روشهای اندازه گیری کارایی/پایان نامه رتبه بندی شرکت های پذیرفته شده در بورس

ژانویه 6, 2019 Off By 92

روشهای کلی اندازه گیری کارایی:

 1.پارامتری و 2.ناپارامتری

2-2-3-1 روشهای پارامتری

در روش های پارامتری که بیشتر بر پایه اصول اقتصادسنجی است و در اقتصاد مورد استفاده قرار می گیرد، ابتدا یک فرم تابعی (معمولا تابع تولید کاب– داگلاس) برای تولید در نظر گرفته می شود. لازم به ذکر است که در روش های پارامتری علاوه بر محدودیت انتخاب تابع تولید، با محدودیت های دیگری نیز روبرو هستیم:

اول اینکه واحدها باید فقط یک محصول تولیدی داشته باشند و این در حالی است که ممکن است واحدهای تحت ارزیابی چند محصولی باشند.

دوم اینکه استفاده از روش کمترین مربعات برای برآورد پارامترهای تابع تولید بیان کاملی از نقاط ممکن تولید نمی باشد. زیرا تابع تولید بیشترین تولید ممکن به ازای هر ورودی است؛ در حالی که تابع محاسبه شده از این روش بیشترین تولید ممکن را در هر ورودی به دست نمی دهد. اولین مدل تخمین به روش پارامتری در سال 1977 توسط ایگنز لاول و اشمیت و همچنین میوزن و وان دن بروک ارایه شد. روش های پارامتری به دو گروه کلی قطعی و تصادفی تقسیم می شوند. (بحیرایی و حامدی، 1391)

در روش پارامتری، تابع تصادفی تولید(SFA) را به روشهای اقتصادسنجی با استفاده از نظریه اقتصاد خرد تعیین می کنیم. این تابع رویه ای در فضای n بعدی است. با توجه به تابع تولید مرزی تصادفی بدست آمده، کارایی دیگر بنگاهها را تعیین می کنیم. برتری روش (SFA) نسبت به روشهای معمولی اقتصادسنجی در این است که در برازش تابع،نقاط متوسط در نظر گرفته نمی شود بلکه نقاط مرزی لحاظ می شود. معادله این تابع به این صورت است:

(فرمول 2-2)

به طوری V  که همان جزء تصادفی (جمله اخلال) در اقتصادسنجی است و دارای توزیع نرمال است و U معرف ناکارایی است که بیشتر با توزیع نرمال در نظر گرفته می شود. تابع f(x) تابع تولید و به شکل تابع کاب-داگلاس یا از نوع ترانسلوگ است.

 

 

2-2-3-2 روشهای غیرپارامتری

در تلاش برای رفع مشکلات موجود در روش های پارامتری روش های غیرپارامتری ایجاد شدند. فارل در سال 1967 اولین روش غیرپارامتری را جهت تعیین کارایی در حالت دو ورودی و یک خروجی ارایه نمود. وی بجای برآورد تابع تولید مرز کارای قطعه قطعه خطی را با اعمال فرض های زیر و با استفاده از تبدیل یک به یک   (فرمول 2-3)به دست آورد. شیب پاره خطها منفی یا صفر است و هیچ واحدی بین مرز و مبدا قرار نمی گیرد. نقاطی که روی مرز قرار می گیرند نقاط کارا و بقیه ناکارا هستند. (بحیرایی و حامدی، 1391)

در روشهاي ناپارامتري، تابع توليد برآورد نميشود. مهمترين روش غيرپارامتري، روش تحليل پوششی داده ها(DEA) است و نیازی به تابع تولید براي تعيين كارايي نيست. اين روش توسط سه نفر ارائه شد و موسوم به روش CCR است.

ميخواهيم كارايي چند واحد تصميم گير(DMU) همگن را تعیین کنیم. اگر Xj،j=1 تا n، داده ها،نهاده ها یا بعبارت دیگر متغیرهای ورودی و Yj،i=1 تا m ستانده ها یا متغیرهای خروجی باشند، کارایی برابر است با:

(فرمول 2-4)

ui ضریب اهمیت ستانده ها و vj ضرایب اهمیت نهاده هاست. مسئله مهم تعیین این ضرایب است. گاهی این ضرایب مشخص، به عنوان مثال می تواند قیمت باشد و باید قیمت آنها را در نظر گرفت اما در بیشتر مواقع ممكن است قيمتها در دسترس نباشد يا نظرات متفاوتي در مورد اين ضرايب وجود داشته باشد. CCR به نحو جالبی در این حالت مشکل ضرایب را حل می کند. آنها پیشنهاد کردند که این ضرایب را هر واحد تصمیم گیر می تواند به مقدار دلخواه اختیار کند، به شرط اینکه کارایی دیگر واحدها با این ضرایب از یک بیشتر نباشد. به عبارت دیگر برای بنگاه pام با فرض اینکه s واحد تصمیم گیر داشته باشیم، ماکزیمم مقدار کارایی را با تعیین ضرایب u و V چنان تعیین می کنیم که دیگر واحدها کارایی کمتر یا مساوی یک داشته باشند، یعنی:

(فرمول 2-5)

برنامه ريزي تابع يادشده يك برنامه ريزي غيرخطي است كه آن را ميتوان به برنامه ريزي خطي تبديل كرد، دوگان آن را حل كرده و به طور مستقيم كارايي را حساب كرد. ممكن است براي ضرایب vjp و uip محدودیتهایی در نظر گرفته به عنوان مثال این ضرایب بزرگتر از صفر باشد یا رابطه ای بین آنها وجود داشته باشد.

