آموزش کارآفرینی/:پایان نامه درباره آموزش کارآفرینی

دانلود پایان نامه

آموزش کارآفرینی :

امروزه کارآفريني به عنوان يک راهکار اثر بخش براي توسعه اقتصادي و اجتماعي کشورها به شمار مي‌رود. کارآفريني به معناي فرآيند کشف و بهره‌برداري از فرصت‌ها به منظور ارزش‌آفريني در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بوده و اساس توسعه پايدار تلقي مي‌شود. به اين ترتيب توسعه کارآفريني نقش شايسته‌اي براي حضور فعال در بازارهاي جهاني، اشتغال‌زايي پايدار، توسعه عدالت، کاهش فقر و حل مشکلات جامعه، دولت و بخش عمومي دارد.

 

از اين رو، ضرورت توجه و تربيت افراد غيرکارآفرين و آموزش کارآفريني به آنان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. به همين دليل  فعاليت‌هاي آموزشي براي تربيت کارآفرينان در دستور کار بسياري از مراکز آموزش کارآفريني در ايران قرار گرفته، زيرا لازمه توسعه کارآفريني، آموزش آن است. همچنين با توجه به تأکيد دولت در برنامه پنجم توسعه کشور مبني بر توانمند‌سازي و خروج سالانه 10درصد از افراد داراي قابليت بازتواني از چرخه حمايت، بايد آموزش کارآفريني و اشتغال به افراد محروم و فقير جامعه، براي اجراي عدالت و کاهش فقر مورد توجه روز افزون دولتمردان قرار گيرد.

در چند دهه اخير نوآوري و اختراع جايگاه ويژه‌اي در پيشرفت و توسعه كشورها داشته و صاحب‌نظران اقتصادي آن را به عنوان موتور توسعه اقتصادي قلمداد كرده‌اند كه با وجود ارزشمندي و پايان‌ناپذيري، بسيار ارزان و در اختيار همگان است. جامعه‌اي كه پيشرفت خود را متكي به قوه تفكر و ابداع بداند موفق‌تر از جامعه‌اي است كه وابسته به منابع مادي و طبيعي است. برخي از كشورها به دليل وجود نداشتن منابع مادي و طبيعي، به نيروي ابتكار و خلاقيت و به عبارتي كارآفريني روآورده و طي چند دهه خود را در گروه كشورهاي پيشرو قرار داده‌اند. به ويژه در عصر دانايي‌محور كنوني كه تلفيق انديشه و ابتكار همراه با تكنولوژي‌هاي پيشرفته موجب ابداعات بي‌نظيري مي‌شود، توجه به افراد كارآفرين بيش از پيش حائز اهميت و مورد توجه مديران قرار گرفته است و اين سوال را در ذهن تداعي مي‌كند كه كارآفرينان‌ زاده مي‌شوند يا پرورش مي‌يابند؟ اين سؤال و سؤالات مشابه موجب بحث و تبادل‌نظر و تحقيق و پژوهش بيشتر صاحب‌نظران اين حوزه شد.

تجربه كشورهاي مختلف نظير هند، كره جنوبي، ژاپن، مالزي و… در زمينه آموزش و ترويج روحيه و فعاليت كارآفريني مويد اين نظريه است كه كارآفريني قابل آموزش است و مي‌توان روحيه كارآفريني را از دوره كودكي و در همه سنين بين افراد جامعه تشويق و ترويج كرد. سازمان بين‌المللي كار نيز براساس مطالعات گسترده خود گزارش مي‌دهد كه آموزش‌هاي كارآفريني بر ميزان رشد، اشتغال و سودآوري بنگاه‌هاي كوچك تأثير جدي داشته است و اين آموزش‌ها موجب بهبود عملكرد كاري آموزش‌ديدگان شده است.

نتايج تحقيقات «ديويد برج» در سال 1979 در خصوص روند اشتغال‌زايي و استخدام در ايالات متحده آمريكا طي سال‌هاي 1976-1969 نشان مي‌دهد كه 81 درصد مشاغل جديد توسط شركت‌هاي كوچك (با حداكثر 100 كارمند) ايجاد شده است كه سهم بيشتري در رشد اقتصادي اين كشور داشته‌اند. همچنين عدم كارآيي نظام اداري در دهه 70 همراه با اخراج كاركنان از شركت‌هاي بزرگ و چندمليتي، ضرورت كارآفريني را بيش از پيش كرده تا جايي كه طي دو دهه اخير سرعت تلاش براي القاي كارآفريني در شركت‌هاي بزرگ و آموزش كارآفرينان و توسعه كارآفريني به وضوح مشاهده مي‌شود.

