آوریل 12, 2021

طراحی مدل مدیریت استراتژیک برند باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایراناهمّیّت بازتاب قَداسَت فال و استخاره …

۳-۱۳-۱- سبک وشیوۀ سخن وحشی
وی پایهگذار شیوۀ (واسوخت) در شاعری، است. وی، برخلاف گویندگان همزمانش که با خیالبافی ونازک اندیشی، شعرفارسی را دچارپیچیدگی ودیریابی مینمودند، به پیروی ازاستادان پیشین چون: رودکی، فردوسی و سعدی، سادهگویی و روان سازی رادر ادب پارسی، بنیادینوین نهاد. یکی از ویژگیهای سخن او، ابداع ترکیببندهای دل انگیز، همراه با سوزوگدازهای شاعرانه، است. این ترکیببندها، بهترین نمونۀ مکتب وقوع در شعر پارسی است. ویژگی دیگر سخن او، دوری از صنعتگری و پرهیز از به کار بردن واژههای خشن تازی است. (دلیری،۱۳۸۱: ۹۸) درمکتب وقوع، شاعر پس از سوز وگدازهای عاشقانه نتیجه نمیگیرد. دچار سرخوردگی، میشود و انزجار و نفرت خود را از معشوق، بیان میکند و اشعاری را میسُراید که به آن (واسوخت) میگویند. وحشی هم که خودعاشق پیشه بوده است. اشعار فراوانی به این سبک سروده است.
۳- ۱۳-۲- آثار وحشی بافقی
الف ) دیوان اشعار: شامل قصیده، غزل، ترکیب بند، ترجیع بند و رباعی است وشامل ۹۰۰۰بیت است.
ب) ناظر و منظور: مثنوی به شیوۀ نظامی گنجوی است. این مثنوی، داستان عشق همجنس‌گرایانه پسران شاه و وزیری را بر یکدیگر روایت می‌کند. و ۱۵۶۹ بیت است .
ج )فرهاد و شیرین: مثنوی است، که ناتمام باقی ماند. و تنها ۱۰۷۰ بیت از وحشی است. و بعدها  وصال شیرازی آن را با استادی تمام به پایان رساند.۱۲۵۱ بیت به آن افزود. وشاعری دیگر بنام صابر ۳۰۴ بیت براین منظومه افزود .
د) خُلد برین مثنوی است که وحشی به پیروی از نظامی سروده است. ( صفا، ب ۱۳۷۸ ،ج۴: ۳۳۱)
۳- ۱۴- بیدل دهلوی
میرزا عبدالقادر بیدلدهلوی، در سال ۱۰۵۴ هجری قمری در ساحل جنوبی رودخانهٔ «گنگ» در شهر عظیم‌آباد پَتنه (هند) به دنیا آمد. وی در اصل، از ترکان جغتایی بود. وی، عارف، نویسنده، ملقّب به ابوالمعالی بود .زمان خردسالی خودرا در زادگاهش، گذراند و سپس، در اوان جوانی مدّتی در هند سیاحت کرد. وی بسیار به سیاحت میپرداخت، سرانجام درسال ۱۰۹۶ در شاه جهان آباد ساکن شد. و خانهاش محلِ آمدوشدِ بزرگان ادب و دولتمردان حامی وی شد. در اواخر عمر مدیحهسرایی کرد، و سپس از بیم دشمن به لاهور گریخت. و مدتّی، درآن شهر زیست و پس از پایان حکومت شورشیان به دهلی بازگشت. بیدل، در بیشتر علوم حکمی تبحّر داشت. و با طریقهٔ صوفیه نیز آشنا بود. او ابتدا «رمزی» تخلص می‌کرد؛ تا این که بنا به گفتهیکی از شاگردانش هنگام مطالعهٔ گلستان سعدی از مصراع « بیدل از بینشان چه جوید باز» به وجد آمد و تخلّص خود را به «بیدل» تغییر داد. وی در سال ۱۱۳۳ هجری قمری در دهلی درگذشت.(شریفی، ۱۳۷۸: ۳۳۵)
۳-۱۴-۱- سبک بیدل دهلوی
او بهترین نمونه های شعر سبکهندی را ارائه داده است، و خود نیز صاحب کلامی متشخّص و ممتاز است. درآثارش اندیشه های عرفانی و غنایی با مضمون های پیچیدۀ شاعرانه و تشبیهات و ترکیبات استعاری تخیّلی و توهّمات پردامنه و خیال پردازیهای دور و دراز وجود دارد، درکل، شعر وی با شعردیگرشاعران، فرق دارد. امّا در اندیشههای بنیادین خود، خاصّه در باب مطالب فلسفی و عرفانی، متأثّر از محییالدّین ابنعربی است. اشعار او، در افغانستان و دیگر کشورهای فارسی زبان شهرت ومحبوبیّت بسیار یافته است. ( همان، ۳۳۶)
۳-۱۴-۲- آثار بیدل
چند اثر منظوم بیدل دهلوی :
دیوان: مشتمل بر قصیده، غزل، ترجیع بند، ترکیب بند، قطعه و رباعی است.
