آوریل 17, 2021

تحقیق دانشگاهی – اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر کیفیت زندگی، …

در زندگی امروزی بیش از هر زمان دیگر شاهد بروز استرس و عوارض ناشی از آن هستیم. همه ما کم و بیش به طور خواسته یا ناخواسته در طو ل زندگی خود با استرس های روانی متعددی مواجه شده یا می شویم. استرس در هر سن، رنگی خاص به خود می گیرد. تقریباً بیشتر مردم بر این گمان اند که مفهوم استرس را می دانند، ولی عده نسبتاً معدودی از آن درک صحیحی دارند و از آثار آن در بدن و راه های کنترل آن آگاهند.
رویدادهای بد و ناگوار در زندگی هر فردی اتفاق می افتند؛ رویدادهایی که آرامش جسمی و روانی شخص را بر هم می زنند و معمولاً موجب می شوند که وی برای رهایی از این حالت روش ها و راه حل هایی به کار گیرد. این حالت در اثر عوامل تنش زا پیش می آید. رویدادهای تنش زا در هر عصری به شکلی خاص جلوه می کنند. برای مثال انسان ماقبل تاریخ از حمله حیوانات وحشی یا مرگ در اثر گرسنگی، سرما یا بیماری، استرس های زیادی را تحمل می کرد. عوامل تنش زا در برهه های متفاوت نیز با توجه به شرایط متفاوت بوده اند. زمانی خطر ابتلا به بیماری طاعون برای مردم تنش زا بود، ولی امروزه ابتلا به بیماری هایی نظیر ایدز و سرطان برای مردم تنش زاست. براساس شواهد موجود در قرن بیستم مشکلات ناشی از رویدادهای تنش زا به ویژه در کشورهای صنعتی و پیشرفته غربی ، افزایش یافته است( پاول و ا ن رایت، ۱۹۹۱). تا جایی که بعضی از صاحب نظران، عصر ما را ” عصر استرس ” نامیده اند( گلدبرگر و برزنتیز[۸۵]، ۱۹۹۲).
۴-۴-۲-۲-منابع استرس
برخی از تعاریفی که در مورد استرس و سبک های مقابله با آن مطرح شده اند مبتنی بر منابع ایجادکننده استرس هستند. فولکمن و موسکووتیز (۲۰۰۴) فرایند مقابله را تفکرات و رفتارهایی که برای مدیریت تقاضای درونی و بیرونی در موقعیت های پرتنش به کار می روند، تعریف کرده اند. در این تعریف منابع تنش زا وقایع و موقعیتهای بیرونی تلقی شده اند. در حالی که روان شناسان پیرو اصالت وجود( برای مثال، یالوم[۸۶]، ۱۹۸۱) منابع ایجادکننده استرس و اضطراب را به درون انسان نسبت می دهند.
در هر صورت، استرس جزئی از زندگی بشر و اجتناب ناپذیر است. گذراندن اوقات زندگی انسان در سه بخش عمده می گذرد: سازمان، جامعه و خانواده. بدیهی است که استرس نیز در هر سه بخش یادشده وجود دارد. پستونجی(۱۹۹۲) معتقد است سرچشمه استرس در زندگی سه قسمت است: مشاغل و سازمانها، مسائل اجتماعی و خانواده .
به نظر برخی صاحب نظران از یک دیدگاه می توان علل استرس را به دو بخش عمده درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرد.
تنش زاهای برون سازمانی شامل تغییرات اجتماعی، فناوری، خانواده، جابه جایی، شرایط اقتصادی، نژاد و طبقه اجتماعی و شرایط محیط زندگی از تنش زاهای برون سازمانی محسوب می شود. معرفی منابع و عوامل تنش زا بستگی به این دارد که صاحب نظران انسان را از چه دیدگاهی مورد بررسی قرار دهند. پیروان رفتار سازمانی، فرد را درون سازمانی و به عبارتی ” سازمانی ” می دانند و به همین لحاظ منابع استرس را به درون و برون سازمانی تقسیم می کنند. برخی نیز انسا ن را درون جامعه می بینند و تقسیمات خود را از منابع استرس بیشتر به صورت جامعه شناختی ارائه می دهند ( خدایاری فرد و پرند، ۱۳۸۵).
