فوریه 26, 2021

جایگاه قدرت نرم در اندیشه سیاسی امام علی(ع- قسمت ۱۵

استعارهی امپراتوری از جهات مختلف تنفر زاست. ارتش آمریکا دارای پایگاههای نظامی در سراسر جهان است و فرماندهان منطقهای آن گاهی اوقات مانند افسران رومی عمل میکنند و حتی در رسانهها هم به همین نام خوانده میشوند. انگلیسی مانند لاتین یک زبان بینالمللی است. اقتصاد آمریکا بزرگترین اقتصاد جهان است. فرهنگ آمریکا مانند یک آهن عمل میکند. اما این اشتباه است که سیاستهای برتری و پیشتازی آمریکا را با سیاستهای امپراتوری خلط کنیم. اگرچه روابط نابرابر بین آمریکا و قدرتهای ضعیفتر میتواند باعث استثمار و فقدان کنترل رسمی سیاسی شود، بنابراین عبارت امپریال برای توضیح این روابط واژهی دقیقی نیست. پذیرش این عبارت بهوسیلهی مردم جهان میتواند سیاست خارجی آمریکا را به مسیرهای فاجعهباری بکشاند، زیرا این عبارت با تغییرات جهان، سازگاری ندارد. ایالات متحده به هیچوجه یک امپراتوری مانند امپراتوریهای اروپایی قرن ۱۹ و ۲۰ نیست، زیرا ویژگی اصلی این امپراتوریها کنترل مستقیم سیاسی بود(نای،۱۳۸۹،صص۲۳۶-۲۳۵).
آنچه موجب سفسطهگری نای در برائت از واژهی امپریالیسم میشود، دغدغهی حفظ جذابیتهای اعلانی قدرت نرم آمریکا است. جذابیتهایی که در قالب تبلیغات، دروندادهای ارزشی آمریکا را ترسیم میکند، دروندادهایی که توجیهگر سیاستهای فاقد اصالت ارزشی است؛ و این راهبرد قدرت هوشمند آمریکایی است. راهبردی که در عصر اطلاعات، جذابیت واژهها را سپر انزجار عملکرد قرار میدهد تا سرعت تراکنش اطلاعات مانع از ارزیابی بروندادهای سیاسی شود. پروفسور مولانا میگوید:
نسبت به شکاف کلی رو به رشد بین کشورهای پیشرفتهی صنعتی و در حال توسعه، در شیوهای که آنها میتوانند اطلاعات مورد نیاز توسعهی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را آفرینش، پردازش و بهکار برند، برداشتی وجود دارد که همگان در آن سهیماند، در حالیکه چنین تحولی، چون همگرایی میان ارتباطات راه دور و رایانه، بر روندی در کشورهای صنعتی تأکید میکند، عزم و نیاز فزایندهی کشورهای در حال توسعه برای تأمین ارتباطات راه دور در راستای پشتیبانی از سیاستهای ملی و بینالمللی خود، در حد اولیه باقی مانده است. تحقیقات، این واقعیت را تأیید میکنند که رشد فناوری ضرورتاً دسترسی همهی ملتها به اطلاعات را در سطوح ملی و بینالمللی افزایش نمیدهد، برعکس، نابرابری کامل بین فقرا و ثروتمندان وجود دارد؛ در عین حال، رقابت درون و میان کشورهای صنعتی در حوزهی اجرا و خدمات، در حال افزایش است. با این وجود طی پنج سال گذشته اتفاق نظر جهانی قابل توجهی در رابطه با نیاز به تحول و تغییر ساختاری در نظام ارتباط جهانی و ارزش آن وجود داشته است. همچنین فرایند تنظیم کننده – وضع کننده معیار در سطح بینالمللی و اصلاح نهادی نظام موجود ارتباط بینالمللی بهطور فزایندهای مورد نیاز و در حال تحقق است. نیاز آینده به مسئولیتها و وظایف افزایش یافتهی این نظام، محقق نخواهد شد مگر آنکه هم اکنون اقدامات حقوقی، ساختاری و بینالمللی عادلانه در پیش گرفته شود. در غیر این صورت، نه تنها تداوم طراحی ارتباط بینالمللی جاری، به جای کاهش سلطهی برخی کشورهای صنعتی، آنرا افزایش خواهد داد بلکه نتیجهی عرض اندام دیگر کشورهای صنعتی در برابر سلطهی آمریکا بر بازار جهانی، اقتصاد اطلاعاتی جدید و شکننده را مختل خواهد کرد(مولانا،۱۳۸۷،ص۳۹۹).
