انتقال دانش:پایان نامه سرمایه اجتماعی و تسهیم دانش

دانلود پایان نامه

انتقال دانش

دانش ماهيت پيچيده و نامشهودي دارد ، لذا انتقال آن به آساني و يكباره انجام نمي شود. روابط نزديك از خلال تعامل و ارتباط مستمر به طرفين كمك مي كند تا به مبادله رسمي و غير رسمي اطلاعات بپردازند. روابط نزديك، ترويج ارتباط هاي عميق و تسهيل مبادله اطلاعات جزئي ميان طرفين را به همراه دارد. علاوه بر آن به افراد فرصت بيشتري مي دهد تا از طريق تماس هاي رودررو و فيزيكي در احساسات، انگيزه ها، تجارب جمعي و الگوهاي ذهني يكديگر سهيم شوند. به عبارت ديگر، دانش از طريق گفت و شنودهاي مكرر ميان اعضاي دو شركت به مفاهيم و اصطلاحات مشترك براي آن ها تبديل مي شود. بنابراين، گيرنده دانش امكان بيشتري براي كسب دانش ضمنـي مي يابد. يعني روابط نزديك، به گيرنده فرصت دستيابي به عمق فر ايند عمليات عرضه كننده را مي دهد، لذ ا آن ها مي توانند از برنامه ها، نمادها يا فرهنگ سازماني عرضه كننده پيروي كنند. پيچيدگي و نامشهود بودن دانش ضمني مانع از انتقال كامل و يكباره آن مي شود، لذا تكميل انتقال آن به همكاري شركت مبدأ در مرتبه هاي بعدي نياز دارد . اين امر ضرورت تعامل مستمر و طولاني را در انتقال دانـش باز مي نمـاياند. تعامـل مـداوم ، امكان بازبينـي را براي بهبود انتقال دانش ضمني فراهم مي آورد .شركت مبدأ با دريافت بازخورد از شركت گيرنده مي تواند دستورالعمل هاي جزئي بيشتري درباره ماهيت دانش و تسهيل درك آن در اختيار گيرنده بگذارد. روابط نزديك، به كيفيت اطلاعات مورد مبادله و مطلوبيت حفظ رابطه و ارزشي كه طرفين براي يكديگر قائلند بستگي دارد. زماني كه دانش به اشتراك گذاشته شده به هنگام ، دقيق و مفيد باشد، طرفين تمايل بيش تري به حفظ رابطه نشان مي دهند . پيشينه طولاني روابط گوياي كيفيت بالاي اطلاعات مبادله شده، رضايت طرفين از رابطه و اهميتي است كه آن ها براي حفظ و تداوم آن قائل هستند(فریجا[1]،2004).

لازم به يادآوري است كه عنصر بنيادين روابط نزديك بين فرستنده و گيرند ه اطلاعات و دانش سازماني، اعتماد متقابل است. اصولاً اعتماد، اساس مبادله دانش ضمني را تشكيل مي دهد. فوس[2] و همكارانش اهميت اعتماد را ناشي از قراردادناپذيري دانش ضمني دانسته و بر نقش آن در كاهش ريسك و عدم قطعيت نهفته در انتقال دانش ضمني تأكيد مي كند . طبعاً به وجود آمدن اعتماد در بستري از صميميت و ارتباطات شخصي شكل مي گيرد كه تبادل غيررسمي دانش را تسهيل كرده، امكان اشتراك گذاري اطلاعات جزئي و راهبردي را افزايش مي دهد. ايجاد چنين بستري مستلزم وجود ديدگاه ها و اهداف مشترك، سازگاري فرهنگي و هم گوني اجتماعي است. اين امر فضاي مساعد براي تبادل آرا را فراهم كرده و به درك متقابل طرفين از يكديگر مي افزايد. چنين فضايي به شفافيت رابطه ميان عرضه كننده و گيرنده دانش ضمني كمك مي كند. هنگامي كه طرفين به روشني بدانند كه هر كدام چه هدفي دارند و چه مي خواهند به دست آورند دانش ضمني به گونه مؤثرتري انجام مي شود(فوس و روتنبرگ[3]،2006)

بر اساس جمع بندي انجام شده توسط فريا[4] مي توان گفت كه فرايند مديريت دانش از سه مرحله زير تشكيل شده است:

  1. خلق ) ايجاد) دانش؛ اين مرحله دربرگيرنده فعاليت هايي است كه مرتبط با ورود دانش جديد به سيستم است و شامل توسعه، كشف و تسخير دانش مي شود. از نظر نوناكا اين مرحله از چهار فرايند فرعي زير تشكيل شده است: الف( جامعه پذيري، ب( بيروني سازي، ج( انتشار و د(دروني سازي.
  2. انتقال دانش؛ اشاره به فعاليت هايي دارد كه در ارتباط با جريان دانش از يك بخش يا يك نفر به بخش يا نفر ديگر را شامل مي شود و دربرگيرنده ارتباطات ترجمه، تبديل، تفسير و ؛ تصفيه دانش مي باشد. انتقال دانش از طريق دو نوع فرايند فرعي انجام مي شود:

الف) انتشار ) نشر(  در اين مرحله، دانش ضمني كاركنان به شكل آشكار و صريح در آمده و در سطح سازمان گسترش پيدا مي كند.

ب)  ادغام ؛ يكپارچه سازي دانش در سطح سازمان.

[1] Friga

[2] Foos

[3] Foos& Rothenberg,

[4] Friga

دانلود پایان نامه