اندازه گيري عملكرد صادراتی-پایان نامه درمورد عملکرد صادراتی شرکتها

ژانویه 10, 2019 Off By 92

درمورد چگونگي اندازه گيري عملكرد  صادراتي توافقي وجود ندارد. «فروش» با معيارهايي مانند حجم كل فروش يا شدت صادرات اندازه گيري می شود. «سود» با سود كل صادرات و معيارهاي نسبي سود با ، سود صادراتي تقسيم بر سود كل يا سود صادراتي تقسيم بر سود بازار داخلي اندازه گيري مي شوند. زماني كه معیارهای «سود» یا «فروش» ایستا هستند، معیار «رشد» که به تغییرات فروش با سود صادراتی  در يك دوره از زمان بر مي گردد اندازه گيري مي شود. «موفقیت» همچون اعتقاد مديران درباره اينكه صادرات چه سهمي از كل سودآوري شركت را دارد و مقبوليت و شهرتشان چقدر است را شامل مي شود. «رضایتمندی» به رضایت کلی مدیران درباره عملکرد صادراتی شرکت بر می گردد. دستیابی به هدف به ارزیابی مدیران در مقایسه عملکرد با اهداف مرتبط است. سرانجام « مقیاس های ترکیبی» شامل معیارهایی است که مبتنی بر امتیازات کلی از معیارهای متنوع عملکرد است. فروش صادراتی، سود صادراتی و مقیاسهای ترکیبی بیشترین معیارهای اندازه گیری عملکرد هستند که مورد استفاده قرار می گیرند (Lages et al, 2009).

دانش تجربي درباره بازارها و عمليات خارجي يك نيروي هدايت كننده در بين المللي شدن شركت ها است. افزايش تجربه صادراتي مزايايي مانند  افزايش اطمينان از فعاليت هاي صادراتي ، درك بهتر از مكانيزم بازار خارجي و  ايجاد شبكه ارتباطات وسيعي با مشتريان ، رابراي شركت خواهد داشت. با توجه به تجربه صادرات در محیط بین الملل، اطلاعات اغلب به سختی و با هزینه  بسیار بدست می آید. تجربه ی زیادی در مورد تجربه صادراتی باید به رفتارهای بهتر و عملکرد بهتر صادراتی منجر شود. این مفهوم دارای تعابیر متفاوت می باشد ولی در نهایت به وابستگی صادراتی منجر می گردد. وابستگی صادراتی برگرفته از درجه و میزانی از وابستگی شرکت به صادرات گفته می شود. بدین معنی که شرکت ها به مرور به صادرات و سود حاصله از آن وابسته می شوند                  ( Chi and Sue, 2012).

از سویی دیگر متغيرهاي مؤثر بر عملكرد صادراتي نيز به دو دسته تقسيم مي شوند:

۱-   متغيرهاي مربوط به محيط: مثلاً نحوه انتخاب و ، تطبيق پذيري با شرايط بازار. پاول در تحقیق خود اینگونه بیان می کند که شرکت ها  براي افزايش شانس موفقيت صادركنندگاني كه مي خواهند به تازگي وارد بازار شوند مي بايست كشوري را  براي شروع انتخاب کنند كه به لحاظ روان شناختي ارتباط نزديكي با آنها داشته باشند.  متغير كليدي در اين مورد فاصله رواني است، كه شامل مجموع عواملي مي شود كه از جريان اطلاعات به بازار و يا از بازار جلوگيري مي كنند مثلاً تفاوت در زبان، رويه هاي تجاري، فرهنگ، توسعه صنعتي و … . از ديگر عوامل مربوط به متغيرهاي محيطي دولت و زيربناي اقتصادي كشور ميزبان است كه مي تواند بر عملكرد صادراتي به نوبه خود اثرگذار باشد.

۲- متغيرهاي مربوط به شركت:  در اين مورد مي توان به فاكتورهايي همچون سطح تعهد مديريت به صادرات، دارا بودن يك ديدگاه بين المللي از سوي مديريت، تسلط به زبان خارجي، توانايي فعاليت در امور بين المللي، ارتباطات و تصور مديريت در مورد مسائلي چون ريسك پذيري و فرصت هاي موجود در بازارهاي داخلي اشاره نمود (محسنی ، 1384).

