ارزش­گذاری دانش فنی،پایان نامه ارزش‌گذاري‌ دانش فنی صنایع

ژانویه 10, 2019 Off By 92

     ارزش­گذاری دانش فنی

سنجش ارزش دانش در سازمان­ها کار دشواری است (Marr, 2004). بنابراین انگیزۀ آن­سوی توسعه مدل­ها و روش­های ارزش­گذاری نامشهودهای سازمان چیست؟ به عقیده روس[1] یکی از رایج­ترین پاسخ­ها این است: ” آنچه را که می­توان ارزش­گذاری کرد، قابل مدیریت است و آنچه را که اندیشۀ مدیریت کردنش را داریم باید ارزش آن­ را سنجید” (Bratianu, 2011). به عبارت دیگر از آن­جایی که دانش اهمیت زیادی برای سازمان دارد ارزشیابی و مدیریت آن ضروری است. به نقل از استوارت[2]، لیف ادوینسون[3]، مدیر سابق سرمایه فکری اسکاندیا، معتقد است: ” یک سازمان رشد می­کند زیرا ارزش­های پنهان دارد. برای ادامه این رشد باید آن­ها را به سطح آورده، به آن­ها توجه کرده و آن­ها را در سرتاسر سازمان انتقال داد …” (Marr, 2004). برای به سطح آوردن این ارزش­ها، تعیین ارزش دانش فنی به عنوان یکی از دارایی­های با ارزش در سازمان­های صنعتی ضروری است و عبارت است از سنجش ارزش دانش فنی از طریق معیارهایی با مقیاس مقداری[4] به منظور بازنمایی میزان سودمندی و مطلوبیت این دانش در سازمان.

2-4-1.    مزایای ارزش­گذاری دانش­ فنی

  1. ایجاد آگاهی از ارزش و اهمیت دارایی ناملموس (دانش فنی) برای مدیران، سهام­داران و کارکنان (Alonso, 2011).
  2. ایجاد انگیزه برای نگهداری، بازآفرینی و تقویت نامشهودهای شرکت (دانش فنی) در جهت افزایش سود فعلی و آتی شرکت (Alonso, 2011)
  3. کمک به اتخاذ تصمیم­­های مناسب در زمینۀ برون سپاری فعالیت­ها (Alonso, 2011) و واگذاری دانش فنی
  4. ارایه مجموعه­ای از واقعیت­ها و اطلاعات مرتبط با ناملموس­ها در جهت کاهش عدم اطمینان (Bratianu, 2011)
  5. ایجاد ظرفیت مناسب برای مدیریت شرکت به منظور تصمیم­گیری بهینه در زمینۀ فعالیت­هایی مانند سرمایه­گذاری در ظرفیت­های جدید یا فرموله کردن راهبردهای جدید (Cohen, 2009).

2-4-2.    رویکردهای ارزش­گذاری

از نظر اندریسن[5] در ارزش­گذاری نامشهودها دو رویکرد عمده وجود دارد. سنجش ارزش[6] و  ارزش­گذاری مالی[7]. سنجش ارزش شامل دو فعالیت اصلی است. 1) شناسایی و مکان­یابی نامشهودهای ارزش­آفرین به صورت نظام­مند و ساختاریافته؛ 2)  شناسایی و تعیین معیار. از آنجایی که این معیارها عموما نسبی هستند تعیین ارزش نامشهودها اساسا غیرپولی[8] هستند (Alonso, 2011). هدف این رویکرد شناسایی مولفه­های دانشی برای بهینه­سازی مدیریت و بکارگیری آن­ها برای ایجاد بهبود مستمر عملکرد در سازمان است (دیدگاه درونی) (Marr, 2004).

ارزش­گذاری مالی به دنبال استقرار روش­هایی برای ارزش­گذاری پولی نامشهودها (Alonso, 2011) و بررسی ارزش واقعی و ارزش بازاری آن­ها است (دیدگاه بیرونی) (Marr, 2004). دیدگاه بیرونی اساسا برای اهداف حسابداری مفید است و به سازمان اجازه تعیین ارزش پولی دارایی­های نامشهودش را برای ارایه تصویری منسجم­تر به سهام­دارانش می­دهد (Marr, 2004).

