عقل گرایی و خرد ورزی:/پایان نامه درمورد معنویت در محیط کار

ژانویه 8, 2019 Off By 92

عقل گرایی و خرد ورزی

معنویت قرآنی بر عقلانیت استوار گشته تا بن مایه های معنویت را “عقل و خرد ” تشکیل داده و همواره معنا گرایی بر خردگرایی ابتناء یابد زیرا اگر پشتوانه معنویت خرد نباشد در چالش های روزگار و تضاد واقعیات زندگی تضعیف شده و عقب نشینی می نماید لذا در احادیث اسلامی عقل دلیل و راهبر مومن و فضیلت انسان برترین موهبت و بهره رسانی سایر قوای انسان در پناه عقل معرفی شده است و در آموزه های دینی و معارف اسلامی چنین آمده است  : ” العقا لا یتخذع ” (عقل گرفتار خدعه نمی شود) ، ” علی قدر العقل  یکون الدین ” خوف از خدا بهره عقلی است چه اینکه بهره عقلی و معرف خردمندانه ندارد و هراسی از خدا ندارد ” انّهُ لَم یَخف الله مَن لَم یَعقل عَن الله”  یا فرمود: ” ما کذب العاقل” هیچ عاقلی دروغ نگفته است و عقل نردبان کمال و ترقی است : ” العقلُ رقی الی علیین ” و … (طباطبایی، معنویت تشیع، ص 63).

آری معنویت و عرفان که پایه های خرد گروانه و عقل ورزانه ندارند و با عقلانیت در تعارض و حتی در ستیز است معنویت نیست و عشقی که ضد عقل نشان داده شود یعنی عشق غیر معقول نیز ره آورد معنوی و روحانی ندارد بلکه باید توجه داشت که “عقل” ملاک و مبنای ایمان و معنویت و معیار فضیلت و آرامش درونی است و معنویت منهای عقلانیت معنویت منهای معنویت است.

ب2-  اعتدال و توازن:

معنویت نیاز روح انسان و روح محتاج تکامل و توسعه ی  وجودی است تا به درجات عالیه کمال دست یابد لکن هم نیاز روح باید همه جانبه تامین گردد و هم روح باید در سیر تکاملی اش به صورت “متوازن و متعادل” پیش رود تا رشد هماهنگ و مناسب یابد و لاغیر.  روح در برخی ابعاد قوی و در برخی ابعاد ضعیف است . در تربیت اسلامی و پرورش قرآنی نیروهای بالقوه انسان اصل بر ” اعتدال ” است تا افراط و تفریطی صورت نپذیرد و همه ابعاد و ساحت های معنوی انسان دیده شود نه اجتماعیات فدای معنویات و نه معنویات فدای اجتماعیات گردد بلکه در ابعاد معنوی جامعه گرایی  و در جامعه گرایی ابعاد معنوی دیده شود هم جسم و هم روح درتربیت معنوی انسان منظور گردد چنانکه در تعقیبات نماز صبح هم نور چشم و هم نور دل یا نورانیت بصر و بصرت را مطالبه می کنیم ” وَاجعِل النور فی  بَصری و البَصیره فی دینی” به تعبیر استاد شهید مطهری پرورش جسم به معنای واقعی کلمه که  تقویت و سالم نگه داشتن  و نیرومند کردن جسم است هم ممدوح است و هم تقریبا از ضروریات اسلام است (مطهری، ج24،ص258).

و در عین حال مبارزه با شهوت پرستی و نفس پروری یک دستور دینی است تا انسان در پرتو معنویت قرآن جسم سالم و روح سالم داشته باشد که جسم سالم وسیله کمال است نه هدف،  و روح انسان که دارای پنج بعد یا استعداد است یعنی : 1. استعداد عقلی (علمی و حقیقت جویی) 2. استعداد اخلاقی(وجدان اخلاقی) 3. استعداد دینی 4. استعداد ذوقی و هنری 5. استعداد خلاقیت ، آفرینندگی، ابتکار و ابداع همه و همه باید در پرتو تربیت اسلامی و معنوی رشد یافته و متعادل و متوان تعالی یابند. لذا علم جویی ، عقل پروری ، عبادت، خلوت، سحرخیزی توجه به همه مراتب آن که یک نیاز دائمی و حرکت انقلابی و حد ناپذیری انسان در کمال گرایی مطلق  و در راستای “معنویت متعادل” است .