۵-۴-۲-۲-علائم استرس
علائم استرس را می توان به علائم جسمانی، روانی و رفتاری تقسیم کرد. این موارد در زیر بررسی می شوند:
۱-۵-۴-۲-۲-علائم جسمانی
علائم جسمانی استرس، بسیار زیاد است و در افراد مختلف به صورت گوناگون جلوه می کند. اما بعضی از تجلیات علائم استرس فراوان ترند و تا حدود ی جنبه عمومی دارند. با انجا م آزمایش ها و آزمون هایی که امروزه انجام می گیرد، می توانیم میزان و درجه استرس هایی را که با آنها مواجه ایم، تعیین کنیم. فرض کنید در حال رانندگی در بزرگ راهی هستید، ناگهان با ماشین سواری دیگری که از مسیر خود منحرف شده است، تصاد ف می کنید و دچار شکستگی استخوان می شوید. شما به دلیل اینکه مورد تهدید واقع شده اید، واکنش نشان می دهید و مراحل نشانگان سازگاری کلی رخ می دهد. یعنی با شروع مرحله هشدار، قلب شما تند می زند، تنفس تند و مردمک چشم منبسط می شود. از طرف دیگر، به دلیل آسیب دیدگی پاهایتان، واکنش هایی از خود نشا ن می دهید، فریاد می کشید و پس از این عصبانیت زودگذر، توجه شما به مسائل جانبی دیگر معطوف می شود، عضلا ت شما سفت می شود، احساس درد می کنید و ممکن است در معده خود احساس سوزش و درد نمایید. بعد از چند دقیقه، علائم حاد مرحله هشدار از بین می رود، ضربان قلب و تنفس به حالت عادی بر می گردد، حالات هیجانی معتدل و ملایم می شود. با این حال، ممکن است بعضی از این تغییرات فیزیولوژیکی مثل انقباض عضلانی، درد معده و حالت تهوع از بین نرود و برای مدتی پایدار بماند. از طریق نتایجی که از برخورد با یک عامل تنش زا در فرد ایجاد می شود، می توان علائم فیزیولوژیکی و حتی سطحی استرس را اندازه گیری کرد. برای مثال اگر تنش عضلانی و همچنین سایر تغییرات فیزیولوژیکی ناشی از استر س باشند، میزا ن تنش عضلانی، شاخصی از سطح استرس محسوب می شود ( خدایاری فرد و پرند، ۱۳۸۵).
۲-۵-۴-۲-۲-علائم روانی و رفتاری
تنها علائم جسمانی و تغییرات انتقال یافته از استرس مبین علائم استرس نیستند، بلکه رفتار و احساسات انسان هم می تواند شاخصی قوی مبنی بر وجود استرس در فرد باشد. در مراحل مختلف سندرم سازگاری کلی مانند مراحل پایداری و هشدار، مجموعه ای از شاخص های رفتاری گوناگون رخ می دهند؛ البته بعضی از این رفتارها آشکار و عمومی اند و پاره ای از آنهااختصاصی اند. بعضی از مردم در شرایط تنش زا تمایل به تند راه رفتن، تندحرف زدن، حتی تند نفس کشیدن دارند؛ بعضی دیگر به سیگار کشید ن، مصرف الکل و پرخوری مبادرت می ورزند. علاوه بر شاخص های رفتاری، مجموعه ای از علائم روانی نیز در شرایط استرس بروز می کند؛ برای مثال الگوهای عادی روانی تغییر پیدا می کند، جریا ن ذهنی فرد از هم پاشیده می شود، سازماندهی و وحدت روانی فرد به هم می خورد، عاطفه و هیجان فرد تحت تأثیر استر س قرار می گیرد و فرد حالت عاطفی چسبنده ای پیدا می کند. به طور مثال برای مدتی ناراحت و افسرده شده و در نهایت جریان فکری او مختل می شود. عصبانیت ناگهانی، سرخوشی، تغییرات سریع خلق، گرایش به افسردگی و پرکاری از زمره علائم روانی استرس اند. پاسخ های شناختی نیز تحت تأثیر استرس قرار می گیرد. البته این اثرپذیری خیلی دقیق و ظریف است .
