می 8, 2021

جایگاه قدرت نرم در اندیشه سیاسی امام علی(ع- قسمت ۱۲

سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعتکنندگان نبود، و یاران حجت را بر من تمام نمیکردند، و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش میساختم، و آخر خلافت را با کاسهی اول آن سیراب میکردم. آنگاه میدیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغالهای بیارزشتر است(نهجالبلاغه، خطبه۳،ص۳۱).
ماهیت ارزشی کاربرد قدرت در اسلام که در راستای تحقق عدالت اجتماعی است، مشروعیت و جذابیت حکومت اسلامی را فارغ از هرگونه تصویرسازی و سخنپراکنی نمایان میکند. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بعد ذهنی ارزشهای سیاسی در اهداف و منافع ملی و جهانی حکومت اسلامی را به بعد عینی آن در رفتار قدرت، متصل کرد و با عملیاتی ساختن تئوری عدالت اجتماعی، ایدهی تحقق صلح و امنیت جهانی را ارائه داد. نای میگوید:
ارزشهایی که یک حکومت از آنها پشتیبانی میکند بهشدت بر عملکرد دیگران اثرگذار است. این ارزشها میتواند در داخل کشور نمودهایی مانند دموکراسی و در مؤسسات بینالمللی مانند همکاری با دیگر دولتها و در سیاست خارجی مانند صلح و حقوق بشر داشته باشد. دولتها با نفوذ الگوهای خود در جوامع میتوانند باعث جاذبه و یا دافعه شوند(نای،۱۳۸۹،ص۵۶).
حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در مشروعیت آرای عمومی شکل گرفت، اگرچه مشروعیت حضور بیعتکنندگان، برهانی بر پذیرش حکومت بود، اما تنها دلیل پذیرش حکومت نبود؛ آنچه اهمیت پذیرش حکومت را در نظر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، برجسته میکرد، آرمانهای متعالی اسلام در اهداف کوتاه مدت و بلند مدت، و در سطح داخلی و جهانی است؛ این آرمانها ظلمستیزی و دفاع از مظلوم است. ماهیت ارزشی و عامالمنفعهی این آرمانها، قابلیت به اشتراکگذاری آنها را در سطح جهانی فراهم میکند. استراتژی ظلمستیزی و دفاع از مظلوم، با محدودیت عملکردهای متجاوزانه و طغیانگرانه در سطح نظام بینالملل، ماهیت آنارشیک نظام بینالملل را به سمت ثبات و امنیت، متحول میکند. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، رفتار قدرت در اهداف راهبرد امنیتی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق، را در تطبیق با این آرمانها قرار میدهند بهطوریکه خروجیهای قدرت سیاسی بازتاب عدالت اجتماعی است. بازتاب رفتار قدرت در سطح اجتماع، شاخصهای حقانیت، جذابیت، اعتبار، اعتماد، و … را نمایان میکند. نای میگوید:
یک راهبرد بزرگ، با تضمین بقا شروع میشود، ولی پس از آن باید بر فراهم آوردن کالاهای عمومی متمرکز شود. نظم بینالمللی تا حد زیادی یک کالای عمومی جهانی است؛ چیزی که همه میتوانند مصرف کنند، بدون اینکه در دسترس بودنش برای دیگران کم شود. … اگر ایالات متحده منافع ملی خود را بر حسب کالاهایی تعریف کند که منافع دیگران را نیز در بر میگیرد، ممکن است منجر به ساخت روایتی شود که احتمال بهدستآوری حمایت گستردهی مورد نیاز برای دستیابی به اهدافش در آن بیشتر باشد، بهخصوص حالا که ایالات متحده با ظهور بازیگران کشوری و غیر کشوری روبهروست و بهدنبال هماهنگ کردن اقدامات در شبکهها است. … یک روایت کالای عمومی جهانی برای قرن حاضر، توسعهی بینالمللی را نیز در بر میگیرد. بخش عمدهای از اکثریت فقیر جهان، در منجلاب حلقههای شوم بیماری، فقر و بیثباتی سیاسی دستوپا میزنند. کمکرسانی برخی اوقات مفید است، ولی در راه توسعه اصلاً کفایت نمیکند؛ … ولی دروننگری و دغدغهی قدرت نرم نیز به ما گوشزد میکند که باید توسعه را در الویت قرار دهیم(نای،۱۳۹۰،صص۳۲۹-۳۲۷).