اقدمات حقوقی، ساختاری، و بینالمللی عادلانه در پیش گرفته نخواهد شد مگر با کرنش بازیگران صحنهی نظام بینالملل در برابر توازن حقوق؛ توازنی که معیار حق را از قدرت در فضای آنارشی سیاسی، به اقتدار در فضای عدالت اجتماعی، سوق میدهد. قدرت، ضامن اجرای عادلانهی حقوق است نه بانی سلب حقوق. مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) قدرت سخت و قدرت نرم را در تطبیق با توازن حقوق به سمت عدالت اجتماعی عملیاتی کردند به نحوی که کیفیت عملکردها در بروندادهای سیاسی نمایان شد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با تنظیم الویتهای قدرت هوشمند بر اساس عدالت اجتماعی، رعایت حقوق بشر، آزادی، و مساوات در جبههی دشمن را در دستور کار قرار دادند. بهعنوان مثال، امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بعد از تصرف فرات در جنگ صفین و سهیم کردن سپاهیان دشمن در استفاده از آب، فرمان صدور ادامهی جنگ را بهتعلیق انداختند، ایشان در مورد علت این امر میفرمایند:
من با این قوم مدارا میکنم و مهلت میدهم شاید که هدایت یابند، یا(لااقل) گروهی از ایشان هدایت شوند، که پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآله) روز جنگ خیبر به من فرمود: «اگر خداوند به وسیلهی تو، فقط یک مرد را هدایت فرماید برای تو بهتر از همهی چیزهایی است که آفتاب بر آن میتابد»(ابن ابیالحدید،۱۳۶۸،ج۲،ص۱۸۳ و۱۳۷۸، ج۴،ص۱۳).
محور جذابیت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بر بنای انعطافناپذیری در اصول اخلاقی و انعطافپذیری در مدارای با مردم استوار است. اگر انعطافناپذیری امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در اصول اخلاق مؤلفههای مدیریتی عدالت، برابری، صداقت، و … را در دستور کار قرار میدهد، انعطافپذیری ایشان در مدارای با مردم مؤلفههای مدیریتی ایثار، گذشت، بخشش، و … را در رفتار سیاسی نمایان میکند. مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مؤلفههای قدرت نرم و قدرت سخت را در تبدیل به رفتار قدرت، به سمت عدالت اجتماعی سوق میدهند بهگونهای که ماهیت قدرت سخت و قدرت نرم، بازتاب ارزشهای عام جهانشمول و سیاستهای بشردوستانه است، سیاستهایی که در اصول حسن نیت، منع توسل به زور، منع تجاوز، حق تعیین سرنوشت، دفاع مشروع، و منع جنایات جنگی، هویتی ارزشی مییابند. چارچوب راهبرد مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در برابر شورشیان، در تطبیق با این آیهی شریف قرار میگیرد که میفرماید:
«مَن قَتَلَ نَفسَا بِغَیرِ نَفسٍ أو فَسادٍ فِی الأرضِ فَکَأنَما قَتَلَ الناسَ جَمیعًا وَ مَن أحیَاهَا فَکَأنَمَآ أحیَا الناسَ جَمِیعًا»[۱۲](قرآن، سوره مائده، آیه۳۲).
مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، کارویژهی عدالت اجتماعی را در تقابل و کنش با نیروهای مخالف و موافق، در دستور کار قرار میدهند. مرکزگریزی و هنجار شکنی در فرمول مدیریتی امام علی(علیهالسلام) دلیل بر محرومیت از عدالت نیست. اعتبار و پرستیژ و مشروعیت قدرت، در توانایی اشاعهی عملکردهای ارزشی است. تجویز دموکراسی با زور و استبداد، دفاع از حقوق بشر با کشتار بشر، و اشاعهی آزادی با خفقان امنیتی، همخوانی ندارد. نای میگوید:
جنگ سال ۲۰۰۳ عراق، نمونهی جالبی از کنش و تقابل دو شکل از قدرت را فراهم کرد. برخی از انگیزههای جنگ بر پایهی تأثیر بازدارنده قدرت سخت بود. دونالد رامسفلد(وزیر دفاع وقت دولت آمریکا) در یکی از گزارشهای خود عنوان کرده است: هنگامیکه در این سمت مشغول بهکار شدم بر این اعتقاد بودم که: از نظر مردم جهان، ایالات متحده همانند یک ببر کاغذی است، یک غول ضعیفی که توانایی ضربه زدن ندارد. و لذا تصمیم گرفته تا اعتبار از دست رفتهی خود را بازگرداند. … علاوه بر این پیروزی در این جنگ، دولتهای دیگر را از حمایتهای آیندهی خود از تروریستها باز میدارد. اینها دلایل سخت وارد شدن به جنگ بودند. اما یک سری انگیزههای دیگر به «قدرت نرم» بستگی داشت. نومحافظهکاران بر این اعتقاد بودند که از قدرت آمریکا میتوان برای صدور دموکراسی به عراق و یا تغییر سیاستهای خاورمیانه استفاده شود. اگر اینکار را با موفقیت انجام دهیم، جنگ خود به خود مشروع میشود. همانطور که ویلیام کریستل و لارنس کاپلن بیان کردهاند: مگر چه عیبی دارد که حکومت و قدرتی برتر در خدمت اصول حقیقی و آرمانهای عالی باشد(نای،۱۳۸۹،صص۷۳-۷۲).
