تبلیغات
مقاله های آموزشی - اشکال تمایز یافتگی :


اشکال تمایز یافتگی :

بوئن (1978) تمایز یافتگی را به دو شکل تعریف می‌کند که در آن فرد قادر است بین عملکرد هیجانی و عقلانی از یک سو و روابط صمیمانه و خودمختاری از سوی دیگر تعادل ایجاد کند. این مفهوم را می‌توان به عنوان یک فرایند یا ویژگی شخصیتی بیان کرد (جنکینز، بابلوتز، استوارتز، جانسون، 2005). می توان این فرایند را به وسیله آزمایش کردن توانایی یک شخص در جدا شدن از خانواده اصلی به شکل سالم و بدون طرد شدن یا گسلش عاطفی از طرف خانواده مشاهده کرد. این بدین معنی است که فردی که قادر به جدا شدن با سطح بالایی از تمایز یافتگی باشد ،    می تواند از وابستگی عاطفی مخرب در روابط معنی دار و پایدار دوری کند( اصلانی ،1383).

بوئن (1978) بیان کرد که سیستم خانواده در زمانهای استرس یکی از سه نشانه های زیر را نشان خواهد داد  : تعارض زناشویی ، ناکارآمدی در بین زن و شوهر ، فرافکنی به فرزند یا دیگران.  بوئن توضیح می دهد ، با توجه به نوع خانواده ممکن است یکی از سه راه بالا نسبت به دیگر راه ها، آشفتگی موجود در خانواده را در خود جذب کند یا ترکیبی از این سه روش مورد استفاده قرار می گیرد.

بوئن خانواده های با سطح بالای تمایز یافتگی پایین تر را به عنوان خانواده کمتر بالغ از لحاظ هیجانی همراه با ظرفیت محدود برای نزدیکی و صمیمیت توصیف می کند. او پیشنهاد می کند که چنین زوجینی به منظور داشتن ثبات در ازدواج ، رشد و خود رهبری را فدا می کنند. از طرف دیگر زوجین با سطوح بالاتری از تمایز یافتگی از انعطاف پذیری نقشی ، تماس صمیمی و واکنش هیجانی بهتری برخوردارند به علاوه چنین افرادی می توانند با تفاوت در عقاید یا احساسات  تهدید زای دیگران بیشتر کنار بیایند و در موقعیت های تنش زا بهتر عمل کنند.

 

 

تمایز یافتگی بر 2 سطح اشاره می کند که فرد می بایست آنها را کسب کند :

1-    سطح پایه

2-    سطح عملکردی[1]

سطح پایه و عملکردی : بر سطح کلی تمایز یافتگی یا تفکیک خود دلالت دارد. اما سطح عملکردی ، سطح تمایز یافته ای را نشان می دهد که فرد در این جا و اکنون عمل می کند و ممکن است بر حسب شرایط متفاوت باشد. موقعیت یا روابط خاصی ممکن است موجب عملکرد فرد با سطوح پایین تری از تمایز یافتگی شود که در مقایسه با سطح پایه تمایز یافتگی وی متفاوت است. برای مثال شنیدن اخباری چون بازگشت افراد به نقش های قبلی در خانواده رایج است و یا اینکه افراد در هنگام تعطیلات ، خانوادهایشان را ملاقات می کنند ، پیش بینی درگیری ها امکان پذیر است. آنها در پاسخ به دوره ها و شرایط خاص ، نوسان های خلقی بروز می دهند(کنستانتین ، گیوشا[2] ،2003). سطح کارکردی به علت تاثیرات بیرونی از زمانی به زمانی دیگر تغییر پیدا می کند. اما سطح پایه پایدار است و به وسیله شرایط بیرونی تغییر نمی کند. همچنین تغییرات در سطح پایه می تواند اتفاق بیفتد به شرط اینکه تغییرات در سطح کارکردی در دوره زمانی طولانی اتفاق بیفتد و پایدار بماند(گریفین و آپوستال[3] ،1993). فرد سالم نیاز دارد تا از سیستم اصلی اش متمایز شود. سطح پایه تمایز یافتگی فرد ، در شرایط استرس زا مشاهده می شود ، اما سطح عملکردی فرد در شرایط معمولی بروز می کند(بارتلت[4] ،2007). سطح پایه تمایز یافتگی به طور معنی داری در بزرگسالی تغییر نمی کند اما سطح عملکردی آن می تواند تغییر کند(والش و هاریگان[5] ،2003). تغییرات سطح عملکردی وابسته به تقاضاهای سیستم روابط است که بر فرد تاثیر می گذارد. در یک پژوهش گرفین و آپوستال به این نتیجه رسیدند که آموزش روابط منجر به افزایش سطح عملکردی می شود و این که اگر این افزایش در طول زمان حفظ شود موجب افزایش سطح تمایز یافتگی پایه نیز می گردد(هام[6] ،2005).