دغدغهای که آمریکا در قرن بیست و یکم برای تعیین الویتهای قدرت نرم دارد، هزار و چهارصد سال پیش توسط مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، الویتبندی شد و در دستور کار قرار گرفت. اگر هدف آمریکا از به اشتراکگذاری سیاستهای جهانی، تأمین صلح و ثبات در راستای منفعتطلبی و انحصارگرایی ابرقدرتی درجهان است، هدف امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، از به اشتراکگذاری سیاستهای جهانی، تأمین صلح و ثبات در راستای برپایی حقوق و اجرای عدالت اجتماعی در جهان است؛ و اینگونه است که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند: «و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش میساختم، و آخر خلافت را با کاسهی اول آن سیراب میکردم»؛ و این یعنی حذف منفعتمحوری و انحصارگرایی از سیاست. بخش عمدهای از اکثریت فقیر جهان، که به گفتهی نای، در منجلاب حلقههای شوم بیماری، فقر و بیثباتی سیاسی دستوپا میزنند، نیازمند عدالتگستری در برپایی حقوق هستند نه واژهپردازی در توسعهگستری. آنچه موجب محو شکاف توسعه میشود حذف منفعتطلبیها و انحصارگراییهای سیاسی در راستای مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است.

  1. راهبرد ارتباطی در فرایند دیپلماسی عمومی

فرمایشات امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) که بازتاب راهبرد ارتباطی ایشان است بهصورت عام و کلی بیان شده است و مختص زمان و مکان خاصی نیست. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در فرایند دیپلماسی عمومی بهگونهای است که شعاع و دامنهی راهبرد ارتباطی ایشان را فرای زمان و مکان جهت میدهد و گرایش و الگوپذیری مخاطبان را در مکانها و زمانهای مختلف موجب میشود. برای نمونه، اولین سخنرانی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پس از بیعت مردم مدینه با ایشان، در سال ۳۵ هجری مورد بررسی قرار میگیرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در این راهبرد ارتباطی علاوه بر بیان شاخصهای حکومت دموکراسی یا مردمسالاری، فرایند تعامل مردم با مسئولین را نیز اطلاعرسانی میکنند. امام علی(علیهالسلام) میفرمایند:
آنچه میگویم بهعهده میگیرم و خود به آن پایبندم. کسی که عبرتها برای او آشکار شود، و از عذاب آن پند گیرد، تقوا و خویشتنداری او را از سقوط در شبهات نگه میدارد. آگاه باشید تیره روزیها و آزمایشها، همانند زمان بعثت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) بار دیگر به شما روی آورد. سوگند به خدایی که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش میشوید، چون دانهای که در غربال ریزند، یا غذایی که در دیگ گذارند! بههم خواهید ریخت، زیر و رو خواهید شد، تا آنکه پایین به بالا، و بالا به پایین رود؛ آنان که سابقهای در اسلام داشتند، و تا کنون منزوی بودند، بر سر کار میآیند، و آنها که به ناحق، پیشی گرفتند عقب زده خواهند شد.
به خدا سوگند! کلمهای از حق را نپوشاندم؛ هیچگاه دروغی نگفتهام؛ از روز نخست، به این مقام خلافت و چنین روزی خبر داده شدم. آگاه باشید! همانا گناهان چون مرکبهای بد رفتارند که سواران خود را عنان رها شده در آتش دوزخ میاندازند. آگاه باشید! همانا تقوا، چونان مرکبهای فرمانبرداری است که سواران خود را، عنان بر دست، وارد بهشت جاویدان میکنند. حق و باطل همیشه در پیکارند، و برای هر کدام طرفدارانی است. اگر باطل پیروز شود جای شگفتی نیست، از دیرباز چنین بوده، و اگر طرفداران حق اندکاند، چه بسا روزی فراوان گردند و پیروز شوند، اما کمتر اتفاق میافتد که چیز رفته باز گردد.