(0< ε) يعني ضرايب صفر نباشد. اين مدل موسوم به CCR /ε است که بانکر و چارنز آنرا ارائه کردند. در این حالت، دوگان بصورت فرمول شماره (31) در می آید:

 

(فرمول 2-6)

ثابت مي شود θp كه همان كارايي بنگاه pام است و در اين رابطه θ و λ متغيرهاي دوگان و Z و W متغيرهاي كمكي هستند. از مدل ياد شده ميتوان براي تعيين كارايي در زمينه هاي مختلف نظير صنعت، آموزش عالي يا طبقه بندي دانشگاهها استفاده كرد. (پورکاظمی، 1383)

مهمترين ايراد روش پارامتريك، فرضهاي متفاوتي است كه براي توابع و جزء ناكارايي در نظر ميگيرد. لذا با درنظر گرفتن فرضهاي مختلف، تخمينهاي بسيار متفاوتي حاصل مي گردد كه امكان مقايسه عملي بين واحدها را با مشكل مواجه مي سازد.

در مقابل، در روش ناپارامتريك كه براي اولين بار توسط فارل ( 1957 ) براي تخمين كارايي ارائه شد نيازي به تعيين شكل تبعي خاصي براي توابع نبوده و عوامل تصادفي نيز وجود ندارند . فارل به جاي حدس تابع توليد، مقادير داده ها و ستانده ها را مشاهده كرده و مرزي را براي واحدها در نظر گرفته و آنرا ملاك كارايي قرار داد . فارل كارايي يك واحد اقتصادي را شامل دو جزء كارائي فني  و كارائي تخصيصي  مي دانست . كارايي فني مربوط به ساختار تكنولوژيكي يك واحد است . به عبارت ديگر در كارايي فني بحث بر سر رابطه بين نهاده و محصولات و چگونگي تبديل نهاده ها به محصولات است . كارايي تخصيصي نيز مربوط به اهداف رفتاري واحدهاست . چون اهداف رفتاري عموماً مواردي نظير حداكثر نمودن درآمدها، حداقل كردن هزينه ها و يا حداكثر نمودن سود است از اينرو به اطلاعات قيمتي در مورد نه اده ها و محصولات نيازمند است و نهايتاً از ضرب اين دوكارايي، كارايي كل(اقتصادي ) بدست مي آيد. در سطح الگوهاي ناپارامتريك، روشهاي متفاوتي براي مشاهده ناكارايي وجود دارد كه از مهمترين و پركاربردترين آنها مي توان به روش مرز پله اي و روش برنامه ريزي خطي اشار ه نمود كه هر دو جزو الگوهاي برنامه ريزي رياضي هستند. (ودودی و همکاران، 1384)

در مدل هاي كمي و عيني مرتبط با اندازه گيري كارايي، آنچه مهم است تعيين تابع توليد  و استفاده از آن در مدل است. زيرا با داشتن آن مي توان عملكرد يا كارايي يك واحد را محاسبه کرد. براي تعيين و تقريب تابع توليد دو روش عمده پارامتري و غيرپارامتري وجود دارد. در روش پارامتري، تابع توليد مشخصي با استفاده از روش هاي مختلف آماري و اقتصادسنجي تخمين زده شده و سپس با بكارگيري اين تابع نسبت به تعيين كارايي اقدام مي گردد. اما در روش غيرپارامتري كه فارل براي اولين بار به تعيين كارايي به اين روش پرداخت.نيازمند تخمين تابع توليد نمي باشيم و به جاي توجه به تابع توليد به مرز توليد توجه مي شود. (اسدی و همکاران، 1388)

معرفی انواع روشهای اندازه گیری عملی کارایی از سوی فارل(1957) صورت گرفته است. وی پیشنهاد کرد که برای اندازه گیری کارایی یک بنگاه، باید عملکرد آن با عملکرد بهترین بنگاههای موجود در آن صنعت مقایسه شود. فارل سه نوع کارایی برای بنگاه مطرح کرد. وی نظر خود را با مثال ساده ای از بنگاهی که با استفاده از دو عامل تولید X1 و X2 به تولید یک ستانده Y با فرض بازده به مقیاس ثابت و بر مبنای حداقل نهاده می پردازد، بیان کرد. (بحیرایی و حامدی، 1391)