ضرورت فرهنگ سازمانی:/پایان نامه در مورد فرهنگ و تعهد سازماني

ژانویه 9, 2019 Off By 92

  اهمیت و ضرورت فرهنگ سازمانی

وجود هویت مشترک فرهنگی اعضای سازمان ها، ارزش ها و هنجارهای رفتاری مشترک بین آنان موجب انسجام و یکپارچگی در کوشش ها، تعهد درونی آنها به سازمان و درک روشن از فلسفه وجود و جهت گیری اقدامات آن و در نتیجه موفقیت سازمان ها می شود. به عبارت دیگر موفقیت چشمگیر سازمان ها در عوامل غیر ملموس قدرتمند در فرهنگ سازمانی آنها، ارزش و باورهای کارکنان نهفته است (آیتی، 1389، 19).

2-1-4  تاثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد

فرهنگ سازمانی به عنوان یک متغیر اصلی به حساب می آید. کارکنان و اعضای سازمان نسبت به  عواملی چون آزادی عمل و استقلال، نوع ساختار، شیوه پرداخت، صمیمیت و حمایت های مدیران و نیز میزانی که مدیریت سازمان پذیرای پدیده تعارض است، نوعی قضاوت ذهنی دارند.این پنداشت یا برداشت کلی از سازمان باعث می شود که فرهنگ سازمانی با شخصیت آن شکلی خاص به خود بگیرد.این پنداشت ها یا برداشت ها، چه مطلوب و چه نامطلوب، برعملکرد و رضایت شغلی اعضای سازمان اثر می گذارند و در نتیجه فرهنگ قوی تری را بوجود می آید (اسماعیل نژاد، 1386، 52).

 

2-1-5 ویژگی‌های فرهنگ سازمانی:

عده ای از محققین فرهنگ سازمانی را نیروی پنهانی دانسته اند که در ورای ملموسات و مشهودات سازمان فعالیت می کند. فرهنگ برای سازمان همانند شخصیت برای انسان است ، پدیده ای مخفی که زمینه های فکری را متحد کرده و به امور معنی و جهت می دهد و افراد را به حرکت وا می دارد (یبلویی،1389).

پتینگر(1996)[1] ویژگیهایی را برای فرهنگ سازمانی ارائه نموده است که به قرار زیر است :

  • آموختنی است : تا اینکه ارثی باشد.
  • مشترک است : اعضای گروهها و سازمان ها در فرهنگ مشترک هستند.
  • مستمر است : دائما در حال توسعه است و از یک مرحله به مرحله دیگر حرکت می کند.
  • نمادین است : استفاده از چیزی برای نشان دادن چیز دیگر.
  • یکپارچه است : تغییر در یک حیطه به تغییر در حیطه دیگر می انجامد.
  • سازگار است : بر اساس کیفیت و سازگاری ، خلاقیت ، نوآوری و ابداع افراد با توجه به مقتضیات محیط و زمان.
  • با قاعده است : وقتی که افراد از طریق به کار بردن زبان مشترک و پذیرش شکل هایی از رفتار با یکدیگر در تعامل قرار می گیرند.
  • هنجاری است : دارای استانداردهای مشخص رفتار است.
  • دارای ارزش های برجسته است : حمایت شده توسط سازمان و مورد انتظار کارکنان است.
  • فلسفه مند است : سیاست های پیرامون عقاید و استانداردهای عملکرد ، نگرش ها و رفتار دارد.
  • قانون مند است : قوانین رسمی که در قانون اساسی سازمان فهرست می شوند و قوانین غیر رسمی که بر تعامل افراد در کارهای روزمره حاکم است.
  • جو سازمانی به وسیله محیط ، فضای فیزیکی ، روش های تعامل کارکنان با یکدیگر و ارتباطات سازمان با محیط خارجی ایجاد می شود(Denison,2000).

2-1-6 منشأ و شكل گيري فرهنگ سازماني:

بالندگی سازمان به عنوان یک فرآیند برنامه ریزي شده با دگرگونی فرهنگ سازمانی برابر است. در حقیقت، هرگونه تغییر در سازمان بدون توجه کافی به فرهنگ سازمانی، مؤثر واقع نخواهد شد. همچنین، اگر مدیران درصدد افزایش بهره وري و عملکرد سازمانی می باشند، باید به عوامل تشکیل دهندة فرهنگ سازمانی توجه داشته باشند. در دهۀ اخیر، اهمیت فرهنگ سازمانی نزد مدیران و سازمان ها تغییر زیادي کرده است.