سازه های تمایز یافتگی خانواده در برخی پژوهش ها مورد برسی قرار گرفته اند. سازه های تمایز یافتگی بر مبنای این فرضیه است که تفکیک ، بحرانی ترین متغییر شخصیتی است که برای رشد و بلوغ و دستیابی سلامت روانی آن نیازمندیم. اما در کنار آن سازه خانواده تمایز یافته داریم. سیستم خانواده متمایز وابستگی سالمی را بین اعضاشان   می دهد که ارتباط و همکاری سالم بین افراد را ارتقا می بخشد . نیاز مبرم خانواده ها ایجاد پناهگاهی است تا از اعضا حمایت کند ، تغذیه فراهم آورد و موجب رشد و پرورش اعضا گردد بنابراین بوئن تنها در رابطه با تفکیک فردی صحبت نمی کند بلکه از تفکیک خانواده نیز سخن به میان می آورد (لیچت و چابوت[7] ،2006). مفهوم تمایز یافتگی خانواده روشی را که خانواده ، بر سلامت در رشد فرد تاثیر می گذارد ، توصیف می کند تا افراد را قادر سازد با میزان استقلال و اتخاذ مسئولیت شخصی برای وظایف متناسب با سن و تجربه  ارتباط موثر با افراد مهم به اقدامات مفید مبادرت ورزند . تمایز یافتگی خانواده بر پایه این فرض استوار است که برای هر نوع ارزیابی عملکرد مستقیم خانواده باید الگو های تعاملی را نیز مد نظر داشت ، یعنی به منظور تعریف کردن سطوح تمایز یافتگی اعضا خانواده رابطه عضو با هر والد را نیز مد نظر قرار داد . این روابط بر حسب رفتارها ، شناخت ها ، احساسات ، رعایت مرزهای شخصی و سطوح صمیمیت، درک می شود. یکی از مهم ترین اقدامات خانواده ایجاد محیطی برای رشد مناسب فرد است یعنی محیطی که در آن والدین به کودکان کمک می کنند تا بین نیاز به فردیت و با هم بودن تعادل قرار سازند (براون[8] ، 1991). سیستم تمایز نایافته خانواده به وسیله الگوهایی مشخص می شود که فضای اضطراب آلوده را برای اعضا فراهم می آورد( والش و هاریگان ،2003). ناتوانی سیستم خانواده برای ایجاد صمیمیت و فردیت منجر به سطوح پایین عملکرد در اعضا و تمایز یافتگی پایین می شود( پلگ[9] ،2005). تمایز یافتگی بالا را فردی دارا است که دلبستگی های عاطفی اش را به خانواده حل کرده است یعنی نقش هایش را در مثلث های رابطه ای تغییر داده است، بنابراین می تواند به عنوان یک فرد مستقل در گروه خانواده عمل کند. بوئن معتقد بود که دستیابی به تمایز یافتگی کامل ممکن نیست(براون ،1991). خانواده به عنوان یک سیستم تا زمانی که اعضایش به خوبی به تمایز یافتگی دست پیدا نکنند ، بی ثبات خواهند ماند. تا زمانی که اختلافات خانوادگی پا بر جا باشد، دست یافتن به چنین تمایز یافتگی به ندرت روی می دهد( شارف ،1996).