در اینکه حکومت و قدرتی برتر در خدمت اصول حقیقی و آرمانهای عالی باشد هیچ عیب و نقصی نیست؛ اما مشکل از آنجا شروع میشود که اصول حقیقی و آرمانهای عالی در خدمت حکومت و قدرتی برتر باشند. برونداد عمکردهای سیاسی آمریکا نه تنها قابلیت تطبیق با اصول حقیقی و آرمانهای عالی را ندارد بلکه طیف جداگانهای از اصول سودمحور و آرمانهای انحصاری را شکل میدهد. چارچوب گفتمان لیبرالیسم، فاقد ماهیت ارزشی است، و کارویژهی اصلی قدرت نرم در گفتمان غربی، استثمار از طریق اشاعهی ارزشهایی است که در تصویرسازیها شکل میگیرند، تصویرهایی که خلأ ارزشی واقعیتهای عینی را پوشش میدهند، و این کارویژهها تنظیم الویتها در مدیریت قدرت هوشمند غرب را مشخص میکند. نای میگوید:
در سطح راهبرد، منش ضد شورشی اهمیت زیادی میدهد به سبک و سنگین کردن بین قدرت نظامی لازم برای پاکسازی یک ناحیه و آسیب به نیروی غیر نظامی که دل و ذهنشان را باید بهدست آورد. در برخی موارد، بدهبستانها اجتناب ناپذیرند؛ برای نمونه، حملات هواپیماهای بیسرنشین بر ضد مبارزان القاعده و پاکستان، از معدود ابزاری است که در پاکستان شمالی در دسترس است، ولی حملات، قدرت نرم آمریکا را در چشم عموم مردم پاکستان خدشهدار میکند. در مورد اینگونه مسائل راهبردی باید مورد به مورد تصمیم گرفت(همان،۱۳۹۰،صص۳۳۶-۳۳۵).
دستورالعمل راهبرد هوشمند نای، تجاوز و استثمار را همزمان در دستور کار قرار میدهد اما جهتدهی مناسب این مقولهها را به سمت نظامیان و غیرنظامیان اجتناب ناپذیر میداند. بهای تجویز دموکراسی و حقوق بشر آمریکایی کشتار بیگناهان و مظلومانی است که قربانی اعتبار و مشروعیت کاذب سیاستهای قدرت هوشمند هژمون میشوند. مدیریت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در راهبرد ضد شورشی نیز الویتها را بر اساس عدالت اجتماعی تنظیم میکنند. جنگ نهروان بهترین نمونهی قابل استناد در مدیریت ضد شورشی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) است که در ادامه مورد بررسی قرار میگیرد.
چون امام علی(علیهالسلام) از صفین به کوفه برگشت و انتظار حکم داوران را میکشید، خوارج به صحرایی در کوفه موسوم به «حروراء» رفتند و آنجا بانگ برداشتند که «حکم و داوری برای کسی جز خدا نیست، هر چند مشرکان را ناخوش آید»، همانا که امام علی(علیهالسلام) و معاویه در حکم خدا شرک ورزیدند. امام علی(علیهالسلام) به آنان پیام داد این چیست که پیش آوردهاید و چه میخواهید؟ گفتند میخواهیم ما و تو و کسانیکه در صفین همراه ما بودند، سه شب به صحرا برویم و از داوری دو داور به خدا توبه کنیم و سپس آهنگ جنگ با معاویه کنیم تا خداوند میان ما و او حکم فرماید. امام علی (علیهالسلام) فرمود: «چرا این سخن را هنگامیکه داوران را گسیل میداشتیم نگفتید؟ چرا هنگامیکه از آنان عهد و پیمان گرفتیم و ما همه برای آنان تعهد کردیم، نگفتید؟ ایکاش این سخن را در آنهنگام گفته بودید». گفتند: در آنوقت جنگ طولانی و درماندگی سخت شده بود و زخمیها بسیار بودند و مرکوب خسته و سلاح فرسوده شده بود. امام علی(علیهالسلام) به آنان فرمود: «بنابراین هنگامیکه سختی و فشار بر شما بسیار شد، عهد و پیمان بستید و چون به آسایش رسیدید میخواهید عهد و پیمان را بشکنیم؟ و همانا که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) در عهد و پیمان با مشرکان وفادار بود و اینک شما به من میگویید عهد را بشکنم»؟(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،صص۴۱۳-۴۱۲ و۱۳۷۸،ج۲،صص ۳۱۱-۳۱۰).
