فوریه 26, 2021

تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان۹۴- قسمت ۲۰

و بدون اینکه قصد ارتکاب اعمال ضد اجتماعی را داشته باشد ، صرفاً به خاطر وابستگی های عاطفی و ابراز احساسات و نهایتاً رفع خماری و گرفتاری والدین قدم در راهی می گذارد که شاید روزی سر
از لجنزارهای کثیف و یا سیاه چالهای مخوف در آورند .
چنانچه وضعیت او مورد توجه قرار نگیرد و نهادهای مسئول اجتماعی از او حمایت نکنند ، به تدریج تبدیل به نوجوانی بزهکار می شود که حتی اگر به شبکه توزیع مواد مخدر و گروه مصرف کنندگان آن هم نپیوندد ، استعداد و توانایی انجام هر گونه عمل خلاف اخلاقی را به سوی خود می کشد .
بسیار دیده شده که این اطفال برای تأمین هزینه مواد مخدر والدین خمار خود حتی جیب بری
هم می کنند و به سرقت های کوچک دست می زنند . آنان گاهی چرخ گوشت و دیگ زود پز مادران خود
را می دزدند و در بازار می فروشند تا با پول آن مواد مورد نیاز پدر خود را تأمین کنند و چهره ی کهربایی
او را که از مهر و محبت تهی شده است یکبار دیگر خندان و شاداب ببینند و گاه به تحریک والدین خود چه تهدید چه تشویق ـ به بهانه هم بازی بودن با فرزندان همسایه وارد منزل آنان شده و به سرقت پول و طلا و جواهر موجود در این خانه می پردازند .
فرزندان اعتیاد تحت چنین شرایطی به دوره جوانی رسیده و از طرف شبکه های سرقت ، جنایت و توزیع و قاچاق مواد مخدر جذب میشوند و حیات فردی و اجتماعی خود را با جرم و مجازات پیوند می زنند . زندان از دیدگاهشان خانه دومی شود که در آن فراگیری سایر جرایم و فنون و شگردهای فرار از چنگ قانون به سهولت میّسر و حتی ضروری خواهد بود .
در این مرحله فاجعه به نقطه اوج خود می رسد و آنچه به راستی مورد تهدید جدی واقع می شود
«امنیت اجتماعی» است . نیروی دفاعی جامعه نیز در مقابله با آن به علت تأخیر و اهمال در پی گیری در نهایت ضعف و ناتوانی و ناکامی عمل می کند حتی اگر در شکل ظاهر با شدت عمل هم همراه باشد به فرزندان اعتیاد که چنین بی رحمانه با سرنوشت شوم مواجه می شوند بیندیشیم آیا جز گرایش به آلودگی بزهکاری و ایجاد انحطاط و ناامنی اجتماعی می توان از این نوباوگران انتظار دیگری داشت ؟
آیا باید آنان را به حال خود رها ساخت و منتظر ماند تا بعد از رسیدن به سن قانونی تحت تعقیب قرار گیرند ؟ مادران مطلقه فرزندان اعتیاد که غالباً زنان خانه دار و فاقد هرگونه تخصص یا اشتغال هستند چگونه باید هزینه آنان را تأمین کنند؟ در مواردی هم که فرزندان اعتیاد پدر یا مادر خود را به علت مصرف زیاد مواد مخدر، حبس های دراز مدت ، اعدام یا خود کشی و حوادثی نظیر آن ها از دست می دهند و احیاناً در خانه ی پدربزرگ یا مادربزرگ رشد و نمو می کنند سرنوشت شوم به صورتهای گوناگون دیگری در انتظارشان است. حضور دلخراش فرزندان اعتیاد در بسیاری از پرونده های قتل و سرقت و فحشا به خوبی احساس می شود . [۱۲۰]
توصیه هایی که برای حمایت از فرزندان اعتیاد میتوان ارائه داد چنین جمع بندی و خلاصه می شود :
۱ـ حمایت همه جانبه : اعم از حمایت های قانونی ، اجتماعی، مادی، رفاهی و آموزشی و …..از فرزندان اعتیاد و توجه به مشکلات معیشتی و تربیتی آنان از جمیع جهات ، به عنوان بخش عمده ای از برنامه گسترده مبارزه با مواد مخدر در عملکرد مبارزه گنجانده شود .
