بازار محوري داخلي//پایان نامه درباره فرهنگ بازار محوری

ژانویه 12, 2019 Off By 92

بازار محوري داخلي معادل با بازار محوري است که با اولويت دهي به اجراي موثر استراتژي هاي بازاريابي شناخته مي شود . توسعه‌ي بازار محوري داخلي مي تواند اثر بخشي پاسخگويي بازار محوري شرکت به شرايط بازار را افزايش دهد ؛ زيرا مديريت را قادر مي سازد که اهداف بازار را با قابليت هاي دروني و مهارت هاي کارکنان ، بهتر همسو و هماهنگ نمايد .

شرکت با پذيرش بازار محوري داخلي در حقيقت گام به سوي گسترش تعهداتي بر مي دارد که توسط آنها با مديريت موثر رابطه ي بين کارکنان ، مافوق ها و مديران ، براي آنها خلق ارزش ميکند . لازم به ذکر است که افزايش درجه ي بازار محوري داخلي ، جهت گيري خارجي يا تمرکز شرکت بر مشتريان آنرا مانع نمي شود ؛ بلکه به طور کاملاً برعکس محرک يک جهت گيري متقارن است ، بنابراين اثر بخشي پاسخگويي استراتژيک شرکت را تقويت مي کند و نهايتاً توانايي شرکت را براي راضي نگهداشتن مستمر مشتريان ، فراهم مي آورد و نهايتاً باعث رشد سود و فروش مي گردد . بررسي ها در اين زمينه نشانگر آن است که بازاريابي داخلي بر مشارکت در تصميم گيري و توانمند سازي نيز اثر دارد.علاوه بر دو جنبه ي فوق الذکر تحقيقات نشان داده است که رضايت شغلي کارکنان هم يک پيش نياز مهم براي تحقق موثرتر نيازهاي مشتريان شرکت است . لذا رضايت شغلي هم يکي از اهداف مهم برنامه هاي بازاريابي داخلي است .

از جنبه تاریخی بازار محوری به عنوان مرحله ای از بالندگی سازمان ،یا به عنوان سطحی که انعکاس دهنده بلوغ سازمانی است ،نیز تعریف شده است . نویسندگان مختلفی چون بیکر (1991 ) ،کاتلر (1996 ) و داجیک (1992) بر این تعریف صحه گذارده اند . آن ها به بازار محوری به عنوان مرحله نهایی توسعه یک سازمان بازرگانی نگاه کرده و معتقدند که گرایش بازار در امتداد توسعه گرایشات مختلف بازرگانی بوجود آمده است.

این مراحل توسعه عبارتند از تولید محوری ،محصول محوری ،فروش محوری و مفهوم بازاریابی .

  • در «تولید محوری » فرض بر این است که مشتریان نسبت به کالاهایی نظر مساعد خواهند داشت که اولا موجود باشند و ثانیا دارای قیمت خبلی مناسبی باشند ،بنابراین مدیریت ،وظیفه بهبود تولید و توزیع را بر عهده دارد .این مفهوم از قدیمی ترین فلسفه های راهنمای فروشندگان محسوب می شود . مفهوم اساسی دیگری که راهنمای فروشندگان است «مفهوم کالا »یا محصول محوری است .بر اساس این مفهوم مشتریان خواهان کالاهایی هستند که از بهترین کیفیت و کارایی برخوردار باشند . بر مبنای این اصل سازمان باید منابع خود را به بهبود پیوسته کالا اختصاص دهد . مفهوم دیگر در این زمینه «فروش محوری » است . بسیاری از سازمان ها از این مفهوم تبعیت می کنند . بر این اساس این مفهوم اعتقاد براین است که مادامی که شرکت به میزان وسیعی برای فروش و ترویج کالاهای خود نکوشد ،خریداران ،کالاهای آنها را نخواهند خرید . در اینجا هدف صرفا فروش هست و هیچ گونه نگرانی بعدی در مورد رضایت مشتری وجود ندارد ؛اما در «مفهوم بازاریابی »اعتقاد بر این است که نیل به اهداف سازمانی بستگی تام به تعیین و تعریف نیاز ها و خواسته های بازار هدف و تامین رضایت مشتری به نحوی مطلوب تر و موثرتر از رقبا دارد. معمولا مفاهیم فروش و بازاریابی اشتباه می شوند . این مفهوم با یک بازار کاملا تعریف شده شروع می شود . روی نیازهای مشتری تاکید دارد،کلیه فعالیت های بازاریابی را هماهنگ کرده و با تامین رضایت مشتریان سود می آفریند . لویت تفکر بازاریابی را به عنوان فلسفه بازرگانی معرفی می کند ،که با بوجود آمدنش سایر مفاهیم را به چالش کشانده است . برای مفهوم بازاریابی چهار بعد در نظر گرفته شده است :
  • تمرکز بر بازار
  • مشتری گرایی
  • بازاریابی هماهنگ
  • سود آوری

کوهلی و جاوورسکی (1990 ) بازارمحوری را به عنوان کاربرد و برپایه تفکر بازاریابی معرفی کرده و معتقدند،تبدیل تفکر بازاریابی به عمل باعث ایجاد بازارمحوری می شود . در این دیدگاه گرایش بازار صعود و پیشرفتی را از عمل فروش به سمت درک مشتریان ، مشکلات و نیازهای آنها و تلاش در جهت پیدا کردن راه حل برای برآوردن نیازهایشان داشته است .