الله نفسه الزکیه )، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اوّلین فرصت، شورای انقلاب را تشکیل دادند و مقدّمات تدوین قانون اساسی فراهم گردید و پس از مدّتی کوتاه، مجلس شورای اسلامی که محلّ قانون گذاری است شکل گرفت و پس از آن نیز مکرّراً بر اجرای قانون تأکید ورزیدند و حتّی تخلّف از قانون را حرام شرعی اعلام نمودند . ایشان در وصیّت نامه سیاسی ـ الهی خود نیز با تأکید بر مترقی بودن احکام اسلام، حفظ جمهوری اسلامی را که مجموعه ای از قوانینی است که از مکتب مترقی اسلام سرچشمه گرفته، واجب شمردند . ( خمینی ( امام ) ، صحیفه انقلاب وصیّت نامه سیاسی ـ الهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، صص 7 ــ 8 ) .

امام علی ( علیه السّلام ) در برخی از خطبه های نهج البلاغه، ضمن بیان هدف از ارسال رسل و انزال کتب، به رسول خدا ( ص ) به طور خاص اشاره نموده و اسلام را کامل ترین دین شمرده و می فرمایند:

« إلی أن بعث اللهُ محمداً رسول الله (ص)  .... وَ اَهواءُ مُنتَشِرَةٌ ، ..... وَ أکرَمَهُ عن دارِ الدّنیا ..... » . ( صبحی صالح ، نهج البلاغه ، خطبه 1 ، ص 44 ) .

« تا این که خدای سبحان ، برای وفای به وعده ی خود ، و کامل گردانیدن دوران نبوّت ، حضرت محمّد (ص) را مبعوث کرد ، پیامبری که از همه ی پیامبران ، پیمان پذیرش نبوّت او را گرفته بود .... » . ( دشتی ، محمد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص 25 ) .

« ارسله بالدّین ِ المشهور ِ ،  وَ العَلَمِ المأثورِ ، وَ النّورِ السّاطِعِ ، وَ الضِّیاءِ اللّامِعِ ، وَالأمرِ الصّادعِ ، إزاحَةً لِلشبُهاتِ وَ احتِجاجاً بالبَیِّناتِ وَ تحذیراً بالایاتِ وَ تخویفاً بالمثُلاتِ »  . ( صبحی صالح ، نهج البلاغه ، خطبه 2، ص 46 ) .

« خداوند او را با دینی آشکار و نشانه ای پایدار و قرآنی نوشته شده و استوار و نوری درخشان و چراغی تابان و فرمانی آشکار کننده فرستاد تا شک و تردیدها را نابود سازد و با دلائل روشن استدلال کند و با آیات الهی مردم را پرهیز دهد و از کیفر های الهی بترساند » . ( دشتی ، محمد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص 27 ) .

پس با توجّه به خطبه های فوق، اسلام به عنوان کامل ترین دین، بهترین قانون را دارد .

امام علی ( علیه السّلام ) در " خطبه 216 " می فرمایند : «  وَ اعظم ما افترض َ مِن تلک الحقوق ِ حقُّ الوالی .... وَ إذا غَلَبَتِ الرّعِیَّةُ ..... وَالیها .... فَعُمِلَ بِالهوی وَ عُطِّلَتِ الأحکامُ .... » . (صبحی صالح ، نهج البلاغه ، ص 333 ) .

«  و حقّی بر کسی واجب نمی شود مگر همانند آن را انجام دهد و در میان حقوق الهی ، بزرگ ترین حق ، حقّ رهبر بر مردم و حقّ مردم بر رهبر است .... هواپرستی فراوان ، احکام دین تعطیل ، و بیماری های دل فراوان شود » . ( دشتی ، محمد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص 315 ) .

زمانی که هوی و هوس ، مبنای عمل قرار گیرد ، فضای جامعه به نحوی می شود که از تباهی کشیده شدن حق ، هر چند بزرگ باشد ، و عمل به باطل ، گرچه چشمگیر ، کسی احساس خطر و ترس و وحشت نمی کند . زیرا در چنین فضایی حقوق زیادی تعطیل گشته و کارهای باطل بسیاری عمل شده است که موافق هوای نفس است . (هاشمی خویی ، منهاج البراعه ، خطبه 215 ، ج 14 ، ص 128 ) .