آنکس که بهشت و دوزخ را پیش روی خود دارد، در تلاش است. برخی از مردم به سرعت به سوی حق پیش میروند، که اهل نجاتاند؛ و بعضی به کندی میروند و امیدوارند؛ و دیگری کوتاهی میکند و در آتش جهنم گرفتار است. چپ و راست گمراهی، و راه میانه، جادهی مستقیم الهی است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش میکند، و گذرگاه، سنت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است و سرانجام، بازگشت همه بدان سو میباشد. ادعا کنندهی باطل نابود شد، و دروغگو زیان کرد، هر کس با حق درافتاد هلاک گردید. نادانی انسان همین بس که قدر خویش نشناسد. آنچه بر اساس تقوی پایه گذاری شود، نابود نگردد. کشتزاری که با تقوی آبیاری شود، تشنگی ندارد. مردم! به خانههای خود روی آورید، مسایل میان خود را اصلاح کنید، توبه و بازگشت پس از زشتیها میسر است. جز پروردگار خود، دیگری را ستایش نکنید و جز خویشتن خویش، دیگری را سرزنش ننمایید(نهج البلاغه،خطبه۱۶،صص۴۱-۳۹).
اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در اولین روز حکومت، برنامهها و سیاستهای دولت را اطلاعرسانی میکنند یعنی لزوم تداوم تعامل مسئولین با مردم در حکومت دموکراسی، حکومت مردمسالاری یا دموکراسی صرف مشارکت مردم در رأی دادن نیست بلکه مردم باید در تعامل با مسئولین، در جریان اهداف و برنامههای دولت قرار گیرند؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند آنچه میگویم بهعهده میگیرم و خود به آن پایبندم، یعنی لزوم تطبیق سیاستهای اعلانی با سیاستهای اعمالی؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از تقوا و خویشتنداری بهعنوان سپر مقاومت در برابر شبهات یاد میکنند یعنی لزوم پیروی از ارزشها و پرهیز از ضدارزشها و ممانعت از رسوخ عوامل تفرقه در وحدت ملت؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از هجوم آزمایشها و تیرهروزیها سخن میگویند یعنی لزوم تغییرات بنیادین در ارکان حکومتی جهت تطبیق ماهیت حکومت با ساختار آن؛ وقتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند آنانکه به ناحق پیشی گرفته بودند عقب زده خواهند شد یعنی لزوم چینش عادلانه و رعایت شایستهسالاری در پیکرهی حکومت دموکراتیک؛ سوگند یاد کردن امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مبنی بر نپوشاندن کلمهای از حق، یعنی لزوم حقمحوری مسئولین و پرهیز از سیاستهای عوامفریبانه؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند طرفداران جبههی حق اندکند یعنی ملاک گزینش در بلوکبندیها و اتحادها، کیفیت عملکرد باشد نه کمیت اعضا؛ اطلاعرسانی از مرزبندی جبههی حق و باطل یعنی لزوم توجه به ماهیت احزاب و پرهیز از افراط و تفریط؛ اگر امیرالمؤمنین میفرمایند مسایل میان خودتان را اصلاح کنید یعنی پرهیز از مداخلات خارجی در مسایل داخلی و لزوم وحدتگرایی؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند جز پروردگار خود دیگری را ستایش نکنید یعنی لزوم پاسخگویی مسئولین در برابر مردم، زیرا تملق و ستایش دولتمردان مانع از پیشرفت کیفی امور کشور میشود؛ و اینکه میفرمایند جز خویشتن خویش دیگری را سرزنش ننمایید یعنی لزوم نظارت مردم بر سیستم حکومتی، زیرا ظلم و ستم دولتمردان در فضای سکوت مردم شکل میگیرد. نای میگوید:
اگر یک راهبرد ارتباطاتی بر خلاف سمت و سوی سیاست باشد، نمیتواند موفقیتی ایجاد نماید. صدای «کرده»ها بلندتر از «گفته»ها است؛ دیپلماسی عمومیای که صرفاً تزئیناتی ظاهری برای اعمال قدرت سخت بهنظر میرسد، به احتمال زیاد نمیتواند موفق باشد(نای،۱۳۹۰،ص۱۷۳).