در گذشتۀ نه چندان دور مدیران سازمان ها به شش عامل مؤثر در بهره وري توجه داشتند؛ این عوامل عبارت بودند از : سرمایه ، تکنولوژي ، نیروي کار ، مواد اولیه ، بازار و مهارت هاي مدیریتی. در این بین، محققان مدیریتی معتقدند که عامل مهمتري نیز وجود دارد که به شکل دهی، هدایت و تقویت شش عامل یاد شده می پردازد” فرهنگ سازمانی” است(بیدختی،1379).

چهار عامل زير بعنوان منشأ فرهنگ سازماني مطرح مي گردد:

۱-  باورها و ارزش هاي موسسان و بنيان گذاران سازمان كه در خط مشي ها، برنامه ها و بيانيه هاي رسمي نمود مي يابند.

۲-  هنجارهاي اجتماعي محيطي كه سازمان را در بردارد.

۳-  سازمان به منظور انطباق خارجي و حفظ بقاي خود با چالش هايي روبرو مي شود كه اعضاي آن بايد از طريق خلق فرهنگ سازمان از عهدهء اين مشكلات برآيند.

۴-  حل مشكلات داخلي از جمله روابط اجتماعي، توزيع قدرت و معيارهاي عضويت در گروه و سازمان مستلزم  توسعه و پذيرش مجموعه هنجارها و باورهاست.

يكي از پژوهشگران دلايل شكل گيري فرهنگ را اين گونه بيان مي كند:

1 – پاسخگوئي به مشكلات انطباق خارجي و بقا (پيدا كردن جايگاه مناسب) از طريق تعيين رسالت، راهبردها،هدفها، ارزيابي و اصلاح.

۲-  پاسخ به مشكلات داخلي (دستيابي به روابط كاري اثر بخش)

۳-  بقا و توسعه سازمان

۴-  پاسخ به آثار محيط اجتماعي

صاحبنظر ديگري فرهنگ سازمان را متأثر از عوامل زير مي داند:

تأثيرات خارجي : يعني عواملي كه خارج از كنترل سازمان هستند ؛ مانند محيط طبيعي و حوادث تاريخي كه سرنوشت جامعه را رقم مي زنند.

ارزشهاي اجتماعي و فرهنگ ملي : ارزشهائي مانند آزادي فردي ، ستايش ، انسانيّت ، عمل گرائي، زمان گرائي ، فاصله قدرت و مانند اينها.

عوامل خاص سازمان: تغييرات سريع فناوري برمهارتهاي مورد نياز سازمان(Cheung et al.,2011)

2-1-7 انواع فرهنگ سازمانی

با توجه به تعاريف ياد شده مي‌توان گفت، فرهنگ سازمان عبارتست از باورهاي مشترك در يك سازمان ، هر چه باورهاي مشترك ژرف‌تر و منسجم‌تر باشند فرهنگ قوي‌تر است و هر چه باورها متفاوت و وجه اشتراك آنها كمتر باشد، فرهنگ سازمان ضعيف‌تر خواهد بود.

با توجه به تعريفي كه از فرهنگ سازمان ارائه گرديد صاحبنظران براي طبقه‌بندي فرهنگ سازمان و تشخيص نوع فرهنگ هر سازمان، شاخص‌هايي ارائه نموده‌اند كه به نمونه‌هايي از آن اشاره مي‌شود. يكي از تقسيم بندي‌هاي متداول كه معمولاً در الگوهاي اقتضائي از آنها ياد مي‌شود فرهنگ مكانيكي و فرهنگ ارگانيكي است كه در سازمانهاي با فرهنگ‌هاي مكانيكي، باورهاي مشترك بيشتر متوجه ساختارهاي رسمي، قوانين و مقررات، دستورالعمل‌ها و روش‌هاي استاندارد است در حالي كه سازمان‌هاي با فرهنگ ارگانيكي باورهاي مشترك عمدتاً بر ساختارهاي غير رسمي و بيشتر تأكيدها بر نتيجه و عملكرد است نه بر وسيله و ابزار كار(Caroline,2006).

[1] Petingeer