خوارج مهمترین و تندروترین گروه مخالف امام علی(علیهالسلام) بودند. اینان بر ضد امام(علیهالسلام) به جوسازی و شایعهپراکنی میپرداختند، در انظار عمومی به امام علی(علیهالسلام) اهانت میکردند، در نماز جماعت امام علی(علیهالسلام) اخلال ایجاد میکردند، و سخنرانیهای حضرت علی(علیهالسلام) را بههم میزدند. خوارج کینهی خود را از هر راهی ابراز میکردند و برای مبارزه با حکومت آنحضرت، جلسات علنی و سری فراوانی تشکیل میدادند. در مقابل این حرکات توهینآمیز و گاه خطرناک و تهدیدآمیز، حضرت علی(علیهالسلام) هیچ واکنش خشونتآمیز و حتی قانونیای برای دستگیری و مقابله با آنان انجام نمیداد، و سهمیهی آنانرا از بیتالمال میپرداخت. حضرت علی(علیهالسلام) آنها را راهنمایی میکرد و به بحث منطقی فرا میخواند. تا اینکه از کوفه خارج شدند و به مناطق اطراف رفتند و دست به اغتشاش و کشتار زدند. امام علی(علیهالسلام) پیکی برای آنان فرستاد و ضمن نصیحت از آنان خواست که از این اقدامات دست بردارند. سپس خود حضرت علی(علیهالسلام) رفت و با آنان به بحث و استدلال پرداخت، عدهی زیادی از آنان به راه باطل خود پی بردند ولی بقیه همچنان به عقاید خود و جنگ با امام علی(علیهالسلام) پای فشردند و در نهایت جنگ نهروان اتفاق افتاد(علیخانی،۱۳۸۰، ص۵۳).
خوارج روزهای اول که خود را از رایات امام علی(علیهالسلام) کنار کشیدند، مردم را تهدید به قتل میکردند، گروهی از ایشان در ساحل رود نهروان کنار دهکدهای آمدند، مردی از دهکده ترسان بیرون آمد، آنان خود را به او رساندند و چون او را مخالف عقاید خود دیدند، او را کشتند و سپس کنیز آبستن او را آوردند و شکمش را دریدند. امام علی(علیهالسلام) به تعقیب خوارج رفتند چون مقابل خوارج رسیدند، خوارج به سپاهیان امام علی(علیهالسلام) تیراندازی کردند، سپاهیان گفتند: ای امیرالمؤمنین آنها به ما تیراندازی کردند، امام علی(علیهالسلام) فرمود: «شما دست بدارید». و چون برای بار سوم تیرباران کردند، امام علی(علیهالسلام) فرمود: «اینک جنگ روا و گوار است، بر آنان حمله برید»(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،صص۳۸۳ -۳۸۱ و۱۳۷۸،ج۲،صص۲۷۱ -۲۶۹).
اولین موج تروریستها و افراطیون در اسلام، از خوارج شکل گرفت. سیاستهای امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در قبال خوارج، سمبل و نماد سیاستهای دفاعی در برابر تروریستها است. اگر پایبندی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) نسبت به تعهدات با دشمن، عامل تشکیل افراطیون ضد علوی شد، عدم پایبندی آمریکا نسبت به تعهدات با نظام بینالملل، عامل تشکیل افراطیون ضد آمریکایی شد؛ اگر پروژهی مدیریت علوی روند مذاکرات با افراطیون را در فضای آزادی بیان در پیش گرفت، پروژهی مدیریت آمریکایی روند تهدید جهانیان در علنی ساختن موضعگیری، در فضای بازی با حاصل جمع صفر را در پیش گرفت؛ اگر راهبرد امنیت ملی علوی سیاست متقاعد سازی را در قبال افراطیون در دستور کار قرار داد، راهبرد امنیت ملی آمریکا سیاست نظامیگری را در قبال افراطیون در دستور کار قرار داد؛ اگر قدرت هوشمند علوی در برابر هنجارشکنی افراطیون، سیاستهای تدافعی را عادلانه مدیریت کرد، قدرت هوشمند آمریکایی در برابر هنجار شکنی افراطیون، سیاستهای تهاجمی را ناعادلانه مدیریت کرد؛ و اگر هدف مدیریت علوی از مقابله با افراطیون، متعادل ساختن توازن حقوق در راستای عدالت اجتماعی است، هدف مدیریت آمریکایی از مقابله با افراطیون، چرخش توازن قدرت به نفع سودمحوری و انحصارگرایی آمریکایی است؛ و اینگونه است که عناصر قدرتساز در مدیریت هوشمند علوی در تبدیل به رفتار قدرت، بازتاب عدالت اجتماعی و موجد جذابیت است، اما عناصر قدرتساز در مدیریت هوشمند آمریکایی در تبدیل به رفتار قدرت، بازتاب ظلم و ستم اجتماعی و موجد انزجار است. نای میگوید:
همچنین این مسأله که نوع پاسخ ایالات متحده به تروریسم، هیچ انطباقی با ارزشهای بیان شدهی این کشور ندارد؛ باعث صدمه زدن به جذابیت آمریکا میشود. شاید این قابل پیشبینی بود که زمانی سازمان حقوق بشر جهانی، گوانتانامو را بهعنوان «رسوایی و ننگ حقوق بشر» توصیف میکند و سازمان دیدهبان حقوق بشر، ایالات متحده را متهم میکند که با دورنگی و ریاکاری، باعث تحلیل سیاستهای خود شده و موقعیتاش را برای اصرار بر دیگران بهمنظور قبول ارزشها تضعیف کرده است. … حداقل اینچنین سیاستهایی موعظههای ما را دربارهی حقوق بشر برای برخی از مردم ریاکارانه جلوه میسازد(نای،۱۳۸۹، صص۱۲۴-۱۲۳).