قدرتهای بزرگ، تلاش میکنند از فرهنگ و روایتی برای ایجاد قدرت نرم استفاده کنند که مزیت آنها را ترویج دهد، اما در صورتیکه کلمات و نمادها، با واقعیتهای داخلی همخوانی نداشته باشد، اینکار همیشه کار آسانی نیست(همان،ص۱۴۹).
راهبرد ارتباطی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در فرایند دیپلماسی عمومی، در تطبیق با عملکردهای سیاسی ایشان قرار داشت و همین امر موجب ترویج جذابیتهای حکومت ایشان فرای زمان و مکان شد؛ و اینها همه یعنی اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ۱۴۰۰ سال پیش، اشاعهی اصول محوری دموکراسی اصیل را در دستور کار قرار داد و عملیاتی کرد؛ بهعبارتی دموکراسی اصیلی که در چهارده قرن پیش، مسلمانان طعم آنرا در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) چشیدهاند، هنوز هم اذهان و قلوب را مجذوب خود کرده است و جایی برای دموکراسی تجویزی و وارداتی با ماهیتی انحصاری و منفعتی باقی نمیگذارد.

  1. عدالت اقتصادی، زیربنای عدالت اجتماعی

حقوق مدنی و سیاسی از جمله حقوق اساسی بشر است؛ اما آیا با وجود شکم گرسنه میتوان از این حقوق بهرهمند شد؟! اگر از بازماندگان فجایع عظیم انسانی سؤال کنیم، خواهند گفت که نگرانی اصلی آنان در بازداشتگاههای کار اجباری، از رنج و درد گرسنگی بوده است. البته گرسنگی دادن، نتیجهی سیاستهای غیر انسانی و نژادپرستانه است، و آنچه بهطور مستقیم، زندگی این افراد را تهدید میکرده، فقر و گرسنگی بوده است نه محرومیت از حقوق و آزادیهای مدنی. اعلامیهی جهانی حقوق بشر اشعار میدارد که وظیفهی دولتها برای حفظ کرامت ذاتی انسان، بسیار بیشتر از وظیفهی آنها برای پوشاندن ردای حقوق بر تن افراد است. پیش از هر چیزی، انسان به پوشاک، غذا، مسکن، آموزش، خدمات درمانی و اجتماعی و شغل مناسب با درآمد کافی نیاز دارد تا فراغت کافی برای زندگی در کنار خانوادهاش و کسب تجارب فرهنگی داشته باشد. وظیفهی حکومتها در فراهمکردن سطح زندگی متوسط برای شهروندان، در مواد ۲۴ و ۷ اعلامیهی جهانی حقوق بشر، بهعنوان حقوقی که برای حفظ کرامت و رشد شخصیت آزاد انسانی ضروری است، بیان شده است(رابرتسون،۱۳۸۳،ص۲۲۸).
اصول مطروحه در اعلامیهی جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ یعنی قرن بیستم، در مورد فراهم نمودن سطح زندگی متوسط برای شهروندان، توسط امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در چهارده قرن پیش، نه تنها مطرح شد بلکه به مقام تجربی رسید. این اصل، مهمترین دغدغهی مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بود و چه زیبا فرمودند که «فقر، مرگ بزرگ است»(نهجالبلاغه،حکمت۱۶۳،ص۴۷۵).