در این بخش امام از حقوق مردم بر یکدیگر یاد می کند که مهم ترین آن ها حقّ زمامداران بر مردم و حقّ مردم بر زمامداران است، و امام ( ع ) حقّ مردم را بر یکدیگر به عنوان بخشی از حقوق خداوند بر مردم و نشأت گرفته از حقوق خودش شمرده به تعبیر دیگر حقّ الله و حقّ النّاس در عرض هم نیستند، بلکه در طول هم اند. و این حقوق هم مساوی یکدیگرند و هم لازم و ملزوم یکدیگر؛ نه به این معنا که اگر بعضی از افراد وظیفه ی خود را انجام ندادند طرف مقابل نیز از انجام وظیفه ی خود سر باز زند؛ به تعبیر دیگر این ها در مقام وجوب، لازم و ملزوم یکدیگرند؛ نه در مقام تحقّق و عمل؛ یعنی هر دو واجبند، خواه طرف مقابل به وظیفه ی خود عمل کند یا نکند. و رعایت این حقوق هم آثار مادی دارد و هم معنوی. اگر دو طرف حق یکدیگر را ادا کنند مسیرهای دین خالی از انحراف می شود و نشانه های عدالت استوار می شود. و اگر دو طرف حق یکدیگر را ضایع کنند احکام الهی تعطیل می شود و رذائل اخلاقی رواج می یابد و پست های حساس به دست اشرار می افتد و مردم در برابر رواج باطل، عکس العملی نشان نمی دهند و به این کارها عادت می کنند و در چنین شرایطی خداوند لطف خود را از مردم و حکومتشان باز می گیرد و تبعات اعمالشان دامانشان را خواهد گرفت . (مکارم شیرازی، پیام امام، خطبه 216، ج 8، صص 243 ـ 248  ؛  ر.ک :ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، خطبه 207، ج 4، صص 80 ـ 84 ) .

با توجّه به خطبه های فوق ، حضرت علی ( علیه السّلام ) قانون شکنان و غاصبان خلافت را به شدّت تخطئه کرده و به تقصیر عمدی آنان تصریح فرموده است .

پس با توجّه به مطالب گفته شده، اسلام، بهترین قانون را داراست. ولی مردم بر اساس علاقه های خود زندگی می کنند و این دوست داشتنی ها و هواپرستی ها را به صورت قانون و حقّ وحقوق خود در آورده اند. و این باعث تباه شدن زندگی مردم می شود پس باید قانونی وجود داشته باشد تا اخلال در زندگی فردی و اجتماعی به وجود نیاید .

2  . 8 . نتیجه این که :

با توجّه به مطالب گفته شده این گونه نتیجه می گیریم که مهمترین زمینه های هواپرستی در این نوشتار ، هفت مورد نیز معرفی گردید؛ که هر کدام جداگانه مورد بررسی قرار گرفت .

 غفلت از یاد خدا باعث تسلیم شدن  در برابر هوای نفس می شود این انسان های غافل هم چون چهار پایان می مانند که بر عقل و قلب شان مُهر نهاده شده و به خاطر پیروی از هوای نفس به حقایق توجّه نمی کنند. منظور از دنیا طلبی: دوست داشتن بیش از حدّ دنیا است و دنیا طلبی دامنه وسیعی دارد فقط مربوط به خوردنی ها و .... نیست، بلکه گاهی در قالب قدرت طلبی، حبّ فرزند و مال و .... ظاهر می شود . خود دنیا بد نیست بلکه این انسان ها هستند که آن را بد، نشان داده اند. کسانی که در آن افراط کردند از هوای نفس شان پیروی کرده اند که باید هر چیزی را در حدّ اعتدال دوست داشت . هم نشینی با هوی پرستان، باعث فراموشی ایمان می شود که باید سعی کرد با افراد متّقی هم نشین شد که نور ایمان را در دل هایمان بیفزایند. و پیروی از هواهای جاهلان که بدون استدلال و برهان است انسان را گمراه می کند پس باید از کسانی که در جهالت به سر می برند دوری کرد . تکبّر هم چون بالا رفتن از نردبانی است که بالا رفتن از آن آسان است امّا ناگهان از بالا سقوط می کند به مانند ابلیس که به خاطر پیروی از هوای نفس دچار تکبّر شد و افرادی هستند که چوب یک ساعت هوی پرستی را تا آخر عمر می خورند. کوتاهی دیگران در ادای مسئولیّت خویش نسبت به هوی پرستان، آن ها را نسبت به کارهایشان تشویق می کنند و آن ها بیشتر نسبت به این کار علاقه مند می شوند. و هواپرستی همه ی وجود آن ها را فرا می گیرد و باعث نابودی آن ها می شود .