جبههی باطل در فقدان دلیل و برهان، سیاستهای تهاجمی را در دستور کار قرار میدهد، و تجاوزگری را دفاع پیشدستانه مینامد تا در پوشش مشروعیت قدرت نرم، با ابزار قدرت سخت، و با مدیریت قدرت هوشمند، حقوق بشر را پلکان ترقی انحصارگرایی و منفعتطلبی خود قرار دهد. حقانیت، با تهاجم و تجاوز بر حقوق دیگران جمع نمیشود حتی اگر فرکانسهای امواج سایبری به وسعت جهان، حقانیت را طنیناندازی کنند. نای میگوید:
نه تنها بازیگران سعی میکنند مستقیم و غیر مستقیم از طریق قدرت نرم بر یکدیگر اثرگذار باشند، بلکه بر سر محروم کردن یکدیگر از جذابیت و مشروعیت نیز رقابت میکنند، و بدین ترتیب یک محیط ناتوان کننده در افکار عمومی، در کشور دیگر و یا در چشمان طرفهای ثالث مربوطه ایجاد میکنند(همان،۱۳۹۰،ص۱۶۳).
رقابت بازیگران بر سر محروم کردن یکدیگر از جذابیت و مشروعیت، تنها با زاویهی دید نای که از نگاه بیرون به درون صورت میگیرد، قابلیت تعمیم به سایر بازیگران را دارد. اگر گاهی اوقات یک سر طیف رقابت، تبلیغات و تصویرسازی جهت متهم نمودن و بیاعتبار کردن رقیب از مشروعیت و جذابیت باشد، سر دیگر طیف، اطلاعرسانی جهت رفع اتهام است. ریشهیابی رفتارهای سیاسی از نگاه درون به بیرون، واقعیتها را آشکارتر میکند. حق در کسب مشروعیت نیاز به برهان و دلیل ندارد چون حق است. و این باطل است که برای کسب مشروعیتی که فاقد آن است، فرکانس امواج صوتی را افزایش میدهد تا عدم مشروعیتها در بلندی صدای مشروعیتزدایی دیگران پنهان شوند و حق، پوشیده بماند. جفری رابرتسون در کتاب «جنایات علیه بشریت» میگوید:
اگر آمریکا با مسئلهی حقوق بشر یکسان برخورد نکند و بهصورت افراطی، از «دوستانش»، همچون اسرائیل و عربستان، دفاع نماید و یا عدالتی را که برای دیگران تجویز میکند، خود به کار نبندد، رهبری خیرخواهانهاش، به قول ساموئل هانتینگتون، باعث اعمال تعصبآمیز و ناعادلانهی حقوق بشر خواهد شد. … متأسفانه در آمریکا حقوق بشر وجود ندارد و به طریق اولی، در زندانها هم خبری از رعایت حقوق بشر نیست. شرایط زندانها در برخی از ایالات، وحشتناک است و مرتب به زندانیان زن تجاوز میشود. در بعضی از ایالات دست و پای زندانیان را –چه زن و چه مرد- بهگونهای زنجیر میکنند که مچ دست و قوزک پا با زنجیر بههم بسته شود. زندانبانانی که زندانیان را به صف میکنند، مجهز به سمپاشهای شیمیایی و شلاقهای برقی هستند.
در این کشور، همچون دیگر کشورهای ثروتمند، فقرا نمیتوانند وکیل اختیار کنند و مجازاتهای مرگ، بدون در نظر گرفتن استانداردهای شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل، اعمال میشود. نتیجهی طبیعی استخدام وکلایی که صلاحیت ندارند، چیزی جز صدور اشتباه در صدور احکام، بهخصوص در مورد محکومین به مرگ نیست. تعداد کسانی که سالیانه در آمریکا اعدام میشوند با تعداد کسانی که سالیانه بهدستور پینوشه اعدام میشدند، تقریباً مساوی است. گویا آمریکا در نظر دارد که بهطور منظم شهروندانش را از بین ببرد(رابرتسون،۱۳۸۳،صص۵۶۰-۵۵۸).
