آوریل 13, 2021

مقاله علمی با منبع : طراحی مدل مدیریت استراتژیک برند باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایراناهمّیّت بازتاب قَداسَت …

فال کردم دست بدخواهانش زیر سنگ باد راست چون دستی که سنگ آسیا دارد زبر
( دهخدا، ۱۳۸۶: ۱۱۳۳)
«تفالوا بالخیر تجدوه » فال نیکو زنید، تا نیکیتان پیش آید نظیر : زبان آید زیان آید.
استخاره:استخاره دل آدمیست. یعنی چون دل به نیکی و حسن عملی گواهی دهد، باستخارۀ قرآن و دیگر استخاره ها حاجت نباشد. نظیر: در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. (دهخدا، ۱۳۸۶ : ۱۷۱)
هرکه دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ، ۱۳۸۴: ۵۷)
فصل سوّم
حوزۀ تحقیق
۳-شرح احوال و آثار شاعران برجسته
در این پژوهش، به بررسی اهمّیّت موضوع فال و استخاره در اشعاربرخی از شاعران قرون مختلف پرداخته شده است. امّا قصد ما در این فصل، آشنایی بیشتر با زندگی شاعران قرون مختلف است، سعی شدهاست ؛ از هرقرن، شاعرانی برجسته و شناخته شده و صاحب سبک انتخاب شود. تا با مطالعه زندگی واشعارشان به اهمّیّت موضوع مورد نظر پی بردهشود. که موضوع اهمّیّت فال و استخاره چه میزان در باور و اعتقادات مردم جای داشته و وارد شعر آنها شده است. و هم اینک بازتاب آن در اشعار شاعران معاصر هم دیده می شود. شاعرانی از قرن سوم تا معاصر از جمله: رودکی، فردوسی ، نظامی، خاقانی ، مولوی ، بیدل دهلوی ، قآآنی ، محتشم کاشانی ، ملک الشعرای بهار، وحشی بافقی، حافظ ، سعدی، نزاری قُهستانی، جامی، شهریار، فریدون مشیری و نادر نادرپور .
۳- ۱- رودکی سمرقندی
رودکی، پدر شعر پارسی، استاد شاعران و نخستین شاعر پارسیگوی، که به کثرت شعر معروف است. جعفر بن محمّد، شاعر توانا و پر آوازۀ ایران، گویادر سالهای ۲۵۰ – ۲۶۰(ه.ق) در روستای پنج از ناحیۀ رودکِ سمرقند، شهری در ازبکستان کنونی چشم به جهانگشود. در کودکی بسیار تیزهوش بود و حافظهای سرشار داشت. در هشت سالگی قرآن را حفظ کرد. رودکی در سن ۴۰ تا ۵۰ سالگی گویا در میان مردم و به دوراز دربار و شاید هم از راه نوازندگی و خوانندگی امرارمعاش میکرده است. دردورۀ کهولت به بخارا آمده و به دربار سامانی راه یافته است و شاعردربار نصربناحمدشد. امّا به هنگام پیری، زندگی ناگوار و رقّت باری داشته است.پژوهشگران دربارۀ نابینایی رودکی، اختلاف نظر دارند؛ آیا کورمادرزاد بوده ؟یا به سبب ضعف و پیری یا عارضهای دیگر نابینا شدهاست؛ یا آن که کورَش کرده بودند. بیشترِ محققان برآنند که کورمادرزاد نبوده ودر آخر عمر نابینا شدهاست.
رودکی شیعی، وبه احتمال قوی، اسماعیلی بوده است؛ امّا مانند برخی از پیروان مذهبِ اسماعیلی، مثل ناصرخسرو، متعبّد نبوده و اندیشۀ آزاد و فلسفی داشته است.(رودکی، ۱۳۸۰ :۵) رودکی در رودک به سال ۳۲۹ ه .ق در گذشته است. مقبرۀ او در قریۀ پنجِ رودک است.
