شهرهای گردشگری،/پایان نامه شاخصهای حکمرانی خوب شهری

ژانویه 13, 2019 Off By 92
  • شهرهای مقصد گردشگری

نواحی شهری به علت آنکه جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی بسیار دارند غالباً مقاصد گردشگری مهمی محسوب می‌شوند. شهرها معمولاً جاذبه‌های متنوع و بزرگی شامل موزه‌ها، بناهای یادبود، سالن‌های تئاتر، استادیوم‌های ورزشی، پارک‌ها، شهربازی، مراکز خرید، مناطقی با معماری تاریخی ومکان‌هایی مربوط به حوادث مهم یا افراد مشهور را دارا هستند که خود گردشگران بسیاری را جذب می‌کند. به عبارت دیگر محل سکونت، سرو غذا، ارتباطات، حمل و نقل و سایر خدمات گردشگری در شهرها واقع‌اند که بازدیدکنندگان از مناطق اطراف شهر و خود شهر از آن استفاده می‌کنند (فرج‌زاده‌ی اصل، 1384). «گردشگری شهری، عملکرد متقابل گردشگر- میزبان و تولید فضای گردشگری در رابطه با سفر به مناطق شهری با انگیزه‌های متفاوت و بازدید از جاذبه‌ها و استفاده از تسهیلات و خدمات مربوط به گردشگری است که آثار متفاوتی را بر فضا و اقتصاد شهری بر جای می‌نهد (پاپلی، 1385).

بسیاری از جاذبه ها و تسهیلات رفاهی اساسا برای خدمت به شهروندان توسعه یافته اند، ولی استفاده ی گردشگران از این تسهیلات می تواند به تداوم آنها کمک کند. از این گذشته، شهرها ممکن است  مبادی و ورود و خروج گردشگران به کشور یا منطقه باشند و برای گردشگرانی که به نواحی اطراف آن شهر مسافرت می کنند تبدیل به پایگاه شوند. هتل ها و سایر تسهیلات گردشگری بخشی تفکیک نا پذیر از بافت شهری هستند و به مسافران تجاری و تفریحی  خدمات می دهند. توان بازرگانی یک شهر به گونه ای نیرومند در جذابیت گردشگری، در تحرک و جنب و جوش و درآماده سازی فضا در مرکز و در اطراف شهر مؤثر است (کازس وهمکاران، 1382).

در این ارتباط می‌توان به شهرهایی همچون پاریس، لندن، نیویورک اشاره کرد که در درون خود جاذبه‌های بسیاری را جای داده‌اند. در فرانسه شهرها نخستین و مهم ترین فضاهایی هستند که مورد توجه و دیدار گردشگران قرار می گیرند (کازس و همکاران، 1382). برج ایفل شاید یکی از بازرترین نمادهای گردشگری باشد. این بنا نماد شهر پاریس و از جهتی خود گردشگری است. این برج هیچ کاربرد خاصی غیر از کابرد گردشگری ندارد. دیدار از پاریس بدون بازدید از این بنای تاریخی تقریباً غیر ناممکن است ( برنز، 1385) .

رویدادهای عظیم ورزش مثل بازرسی های المپیک، جام جهانی فوتبال، نمایشگاه های بزرگ بین المللی، عیدها و جشن ها و… در ترسیم شهر به عنوان یک جاذبه برای گردشگران عمل می کند. نمایشگاه های بین المللی بزرگ یا تاریخی (برگزاری مراسم یادبود انقلاب آمریکا در سال 1976، انقلاب فرانسه در سال 1989) و مراسم مذهبی (زیارت های بزرگ در رم، مکه، بنارس و…)، برگزاری عیدها و جشن ها (جشن آبجوخوری در مونیخ، کارناوال های، بازسازی صحنه های تاریخی، جشن های گاوبازی و… از جاذبه های گردشگری شهری محسوب می شوند. عوامل ویژه ای در ایجاد تحول در گردشگری شهری نقش داشته اند. گردشگری شهری پدیده ای بس قدیمی است که، پس از سال های پرشکوه و جلالی که به دیدار نخبگان و اشراف از محله ها و مکان های باب روز اختصاص داشت، در دهه های 1960 و 1970 مرحلۀ گذاری را طی کرد و نوعی سیر قهقرایی به خود دید (کازس و همکاران، 1382). تظاهرات و تجلیات هنری در همۀ سطح های فضایی می تواند جذاب ترین دلیل استقبال گردشگران از رفتن به یک شهر یا روستا باشد ( کازس و همکاران، 1382).

در گردش‌هاي درون‌شهري به مراکز پرجمعيت توجه مي‌شود و مکان‌هايي که از نظر فرهنگي مورد توجه خاص قرار مي‌گيرند، خود جزئي از اين سفر را تشکيل مي‌دهند. کيفيت مقصد افراد، جوّ حاکم بر محيط و صميميت ساکنان محلي از جمله ويژگي‌هايي است که مي‌تواند، از نظر فرهنگي، اهميت زيادي داشته باشد و تصويري نيکو از آن مکان در ذهن افراد ايجاد نمايد، که در نتيجه آن‌ها را جذب مي‌کند. مي‌توان شهر نيويورک را نمونه‌اي از مکان‌هايي دانست که از نظر گردش‌هاي درون شهري، افراد را جذب مي‌کند. تعداد زياد رستوران‌ها، گوناگوني و تنوع غذاهايي که در اين مکان‌ها عرضه مي‌شود، موزه‌ها، سالن‌هاي موسيقي، سينماها، هنرهاي بصري، وجود قوميت‌هاي مختلف و‌ آثار تاريخي از جمله عواملي هستند که موجب جذب بازديدکنندگان مي‌شوند. امروزه گردشگری شهري را به عنوان يكي از عوامل مهم توسعه اقتصادي، اجتماعي و رفاهي شهر و شهرنشينان مي‌دانند. به همين دليل مسئولان امور گردشگری و شهري در پي ارتقا و گسترش آن برآمدند. ليكن اين ارتقا و گسترش خود مستلزم ايجاد شرايط ويژه ساختاري، سياسي، فرهنگي و اجتماعي است. تنها پيشينه كهن شهر، ميراث گرانبهاي فرهنگي و تاريخي، اماكن تفريحي و سرگرمي فراوان و نظاير اينها براي موفقيت در عرصه گردشگری شهري و جلب گردشگر كافي نيست. نخستين شرط موفقيت هر شهر در توسعه گردشگری شهري، وجود زير ساخت‌هاي مناسب شهري و مديريت عاقلانه و مدبرانه در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي و مانند اينهاست. دومين شرط براي تضمين موفقيت سياست توسعه گردشگری شهري، نظم و نسق دادن و آمايش جاذبه‌هاي شهر و ايجاد تسهيلات و امكاناتي است كه دسترسي به جاذبه‌ها را بيش از پيش آسان سازد (تفلر و همکاران[1]، 2008).

[1] Tefler and Sharpley