بسیاری از مردم هستند که بر اساس علاقه ها ی خود زندگی می کنند و این علاقه ها و هوی پرستی ها را به صورت قانون و حقّ و حقوق خود در آورده اند و باعث شکستن قانون اسلام که عبارت از قرآن و اهل بیت ( ع ) است، شده اند.  باید جلوی این قانون شکنی ها را گرفت تا هرج و مرج و اخلال در زندگی فردی و اجتماعی به وجود نیاید .

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    فصل سوم

آثار وپیامدهای هوی پرستی

از نگاه قرآن و نهج البلاغه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقدمه :

 

 

 

نقطه مقابل هواپرستی، تقواپیشگی است. البته لازمه ی تقواپیشگی، مخالفت با هوای نفس است. تقواپیشگی یک مفهوم ایجابی است، و حال آن که مخالفت با هوای نفس یک مفهوم سلبی است.  در آثار دینی، فوق العاده روی کلمه تقوا تکیه شده است، همه جا تقوا به معنای آن کلمه مقدس که در روح پیدا می شود و به روح، قوّت و نیرو می دهد و نفس امّاره و احساسات سرکش را رام و مطیع می سازد، به کار رفته است . بنابراین ترجمه صحیح کلمه تقوی ، ) خودنگهداری ( است که همان ضبط نفس می باشد . ) متّقین ( یعنی خودنگهداران . تقوا و ضبط نفس ، دارای آثار و برکات بسیاری است که در قرآن کریم و روایات مطرح شده است. یکی از آثار مهم آن، روشن بینی و فرقانی است که در اثر تقوا پیدا می شود .

شهید مطهری ( ره ) می فرماید: این که در آثار دینی آمده است که تقوا، عقل را روشن می کند و دریچه حکمت را به روی انسان می گشاید، همه مربوط به عقل عملی است، یعنی در اثر تقوا، انسان بهتر درد و دوای خود و راهی که باید در زندگی پیش بگیرد می شناسد، ربطی به عقل نظری ندارد، یعنی مقصود این نیست که تقوا در عقل نظری تأثیر دارد و آدمی اگر تقوا داشته باشد، بهتر، دروس ریاضی و ... را می فهمد و مشکلات آن علوم را حل می کند. امّا نسبت به عقل عملی ، مطلب همین طور است و می توان گفت قبل از هر استدلال و تقریبی، تجربه گواه این مطلب است . تقوا و پاکی و رام کردن نفس امّاره، در روشن بینی و اعانت به عقل تأثیر دارد ولی البته نه به این معنی که عقل به منزله یک کارخانه مولّد روشنایی است که فعلاً مقدار کیلو وات برق می دهد، و تقوا که آمد ، فلان مقدار کیلو وات دیگر بر برق این کارخانه می افزاید. ( ر.ک :مطهری، مجموعه آثار، ج 23، صص 714 ـ 718 ) .

از همین جا معنای تأثیر تقوا در تقویت عقل و ازدیاد بصیرت و روشن بینی روشن می شود. تقوا نه سوهان است نه سنباده، نه روغن چراغ . تقوا، دشمن ِ دشمن عقل است. ملکه تقوا که آمد،  دشمن عقل را که هوا و هوس است، رام و مهار می کند؛ دیگر نمی گذارد اثر عقل را خنثی کند و گرد و غبار بگیرد. و اگر در اثر هواپرستی، گرد وغبار بگیرد، در تمام عرصه ها زیان بار خواهد بود؛ در این نوشتار، بیشتر درباره ی اثرات زیان بار هواپرستی ، بحث می نماییم . 
نوشته شده در جمعه 26 مرداد 1397 ساعت 10:11 ق.ظ توسط : آموزش یار | دسته :
  • [ نظرات ]