ژانویه 16, 2021

طراحی مدل مدیریت استراتژیک برند باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایراناهمّیّت بازتاب قَداسَت …

پ ) تُحفه الاحرار: مثنویعرفانی است، جامی آن را درسال ۸۸۶ به نظم درآورد. و به رسم ارمغان به استاد ( خواجه عبیدالله احرار) مُرشد وقت نقشبندیان، فرستاد.
ت ) سبحه الابرار : منظومه ایست درذکر مقامات سیر و سلوک، که جامی آن رادر چهل بخش تنظیم کرده، این مثنوی را باید یکی از شیرینترین مثنویهای جامی، دانست، که درسال ۸۸۷ ه .ق سروده شده است.
ث ) یوسف وزلیخا: مثنویعشقی است. در سال ۸۸۸ه .ق و به تعدا چهار هزار بیت سروده شدهاست.
ج ) لیلی ومجنون: عشقنامه ایست پرسوز و گداز
چ ) خردنامۀ (صفا، ۱۳۷۳،ج۴ : ۳۵۹-۳۶۰)
۳-۱۲- محتشم کاشانی
حسّانالعجم کمالالدّینکاشانی، فرزند خواجه میر احمد نراقی، متخلّص به محتشم، در سال ۹۳۵ هجری قمری، درکاشان یا نراق کاشان به دنیا آمده است. پدر او از افراد معروف و متمکّن روزگارخویش بودهاست. درجوانی مانند: پدرش شغل بزّازی داشت. ولی ورشکسته شد. و از این شغل دست کشید. اودرسرودههایش اشارهای به همسرش نمودهاست. محتشم با این همسر بیش از یک سال زندگی نکرد و به سبب این که فرزندی از همسرش پیدا نکرد،کارشان منجر به جدایی شد. وتا آخر عمر مجرّد زیست.
آشنایی او با مُرشدی، به نام شاطرجلال، او را به عوالم روحانی کشاند. و ازآن پس یکسر به شاعری روی آورد. در آغاز به شیوۀ شاعران عصرخود غزل میسرود. امّا، به خاطر تمایلات دینی و شور تشیّع در دربار صفوی، به سرودن مَراثی در مصائب اهلبیت پرداخت. دراین نوع شعر مشهور شد.گویا از همین را ثروتی اندوخت. و زندگی مجللّی هم فراهم نمود.(شریفی، ۱۳۸۷: ۱۲۷۱) محتشم، درسالهای آخر عمرش دچار بیماری دردناک پا شد، علیرغم آن که به سفر بسیار علاقمند بود و بسیار دوست داشت؛ که به هند سفر کند. امّا درد پا او را، به مدّت بیست و دو سال آخرعمر، خانه نشینکرد. وی با اینکه در اوایل عمرش از خانوادۀ محتشم بود. و صاحب ثروت و مکّنت بود. با روی آوردن به شاعری، کارش به نداری، فقر و تنگدستی رسید.
۳-۱۲-۱- شیوۀ سخن محتشم
« شهرت عمدۀ محتشم، در ساختن شعر مذهبی اوست، خاصه در رثاء اهل بیّت.»(صفا، ب۱۳۷۸ ج۴ : ۳۴۱)
سبک سخن محتشم، سبک هندی است، شیوه سخن وی را میتوان به موارد زیر ذکر نمود:
الف) مفاخرۀ وی در شعر: مضمون آرایی و معنی آفرینی در شعر از عناصر اصلی سرودن شعراو است .
ب) تعریف شعرا و نقد شعر از زبان محتشم
ج) نقد اجتماعی در اشعار وی
د) ابیّات محتشم به عنوان امثال سایره مانند:
شکسته بال تر از من میان مرغان نیست دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است
یا در این بیت :
عــذر خــواهی کــندم بــعد از قـتــل عــذر بـــدتــر زگــــــناهش نــــگرید
ه) تاثیر پذیری وی از سُرایندگان پیشین و تاثیر گذاری وی بر آیندگان: اودر اشعارش از شاعران پیشین مانند: مسعود سعد سلمان، سعدی، حافظ و…تاثیر گرفته است.
و ) پیشینۀ تاریخی و ادبی دوازده بند معروف محتشم مرثیه سرایی در ادبیّات فارسی پیشینۀ کهن دارد. چون این گونه شعر در هر قالبی از گونههای شعر باشد با تاریخ آمیخته شده و معمولاً، در پایان هر سرودهای از این مراثی، شاعر خود را ملزم نموده تا با ماده تاریخ، سال یا حتی روز و ماه واقعۀ درگذشت را بیاورد .ترکیب بند محتشم هم وزن قصیدهای است که خاقانی در رثای محمد یحیی سروده است. (محتشم، ۱۳۸۰ ج۱: ۹۱-۱۲۵)
۳-۱۲-۲- آثار محتشم
دیوان اشعار : شامل ترکیب بند وی در رثاء سالار شهیدان و سرور آزادگان حسین بن علی ( ع) است.
هفت دیوان اوشامل:
الف) دیوان اول مسمی به شیبیّه و مربوط به ایّامی است. که محتشم به سن کمال رسیده و شامل قصاید، ترکیب بند، مثنوی، قطعه، غزل و رباعی که ۶۵۱۴ بیت است.
ب) دیوان دوم موسوم شبابیه که مشتمل بر غزلیات است و ۲۴۷۸ بیت دارد.
ج) دیوان سوم صبائیه است که شامل غزلیّات است و ۲۰۸۹بیت دارد.
د) دیوان چهارم رسالۀ جلالیّه در باب آشنایی محتشم با شاطر جلال است.
ه) دیوان پنجم رسالۀ «نقل عشاق» به نظم و نثر است و۴۳۶ بیت دارد.
و) دیوان ششم ضروریات است، که شامل ماده تاریخ هایی راجع به احیا و اموات است. و ۱۸۹۸ بیت دارد.
ز) دیوان هفتم معمیّات متفرقه از اسافل و اواسط و اعالی است. و۳۱۴بیت دارد. ( همان: ۲۰۵-۲۰)