منظومهها: محیط اعظم، طلسم حیرت، طور معرفت یا گلگشت حقیقت، عرفان،تنبیهُ المهوّسین، در مذمت کیمیاگران است. و کلیاتش شامل نظم و نثر است. وی آثاری در نثر دارد، که از آن جمله می‌توان به رقعات، نکات و چهار عنصر اشاره کرد. (همان)
۳-۱۵- قآآنی شیرازی
وی از معروفترین قصیده سُرایان عصر قاجاریه است. میرزا حبیب الله شیرازی ملقّب به «مجتهدُالشّعرا » متخلّص به« قآآنی»در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولّد شد. خانوادۀ او ادیب و دانشمند بودند. پدر بزرگ او حکیم، اهل فضل و علم، وپدرش میرزا محمد علی گلشن نیز شاعر بود. او در همان دوران جوانی یکی از معروفترین قصیده سُرایان دربار محمدشاه و جانشین او ناصرالدّینشاه قاجار شد. قآآنی درهفت سالگی به مکتب رفت. در یازده سالگی پدرش را از دست داد، و به همراه خانواده در فقر و تنگدستی فرو رفت. او به اندیشه خود حُجرهای در یکی از مدرسه های شیراز گرفت. و به درس و مشق پرداخت. او چون طبعی موزون داشتهاست. درستایش«حسینعلی میرزا فرمان فرمای فارس»، شعری سرود و در ازای آن شعر، مستمری ناچیزی، برای وی قرار دادند. او با همین مقرّری در تحصیل علوم پیشرفت کرد. وی چندسالی نیزدراصفهان به تکمیل علوم ادبیّات و زبان عربی وعلوم ریاضی و معارف اسلامی پرداخت. سپس به شیراز بازگشت. هنگامی که شانزده ساله بود، با ورود شاهزاده حسنعلی میرزا شجاع السلطنه فرزند دیگر فتحعلی شاه در شیراز مورد لطف و عنایت او قرارگرفت. و از تشویقهای او بهرهمند شد. زمانیکه شاهزاده فرمانفرمای خراسان، میشود، قآآنی نیز همراه او به مشهد میرود. و درآن شهر با پشتیبانی شاهزاده به تحصیل علم و حکمت ادامه میدهد، و نیز به سرودن شعر راغبتر می شود. از آن پس به جای نام (حبیب) به نام ( قآآنی) تخلّص یافت. علّت این تغییر تخلّص، به خاطرنام اوکتای قآآن، فرزند حسنعلی میرزا شجاع السلطنه بود. او در هنگام سلطنت محمد شاه، جزء شاعران دربار گردید و از طرف شاه لقب (حسّان العجم) رادریافت کرد .