 

مي‌توان گفت كه آموزش كارآفريني نه تنها بر شركت‌كنندگان و آموزش‌ديدگان تأثيرگذار است، بلكه علاوه بر آن به طرق مختلف به رشد و پيشرفت فرهنگ كارآفريني در جامعه اثرات مثبت و مستقيمي برجا مي‌گذارد.

كارآفريني، بخش زندة پيشرفت اقتصادي در جوامع امروزي است. دانشگاه ها با تشخيص اهميت اين موضوع، راهكارهاي متفاوتي در آموزش و توسعه كارآفريني ب هكار مي گيرند. بيشتر دانشكده ها، آموزش كارآفريني را با يك دورة “پايه” آغاز می كنند. كه مشتمل بر سه جزء است:

متون، كه ممكن است شامل مقالات و انواع مطالب باشد؛

سخنرا نی ها، توسط استادان و صنعتگران مدعو؛

پروژه هاي كاربردي دانشجويان براي ارائه طرح هاي مخاطره آميز.

اين دوره به طور معمول اطلاعاتي را در مورد سرمايه گذاري مخاطره آميز، اكتساب و خريد شركت هاي ديگر، انواع ماهيت قانوني شركت، چگونگي حمايت از انديش هها، زواياي مالياتي و نمونه هاي تاريخي ايجاد شركت هاي نوپا ارائه مي دهد.

رشد سريع فعاليت هاي كارآفريني و نقش چشمگير دانش در “اقتصاد نوين” موجب پديد آمدن دگرگوني در دانشگاه ها در زمينة فرهنگ، سياست، اقتصاد و ب هخصوص آموزش مؤثر در مورد كارآفريني شده است. در يك تعريف ساده، آموزش كارآفريني فرآيندي نظا ممند، آگاهانه و هدف گراست كه طي آن افراد غيركارآفرين ولي داراي توان بالقوه، ب هصورتي خلاق تربيت می گردند. در واقع، آموزش كارآفريني فعاليتي است كه از آن براي انتقال دانش و اطلاعات مورد نياز در جهت كارآفريني استفاده مي شود و افزايش، بهبود و توسعه نگرش ها، مهارت ها و توانايي هاي افراد غيركارآفرين را در پي خواهد داشت 2 و باورها و ارزش هاي دانشجويان را در جهت ايجاد فرهنگ كارآفريني شكل مي دهند.

امروزه در اکثر دانشگاه های کشورهای پیشرفته آموزش و ترویج کارآفرینی جزو برنامه های مهم این دانشگاه ها قرار دارد؛ این دانشگاه ها سعی می کنند با تجاری کردن دانش، علاوه بر توسعه منابع مالی دانشگاه، دانشجویان را نیز بسوی استفاده از دانش آموخته شده در راه کسب درآمد و سود حاصل از آن سوق دهند. بنابراین یک ضرورت است که ماموریت، اهداف، برنامه ها و فعالیت های دانشگاهی در موقعیت کنونی رویکردی کارآفرینانه داشته باشند.

از زمان پیدایش و شکل گیری دانشگاه ها، ماموریت و وظیفه اصلی آنان حفظ و انتقال دانش بوده است. در این دوران دانشگاه ها با تربیت متخصص به نیازهای جامعه از نظر تامین افراد مورد نیاز پاسخ می دادند. اما با رشد و پیشرفت جامعه و افزایش تعداد تقاضا برای ورود به دانشگاه و در نتیجه افزایش میزان فارغ التحصیلان، ماموریت دانشگاه فراتر از آموزش و تربیت نیروی متخصص شد؛ به طوری که از دانشگاه بخاطر افزایش تعداد فارغ التحصیلان و یا حتی تعداد دانشگاه ها نسبت به قبل این انتظار و توقع بوجود آمد که نقش و ماموریت خود را تغییر داده و با پژوهش در جامعه برای مشکلات و مسائل آن راه حل مناسب ارائه دهد. در این زمان که از آن می توان به اولین تحولات دانشگاهی نام برد؛ علاوه بر حفظ و توسعه دانش که در ماموریت قبلی نیز وجود داشت؛ دانشگاه ها با رویکردی پژوهش محور در جامعه فعالیت کردند که در نتیجه آن فناوری جهت رفع نیازهای جامعه تولید و توسعه یافت.

دانلود پایان نامه