ژانویه 16, 2021

متن کامل – طراحی مدل مدیریت استراتژیک برند باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایراناهمّیّت بازتاب قَداسَت …

هدف فردوسی، از بیان منظومۀ آتش وکواکب آن،درحقیقت، تاکید دخالت افلاک بر سرنوشت زمینیان به ارادۀ خداونداست. سخن فردوسی، حاکی از تفکر و تذکّر درآسمان جنبندگان آن است؛ چراکه هیچ عاملی را نمی توان یافت، که توان نابودی این گنبد تیزرو پدیدار گشته با برج ها و افلاکش را داشته باشد. واین دیدگاه نشأت گرفته از اندیشۀ فلسفیِ متکی بر کیهان شناسی اوست .(کزازی، ۱۳۸۵: ۱۷)
نگه کن بدین گنبد تیز گـــرد که درمان ازاوی است وزوی است درد
نه گشت زمانه بفرسایـــــدش نه از رنج و تیمــــار، بـــــگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همــی نه چون ما تباهی پذیرد همــــــی
ازاو دان فزونی و زو همِ نِهـــار بـــدو نیک، نزدیک او آشکــــــــار
(فردوسی،۱۳۷۸، ج۱:۲۵)
۳-۲-۳ – ناصرخسرو قبادیانی
حکیم ابومُعین ناصر، فرزند خسرو قبادیانی ملقّب به حجت، معروف به ناصر خسرو علوی در سال ۳۹۴(ه .ق) در قبادیان بلخ به دنیا آمد. از دوران کودکی و جوانی او اطلاع دقیقی، دردست نیست. آنچه که از آثاراو برمیآید این است که او علوم نقلی و عقلی زمان خود را فراگرفته و به فلسفه،کلام، قرآن، اخبار، احادیث وادب عربی وفارسی مسلّط بوده است. او پیش از سفر معروف خود، درنزد اقران شهرت بسزایی داشته وصاحب عزّت و احترام بودهاست. دلیل سفر او هم، خوابی بود که در سن۴۰ سالگی میبیند که موجب دگرگونی اومیشود او به مَرو میرود واز شغل دیوانی استعفا میدهد. و عزم سفر میکند. این مدّت، سفرهفت سال، اثربسزایی در تکمیل نفس و پرورشِ روح او باقیگذاشتهاست. او در اینسفرها؛ عجایب وغرائبعالم رامشاهدهکرد، باصاحبان ادیان مختلف ملاقات نمود. با دانشمندان وشاعران زیاد مصاحبت نمود، و زیر نظر اساتید مختلف درس گرفت. (ناصرخسرو،۱۳۷۲ : ۱۳-۱۵)
اودر ابتدا، مذهب حنفی داشت؛ و درمصر به طوررسمی اسماعیلی شد واز طرف خلیفۀ فاطمیمصر، المنستنصر بالله لقّب حجّتگرفت. اودر دیوان اشعارش، خود را حجّت خراسان، حجّت مستنصری، حجت فرزند رسول، حجــت نایــب پیغمبــر خوانـده است. اوبعد از این سفــر به بلــخ رفت و به صورت آشکــارا به تبلیغ عقاید
مذهب اسماعیلی پرداخت. وبه همین منظور با اعتراض فقهای متعصب سُنی روبه رو شد. واُمرای سلجوقی در صدد کشتن او برآمدند. (همان،۴۵)
او از شاعران بلند پایه و بسیار توانا وبزرگ ایران و از گویندگان درجۀ اول زبان فارسی است. و از مفاخر ایران، به شمار میرود، مبلّغ مذهب بودن وی، باعث شده بود که آنچه راکه میگوید و مینویسد همان چیزی باشد که به آن ایمان و اعتقاددارد و این قسمت، او را از شاعران هم ردیف خود ممتاز میسازد. او مفاسد و زشتکاریهای اجتماع خود را به خوبی درک کرده بود. و به همین منظور اعتراض میکردو نتوانست در شهرودیار خویش بماند. وی در پایان عمر با دلی پراندوه به «درۀ یمگان» پناهگاه گرفت. تا از مردم در امان باشد. ورفتن او به یمگان، فرصت مناسبی بود که او بتواند آثار گرانبهای خودرا به رشتۀ تحریر درآورد. وی در سال ۴۸۱ (ه. ق)چشم از جهان فروبست.