قآآنی هم بر زبان و ادبیّات فارسی و نیز به زبان عربی وترکی به حد کامل وارد بود. وی نخستین شاعرفارسی زبان است که با زبان فرانسه و انگلیسی آشنایی داشته است. که ترجمۀ کتاب (درامر فلاحت توسط امیر کبیراز زبان فرانسه به فارسی ) به او محوّل شد. او پس از مرگ حامی خود حسنعلی میرزا شجاع السلطنه، با حالی پریشان به تهران بازگشت. سپس در دربار، به عنوان شاعر رسمی دربار ناصرالدّین شاه قاجار و در تهران ماندگار شد. قآآنی، سرانجام در پنجم شعبان سال ۱۲۷۰ هجری قمری براثر بیماری مالیخولیا و پریشان گویی درگذشت. ( شریفی، ۱۳۸۷ : ۱۱۰۹)
۳-۱۵-۱- سبک و بیان قآآنی
«در انواع شعر، خصوصاً در مسمّط و ترکیب بند، تبحّر داشت. با آنکه از متقدّمین تقلید میکرد؛ خود سبک مخصوصی داشت که پس از سالها مورد تقلید بعضی از شاعران قرارگرفت. خصوصیّات عمومی ونظرگیر سبک او زبان غنی و شیوا و به کار بستن کلمات فخیم و فاخر و بازی با کلمات و قدرت در نوعی لفّاظی و ایراد کلمات مُطَنطن است، اما از نظر معنی در شعرش، هیچ تازگی و ابداعی دیده نمیشود. تعلل توصیف، در سخنش غالباً به قدری نغز و ابتکاریاست. بویژه ترکیب کلامش ، چنان گیراست؛ که گویی نخستین کسی است که این شیوه زیبا و رنگین و این تعبیرات تند و جسورانه را به کار بسته است.»( همان) او به مانند بعضی از شاعران هم عصر خود، در قالب شعری: قصیده، دردورۀ قاجاریه به شیوۀ فرخی، امیر معزی، ناصر خسرو و خاقانی به سبک خراسانی و آذربایجانی شعر سروده است. ( دلیری، ۱۳۸۱: ۱۱۰)
۳-۱۵-۲- آثار قآآنی
الف) کتاب پریشان: که در سال ۱۲۵۲ (ه.ق) سروده شده است. و به تقلید از گلستان سعدی است. از ۱۲۱ حکایت متنوع بزرگ وکوچک تشکیل شده است .
ب) دیوان قآآنی: دیوان او شامل قصیده، غزل، مسمّط و ترکیب بند است. حدود شصت هزار بیت دارد.
نخستین بار، چاپ دیوان قآآنی، در سال۱۲۷۴ (ه.ق) چهار سال پس از مرگ وی در تهران به همت جلال الدّوله صورت گرفته است.
۳-۱۶- ملک الشعرای بهار
محمد تقی بهار ملقّب به ملکالشعرای بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. وی در سال۱۲۶۵ (ه.ش) در مشهد متولّد شد. مقدّمات و ادبیّات فارسی را نزد پدرخود، محمّد کاظم صبوری، ملکالشعرایآستانقدس رضوی مشهد آموخت. و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی درمحضرادیب نیشابوری، شاگردی نمود. او در نوجوانی ازدواج کرد. امّا بعد از مدّت کوتاهی فرزند و همسرش را از دست داد. بعد از درگذشت پدر، ملکالشعرای دربار مظفرالدین شاه شد. اونزدیک به سن سی سالگی ازدواج دوم کرد. و ثمره زندگی او شش فرزند دختر وپسر بودهاست. بهار، شش دوره نمایندهٔ مجلس شد. و سالها استاد دورهٔ دکتری ادبیّات دانشسرای عالی ودانشکدهٔ ادبیّات، بود. به علت پیوستن به مشروطه‌طلبان وآزادی‌ خواهان، چند بار تبعید و زندانی شد. که سالهای زندان وتبعید از پربهره‌ترین سالهای زندگی ادبی وی بوده است. « بهار را به قولی، شاعر مقتضیّات نامیدهاند، که حوادث روز و تلاطماتروحی جامعه به تمامی، در آثارش نقش بسته است. اگر چه در بعضیاشعار خود خوشبین و امیدوار است، بطور کلّی صفت ممتاز او، به خصوص در نیمۀ دوم زندگیاش، بدبینی و یأس از زندگی و نگرانی از آینده و عدم اطمینان به همه چیز و همه کس است.»(شریفی، ۱۳۸۷: ۳۱۶) بهار در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ (ه.ش) در خانهٔ مسکونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت. وی در شمیران در آرامگاه ظهیرالدّوله به خاک سپرده شد.