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) تئوری عدالت اجتماعی را بر بنای عدالت اقتصادی قرار میدهند، و اولین گام در جهت اجرای راهبرد مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق را در زمینهی اقتصاد بر میدارند؛ فقر با گسستن زنجیرههای اتصال هرم طبقاتی جامعه، شکاف طبقاتی را موجب میشود و جامعه را به سمت نابودی سوق میدهد. عدالت اجتماعی جز بر بنای عدالت اقتصادی، هویت عینی نمییابد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در روز دوم خلافت خود، در مورد اموال فراوان بیتالمال که عثمان به بعضی از خویشاوندان خود بخشیده بود، فرمودند:
به خدا سوگند! بیتالمال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز میگردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا در عدالت، گشایش برای عموم است، و آنکس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سختتر است(نهج البلاغه،خطبه۱۵،ص۳۹).
آنگاه فرمان داد، همهی سلاحهایی را که در خانهی عثمان پیدا شد، که بر ضد مسلمانان از آن استفاده شده بود، بگیرند و در بیتالمال نهند و همچنین مقرر فرمود شتران گزینهی زکات را که در منزلش بود تصرف کنند و شمشیر و ذره او را هم بگیرند. و مقرر فرمود هیچکس متعرض به سلاحهایی که در خانهی عثمان بوده و بر ضد مسلمانان از آن استفاده نشده است، نشود و از تصرف همهی اموال شخصی عثمان که در خانهاش و جاهای دیگر است خودداری شود. و دستور فرمود اموالی را که عثمان بهصورت پاداش و جایزه به یاران خود و هر کس دیگر داده است برگردانده شود. چون این خبر به عمروبن عاص رسید، برای معاویه نوشت هر چه باید انجام دهی، انجام بده که پسر ابیطالب همهی اموال را از تو جدا خواهد کرد، همانگونه که پوست عصا و چوبدستی را میکنند(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،صص۱۳۶-۱۳۵ و ۱۳۷۸،ج۱،ص۲۷۰).
اولین اقدام مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در نخستین روزهای حکومت ایشان، در زمینهی اجرای عدالت اقتصادی صورت گرفت. اگرچه عدالت اقتصادی و شاخصهای مرتبط با آن، جزء مؤلفههای مدیریت قدرت نرم است، اما اجرای عدالت اقتصادی نیازمند مدیریت قدرت هوشمند است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در راستای اجرای عدالت اقتصادی و حذف شکاف طبقاتی، ابزار تهدید در قدرت سخت را در دستور کار قرار دادند. حذف شکاف طبقاتی، نیازمند هدفمند کردن بودجههای دولت است؛ مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، هدفمند کردن بودجههای دولت در راستای حذف شکاف طبقاتی را نه در کاهش بودجههای حمایتی و رفاهی، که در عدالت اقتصادی اجرا میکند، و عدالت اقتصادی یعنی برگرداندن اموال غصب شدهی دولت به چرخهی اقتصاد جامعه؛ اموالی که غصب آن، اقلیت جامعه را به طبقهی پردرآمدترینها، و اکثریت جامعه را به طبقهی کمدرآمدترینها، سوق داد و زنجیرههای اتصال هرم طبقاتی را با ایجاد شکاف، از هم گسست. نای میگوید:
شکل متغیر توزیع درآمد کشور نیز مشکلی در اقتصاد آمریکا است. … و شکاف بین پردرآمدترینها و افراد با درآمد متوسط در طی دههی گذشته رشد یافته است. تغییرات تقاضای کار که از کارگران کمسوادتر فاصله میگیرد، مهمترین توجیه حقوق رو به کاهش است، مشکل جدای از اینکه مسئلهی عدالت باشد، این است که آیا نابرابری ممکن است منجر به واکنش سیاسیای شود که بهرهوری و نرخ بالای اقتصادی را که زیربنای قدرت نرم و سخت است، کاهش دهد یا خیر.
قدرت نرم تولیدی اقتصاد آمریکا، مسئلهی حل نشدهای است. بسیاری از افراد، موفقیت اقتصاد آمریکا در بازهی طولانی مدت را تحسین کردهاند، ولی حتی قبل از اینکه بحران اقتصادی، شهرت اقتصاد آمریکا را درهم بشکند، آنرا یک مدل محسوب نکردهاند. دولت در اقتصاد ایالات متحده، نقش کمرنگتری دارد، … مراقبت بهداشتی آمریکا هزینهبر و از نظر نابرابری بیسابقه و تک بوده است(نای،۱۳۹۰،صص۲۹۷-۲۹۶).