۳-۱-۱- سبک رودکی
اساس شعر رودکی، بر سادگی معنی و روانی لفظ، استواراست. سخن اودر قوّت تشبیه ونزدیکی معانی به طبیعت و وصف، کم نظیراست. در وصف و تشبیه اغراق نمیکند. درمدح نیز تا حد امکان، ازمبالغۀ نامعقول میپرهیزد، چون او طبعی قوی دارد، شعر او در عین سادگی و روانی، معانی لطیف و تازهای را شامل میشود. «گاهی دراشعار خود به شیوۀ شاعران تازیگوی در وصف شراب و غنیمت شمردن عمر شعر میگوید و گاهی هم اشعار با مفاهیم اخلاقی فراوان است. مانند دوبیت زیر :
چـهار چـیز مـر آزاده رازغـم بـخـــرد تن درست و خوی نیک ونام نیک وخــرد
هرآن که ایزدش این هر چهار روزی کرد سزد که شاد زیــد جاودان و غـم نخــورد
این دوبیت، بسیاری از ویژگیهای سبک ترکستانی مانند: سادگی معنی، روانی لفظ، استفاده از واژههای اصیل پارسی، پرهیز از به کار بردن واژه های تازی، به کار گرفتن حرف زاید (مر) پیش از مفعول، مساوات و برابری در لفظ و معنی؛ مشهود و آشکار است.» (دلیری، ۱۳۸۱: ۲۱) همچنین، «شعر رودکی نمونۀکامل شعر سبک خراسانی قرن چهارم یعنی شعر عهد سامانی است. روح حماسی که از مختصّات مهّم سبک خراسانی است، برای نخستین بار به صورت کامل در شعر اودیده می شود.»( شمیسا، ۱۳۷۳: ۲۲)
«مدح وتوصیف، مهمترین مضمون در اشعار رودکی بوده است. مضامینغزلی، تغزلهای لطیف و برخوردار از سادگی ودر عین حال ایجاز، مضامین خمری، زهد وپند، وسرودههای حسبحالی نیز در دیوان رودکی جایگاه خاصی دارد، وی به« شعر رثاء» هم علاقه خاصی داشته است. گفته می شود؛ که رودکی نخستین شاعری است که اشعاری در مرثیۀ اشخاص از او باقی است».( امامی، ۱۳۷۸: ۹-۸۴)
۳-۱-۲- آثار رودکی:
۱-دربارۀ شمار اشعار رودکی نیز سخن بسیارگفته اند: برخی آن را متجاوز از یک میلیون بیت میدانند و برخی دیگر برآن اند، که ۷۰۰ هزاربیت بوده ؛ آنچه مسلّم است، رودکی پر شعر بوده است، امّا مقدار اندکی از سروده های او را، که از هزار بیت نمی گذرد، دردست داریم .
۲- قصاید ومقطعات: ۵۶۱ بیت
۳- رباعیات: ۶۶ بیت
۴- ابیات پراکنده از قصاید ومقطعات وغزلیات: ۱۳۳ بیت
۵- ابیات پراکنده از مثنوی ها : ۲۰۰ بیت
۶-کلیلهودمنۀاوازشهرتیخاصبرخورداراست. او از روی ترجمۀ فارسی بلعمی آن را به نظم درآورد.
۷ – مثنوی دیگر رودکی اثری است، به نام سند بادنامه، این کتاب ترجمۀ منظومی از داستان سند باد در هزارو یک شب است. (صفا، ۱۳۷۸، ج۱ : ۳۷۶ -۳۷۸)
۳-۲- فردوسی طوسی
نام اورا اغلب ابوالقاسم و شهرت شاعریاش را «فردوسی» میدانند. وی با همین نام به شهرتی عالمگیر رسیده است. گویا در سال ۳۳۰ (ه. ق)درروستای (باژ ) از ناحیه (طابران ) توس به دنیا آمده است. پدرش از دهقانان میهنپرست و آزادۀ آن ناحیه بوده است. همسر فردوسی، چون زبان پهلوی میدانسته، اولین مشوّق اودر سرودن اثر جاودانۀ اوست. وی شاعری وطن پرست بود. از ۳۵ سالگی؛ یعنی در سال ۳۶۵ (ه. ق) سرودن این اثر جاودانه را با عشق به وطن آغاز نمود. او همۀ ثروت شخصی خود را بر سر سرودن شاهنامه، ازدست داده و با فقر، پیری و امراض گوناگون دست به گریبان بود. اوچون نمیخواست اثر جاودانهاش، پس از مرگش، پایمال شود و حاصل رنج ۳۵ ساله اش نابود شود، برخلاف میل خود، بنا به پیشنهاد همشهری والا مقام خود؛ یعنی خواجه ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی که وزارت محمود غزنوی را برعهده داشت خواست که او آن کتاب را به