با توجه به دشواری ارزش­گذاری یا سنجش آنچه ناملموس است، گرایش برای استفاده از سیستم­ها و روش­های رایج برای ارزش­گذاری موجودیت­های فیزیکی وجود دارد. بر اساس بررسی­های انجام شده مشاهده شده است که اکثر سیستم­ها و روش­های ایجاد شده برای سنجش موجودیت­های فیزیکی مبتنی بر تفکرات و ویژگی­های خطی است. در حالی که اکثر نامشهودها ماهیتی غیرخطی دارند. بر این اساس براتیانو[9] عقیده دارد که دانش سازمانی (به عنوان یکی از زوایای دانش فنی) همانند موجودیت­ها فیزیکی نتیجۀ مجموع افراد برجسته سازمان نیست. بلکه نتیجۀ یکپارچگی­شان و اثرات هم­افزایی­شان است (Bratianu, 2011). از این رو ، دانش فنی چارچوب و مکانیزم ارزش­گذاری خود را طلب می­کند. به طور كلي دو رويكرد اساسي براي ارزشيابي و قيمت‌گذاري دانش فني وجود دارد كه شامل رويكرد اول، استفاده از روش‌هاي علمي و رياضي براي تخمين ارزش مي‌باشد و رويكرد دوم، استفاده از روش‌هاي تجربي براي تخمين ارزش است.

  • رويكرد تجربي: در اين روش با استفاده از ذهنيت متخصصان و تجربه آنها، تخميني درخصوص ارزش محصول صورت مي‌گيرد و بر اين اساس قيمتي براي ارائه به بازار تعيين مي‌گردد.
  • رويكرد علمي رياضي: همانگونه كه اشاره شد، رويكرد علمي رياضي شامل دو دسته اصلي رويكردهاي رويكرد بر مبناي درآمد، بر مبناي بازار و بر مبناي هزينه و رويكرد گزينه واقعي است (شفیعا و همکاران، 1388). كه در ادامه هر يك از اين رويكردها را به صورت جداگانه شرح داده می­شود.
  • رويكرد بر مبناي هزينه

اين رويكرد بر اساس اصول جانشيني است. ارزش يك دانش فني بر اساس هزينه‌هاي پايه براي ايجاد يا توسعه يك دانش فني مشابه با مبالغ جاري، تخمين زده مي‌شود. فرضيات تحت اين رويكرد اين است كه هزينه ورودي‌ها، خريد، ايجاد يا توسعه دانش فني جديد متناسب با ارزش خدماتي است كه آن دانش فني در طول دوره عمر خود ارائه مي‌دهد. ارزش تعيين شده در اين روش، معمولاً كمتر از هزينه واقعي است. محدوديت‌هايي كه پيش روي استفاده كنندگان از اين روش قرار دارد يكي اين است كه تحت اين روش، ارزش دانش فني ارزش واقعي نيست، زيرا به صورت مستقيم منافع اقتصادي كه در طول استفاده از دانش فني عايد مي‌شود را در نظر نمي‌گيرد و نيز اينكه تخمين همه هزينه‌هاي انجام شده سخت مي‌باشد. همچنين اين رويكرد، هزينه را معادل با ارزش در نظر مي‌گيرد كه مي‌تواند صحيح نباشد. يك دانش فني ممكن است در مرحله ايجاد كردن به لحاظ هزينه ارزان باشد ولي ممكن است صرف نظر از قيمت فروش داراي ارزش معني داري به سبب تقاضاي زياد براي آن باشد. محدوديت ديگر هم اين است كه رويكرد بر مبناي هزينه، ريسك آينده را در نظر نمي‌گيرد. معمولاً مبلغي به هزينه‌هاي پايه اضافه مي‌گردد كه اين هزينه به شرايط دانش فني بستگي دارد (شفیعا و همکاران، 1388).

[1] . Roos

[2] . Stewart

[3] . Leif Edvinsson

[4] .Value scale

[5] . Andriessen

[6] . Value measurement

[7] . Financial valuation

[8] . non-monetary

[9] . Bratianu