۳-۱۳- وحشی بافقی
مولانا شمس‌الدّین(کمال‌الدّین)محمّد‌ بافقی متخلّص به «وحشی» درسال ۹۳۹ هجری قمری درشهربافق، متولّد شد. اواز خانوادهای متوسّط برخاست و برادر بزرگترش، مرادی بافقی نیز از شاعران روزگار خود بود. وی در تربیت وحشی تاثیر بسیارداشت. وحشی سراسر زندگی پرسوز وگداز خویش را درعشق و عاشقی سپریکرد و نتیجهای هم نیافت. وی در جوانی از بافق به یزد و سپس به کاشان رفت و مدّتی درآنجا مکتبداری کرد. ولی پس از مدتّی آنجا را رهاکرد. و به یزد بازگشت. و تا آخر عمر، در یزد اقامت کرد.او با اینکه درفقر و نداری زندگی را میگذراند. امّا مردی وارسته و بلند نظر بود. با آنکه روش بیشتر شاعران زمان وی سفر و مهاجرت به دربار پادشاهان هند و ستایش و بهرهمندی از نعمتهای آنان بود، او هیچگاه پای از ایران بیرون نگذاشت.و حتّی راهی دربار پادشاهان صفوی نیـز نشد. وحشی،غـرض از شاعری را،بیان احساسات
و اندیشهها و اشتغال به ادب وهنر میدانست؛ نه جمع کردن مال ومکنت دنیوی، اوفقط برای کسب معاش وگذران زندگی، ناگزیر به مدح فرمانروایان و بزرگان یزد وکرمان بویژه مدح غیاثالدّینمحمدمیرمیران حکمران یزد، شعرسروده است.« وحشی مردی پاکباز، وارسته، حساس، خرسند، بلند همّت و گوشهگیر بود. او برخلاف سنت شاعران عهد خود، از ایران پای بیرون ننهاد. و حتی از بافق، تنها چند گاهی به کاشان و باقی عمر را به یزد رفت و همانجا ماندگار شد. مقصود او از شاعری در حقیقت، اشتغال بهتر ادب و بیان اندیشه ها و احساس های خود از آن راه بود، نه کسب مال و اندوختن سیم و زر، دوران کمالشاعری را در یزدگذراند. و برای کسب معاش تنها به ستایش رجال یزد و کرمان پرداخت.» (صفا، ب ۱۳۷۸ ج ۴: ۳۳۰) وحشی در سال ۹۹۱ هجری قمری در یزد، جهان خاکی را وداع کرد.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.