نام شاه فاتح غزنوی که درآن زمان در اوج عظمت و شکوه بود؛ درآورد، به این امید که از امکاناتِ درباری او جهت تکثیر شاهکار عظیم خود بهرهبرداریکند و احیاناً از صلۀ آن برای تنها دخترش جهیزیه و برای سالهای پایانِعمرخود، خرجی فراهم نماید. لیکن شاه ترک نژاد و متعصب غزنوی که اطرافش را گروهی از شاعران مداح وچاپلوس فراگرفته بودند؛ حاضرنبود به چیزی جز مدح وثنای ازخود گوش فرا دهد. لذا به شاهکار سخنور نامدار توس توجهی نکرد وشاعر آزاده را از خود رنجانید. او همچنین، پسر ۳۷ سالهاش رادر سن ۶۵ سالگی، از دست داده بود و او به ناچار درمانده و نا امید به دیار خود برگشت. و باقی عمر خویش را در فقر وتنگدستی، بسربرد. فردوسی، سرانجام درسن ۸۱یا ۸۶ سالگی درخانه خود در توس درگذشت. چون فردوسی سُنی بود، شیخ محله، اجازه تدفین اودر قبرستان عمومی را نداد، وبه ناچار او را در باغ خویش به خاک سپردند. ( فردوسی، ۱۳۷۸: ۸-۱۴)
۳-۲-۱- سبک فردوسیدر شاهنامه
او یکی از استادان بزرگ سبک خراسانی است. اشعارش از سادگی و روانی و صراحت برخوردار است. در اشعارش تنوّع تعبیرات و ابداع معانی مناسب و آرایههای ادبی و آوردن توصیفها و تشبیهات طبیعی فراوان است. یکی دیگر از ویژگیهای اشعار فردوسی، پند واندرزهای عبرت آموزی است، که در پایان زندگی شگفت انگیز قهرمانان داستان های او، وجود دارد. ( شمیسا، ۱۳۷۵: ۳۸۹)
وی، در این اثر حماسیبزرگ، تاریخ ایران از آغاز تمدن نژاد ایرانی، تا انقراض سلسلۀ ساسانیان به دست اعراب را، به نظم درآورد. تعداد ابیّات۶۰ هزاربیت است. که شامل سه دورۀ متفاوت است:۱- دورۀاساطیری ۲- دورۀ پهلوانی ۳- دورۀ تاریخی.
«از ویژگیهای لفظی شاهنامه: فصاحت و بلاغت است. شیوۀ بیان در شاهنامه، در عین سادگی، روانی و صراحت و روشنی فراوان دارد. او درهمان حال که افکار خود را به سادگی بیان میکند، به صنایع لفظی و معنوی بیتوجه نیست. همچنین، او برای حفظ واژههای زیبای کهن پارسی، و جلوگیری از نابودی آنها بسیاری از این واژهها را در کلامش جای داده است.» (دلیری، ۱۳۷۶: ۱۰۷-۸)
۳- ۲-۲- تاثیر کواکب، دراندیشۀفردوسی
حرکت اخترانفلک و طلوع و غروب خورشید، نظرگذشتگان رابه آسمان و ستارگان درآن جلب نمود و فردوسی، را برآن داشت تابه نقش آنان برآیندۀ آدمیان بپردازد، وبه وسیلۀ شخصیّت داستانهایش آینده را بازگو کند، چراکه، این نوع نگرش، ریشه درگذشته داشته، تا جایی که «پیشینیان افلاک را درپدیدآمدن، رشد و مرگ آدمی و نیز تیرهبختی و خوشبختی او و هرآنچه به او مرتبط میشده، موثرمیدانستند.»(حلبی،۱۳۷۸: ۱۲)فردوسی، با درک درست از سابقۀ و علاقۀ ایرانیان، به مباحث ستارهشناسی دریکایک داستانها، جریان کل حوادث را قبل از وقوع، درمتن داستان از قول ستارهشناسان با ما، درمیان میگذارد.
او درآغازین ابیّات اثرسِتُرگ خویش، با تصاویر و علومی که با کلام موجزَش درآن چون دُری خلق نموده است. کاروان حماسۀخویش را پس از نام خداوندجان و خرد با جولان منظومۀ شمسی به حرکت درآوردهاست.(شهلاییمقدم،۱۳۷۲: ۴۱)
بـــه نـام خـداوند جــان و خــرد کـــــزیـــن برتــــرانـــدیشه برنگذرد.
خداوند نـــام وخـــداوند جـــای خـــداونـــــد روزی دِهِ رهـــنــمـــای
خداونـــدِکیـوان و گــردان سپهر فروزنـــــــــدۀ مـــاه و ناهید و مهـــر
( فردوسی، ۱۳۷۸، ج۱: ۲۴)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.