آزادی، عدالت، و حقوق بشر، در آمریکا از درون بسیار شکننده و بیثبات است و این در حالی است که امواج تبلیغات، در فضای سایبری خلاف واقعیت را تصویرسازی میکنند. قدرت نرم، فقط ابزاری جهت جلوهنمایی آمریکا از نگاه بیرون به درون، و از بالا به پایین است تا روند سلطه بر اذهان، دسترسی به منافع انحصاری را هموار سازد. سلطهگری و بیعدالتی، عنصری ذاتی در وجود سیاستهای آمریکا است، چیزی که تئوری قدرت نرم نای را در تفسیر واقعیتهای سیاسی آمریکا از درون به بیرون، و از پایین به بالا، ناتوان کرده است. اما راهبردهای مدیریتی قدرت نرم در اندیشهی امام علی(علیهالسلام)، جهانی سازی در راستای برپایی حقوق و اجرای عدالت اجتماعی را از درون به بیرون صادر میکند. حقوق بشر، عدالت، انصاف، ایثار، مساوات، مواسات، دعوت، آزادی، تکریم انسانیت و …، و حتی مؤلفههای قدرت سخت، همانند دستور، تهدید، اجبار، تشویق، دفاع و … اگر بازتاب حقوق و عدالت اجتماعی باشند وحدانیت شعارپردازی و عملگرایی نمایان میشود و قدرت هوشمند، به پشتوانهی نیروهای اجتماعی، مستحکم میشود. نای میگوید:
قدرت سخت نظامی همچنان سرنوشتساز باقی میماند، ولی اگر استفاده از آنرا غیرعادلانه برشمرند، مثل درون ابوغریب یا گوانتانامو، آنوقت نیروی سخت، نیروی نرمی را که برای پیروزی بر اذهان مسلمین، مورد نیاز است، کاهش میدهد و تعداد تروریستی بیشتر از آنها که از بین رفتهاند، میسازد؛ برای نمونه، یک کارشناس برجستهی تروریسم، نتیجه میگیرد که جنگ در عراق و ناتوانی ایالات متحده در تنظیم راهبرد برای کشورهای اصلی، ضدآمریکاییگرایی را وخیمتر کرد. … مسئله این نیست که باید از منبع نظامی استفاده کرد یا خیر، چون منابع نظامی را میتوان برای تولید رفتار قدرت سخت و یا نرم استفاده کرد. مبارزه و تهدید، رفتارهای قدرت سخت، حفاظت و یاری، رفتارهای قدرت نرم هستند. … رفتارهای قدرت نرم که از دیپلماسی عمومی تا برنامههای یاری رسانی متغیر است، به ساخت محیطی توانمندساز کمک میکند، ولی اندازهگیری اثرات آنها بر حسب بازده در کوتاه مدت، سخت است(نای،۱۳۹۰،صص۳۳۷-۳۳۴).
آنچه باعث میشود که خروجیهای قدرت سخت آمریکا، غیرعادلانه شمرده شود، و خروجیهای قدرت سخت اسلام در حکومت امام علی(علیهالسلام)، عادلانه شمرده شود، تنظیم الویتها در راهبردهای مدیریتی است. اگر اصطلاحات و واژگان کاربردی مؤلفههای مدیریت قدرت نرم، مثل دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، عدالت، مساوات، کمکهای بشردوستانه، و … در اسلام و غرب، تشابه و همسانی دارند، در مرحلهی مدیریت و در تبدیل به رفتار قدرت، به دو طیف جداگانه منتهی میشوند. مدیریت قدرت در غرب، مؤلفههای مدیریتی قدرت نرم را در راستای اهداف منفعتطلبانه و انحصاری، الویتبندی و تنظیم میکند، خروجیهای این قدرت، بیعدالتی و ظلم و ستم اجتماعی است؛ یعنی هویت ذهنی مؤلفههای مدیریت، در مقام تئوری ثابت است و به هویت عینی در مقام تجربی ارتقا نمییابد. دستورکار چنین راهبردهایی در مدیریت، تناقض شعارپردازی و عملگرایی را موجب میشود و تجاوزگری قدرت سخت، که نای از آن تحت عنوان ناعادلانه بودن یاد میکند، نمایان میشود. بازتاب یک عملیات تروریستی، اجرای عدالت را در دستور کار داعیان حقوق بشر، قرار داد تا با اولتیماتوم و تجاوزگری به چندین کشور، موجبات دموکراسی و آزادی را فراهم آورند و از این طریق بر اذهان مسلمین پیروز شوند. عدالت، حقوق بشر، دموکراسی، و آزادی، مؤلفههایی بود که در راستای راهبرد مدیریتی غرب در قدرت نرم، فضای سایبری را پر کرد و شاخصهای مشروعیت، جذابیت و حقانیت قدرت نرم را با هویتی ذهنی، جهت غلبه بر اذهان ایجاد کرد؛ اما مدیریت، در مرحلهی تغییر هویت قدرت ناتوان بود و قدرت سخت را جهت تکمیل قدرت نرم، در راستای ارتقا به قدرت هوشمند، خلاف جهت مؤلفههای مدیریت نرم، به اجرا گذاشت؛ عدم همپوشانی وجه نرمافزاری و سختافزاری قدرت، شکاف وجوه قدرت را موجب شد و تناقض را نمایان کرد، پس شاخصهای قدرت نرم، شروع به ریزش کرد و امواج انزجار نه تنها در بین تروریستهایی که نای با کوتهنگری، آنان را به اسلام نسبت میدهد، بلکه در سطح جهانی نیز افزایش یافت.
مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) با تنظیم الویتهای قدرت هوشمند در راستای ارزشهای عام جهانشمول که بخش لاینفک منافع ملی و جهانی اسلام است، جهانی سازی اسلام را در پروژهی عامالمنفعهی عدالت اجتماعی پایهگذاری کردند. بازتاب عملکردهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مهمترین و مستحکمترین سند در حکم تبرئهی اسلام سیاسی اصیل از اتهام ترور و تروریسم است که این اسناد نه تنها در صفحات تاریخ ثبت شده بلکه بر قلوب و اذهان نیز حک شده است.

  1. عنصر جذابیت در ارزشهای عام جهانشمول

از امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پرسیدند: عدل یا بخشش، کدام یک برتر است؟ حضرت فرمودند: عدالت، هر چیزی را در جای خود مینهد، در حالیکه بخشش، آنرا از جای خود خارج میسازد. عدالت تدبیر عمومی مردم است، در حالیکه بخشش گروه خاصی را شامل است، پس عدالت، شریفتر و برتر است(نهجالبلاغه،حکمت۴۳۷،ص۵۲۷).
در عدالت اجتماعی امام علی(علیهالسلام) همگی در انسانیت یکسان و همگی از افراد مجتمع خود هستند ولی این شرایط به تنهایی کافی نیست زیرا بهدنبال گفتار، کردار میآید و عدالت اجتماعی یک عدالت بر مبنای کردار، اوامر و آیین اسلامی است و آن منافع عمومی را تعیین میکند(مولانا،۱۳۸۰، ص۲۱۲).
ارزشهای عام جهانشمول در امواج سایبری، نمایی ذهنی از درک واقعیتهای زیبای خلقت است که در تابلوی نقاشی بهتصویر کشیده شده است و فاقد هویت ارزشی میباشد. آنچه موجب هویتبخشی به ارزشها میشود کردار است؛ و آنچه موجب جذابیت عملکرهای ارزشی میشود عدالت است؛ و آنچه عملکردهای ارزشی عادلانه را جاویدان میسازد مطلق بودن عدالت است. عدالت مطلق و فراگیر در کنار عملکردهای ارزشی، عنصر جذابیت و ماندگاری ارزشهای عام جهانشمول در مدیریت قدرت است که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سطح کلان و در راستای جهانیسازی اسلام، آنرا به اجرا گذاشت. نای میگوید:
از آنجا که جذابیت قدرت نرم بر پایهی ارزشهای مشترک و عدالت است و وظیفهی دیگران، مشارکت در سیاستهایی است که با این ارزشهای مشترک سازگار باشد، لذا مشورتهای چندجانبه در مقایسه با تأکید یکجانبهی صرف بر ارزشها، احتمال بیشتری دارد تا قدرت نرم را بهوجود آورد(نای،۱۳۸۹،ص۱۳۰).
رکود گفتاری مشورتهای چندجانبه در ارزشهای مشترک، همانقدر در جذابیت قدرت نرم بیحاصل خواهد بود که تأکید یکجانبه بر ارزشها؛ ارتقای سطح عملکردی مشورتهای چندجانبه در ارزشهای مشترک، جذابیت قدرت نرم را پیریزی میکند و تداوم عملکردهای ارزشی عادلانه و مطلق، موجبات استحکام پایههای جذابیت قدرت نرم را فراهم خواهد کرد. مدیریت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ارزشهای عام جهانشمول را در فرایند تبدیل به رفتار قدرت به سمت عدالتگستری اجتماعی سوق میدادند بهگونهای که فراگیری این عدالت حتی شامل جبههی دشمن نیز میشد. در ادمه، جذابیت عملکردهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به اختصار مورد بررسی قرار میگیرد.
در جنگ صفین، بعد از اینکه عهدنامهی صلح تا روشن شدن نتایج حکمیت، بین معاویه و امام علی(علیهالسلام) به امضا رسید، گروهی از سپاهیان امام علی(علیهالسلام) که به خوارج معروف شدند، نزد ایشان آمدند و با تهدید و اجبار از امام علی(علیهالسلام) خواستند که تعهدات عهدنامه را نقض کند و اعلان جنگ با معاویه را صادر کند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) فرمودند:
وای برشما! آیا پس از رضایت و عهد و پیمان برگردیم؟ مگر خداوند متعال نفرموده است «چون با خدا عهدی بستید، وفا کنید، و هرگز پیمانها و سوگندهایی را که استوار شده است مشکنید، و حال آنکه خداوند را بر خود کفیل قرار دادهاید»(ابن ابیالحدید،۱۳۷۵،ج۱،صص۳۵۳-۳۵۲ و ۱۳۷۸،ج۲، صص۲۳۸-۲۳۷).