۲ ـ بذل توجه شایان به ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی ، به منزله دستاویز قانونی و حقوقی موقت ، تا زمانی
که قوانین خاص پیرامون موضوع مورد بحث تدوین و تصویب گردد و اجرای دقیق مفاد آن به شرح
ذیل است:
« هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که کودک تحت حضانت اوست صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی کودک در معرض خطر باشد محکمه می تواند به تقاضای اقربای کودک یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای مدعی العموم هر تصمیمی را که برای حضانت کودک مقتضی بداند ، اتخاذ کند» بنابراین با وجود فقدان قوانین خاص در رابطه با فرزندان اعتیاد و در مواردی که هنوز به عمل اخلاقی دست نزده و مرتکب جرمی نشده اند ، می توان از این ماده قانونی و امکانات و فرصت های گسترده ای که در اختیار می گذارند ، استفاده کرد . بدین ترتیب که به محض تشکیل پرونده برای معتادان یا توزیع کنندگان مواد مخدر در دادسراها با بهره گیری از صراحت این قانون ، مدعی العموم مورد را از مصادیق ماده فوق الذکر تلقی کند و به کمک دادگاه ترتیب دور سازی اطفال از هسته فاسد خانواده را به هر نحوی که مقتضی است ، بدهد .
۳ ـ تربیت کارشناسان زن ، تحت عنوان مددکاران قضایی و متخصص در امور مواد مخدر شاید بهترین و کارآمدترین نیروی امدادی را برای رسیدگی به وضعیت فرزندان اعتیاد در اختیار بگذارند . میزان اختیارات
و قدرت اجرایی این کارشناسان باید در سطحی باشد که بتوانند به طور مرتب و پی در پی محل زندگی کودکانی را که اولیاء آنان تعهد به ترک اعتیاد کرده اند تحت نظر داشته باشند .و هر گاه محیط خانواده
را نامناسب تشخیص دهند ضمن گزارش به دادستان مربوطه ، ترتیب استفاده از مفاد ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی
و اجرای دقیق آن را بدهند و در نهایت فرزندان را از محیط نامناسب و آلوده دور و جدا سازند . ضمنا
این کارشناسان می توانند در جهت نیازهای مالی فرزندان اعتیاد گام های مؤثری بردارند ، به نحوی که آنان مجبور نباشند برای خرید یک دفترچه و یا یک جعبه مداد رنگی به سرقت روی آورند یا دست تکدی و نیاز به سوی دوستان پدر یا مادرشان ، که آنان نیز غالباً در شبکه مصرف و توزیع مواد مخدر فعالیت دارند ، دراز کنند و احیاناً توسط آنان در جهت تخریب و ویرانگری به کار گرفته شوند . فقط بخشی از آنچه توسط مامورین مبارزه با مواد مخدر کشف و ضبط می شود می تواند جوابگوی این هزینه های منطقی باشد[۱۲۱] .
۴ ـ تدوین و اجرای برنامه های آموزشی از طریق رادیو، تلویزیون ، فیلم ، روزنامه، کتاب و ….. برای فرزندان اعتیاد می تواند آنان را از فرهنگ اعتیاد ، که بر روابط خانوادگی آن ها و فضای خانه سلطه کامل دارد ، دور سازد و درمرحله همانند سازی آنان را با الگوهای دیگری آشنا سازد . پخش گزارش های مربوط به کشف و نابودی باندها و شبکه های مواد مخدر و مجازات مجرمین مرتبط با مواد مخدر به تنهایی روند مبارزه با مواد مخدر را با توفیق همراه نمی سازد و چنانچه عامل سازنده ی آموزش از کودکانی که با این شبکه ها و گروهها وابستگی خویشاوندی دارند ، دریغ شود ، آنان در آینده به انحاء مختلف مخل نظم و آرامش و امنیت جامعه خواهند بود . انگارههایی که سایر کشورها در زمینه آموزش و پرورش و باز سازی شخصیت این قبیل کودکان در قالب شعر و فیلم و قصه به کار گرفته اند ، قابل تعمق و بررسی است . علاوه بر این ، فرهنگ ایرانی برای خلاقیت های هنری ـ آموزشی سرشار از موضوعات مناسب ، جذاب و مورد علاقه کودکان است .