استرس می تواند علتی برای اختلالات حافظه یا افکار تکراری و وسواسی در زمین های خاص باشد. اختلال در جریان فکری نیز می تواند ایجاد شود. علائم روانی، رفتاری و ذهنی می توانند مانند علائم جسمانی، شاخصی برای وجود استرس باشند. علائم روانی مانند علائم جسمانی در صور ت تداوم استرس به مرحله تخلیه نزدیک و شدید می شوند. اما علائم جسمانی بدن را به سوی بیماری های شدید و جدی جسمانی سوِق می دهند. علائم روانی هم سبب کاهش انرژی و خستگی روانی فرد می شوند که در نهایت ممکن است به روان گسیختگی منجر شوند (خدایاری فرد و پرند، ۱۳۸۵).
خانواده هایی که استرس بسیاری را تجربه می کنند، اغلب با انبوهی از شرایط تنش زا یا تراکمی از حوادث و وقایع زندگی، که هر کدام فشار زیادی را بر نظا م خانوادگی وارد می آورند، مواجه هستند. هر تغییری که برای یکی از اعضای خانواده پیش می آید، بدون شک بر دیگر اعضا ی خانواده نیز تأثیر می گذارد و برا ی کل نظام خانواده پیامدهایی را دربر دارد(خدایاری فرد و پرند، ۱۳۸۵).
تغییرات و انتقال های خانوادگی چه بسا دارای نتایجی از قبیل ناتوانی اعضای خانواده در سازماندهی موفقیت آمیز و مجدد شرایط، افزایش احساس افسردگی، از دست دادن عزت نفس، افزایش مشکلات رفتاری و میزان بالاتری از استرس باشند( پلانکت، رایموند، موزر و دیگران[۸۷]، ۱۹۹۹). تغییرات در نظام خانوادگی می تواند در ازدیاد و ایجاد استر س سهیم باشد. مهم ترین تغییرات عبارتند از: ( کوباسا[۸۸]، ۱۹۹۷)

  1. تغییر یا انتقا ل بعضی از اعضا ی خانواده و نقش های آنان.
  2. مسائل مربوط به ازدواج و به دنیا آوردن فرزند.
  3. از دست دادن عضوی از خانواده، دوستان، وابستگان نزدیک یا از دست دادن درآمد، مال یا دارایی.
  4. مسئولیت های مربوط به امور مالی و مواظبت از سلامتی و بهداشت خانواده.
  5. مسائل مرتبط با استفاد ه از مواد مخدر.
  6. درگیری با مراجع قانونی.

۶-۴-۲-۲-نظریه های استرس
با وجود تحقیقات وسیعی که در زمینه استرس انجام شده و استفاده گسترده ای که از این مفهوم می شود، هنوز هم استرس به طور دقیق تعریف نشده است. برخی از افراد وقتی درمورد استر س صحبت می کنند، در واقع به یک محرک محیطی اشاره می کنند. بعضی آن را پاسخی به محرک محیطی می بینند و عده ای آن را در تعامل بین محرک محیطی و پاسخ جست وجو می کنند .نظریه پردازان و پژوهشگران مختلف نیز هر کدا م استرس را از زاویه متفاوتی تحلیل کرده اند. در اینجا به بررسی برخی از این نظریه ها می پردازیم .
۱-۶-۴-۲-۲-نظریه روانکاوی
از نظر فروید ” من “، هسته اصلی شخصیت است و هر نوع تهدید به ارزش و کفایت آن، در واقع هسته مرکزی وجود شخص را تهدید می کند. هنگام تهدید” من ” مکانیسم های دفاعی مختلفی به منظور حفظ ” من ” از تحقیر و درهم پاشیدگی به کار گرفته می شوند. ما همواره از این مکانیسم ها استفاده می کنیم، زیرا وجود آنها برای ناچیز جلوه دادن شکست ها و حمایت در نگرانی ها و احساس ارزش و کفایت فردی ضروری است. البته اگر در استفاده از مکانیسم های دفاعی افراط شود، دفاع هایی که برا ی حفظ تمامیت شخص به وجود آمده، خود موجب بروز اختلا ل می شوند. گاهی مکانیسم های دفاعی(برای مثال دلیل تراشی) زمانی به کار برده می شوند که افراد برای مستدل جلوه دادن عقاید و رفتار خود در تکاپو هستند. هنگامی که از درک اتفاقات و حوادث ناموافق و مخالف عاجز می مانیم یا در مقابل عمل و رفتار خود یا وقایع خارجی، دچار استرس می شویم، دفاع های ایمنی بخش برای حمایت ما در مقابل اضطراب وارد عمل می شوند. میزان استرس قابل تحمل در هر فرد بدون آنکه علائم اختلال و به هم خوردن سازمان رفتاری و تمامیت فردی در وی بروز کند، قدرت تحمل استرس نامیده می شود (روزنمن و سلیگمن، ۱۹۸۹).