اگر مدیریت قدرت هوشمند در آمریکا، بدون توجه به حذف شکاف طبقاتی در نابرابریهای اقتصادی، دغدغهی تثبیت اقتصاد بیمار، به عنوان زیربنای قدرت سخت و نرم را دارد؛ مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، دغدغهی حذف شکاف طبقاتی در راستای برابری و مواسات در عدالت اقتصادی را در دستور کار قرار میدهد، دستور کاری که نیازمند مدیریت بخش اقتصادی توسط دولت است. مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، با هویت بخشی عینی به مؤلفهی عدالت اقتصادی، زیربنای قدرت سخت و نرم را در راستای اجرایی ساختن تئوری عدالت اجتماعی، به پشتوانهی اقتصاد سالم مستحکم میکند. اگرچه حذف شکاف طبقاتی و برقراری عدالت اقتصادی، نیازمند قرار دادن وزنهی عدالت در برابر طبقهی اقلیت پردرآمدترینها است و سنگینی وزنهی عدالت بر این طبقه گران میآید و منجر به دافعهی این افراد از مرکز قدرت، و واکنش تهاجمی آنان به مرکز میشود، اما سنگینی قدرت نرمی که از این محل کسب میشود شاخصهای گرایشی حقانیت، جذابیت، اعتبار، اعتماد، رضایتمندی، و … را فرای زمان و مکان، تثبیت میکند. ابن ابیالحدید به نقل از ابوجعفر اسکافی میگوید که امام علی(علیهالسلام) روز دوم خلافت به منبر رفت و خطاب به مردم فرمودند:
«… چون به خواست خدا فردا رسید، صبح زود پیش ما آیید که نزد ما اموالی است که باید میان شما تقسیم کنیم و نباید هیچکس از شما، چه عرب و چه عجم از آمدن خودداری کند، چه از کسانی باشند که مقرری میگیرند و چه نمیگیرند، همینقدر که مسلمان آزاد باشد، حاضر شود. این سخن را میگویم و برای خودم و شما آمرزش میخواهم». چون فردا فرا رسید، امام علی(علیهالسلام) صبح زود آمد و مردم هم برای گرفتن اموال آمدند. امام علی(علیهالسلام) به کاتب خود عبیداللهبن ابیرفیع فرمود: نخست از مهاجران شروع کن و آنان را بخواه و به هر مردی که حاضر شد سه دینار بده و سپس از انصار شروع کن و با آنان هم همانگونه رفتار کن و به هر یک از مردم که حاضر شود اعم از سرخ و سیاه همین گونه پرداخت کن. سهلبن حنیف گفت: ای امیرالمؤمنین، این مرد دیروز غلام من بود و امروز او را آزاد کردهام فرمود: به او هم همان مقدار که به تو میدهیم، میپردازیم و به هر یک از آندو، سه دینار داد و هیچکس را بر دیگری برتری نداد(ابن ابیالحدید، ۱۳۷۵،ج۳، صص۳۵۴ -۳۵۳ و۱۳۸۰،ج۷،صص۳۸-۳۷).