ب3-  عبودیت گرایی:

روح معنویت “بندگی خدا” خداخو شدن و تشبه به اوصاف الهی و تخلق به اخلاق خدایی است چه اینکه روح عبادت نیز کسب معنویت و روحانیت است . به تعبیر استاد شهید مطهری: ” روح عبادت تذکر است، یعنی یاد خدا بودن و از غفلت از خدا خارج شدن” آن شهید عزیز در تقسم عبادت بر اساس تلقی و تفسیری که از آن وجود دارد به عبادت عامیانه و عارفانه در تبیین تلقی عارفانه از عبادت می فرمایند: ” بر حسب این تلقی ، عبادت نردبان قرب است ، معراج انسان است ، تعالی روان است ، پرواز روح است به سوی کانون نامرئی هستی، پرورش استعدادهای روحی و ورزش نیروهای ملکوتی انسان است ، پیروزی روح بر بدن است ، عالی ترین عکس العمل سپاسگزارانه انسان است از پدید آورنده ی خلقت، اظهار شیفتگی و عشق انسان است به کامل مطلق و جمیل علی الطرق، و بالاخره سلوک و سیر الی الله است .

بر حسب این تلقی عبادت پیکری دارد و روحی، ظاهری دارد و معنایی آنچه به زبان و سایر اعضای بدن انجام می شود پیکره و ظاهر و قالب عبادت است ، روح و معنی عبادت چیز دیگری است.  روح عبادت وابستگی کامل دارد به مفهومی که عابد از عبادت دارد و به نوع تلقی او از عبادت و به انگیزه هایی که او را به عبادت برانگیحته است و به بهره و حظی که از عبادت عملا می برد و به اینکه عبادت تا چه اندازه سلوک الی الله و گام برداشتن در بساط قرب باشد. پس عبادت بساط خود از خود فروتر به خود فراتر و برتر است . از محدودیت های درونی و برونی خارج شدن و با وصل به نامحدود سعۀ وجودی و گستره ی وسیع یافتن است و به همین دلیل عبادت های اسلامی اعم از واجبات و مستحبات برای بزرگوار شدن ، شرح صدر یافتن و معنامند گشتن در عرصه های مختلف است .

عبودیت که ارتباط و پیوند قلبی و جوهری انسان با خداست و با شکستن دیوار غفلت انسان را به گونه ای پرورش می دهد که رابطه خود با خود و جامعه را نیز منطقی و معقول تنظیم نماید در شکل و روح عبادتهای اسلامی اعم از نماز، دعا، حج، جهاد و … به حقوق خدا،خود، جامعه و جهان توجه تام شده است، در معنویت مبتنی بر عبودیت فردگرایی و خلوت گزینی نیست بلکه جمع گرایی و خدمت به خلقِ خدا البته برای رضای خدا و در مسیر وجهت عبودیت الهی موج می زند که درد خدا و خلقِ خدا در دل عبادت های اسلام که مظاهر معنویت هستند تعبیه شده است لذا در معنویت قرآنی هیچ کاری برای غیر خدا و دور از عبودیت و انقیاد و اخلاص نیست و انسان معنوی انسان بریده از جامعه و حقوق خانوادگی و اجتماعی نیست و انسان اهل عبودیت به تدریج می تواند بر همه ابعاد وجودی خویش مدیریت نماید  تا  از همه محدودیت ها و قیود رها شده و آزاد گردد و با آزادی معنوی  یا آزادگی بر بیرون از وجود خویش نیز تسلط یابد که  ربوبیت و خداوندگاری و  ولایت  مراحلی دارد که عبارتند از : الف- تسلط بر نفس و قوای نفسانی خویش یا مدیریت بر کشور وجود خود  ب-  مدیریت بر بدن به گونه ای که به تدریج در برخی از فعالیت ها از استخدام بدن خارج شود  ج-  تسلط بر طبیعت خارجی و نفوذ اراده یا ولایت بر بیرون از خویش به اذن پروردگار یافته که عبودیت یگانه وسیله وصول به مقامات انسانی و طی طریق الی الله است.