۳-۱۶-۱- سبک شعری بهار
بهار به سبک خراسانی، شعر می سرود و در فنون شعر قدیم و جدید نیز مهارت داشت. معانی نو را در قالب شعر ِکهن میریخت. مقام شامخ بهار بویژه در قصیده سُرایی انکار ناپذیر است. در اشعار بهار، به سبب تسلّط به زبانهای قدیم ایرانی و تفحّص در دواوین شعرای متقدّم، استعمال لغات نادر یا معانی غیر مصطلح واژههای رایج در این اشعار، فراوان به چشم میخورد. که البتّه این ویژگی، در آثار اوّلیّۀ او بسیار شاخصتراست. و به مرور زمان رنگ میبازد. (همان، ۳۱۶) او چون در دوره مشروطه، میزیسته است. شعرهای او منطبق با ویژگیهای شعرپارسی، دردورۀ مشروطه بوده است.
ملک الشعرای بهار، مانند شاعرانی چون وحید دستگردی، ادیب الممالک فراهانی و علامه دهخدا علاوه براینکه اشعاری ساده و انقلابی میسرودند. بلکه گاهی قصیدههایی بلند، با لغات فاخر ادبیکهن، میسرودند؛که این خصوصیّات بهار، نسبت به سایر شاعران، سرآمد است. او در مقام شاعری، از بزرگان شعر دورۀ قاجار، چیزی کم ندارد.(دلیری، ۱۳۸۱: ۱۱۳)
۳-۱۶-۲- ویژگیهای شعر پارسی در دورۀ مشروطه
این ویژگی در اشعار بهار، وجود دارد:
الف ) مردم گرایی: شاعران دورۀ مشروطه، پناهگاهی جز مردم نداشتند؛ و میکوشیدند، شعرشان به زبان مردم، نزدیکتر باشد .
ب) میهن پرستی: شاعران این دوره، باسرودن اشعار میهنی، مردم را به دفاع از مرز و بوم نیاکانشان برمیانگیزند .
ج) غربزدگی و مادیگرایی: در اشعار بسیاری از شاعران، سرودههایی از روحیۀ غربزدگی و در اشعار برخی دیگر،گرایشهای مادیگرایی دیده میشود. از نشانههای آن، مخالفت با برخی از مظاهر دین، و انتقاد از حجاب و پوششهای اسلامی و رواج فرهنگ غرب را میتوان نام برد.
د) رواج قالبهای خاصی در شعر: از جمله قالب های ابداعی شاعران دورۀ مشروطه : مُسمط مربع، مُسمط مُخمس، مُسمط ترجیعی، مُسمط ترکیب، مُسمط مستزاد و مُسمط ذوقافتین را میتوان نام برد. که به واسطه قالب های کهنِ شعر پارسی، سروده شده است. ( همان، ۱۱۳-۱۱۵)
۳-۱۶-۲ – آثار ملک الشعرای بهار
از معروفترین آثاروی :
دیوان اشعارش در دوجلّد ( مشتمل بر قصیده و مسمّط، ترکیب بند، ترجیع بند، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی، دوبیتی، مطایبه وتصنیف و اشعاری به لهجۀ مشهدی) است .
کتاب سبک شناسی در سه مُجلّد، در بارۀ تحوّل نثر فارسی بعد از اسلام تا عصر حاضر.
تاریخ مختصر احزاب سیاسی در دو مجلّد و مربوط به وقایع و رویدادهای ایران از زمان انقلاب مشروطیت تا انقراض دودمان قاجاریهاست.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.