به طور کلی برای آن که تمایز یافتگی وجود خارجی داشته باشد خانواده باید از ثبات و ایمنی به قدر کافی برخوردار باشد تا نیاز های فرد برآورده شود. محیط سالم خانوادگی به همه اعضای خود این امکان را می دهد تا نیاز های خود را برآورده سازند هر کسی به احساس خود ارزشمندی ، خود دوستی ، خودپذیری و آزادی منحصر به فرد بودن نیاز دارد. هرکسی به ساختاری به اندازه کافی سالم نیاز دارد تا رشد و فردیت خود را به محک آزمایش بگذارد(برادشاو[10] ،1985 ، به نقل از اصلانی،1383).

افراد تمایز یافته قادر هستند که در هر شرایطی مطابق خود واقعیشان عمل کنند ، در حالی که فرد تمایز نایافته متاثر از ویژگی های خود ساختگی است(بارتلت ،2007). فرد با تمایز یافتگی بالا سازگاری بهتر و بیشتر و توانایی بالاتری برای کنار آمدن با استرس را دارد و صمیمیت عاطفی بیشتری را نیز ضمن تشخیص و حفظ مرزهای مناسب تجربه می کند. در مقابل سطوح پایین تمایز همراه با واکنش هایی بر مبنای احساسات انزوا در واکنش به موقعیت های استرس زا و احساس فقدان خود است(هاسپیال[11] ،2006). افراد تمایز یافته توانایی ترکیب تفکرات و احساسات را دارند. آنها توانایی بالا در ایجاد صمیمیت با اطرافیان دارند در حالی که خویشتن خود را حفظ می کنند. افراد کمتر تمایز یافته استقلال ساختگی برای خود متصور هستند. آنها به سختی تفکرات و احساسات را ترکیب می کنند و دستخوش احساسات در روابط بین فردی می شوند (لیچت و چابوت ،2006).

افراد تمایز یافته سریعا از وقایع استرس زا خلاص می شوند اما افراد تمایز نایافته به راحتی نمی توانند از استرس رهایی یابند اضطرابی که در افراد تمایز نایافته وجود دارد از فرایند های تصمیم گیری آنها ، بر مبنای نیاز به حفظ روابط بجای فرایند های منطقی است نشات می گیرد. آنها تصمیمات اصلی خود را بر اساس اجتناب از تعارض می گیرند. در واقع این افراد از مسائل و مشکلات پیش آمده بدون اینکه سعی بر حل آن داشته باشند ، دوری            می کنند. اما افراد تمایز یافته قادرند تصمیمات منطقی را بدون تسلط عواطف بگیرند(هام ،2005). تمایز یافتگی بالا فرد را قادر می سازد تا موضع شخصی را در روابط حفظ کند(مالکیت افکار، رفتار و احساسات فرد و حفظ یک هدایت درونی) در حالی که بر صمیمیت و تماس با سایرین ارزش می گذارد.(اسکورن و دندی ،2004).

اسکورن و دندی (2004) ، برخی از خصوصیات افراد تمایز یافته را چنین عنوان کرده اند:

تکیه بر استدلال ، خود پیرو بودن ، هدفمند بودن ، متعادل بودن ، قضاوت اجتماعی درست ، انتظارات تعدیل شده

قدرت تصمیم گیری قوی ، خود کنترل بودن ، مقاوم در برابر اضطراب و قابل اعتماد بودن(اسکورن و دندی ،2004).



[1]-Basic and Functional

[2]-Constantin , M ,Gushe

[3]-Griffin , Apostal

[4]-Bartlett

[5]-Walsh and Harigan

[6]-Ham

[7]-Licht and Chabot

[8]-Brown

[9]-Peleg

[10]-Bradshow

[11]-Hospiall

نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور 1397 ساعت 02:24 ب.ظ توسط : آموزش یار | دسته :
  • [ نظرات ]