به دليل اينكه ويژگي ها(متغيرهاي)  مربوط به شركت مي توانند تأثير بيشتري بر عملكرد بگذارند به اين دسته از متغيرها بيشتر مي پردازيم.

متغيرهاي عملكرد صادراتي مربوط به شركت خود به دو دسته عوامل ملموس و ناملموس تقسيم مي شوند. عوامل ملموس شامل: كانال توزيع، منحصر به فرد بودن محصول، تحويل به موقع محصول، بسته بندي محصول لوتر(۱۹۹۱) تمايل به سازگار كردن  محصول،  خليلي(۱۹۹۱ ) كيفيت  ،( محصول و خدمات پيش و پس از فروش ابي و اسلاتر( ۱۹۸۸) برخورد با مشتري،  لوتر ( ۱۹۹۱)، تحقيق و توسعه رايد (۱۹۹۱)  توانايي به كارگيري تكنولوژي،  هستند كه بر عملكرد صادراتي اثر مي گذارند. عوامل ناملموس شامل سه دسته: عوامل نگرشي، مهارتي و دانشي است. عوامل نگرشي: تعهد مديريت، ادراك از صادرات، گرايش صادراتي و چشم انداز بين المللي، اعتماد. عوامل مهارتي: رشد روابط ميان مديران و كاركنان،  رايد ( ۱۹۹۱)، سطح تحصيلات مدير  و مهارت هاي خاص صادراتي مثل زبان خارجي، تخصص ماليه بين المللي دانش صادراتي و تجربه كاري مديران

و عوامل دانشي مي باشند (ناطق و نیاکان، 1388).

ميزان موفقيت يك شركت در امر صادرات را مي توان با عملكرد صادراتي آن ارزيابي نمود. براي سنجش عملكرد صادراتي، سه معيار مختلف مالي، غيرمالي و مركب وجود دارد. معيارهايي چون فروش، سود و رشد از جمله معيارهاي مالي و معيارهايي نظير موفقيت، رضايت، دستيابي به اهداف از جمله معيارهاي غيرمالي به شمار مي آيند. معيارهاي مركب نيز بر اساس انواع متنوعي از معيارهاي عملكردی بنا شده اند(همان).

تحقيقات مختلفي در زمينة عوامل مؤثر بر عملكرد صادراتي صورت گرفته است . در هر كدام از اين تحقيقات، متغيرهايي مدنظر بوده اند كه بنا به نظر محقق، به طورمستقيم يا غيرمستقيم بر عملكرد صادراتي مؤثر بوده اند . تعداد متغيرهاي بررسي شده تا حدودي گسترده بوده اند. اين گستردگي به حدي است كه حتي موجب ايجاد نتيجه گيري ها، ابهامات و يافته هايي متناقض نيز شده است.اغلب تحقيقات اوليه در زمينة صادرات در  جهت تشخيص صادركنندگان از غيرصادركنندگان بوده است، به اين معني كه بيشتر فرآيند بين المللي شدن شركت را مدنظر قرار مي دادند . بعد از آن، محققين به بررسي فاكتورهاي خارجي مؤثر بر رفتار صادراتي، نظير برنامه هاي تشويقي درست ، روي آوردند .در سومين مرحله، محققين به بررسي فاكتورهاي مربوط به رفتار شركت ها، متناسب با صادرات و نتايج آن، پرداختند . محققين دسته چهارم فاكتورهايي را مورد بررسي و مطالعه قرار دادند كه بر عملكرد يا موفقيت صادراتي شركت ها مؤثر مي باشند. به عنوان مثال، كاسي كيد و همكارانش با ارائه مدلي به بررسي تأثير سه عامل خصوصيات عيني شركت، متغيرهاي مرتبط با درك صادرات ، اندازه و تجربه صادراتي، انگيزه صادرات، مشكلات صادرات، مزيت هاي رقابتي) و تعهد به صادرات (بخش مجزاي صادرات، ورود به بازار خارجي و

معيارهاي انتخاب مشتري، بازديد مداوم از بازار صادراتي، برنامه ريزي و كنترل صادرات بر روي عملكرد صادراتي در كشورهاي اروپايي پرداختند (Papadopoulos and Martin, 2010).