۵ ـ باید برای زنان خانه دار و فاقد مهر درآمد که سرانجام ناگزیر می شوند از شوهران معتاد و مزاحم خود طلاق بگیرند طراحی ریخت و ضمن تدوین یک برنامه دقیق ، آنان را بر حسب استعداد و توانایی که دارند به کار گماشت تا بتوانند هزینه فرزندان تحت حضانت خود را بپردازند و برای تأمین مخارج زندگی خانواده به اعمال ناشایست رو نیاورند . ضرورت و فوریت طرح و تدوین قوانین خاص در این زمینه
با مشاهده تراکم حضور این زنان درمانده در دادگاههای مدنی خاص ، که از عظمت و گستردگی فاجعه
خبر میدهد ، به خوبی احساس می شود . [۱۲۲]
گفتار دوم: فرزندان اعتیاد، بینوایان
در این فرض سرپرست منحصر به فرد کودک (پدر یا مادر یا هر دو) به علت جرایم ناشی از مواد مخدر برای مدت طولانی، زندانی، بستری و احتمالاً اعدام شده و در هر حال افرادی در مقام نان آور یا مربی کودک در خانواده حضور ندارند و به ناچار طفل بی سرپرست می ماند. در این صورت مقررات مربوط به آیین نامه امور زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی مصوب ۷ /۲/۱۳۶۱ شورای عالی قضایی، شامل حال کودک شده
و تحت پوشش انجمن های حمایت اززندانیان قرار می گیرد . از سال ۱۳۶۰ با تصویب اساسنامه انجمن های حمایت از زندانیان ، کودکانی که در موقعیت های خاص قرار می گیرند از امکانات و فرصت های قانونی مطلوبی برخوردار می شوند گر چه در عمل کمبودها و نارسایی های ناشی از تنگناهای مالی از قدرت اجرایی این قوانین و مقررات به شدت می کاهند ، معهذا تصویب اساسنامه نقطه عطفی در سرنوشت کلیه کودکانی است که سرپرست منحصر به فرد خود را به علت بزهکاری از دست می دهند . به نقل از تحقیقات حقوقدان ارجمند ( تاج زمان دانش) در کتاب (حقوق زندانیان و علم زندانها)از انتشارات دانشگاه تهران در کشورهای مترقی برای تربیت و ارشاد و حمایت زندانیان ، متخصصین امور تربیتی به نام (مربیان اخلاقی) با مسئولین زندانها و مددکاران اجتماعی همکاری می نمایند . [۱۲۳]
راهنمایی وارشاد زندانیان و واداشتن آنان به کار و رعایت نظم و انضباط و اجرای مقررات از وظایف مربیان اخلاقی و مددکاران اجتماعی است . مربیان اخلاقی باید حس احترام را به خود و دیگران و حس مسئولیت شخصی را در زندانیان تقویت نمایند. متأسفانه در آیین نامه امور زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی ایران از ( مربیان اخلاقی) ذکری به میان نیامده است . بنابراین مددکاران اجتماعی در چارچوب نفرات محدود و ناکافی که در حال حاضر باید در غالب آن به فعالیت بپردازند بسیار دست تنها هستند و با توجه به تراکم زندانیان مواد مخدر نمی توانند در رسیدگی به امور شخصیتی ، فردی و خانوادگی زندانیان از کارایی کافی برخوردار باشند . برای آنان امکان ندارد فرزندان اعتیاد را که به علت محرومیت از حضور والدین درخانه تنها مانده اند یا در اختیار جد و جدّه قرار گرفته اند و یا در مراکز بهزیستی بسر می برند از آن سطح مطلوب (آموزش) و ( رفاه) و …. که مورد نیاز است برخوردار بسازند . لذا ضمن ابراز خشنودی از تدوین مقررات و آیین نامه ها و اساسنامه هایی که توجه به نیازهای مادی و معنوی زندانیان و افراد خانواده آنان را در اولویت قرار می دهند ، ناگزیر از ابراز یک نگرانی جدی نیز هستیم . اجرای این قوانین ، مقررات ، آیین نامه ها واساسنامه های مترقی و سازنده به بودجه های کلان ، کادرهای متخصص و آموزش دیده و یاری و همکاری مؤسسات و شرکت های سودآور تجاری نیاز دارد و تا بودجه و نیروی