اصول ارتباطات:/پایان نامه ارتباطات راهبردی کارکنان

ژانویه 8, 2019 Off By 92

اصول ارتباطات

اصول ارتباطات ارتباطات عبارتست ازكليه حركات و تكنيك هايي كه مديران بايد در استقرار يك سيستم ارتباطي سالم و موثر يراي اداره امور سازمان و رسيدن به كارآيي مطلوب به كار گيرند. مهمترين اصول ارتباطات به اين شرح است.

1- اصل تكنيك: استقرار ارتباط مطلوب در سازمان بين واحد ها و افراد در سطوح و سلسله مراتب سازماني بستگي به  توجه كامل به اعمال پاره اي مسائل تكنيكي به شرح زير دارد.

  • برقرار كننده ارتباط بايد اطلاعاتي را كه طرف مقابل پيام انتظار دارد به او بدهد.
  • برقرار كننده ارتباط بايدكاملاً از موضوع پيام مطلع باشد.
  • برقرار كننده ارتباط بايداز مجاري سازماني براي ارسال اطلاعات و پيام استفاده نمايد.
  • برقرار كننده ارتباط بايد نوع زبان، علامت و اشاره هاي رايج بين گروه هاي مختلف در سازمان را بشناسد و به گونه اي مناسب و منطقي اطلاع رساني نمايد
  • برقرار كننده ارتباط بايد فقط اطلاعات راجع به وظايف در نظر گرفته شده را به گيرنده بدهد و نه بيشتر.
  • برقرار كننده ارتباط بايداطلاعات ضروري از غير ضروري را تشخيص دهد.
  • برقرار كننده ارتباط بايد لحظه هايي را كه ترميم اطلاعات ضروري مي باشد تميز دهد و بداند چگونه قبل از اينكه مقاومت در كاركنان ايجاد شود،اطلاعات تكميل كننده پيام اوليه را فورا ارسال نمايد.

2- اصل سادگي:  انتخاب واژه ها و جملات ساده از طرف فرستنده پيام بايد در اولويت قرار داشته باشد تا درك آن براي همه كاركنان به آساني صورت پذيرد، بنابراين فرستنده بايد با انتخاب ساده ترين پيام از اطالة كلام و اتلاف وقت جلوگيري نمايد.

3- اصل توجه:  توجه كامل به پيامي كه قرار است دريافت شود نهايت ضرورت را دارد. اگر پيام همان گونه كه دريافت شده به آن عمل شود و يا اگر قرار است كه به گيرنده ثالثي بدون ورود حشو و زوائد در متن آن رد شود ضرورت دارد كه پيام با توجه كامل مبادله شود تا ارتباط فارغ از هياهو و اغتشاش صورت پذيرد.

4- اصل صداقت: هدف از ارتباطات تسهيل تحقق اهداف سازماني مي باشد. ارتباطات وسيله اي براي حفظ، نگهداري، همكاري و مشاركت در رسيدن به اهداف تعيين شده سازماني مي باشد و براي دستيابي به اين منظوربايد صداقت و درستي را به هنگام استقرار آن در نظرگرفت (فخيمی،1379، 419).

 

2-4 انواع ارتباطات

ارتباطات در سازمان را مي توان به يكطرفه و دو طرفه تقسيم نمود.

ارتباطات يكطرفه:فرآيند ارتباطي كه فاقد بازخورد مي باشد.در واقع نوعي ارتباط يكجانبه و يكطرفه است.در ارتباط يكطرفه فرستنده پيام به ارسال پيام اقدام مي كند و توجهي به پاسخ يا انعكاس پيام ندارد.البته واضح است كه اگر پيام ها به مقصد برسند انعكاس هايي را به همراه دارند كه بازخورد آنها به شمار مي آيند.منتهي در ارتباط يكطرفه فرستنده به اين انعكاس ها توجهي مبذول نمي داردو از اين جهت اينگونه ارتباطات را يكجانبه يا يكطرفه ناميده اند.

ارتباط دوطرفه: در ارتباط دو طرفه،فرستنده يا گيرنده پيام در ارتباط با هم بوده و با يكديگر به مبادله اطلاعات مي پردازند.تبادل اطلاعات كه بازخورد را بوجود مي آورد، گيرنده و فرستنده نقش خود را عوض كرده و يكبار به ارسال پيام در نقش فرستنده و بار ديگر به دريافت نتيجه پيام در نقش گيرنده مي پردازندو اين عمل را تا آنجا كه لازم باشد تكرار مي كنند.در مقايسه اي ميان ارتباطات يكطرفه بدون بازخورد با ارتباطات دو طرفه كه داراي بازخورد مي باشند نتايج زير بدست آمده است:

1.ارتباطات يكطرفه نياز به زمان كمتري دارد در حالي كه ارتباط دو طرفه زمان بيشتري به خود اختصاص مي دهد.

2.ارتباط دو طرفه دقيق تر و صحيح تر مي باشد.

3.اطمينان خاطر و اتكاي به خويشتن گيرندگان پيام در ارتباط دو طرفه بيشتر است.

4.در ارتباط دو طرفه اگر فرستنده پيام نتواند منظور خود را به روشني بيان كند مورد سوالات فراوان قرار مي گيردتا ابهامات گيرندگان كاملاً رفع گردد.

5.ارتباط يكطرفه منظم است اما ارتباط دو طرفه به علت وجود غير قابل پيش بيني نامنظم بوده و شلوغ تر است.(الواني،1377،صص178-179)