شیوه های انطباق:”پایان نامه فرهنگ سازماني و شناخت كاركنان”

ژانویه 9, 2019 Off By 92

شیوه های انطباق

مرتن درباره  یک نظام اجتماعی صحبت می کند که میزان یکپارچگی آن تغییر می یابد. مرتن استدلال خود را با معیارهای توافق جمعی درباره ارزش ها آغاز می کند و معتقد است تمام اعضای جامعه در ارزش های مشترک سهیم هستند، اما از آنجایی که اعضای جامعه از نظر ساختارهای اجتماعی در موقعیت های مختلفی قرار داند، برای درک ارزش های مشترک از فرصت های مساوی برخوردار نیستند. چنین وضعی شیوه های انطباق متفاوتی را به دنبال دارد. به بیان مرتن ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه در نحوه بروز رفتار افرادی که در جایگاه های مختلفی قرار گرفته اند، ایجاد فشار می کند. مرتن پنج الگوی متمایز از روابط فیمابین اهداف و وسایل تشکیل می دهد .

 

شکل ساختی خرده فرهنگ ها اهداف وسایل
گروه بهنجار همنوایی + +
گروه نابهنجار مناسک گرایی +
گروه نابهنجار نوآوری +
گروه نابهنجار انزوا گرایی
گروه نابهنجار شورش + و – + و_

 

در هر جامعه ای شق یک، یعنی همرنگی با اهداف و وسایل متداول ترین شق است. اگر غیر از این بود امکان نداشت بتوان ثبات و دوام جامعه را حفظ کرد. تار و پود هر نظم اجتماعی به این دلیل برقرار می ماند که شیوه های رفتار اعضای آن در مقوله اول قرار می گیرد. یعنی متعارف بودن رفتار ناظر بر قبول و ایفای نقش وجهت گیری آن به سمت ارزش های اساسی گروه، استثنا نیست، بلکه قاعده است. به عبارت دیگر اعضای جامعه با هدف های موفقیت و راه و شیوه های صحیح دستیابی به آنها سازگار می شوند، آنها از راه  کانال های پذیرفته شده برای موفقیت
می کوشند (ورسلی،511:1373).

در برابر این گروه، چهار دسته دیگر در دسته کج رو ها قرار می گیرند:

  • مناسک گراها در جامعه افرادی هستند که راه های فرهنگی را می پذیرند ولی اهداف را
    نمی پذیرند و یا آنقدر سرگم راه ها هستند که اهداف برای آنها اهمیت خود را از دست می دهد.
  • نوآواران در جامعه افرادی هستند که اهداف را قبول دارند اما راه های رسیدن به اهداف مورد پذیرش آنها نیست. مثلاً پولدارشدن را می پسندند اما به راه های نامشروع اجتماعی مانند خرید و فروش مواد مخدر برای پول دار شدن رو می آوردند.
  • انزواگرايان افرادی هستند که نه راه ها را قبول دارند و نه اهداف را ، حاضر به پولدار شدن نیستند و درس خواندن را هم نمی پسنندند حتی از طریق تقلب کردن. اصلاً هیچ چیزی را قبول ندارند و ظاهرا هیچ اخلاقی، ارزشی و اسلوبی را نمی پسندند. به این گروه اصطلاحاً واپسگرا یا منزوی می گویند. سعی این گروه بر این است که از جامعه کنار کشند. به نظر مرتن این افراد نمی توانند اجتماعی شوند زیرا از سویی الگوهای فرهنگی را درونی کرده اند ولی از سویی در انجام آنها توفیق نیافته اند. در برابر این تضادها آنها سعی در فرار و گریز از جامعه می کنند و فرار خود را در سه شکل نشان می دهند: شکست، سکوت، کناره گیری.
  • شورشیان افرادی هستند که هم اهداف را رد می کنند و هم راه ها را، و برخلاف انزواگرایان بدون هدف نیستند، بلکه با نفی راه ها و اهداف مورد توافق جامعه راه ها و اهدافی رابه عنوان جایگزین آنها معرفی می کنند این گروه شورشیان یا عصیانگران هستند. یعنی افرادی که نظام موجود و اهداف و راه های آن را نفی می کنند و در پی دستیابی به راه ها و اهداف خویش هستند. (نوری و زاهدی،1384:19).

2-4-1-4-آگاهی سازمانی با توجه به نظریه مرتن

اگر سازمان را به عنوان یک ساختار اجتماعی در نظر بگیریم، می توان گفت که آگاهی سازمانی عبارت است از آگاهی کنشگران از ساخت های اساسی سازمان(یعنی اهداف، وسایل و شرایط) زمانی که میان این ساخت ها توازن باشد، نظام دارای تعادل و یکپارچگی است و زمانی که یکپارچی در هم شکند، شیوه های انطباق فردی به صحنه می آید. در اینجا با توجه به نوع شناسی مرتن و آگاهی کنشگران از ساختار، یک نوع شناسی ارائه می گردد:

  • کارکنان هم نوا: کارکنانی هستند که هم از اهداف و هم از وسایل دستیابی به اهداف آگاهی دارند.
  • کارکنان نو آور: کسانی هستند که به خاطر تاکید زیاد بر اهداف، وسایل دست یابی به اهداف را مورد توجه قرار نمی دهند.
  • کارکنان مناسک گرا: کسانی هستند که به خاطر تاکید زیاد بر وسیله، از اهداف سازمان غافل شده اند.
  • انزواگرایان: کسانی هستند که از اهداف و ابزار غافل اند.
  • شورش گرایان: کسانی هستند که اهداف موجود را قبول ندارند و اهداف و ابزارهای جدیدی را پیشنهاد می کنند (نوری و زاهدی،1384:19).