انسانی لازم تأمین نشود همه مفاهیم مترقی در غلب خشک الفاظ باقی می ماند و ( فرزندان اعتیاد ) که به لحاظ ارتباط با امنیت اجتماعی در آینده باید ، در اولویت های اجتماعی قرار گیرند ، نجات نخواهند یافت ، زیرا این کودکان به نوع خاصی از نظارت نیاز دارند که با نحوه نظارت برسایر کودکان بی سرپرست متفاوت است . نکته قابل ذکر اینکه اگر این گروه از کودکان را تحت عنوان کلی (بی سرپرست) و بدون آموزش های تخصصی لازم به مراکز بهزیستی بسپارند ، نمی توان آثار وحشتناک همزیستی با خانواده معتاد یا توزیع کننده مواد مخدر را از خاطره شان زدود و آنان را با سازندگی و رشد طبیعی آشنا ساخت ،فرزندان بی سرپرست که شرایطشان ناشی از بزهکاری والدین در ارتباط با ارتکاب جرایم مربوط به مواد مخدر است، اساساً گروهی خاص از کودکان را تشکیل می دهند که با بهره گیری از شیوه های آموزش تصویری و قصه پردازی باید تحت پوشش اقدامات روان درمانی ویژه قرار گیرند : در غیر اینصورت « مبارزه با مواد مخدر» فاقد آن مفهوم و محتوایی خواهد بود که از آن انتظار می رود .خوشبختانه در جهت حمایت از فرزندان اعتیاد از سال ۱۳۶۰ توسط شورای سرپرستی زندان های وقت در یکی از زندان ها مهد کودکی تأسیس شده است که می تواند منشأ اقدامات سازنده و مثبت دیگری در آینده باشد . این مهد کودک از فرزندان زیر سنین دبستان به طور شبانه روزی نگهداری می کند و با وجود امکاناتی که در اختیار فرزندان قرار می دهد با کمبودهایی نیز مواجه است که چنانچه رفع و جبران نشوند انگاره بسیار جالبی خواهد بود برای حمایت از فرزندان اعتیاد در سراسر کشور این مهد کودک برای پژوهش و برنامه ریزی های علمی نسبت به کودکانی که والدین و به خصوص مادرانشان به دلیل ارتکاب به جرایم مرتبط با مواد مخدر در زندان به سر می برند ، از ظرفیت و قابلیت قابل ملاحظه ای برخوردار است و از جنبه های مختلف می تواند روشنگر مسایل خاص این کودکان باشد . این فرزندان فقط تا رسیدن به سن مناسب برای شروع تحصیل در مدرسه در مهد کودک نگهداری می شوند و پس از آن اگر سرپرست منحصر به فرد آنان ، که غالباً زنان زندانی مواد مخدر هستند ، آزاد نشده باشد ، فرزندان تحت عنوان قانونی « فرزندان بی سرپرست» به مراکز بهزیستی اعزام شده و در آنجا زیر چتر حمایت های قانون ناظر بر وضعیت « فرزندان بی سرپرست» ، تحت عنوان عام آن ، قرار می گیرند .فرزندان ساکن این مهد کودک به علت گرفتاری های والدین و درگیری آنان با مواد مخدر غالباً واکسینه نشده اند . مهد کودک با مسأله مهمی مواجه است که به تضعیف امکانات تربیتی و آموزشی فرزندان اعتیاد در محیط مهد منجر می شود ، تقسیم بندی فرزندان از نظر سنی در گروهها و کلاسهای مختلف بدیهی ترین و نخستین اقدام سازنده تربیتی است که به علت کمبود جا از آن محروم مانده اند. و ناگزیر همه فرزندان بالای سه سال را در یک جا نگهداری می کنند . بدیهی است که این روش صحیح نیست و از لحاظ تربیتی زیان های فراوان در پی دارد . معضل مهم دیگر این است که در بیشتر موارد ناگزیر می شوند به خویشاوندان نزدیک کودک اجازه ملاقات بدهند . معضل مهم دیگر آن ، وجود مهد کودک در محوطهی زندان است که از تأثیر و کارایی مربیان می کاهد . ارجح ان است که مهد کودک ها در نزدیکی زندان ها ساخته شده و ساختمان آن ها طوری باشد که فرزندان احساس نکنند در محیط زندان بسر می برند . [۱۲۴]