۳-۳-۱- سبک وشیوۀ سخن ناصرخسرو
«ناصرخسرو شاعری است متعهد، که ازشعر به عنوان وسیلهای برای پیشبرد عقیده اش استفاده میکند، او که دردانشهای عقلی ونقلی از فلسفه و منطق وکلام وهندسه ونجوم وموسیقی وعلوم قرَآنی وملل ونحل، آگاهی وسیعی دارد، و همۀآنهارا در خدمت باورهای دینی خود بکار میگیرد.»(دلیری، ۱۳۷۶: ۲۳۹) او نسبت به غزل ومضامین شاد وعاشقانه نظر منفی داشت. قصاید او به لحاظ اوزان سنگین وقوافی مشکل و لغات اصیل کهن و مضامین مذهبی و فلسفی و انتقادی متشخّص است و ازاین رو باید اورا صاحب سبک شخصی دانست. شعرهای او بیشتر جنبۀ عقلانی است نه احساسی. با این همه توضیح، گاهی دلش برای قصیدهپردازی به اُسلوب عموم شاعران که درآغاز قصاید خود، تشبیب میآوردند، تنگ میشود. اوخود دردوران اولیّه عمرخود اهل تشبیب و وصف معشوق بود. شعر ناصر خسرو را می توان شعرمذهبی خواند. (شمیسا، ۱۳۷۳: ۷-۳۶) خاصیّت عمدۀ شعر ناصر خسرو، برمواعظ و حکم بسیار است. ناصرخسرو دراین امر قطعاً از کسائی، شاعر مروزی، پیروی کردهاست. اواخر عمر کسائی مصادف بود با اوایل عمر ناصر خسرو به همین سبب، ناصرخسرو چه از حیث افکار حکیمانه و زاهدانه و چه از حیث سبک و روش بیان، تحت تاثیر آنها قرار گرفته و بسیاری از قصائد او را جواب گفته وگاه قصائد خود را براشعار آن شاعر چیره دست برتری داده است. (صفا، ۱۳۷۸،ج۲: ۴۵۴)
۳-۳-۲- نجوم وناصر خسرو
ناصرخسرو از علوم یونانی از ارثماطیقی و مجسطی، بطلمیوس ونجوم و سایر علوم، تبحّرکافی یافته بود. وی دراشعار خود در سفرنامه و سایر کُتُب مکرر به احاطۀ خود به اینعلوم و مقام عظیم فضل و دانش خود اشاره میکند، مخصوصاً درسفرنامه و روشنائی نامه، همه جا از نجوم و قرانات کواکب و کسوف حرف میزند، مخصوصاً درلحسا و قطیف، امیر عرب از او، از روی علم نجوم سوال میکند که آیا لحسا را میتوان گرفت یا نه؟ ولی ظاهراّ با آنکه منکرِ تاثیرات نجوم نبوده و به غیبگوئی، از روی تنجیم چندان اعتقادی نداشته و به قول خود درجواب امیرعرب راجع به سوال درباب فتح لحسا « هرچه مصلحت بود.» میگفته است.(ناصرخسرو ،۱۳۷۲ :۱۸-۱۹)
۳-۳-۳- آثار علمی وادبی حکیم قبادیانی
الف)دیوان اشعار: مقدار ابیّات دیوان اورا تا سی هزار بیت نوشته اند، ولی آنچه اکنون در دست است حدود یازده هزار بیت است.
ب) سفرنامه:یکی از نمونههای زیبای نثر پارسی است، که ناصرخسرو درآن شرح حوادث سفرِهفت سالۀ خودرا نگاشته است.
پ) زادالمسافرین: مهمترین کتاب فلسفی و کلامی حکیم قبادیان است، که آن رادر سال ۴۵۳ ه.ق تألیف نمودهاست.
ت) جامع الحکمتین: رسالۀ ارزشمندی است که در هر فصل ازاین رسالۀ، نخست عقاید منسوب به افلاطون، ارسطو، فیثاغورث، سقراط، محمد زکریّای رازی، کرامیان و معتزله را شرح داده است.
ج) وجه دین (روی دین ): درزمینۀ تأویلات و باطن عبادات و احکام شریعت، به طریقۀ اسماعیلیان، تألیف شده است .
چ) گشایش ورهایش : دراین رساله، ناصرخسرو به چند جواب مذهبی پاسخ داده است.
ح) مثنوی روشنایی نامه در ۵۹۲ بیت
خ) مثنوی سعادت نامه در۳۰۰ بیت
د) خوان اخوان ( همان، ۸۹۳-۸۹۷)
۳-۴- سنایی غزنوی
ابوالمجد مجدودبنِ آدم سنائی ِغزنوی، شاعر و حکیم وعارف بزرگ قرن پنجم و اوایل قرن ششم درسال ۴۶۷ درغزنه متولد شد، دوران کودکی وجوانی اودر غزنین گذشت و در همین شهر به تحصیل علوم ومعارف زمانه پرداخت، و در تمامی میدانهای معرفت عصر، از ادبیّات عرب گرفته تا فقه، حدیث، تفسیر، طب، نجوم ،حکمت و کلام به درجۀ والایی رسید. همچنین، درعلم نجوم و اختیارات حظ و بهرۀ کافی داشته و ذکر اصطلاحات بسیار اینعلم در شعر وی دلیل تبحّر وی در این علوم است. یکی از نکاتی که درزندگی سنائی، همراه با افسانهای شگفت آورشده است، مسأله دگرگونی احوال او و در نتیجه تحولِ شعر اوست. اوشاعری مدیحه سرای بود و عمرِ خودرا دراین راه سپری کرده بود. وی دردورۀ اول زندگی، مانند تمام شاعران درباری، اشعاری در مدح شاهانِعصر خویش از جمله: سلطان مسعود سوم (مسعود بن ابراهیم)، سلطان سنجر سلجوقی و سلطان بهرام شاه غزنوی و درباریان آنها سروده است. او که در آغاز حال، مدیحه سرا و هجو گو بود. پس از دگرگونی روحی که در او به وجود آمد، از مدح شاهان وآستان بوسی درباریان دست شست، وکاراستغنای او به جایی رسید، که پیشنهاد عروسی با خواهر بهرام شاه غزنوی، یکی از آخرین شاهان مقتدر آل سبکتکین را نپذیرفت. از آن پس دانش عمیق و طبع لطیف خودرا وقف بیان توحید و حقایق عرفانی نمود.(شریفی،۱۳۸۷: ۸۲۷)
ازبرخی قصاید نخستین سنائی، برمیآید که وی در آغاز پیرو مذهب حنفی بوده ولی گویا در نیمۀ دوم زندگی خود از این مذهب رویگردان شده است. سنایی غزنوی، درسال ۵۲۹ درشهر غزنه (درشرق افغانستان) درگذشت، و به خاک سپرده شد.
