ارکان مدیریت دانش:/پایان نامه درباره کارآفرینی

دانلود پایان نامه

از مدیریت دانش تعاریف متعددی ارایه گردیده است که در زیر به بیان چند تعریف پرداخته        می شود.

مدیریت دانش عبارت است از «راهکارها و فرایندهایی برای ایجاد، تعیین، تصرف، سازماندهی و اداره مهارت های حیاتی، اطلاعات و دانش» تا به بهترین نحو افراد را در تحقق رسایت سازمان توانمند سازد (جورابچی و دیگران، 1388، ص 137).

مدیریت دانش را می توان به عنوان روشی برای بهبود عملکرد، بهره وری و رقابت پذیری، بهبود کارآمد کسب، تسهیم و استفاده از اطلاعات درون سازمان، ابزاری برای تصمیم گیری بهبود یافته، طریقی برای به دست آوردن بهترین روش ها، راهی برای کاهش هزیه ها و دیرکردهای پژوهشی و روشی برای نوآورترین شدن سازمان، تعریف نمود (تقوی فرد و دیگران، 1391، ص 256).

مدیریت دانش به عنوان فرایندی که طی آن، سازمان به تولید، به دست آوری، تسخیر و به کارگیری دانش برای ارتقای بهره وری سازمان می پردازد، تعریف می گردد (اخوان و دیگران، 1389، ص 1).

علوی و لیندر[1] (2001) نظام های مدیریت دانش را نظام هایی می دانند که با بهره گیری از فن آوری اطلاعات، توسعه یابند و فرآیندهای ایجاد، ذخیره/ بازیابی، انتقال و به کارگیری دانش را به کارگیرند (گزنی، 1385، ص 32).

مدیریت دانش به هر نوع فعالیتی که به تجربه و دانش ذهنی افراد توجه کرده به گونه ای که بتواند با آشکارسازی و به اشتراک گذاری آن به هم افزایی دانش کمک کند، گفته می شود (پریرخ، 1392، ص 2).

مدیریت دانش را به زبان ساده می توان چنین تعریف کرد: مدیریت دانش، فرایند مداوم شناخت/ کسب، سازماندهی/ ممیزی، اشاعه، توسعه و کاربست/ خلق دانش مرتبط با فعالیت های یک مجموعه با هدف بهره برداری در راستای دستیابی به اهداف آن است (حسن زاده، 1392، ص 2).

گروه کارتنر[2]، در حکم موسسه ای بین المللی، که در بسیاری از زمینه های فن آوری اطلاعات به پژوهش، تحلیل و مشاوره می پردازد، یکی از دقیق ترین تعاریف مدیریت دانش را به شرح زیر ارائه داده است:

مدیریت دانش رشته ای علمی است که شیوه برخورداری از حمایت دوجانبه را برای ایجاد، تصرف، سازماندهی و استفاده از اطلاعات، تشویق می کند (هادیزاده مقدم و دیگران، 1389، ص 85).

 

2-3-3- راهبردهای چهارگانه مدیریت دانش

  1. راهبرد به کارگیری: تلاش مدیریت دانش در این راهبرد بر توزیع و تسهیم دانش سازمانی متمرکز می شود. نگاه مدیریت در این راهبرد، نگاهی درون سازمانی است. این راهبرد، زمانی برای مدیریت دانش مناسب است که دانش کافی و مورد نیاز در درون ایجاد شده است و نیازی به ارایه دانش جدید نباشد.
  2. راهبرد گسترش یا توسعه: مدیریت دانش با اتخاذ این راهبرد بر افزایش دانش در حوزه های دانش موجود سازمان اقدام می کنند. نگاه مدیریت دانش در این راهبرد نیز، درون سازمانی است.
  3. راهبرد جذب: در این استراتژی بر جذب دانش های جدید از منابع بیرونی تاکید می شود، لذا مدیریت دانش، نگاهی برون سازمانی پیدا می کند.
  4. راهبرد کاوش: در این راهبرد بر دورنی کردن دانش های نوین در حوزه های جدید (درونی یا بیرونی) تاکید می شود، لذا مدیریت دانش می تواند نگاهی برون سازمانی یا درون سازمانی پیدا کند (ناظم و دیگران، 1389، ص 19).

 

2-3-4- ارکان مدیریت دانش

  1. خلق دانش: برخی از محققان بیان داشته اند که توانایی خلق و استفاده از دانش یکی از منابع مهم تاب آوری در مزایای رقابتی برای بنگاه ها است. خلق دانش براساس تعامل میان افراد، گروه ها و سازمان ها شکل می گیرد. سازمان خود نمی تواند مبادرت به خلق دانش نماید، امّا قادر است محیطی برای تعامل و ارتباط سازنده میان این سه مولفه برقرار سازد.
  2. انتشار دانش: انتشار دانش، تبدیل دانش فردی به دانش سازمانی است که از طریق آن، دانش می تواند در تمام سازمان به کار گرفته شود. البته رساندن دانش به کاربران به معنای استفاده حتمی از دانش نیست.
  3. مشارکت دانش: لازم است که دانش قبل از بهره برداری در سطوح سازمانی در دورن سازمان به اشتراک گذارده شود. مشارکت دانش عامل کلیدی در پاسخ گویی سریع به تغییرات، نوآوری و دستیابی به موفقیت در رقابت با سایر سازمان ها است.
  4. کاربرد دانش: کاربرد دانش در حقیقت یادگیری دانش با اجرای آن است که نشان از پذیرش دانش در سازمان دارد.
  5. ارزیابی دانش: ارزیابی دانش عبارت است از فراهم شدن امکان اندازه گیری سطح دانایی که زمینه ارتقا و توسعه دانایی را فراهم سازد و امکان بازخورد مناسب برای تصحیح در دیگر مولفه های مدیریت دانایی را ممکن می کند (طبیبی و دیگران، 1389، ص 470).

 

 

[1] -Alavi & Leander

[2]– Kartner

دانلود پایان نامه