۲-۶-۴-۲-۲-نظریه ضعف جسمانی
براساس نظریه ضعف جسمانی، استرس در کنار اختلال خاص روانی فیزیولوژیکی موجب بروز ضعف در اندام جسمی خاصی می شود. عوامل ژنتیکی، بیماری های قلبی رژیم غذایی و غیره ممکن است دستگاه عضوی خاصی را مختل سازند. این دستگاه در برابر استرس های حتی استرس های ضعیف و ملایم آسیب پذیر خواهد بود. براساس این نظریه، بدن انسان مانند یک تایر، که از نازک ترین قسمت خود هوا را بیرو ن می دهد، عمل می کند. برای مثال، دستگاه تنفس ضعیف ممکن است خود را مستعد ابتلا به آسم کند. به این ترتیب بر اساس این نظریه، بیماری، ناشی از تعامل بین فیزیولوژی فرد و استر س خواهد بود (دیویدسن و نیل، ۱۹۹۰).
۳-۶-۴-۲-۲-نظریه تکوین و تعادل خودکار
در بدن سالم، همیشه باید توازن ظریف و پیچیده اعمال دو دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک حفظ شود. شلیک یا شروع فعالیت دستگاه سمپاتیک، باید به زودی با فعالیت افزایش یابد و با پاراسمپاتیک جبران شود. برای اینکه رگ های خونی و غدد صدمه نبینند، نباید هیچ یک از دستگاه ها انرژی خود را به مدت طولانی یا بیش از حد به جریان بیندازند. خطر جسمی واقعی معمولاً گذراست، ولی از خطرهای اجتماعی، تفکر منفی در مورد گذشته ها و نگرانی در مورد آینده، به راحتی نمی توان گریخت؛ آنها می توانند دستگاه سمپاتیک را تا مدت ها برانگیخته نگاه دارند و بدن را در حالت اضطراری مداوم باقی بگذارند. چنین وضعیتی به عدم توازن دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک دامن می زند و موجب بروز تغییرات بدنی می شود که ممکن است فراتر از توان جسمانی ارگانیسم باشند، در نتیجه اختلال های روانی فیزیولوژیکی بروز می کنند (دیویدسن و نیل، ۱۹۹۰).
۴-۶-۴-۲-۲-نظریه پردازش اطلاعات
این نظریه تمایز بین تنش های روان شناختی و فیزیولوژیک را ممکن می سازد. در نظریه پردازش اطلاعات، بر چگونگی تفسیر محرک ها به عنوان عامل تنش تأکید شده است. بر این اساس، این نظریه بر ارزیابی شناختی و توجه انتخابی تأکید دارد. از این دیدگاه تصمیم فرد در مورد اینکه کدام محرک ها باید در حافظه کوتاه مدت پردازش شوند یا مورد فراموشی و غفلت قرار گیرند نیز در بروز و تشدید استرس نقش دارد. دیدگاه پردازش اطلاعات ساختارهای حافظه بلندمدت را نیز مورد توجه قرار داده است، چرا که آمادگی های شناختی فرد به او اجازه می دهند که تفسیرش از مجموعه ای از محرک ها خوشایند یا ناخوشایند باشد (کوتاش[۸۹]، ۱۹۸۵).
براساس این نظریه ، منابع تنش دو نو ع اند:
۱- پیش بینی خطر یا درد جسمانی
۲- پیچیدگی محرک که مستلزم ارائه پاسخ های پیچیده است .

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است