۳- ۴- ۱- سبک سنائی
او آغازگر حرکت غزل، و غزلیّات او دوگونه است: یک دسته، همان رنگ و بوی تغزّل را دارد. که در سیر تکاملی خود از طریق اشعار انوری و ظهیر، در اشعارسعدی به اوج خود میرسد. و دستۀ دیگر، اشعاری است اخلاقی یا به اصطلاح عارفانه که در سیر تکاملی خود، از طریق اشعار خاقانی، نظامی و عطار سپس دراشعار مولوی به اوج خود میرسد. بعضی از غزلیّات او پخته نیست یعنی از نظر موضوع و هم ازنظر زبان خام و ناپخته است.غزلیّات او در برابر شاعرانی چون سعدی و حافظ تازه کار بودن خود را آشکار میسازد.(دلیری ،۱۳۷۶: ۲۵۷)
«سنائی، نمایندۀ برجستۀ نوعی از قصیده، در زبان فارسی است. که آن را باید قصیدۀ نقدِجامعه و زهد و عرفان و اخلاق خواند. دراین میدان، هیچ یک از استادان بزرگ قصیده، به پای او نمی رسند.» (شفیعی کدکنی،۱۳۹۰: ۱۲)
«سنایی، در آغاز شاعری، به شیوۀ فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی و مسعود سعد سلمان قصیده میسرود، امّا به تدریج خود، پایه گذار سبک نوینی در ادب پارسی شد، که وی رادر ردیف نخست شاعران پارسیگوی قرارداد. وی ازجهتی با سرودن مثنویهای عرفانی و گنجاندن مسایل خداشناسی با بیانی فلسفی، همراه با پند واندرزهایحکیمانه، درآنها، بزرگانی چون نظامیگنجوی، عطار نیشابوری، جلالالدّین مولوی و اوحدی مراغهای را به پیروی از خود واداشت، به طوریکه، مولانای روم با همۀ شأن والای خود در سرودن مثنویعرفانی دراثرجاودانۀ خویش، یعنی؛ مثنوی معنوی که به گفتۀ شیخ بهایی، قرآن پارسی خودرا دنبالهروی حکیم غزنه میداند. سنایی به جز مثنوی های عرفانی، درسرودن قصاید زُهدیه، معروف وصاحب سبک ویژهایاست، و در این شیوه بزرگانی مانند: خاقانیشروانی، جماالدّیناصفهانی، مجیر بیلقانی و سلمان ساوجی، از وی پیروی نمودهاند. او همچنین، با انتقادیتلخ وگزنده ازمردم زمانه سرودهاست؛که به قصاید زُهدیّه معروف است. و این قصاید سرشار از معارف و حقایق عرفانی و زُهد، وعظ و تمثیلات تعلیمی که با بیانی شیوا و استوار ادا شده است.» (دلیری، ۱۳۷۶: ۲۶۰)
۳-۴-۲- آثار حکیم سنایی
الف)دیوان اشعار : که مجموعهای از قصاید و رباعیات سنایی است .
ب)حدیقه الحقیقه وشریعه الطریقه (الهی نامه یا فخری نامه )شاهکار ارجمند سنایی، در مثنوی عرفانی، در ده باب ودر ده هزار بیت، به نام بهرام شاه غزنوی سروده شده است.
پ)کارنامۀ بلخ (مطایبه نامه ): نخستین مثنوی حکیم سنایی است. او در این مثنوی، با بزرگان بلخ مطایبات شیرینی دارد.
ت)سیرالعباد الی المعاد (کنوزالرموز): درآن به طریق تمثیل از خلقت انسان، اقسام نفس وعقل و مسایل اخلاقی سخن رفته است.
ث)طریق التّحقیق: مثنوی عرفانی است، از حکیم غزنه، ۸۷۳ بیت دارد.
ج)عقلنامه: مثنوی است ودر۲۴۲ بیت سروده شده است.
چ)عشقنامه: مثنوی در ۵۷۶ بیت، درزمینۀ پند واندرز وموعظه وعشق به مبدأ وجود

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.