قواعد آمره در رأس قواعد حقوق بینالملل قرار گرفته و طبق کنوانسیون ۱۹۶۹ حقوق معاهدات، قواعدی خدشه ناپذیر میباشند مگر بهواسطهی جایگزینی قواعدی دیگر. با توجه به شخصیت حقوقی سازمانهای بینالمللی، این موجودیتها در قبال اعمال خود مسئول میباشند. همانگونه که «انجمن حقوق بینالملل» در گزارش نهایی خود در خصوص «مسئولیت سازمانهای بینالمللی» متذکر شده است، این سازمانها در فعالیتهای خود ملزم به رعایت حقوق بشر و حقوق بشردوستانه میباشند و خصلت خدشهناپذیر بودن قواعد آمره سبب میگردد که سازمانهای بینالمللی از جمله شورای امنیت از آنها تبعیت کنند و مسئولیت بینالمللی سازمانهای بینالمللی نه به این جهت است که آنها قواعد را نقض کردهاند بلکه به این دلیل است که اقدامات آنها اساساً «غیر قانونی» بوده است(موسیزاده،۱۳۸۹،ص۲۳۳).
اصل وفای به عهد، بهعنوان اولین اصل قواعد آمره، توسط جامعهی بینالمللی پذیرفته و به رسمیت شناخته شده است. رعایت این اصل، عملکردهای سیاسی را قانونی و مسئولانه جلوه میدهد. مدیریت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در هزار و چهارصد سال پیش و در بحرانیترین شرایط سیاسی، هویت عینی اصل وفای به عهد را از دریچهی عملکردهای سیاسی نمایان کردند و جان خود را سپر حفاظت از این اصل جهانشمول قرار دادند؛ و این در حالی است که ایالات متحده پس از باجگیری امتیاز حق وتو در شورای امنیت و متعهد شدن نسبت به اصول سازمان ملل متحد، در قرن بیستویکم، با یکجانبهگرایی، اصل وفای به عهد را به فراموشی سپرد، اصل منع تجاوز را نقض کرد، اصل منع کشتار جمعی را توجیه کرد، و اصل منع جنایات جنگی را نادیده گرفت با عملیاتی کردن دستورالعمل مدیریتی که از تجویز دموکراسی آمریکایی در راستای منع سلاحهای کشتار جمعی شروع شد و به آزادی و حقوق بشر آمریکایی در زندانهای ابوغریب و گوانتانامو ختم شد. نای میگوید:
سیاستهای خارجی در صورتیکه ارتقا دهندهی ارزشهای مشترک جهانی مانند دموکراسی و حقوق بشر باشد میتواند قدرت نرم تولید کند. … پس از ۱۱ سپتامبر، سیاست بوش تغییر کرد و وی از نیاز به استفاده از قدرت آمریکا برای آوردن دموکراسی به خاورمیانه سخن گفت. همانطور که لااورنس کاپلان و ویلیام کریستول نیز تأکید کردهاند: هنگامیکه نوبت به مواجهه با رژیمهای مستبدی مانند عراق، و کره شمالی میرسد ایالات متحده باید بهعنوان هدف نخست سیاست خارجی، بهدنبال تغییر باشد و نه همزیستی. و بدینگونه، این چنین رویهای ایالات متحده را به وظیفهی حفظ و تقویت یک نظم جهانی محبوب، متعهد میکند. … یکجانبهگرایان جدید از نگرشی قطعی برای ترویج ارزشهای آمریکایی حمایت میکنند. آنها نگران ضعیف شدن ارادهی داخلی و بهوجود آمدن بیمیلی برای تبدیل شدن وضعیت گذرای «تکقطبی» به یک نظام مسلط و همیشگی «تکقطبی» هستند. از نظر آنها نیات آمریکا خوب است؛ هژمونی آمریکا خیراندیش است و این باید بحثها را خاتمه دهد. … آنها قبول ندارند که تکبر و خودبینی آمریکا یک مشکل است. بلکه مشکل آمریکا را حقیقت غیر قابل اجتناب قدرت آمریکا در اشکال مختلفش میدانند. سیاست آمریکا بهواسطهی ریشهی آن در موکراسی، مشروعیت مییابد و بهواسطهی نتایج آن به پیشرفت در دموکراسی و آزادی منجر میشود. در واقع مشروعیتسازی پس از آن، از دست رفتن مشروعیت در یکجانبهگرایی را جبران خواهد کرد(نای،۱۳۸۹،صص۱۲۹-۱۲۷).

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است