هدف کارویژهی مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در برخورد با مفاسد اقتصادی، اجرای عدالت اجتماعی در برپایی حق است؛ پس حقوق ضایع نمیشود حتی حقوق مفسدان اقتصادی؛ اموال شخصی مفسدان اقتصادی و دارایی مردم، از تعرض در امان میماند، و امنیت اقتصادی برقرار میشود. عدالت و امنیت اقتصادی با رعایت عدالت اجتماعی اجرا میشود، آپارتاید و تبعیض نژادی از دامنهی عدالت و امنیت اقتصادی محو میشود و افراد جامعه در تساوی حقوق قرار میگیرند، و اینگونه عدالت اجتماعی، موجد امنیت اجتماعی است، امنیتی که محصول محو شکاف طبقاتی است. نای میگوید:
تخصیص یارانههای داخلی مربوط به کشاورزی برای حمایت از کشاورزان ثروتمند، در حالیکه ما دم از بازارهای آزاد برای کشورهای فقیر میزنیم، باعث تحریک انتقادهای دیگران میشود. در یک دموکراسی «سنگ» سیاستهای داخلی اغلب بسیار بزرگتر از آن است که «دم» سیاست خارجی بتواند آنرا حرکت دهد، اما وقتی ما رابطهی ایندو را نادیده میگیریم، این دورنگی آشکار، برای قدرت نرم ما هزینه خواهد داشت(نای،۱۳۸۹،ص۲۴۶).
سیاستهای ناعادلانهی اقتصادی آمریکا در سطح خرد و کلان، شکاف طبقاتی و شکاف توسعه را تشدید میکند و این هزینهای است که اگرچه آنگونه که نای میگوید قدرت نرم آمریکا متحمل میشود ولی در حقیقت، فشار و هزینهی این سیاستهای ناعادلانه را اکثریت مردم فقیر جهان، چه در کشور توسعه یافتهای مانند آمریکا و چه در کشورهای فقیر جهان سوم، متحمل میشوند. جان مرشایمر و استفن والت میگویند:
جمع کمکهای مستقیم آمریکا به اسرائیل تا سال ۲۰۰۳ بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار بوده است. اسرائیل سالیانه سه میلیارد دلار کمک خارجی مستقیم از آمریکا دریافت میکند که تقریباً یک پنجم کل بودجهی کمکهای خارجی آمریکا را شامل میشود. با معیار سرانه، آمریکا به هر اسرائیلی سالانه ۵۰۰ دلار سوبسید مستقیم میدهد. اهمیت این آهنگ ملایم کمک خارجی آنگاه روشن میشود که توجه داشته باشیم اسرائیل یک دولت صنعتی ثروتمند است و درآمد سرانهی آن با کرهی جنوبی و اسپانیا برابری میکند(مرشایمر و والت،۱۳۸۶،ص۱۴۰).
اگر مواد خام، منابع معدنی، و نیروی انسانی کشورهای فقیر جهان سوم که چرخهای تولیدات صنعتی کشورهای سلطهگر را به چرخش درآورد، به یغما نمیرفت و جهت بهرهبرداری عادلانه به صاحبان اصلی آن بازمیگشت، شکاف طبقاتی و شکاف توسعهی بینالمللی را شکل نمیداد، شکافی که محصول سودمحوری و انحصارگرایی اقتصادهای لیبرال دموکراسی است.
راهبرد امنیتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق است که پیامد عدالت اجتماعی را بهدنبال دارد. این راهبرد در آغازین روزهای حکومت امام علی(علیهالسلام) در سطح خرد و در پهنای وسیع حکومت اسلامی عملیاتی شد و الگویی برای اشاعه به سطح کلان در راستای جهانی سازی اسلام و با هدف دفاع از مظلومین و ستیز با ستمگران، ارائه داد. «جرج جرداق» نویسنده و ادیب معروف مسیحی میگوید:
چنانچه اسلام، انقلابی بر ضد جامعهی جامد جاهلیت بود، وجود علیابن ابیطالب(علیهالسلام) نیز انقلابی بر ضد گروهی بود که میخواستند از آن هدفهای پاک و نیکوی اجتماعی که اسلام به خاطر آنها بهپا خاسته بود، منحرف گردند، پس درواقع علی(علیهالسلام) پس از محمدابن عبدالله(صلیاللهعلیهوآله)، نماینده و سنبل این انقلاب، تعیینکنندهی اصول و قوانین آن، روشنسازندهی هدفهای آن، و کوشنده در راه بسط و عمومی ساختن آثار آن بود(جرداق،۱۳۷۹، ج۲،ص۹).

  1. بازتاب عدالت اجتماعی در رفتار سیاسی امام علی(علیهالسلام)
  2. دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.