۱ـ همان طور که در مورد کودکان فرض نخست ذکر شد ، در اینجا نیز اصلاح شخصیت فرزندان اعتیادمشمول این فرض بدون تأثیر گذاری بر شخصیت والدین زندانی آنان که غالباً به خانه های خود باز
می گردند امکان پذیر نخواهد بود . نقش مادر زندانی پس از ازادی و بازگشت به آغوش فرزندان به مراتب بیش از نقش پدر ارزش دارد . به همین جهت باید وضع زنان زندانی مواد مخدر را با ضوابط نوین علوم تربیتی انطباق داد . نظر به اینکه اجرای روش های اصلاحی و تربیتی و یا درمانی بدون تفکیک و طبقه بندی زندانیان ممکن نمی شود ، باید زندانیان را بر حسب جنسیت ، سن، وضع قضایی، وضع سلامتی، مدت محکومیت و نوع جرایم تفکیک و طبقه بندی کرده و زیر پوشش روش های اصلاحی و تربیتی و درمانی قرار داد . متأسفانه در ایران ، زنان بدون تفکیک و طبقه بندی در یک زندان نگهداری میشوند و غالباً به خیاطی، گلدوزی، بافندگی و رفوگری اشتغال دارند . در این زمینه پیشنهاد می شود زنان زندانی که جرایمشان با مواد مخدر مرتبط است کاملاً از دیگر زنان تفکیک شده و با استفاده از دانش و تجربه و تخصص افرادی که جهت تأثیر بر رفتار آنان صلاحیت دارند ، برای بازگشت به خانه و حضانت اطفال خود آمادگی لازم را پیدا کنند و به فرزندانی ملحق شوند که غالباً یا پدر ندارند و یا پدرشان فاقد صلاحیت است.
۲ـ در مورد نگهداری اطفال در زندان ، تبصره ی دو ماده بیست و یکم آیین نامه امور زندان ها چنین مقرر می دارد ، « زنان زندانی می توانند اطفال خود را تا سن پنج سال تمام همراه خود داشته باشند . رؤسای زندان موظفند در هر زندان نسبت به تفکیک و جداسازی اطفال در محل جداگانه اقدام کنند و یا به انتقال اطفال به مؤسسات نگهداری کودکان مبادرت ورزند» . همانگونه که شرح دادیم ، با تأسیس مهد کودک
در نزدیکی یکی از زندان ها ، گامی تازه در جهت اجرای بهتر تبصره دو ماده بیست و یکم آیین نامه
امور زندان ها برداشته شده است که در صورت رفع کمبودهای آن وتأسیس مهد کودک های مشابه در مجاورت تمام زندانهای کشور ، فرآیند اصلاح و تربیت فرزندان اعتیاد در مسیر تازه ای به جریان خواهد افتاد و نتایج مطلوبی به بار خواهد آورد .
۳ـ خوشبختانه بر اساس آیین نامه امور زندان ها ، اداره مددکاری اجتماعی و حمایت از زندانیان موظف شده با جلب همکاری انجمن های حمایت زندانیان ، وسایل اشتغال و اسکان زندانیان آزاد شده را در مراکز مراقبت بعد از خروج فراهم آورد . مراکز مراقبت بعد از خروج زندانیان مؤسساتی هستند که نگهداری
و حمایت از زندانیان آزاد شده را بر عهده دارند . اما به نظر می رسد که لازم است با موضوع اشتغال زنان
یا مردان زندانی مرتبط با مواد مخدر که درای فرزندان سرگردان و رها شده هستند از یک دیدگاه جدید
و در چارچوب برنامه مبارزه با مواد مخدر برخورد شود . اگر بعد از خروج از زندان و به علت بیکاری ، این افراد با فقر و تنگدستی دست به گریبان شوند ، راهی جز ایجاد رابطه جدید با شبکه های توزیع مواد مخدر نخواهند داشت و در ورطه فقر ، فرزندان آنان نیز به گرایش های حرفه ای والدین علاقه مندی نشان
می دهند .
در اینجا به خصوص به موضوع اشتغال و کسب درآمد « زنان زندانی مواد مخدر» بعد از خروج از زندان تأکید می شود . با توجه دقیق به این واقعیت که در زنان گرایش به مواد مخدر با فحشارابطه نزدیک دارد ، چنانچه فرزندان اعتیاد را به آنان واگذرند، آغوش مادران زندانی مواد مخدر پس از خروج از زندان ، خطرناک ترین آموزشگاهی است که آینده فرزندان و جامعه، هر دو ، را تباه می سازد .

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.