عملکرد سرمايه در گردش:/پایان نامه درباره مدیریت سرمايه در گردش

دانلود پایان نامه

تاثير مديريت سرمايه در گردش در عملكرد مالي سازمان

تاثير مديريت سرمايه در گردش بر عملكرد مالي سازمان از دو جنبة تاثير سياست هاي سرمايه در گردش بر عملكرد و تاثير شاخص هاي مديريت سرمايه در گردش بر عملكرد مورد بررسي قرار مي گيرد.

2-1-7-1سياست هاي سرمايه در گردش و عملكرد

شركتها مي توانند سرمايه گذاري در سرمايه در گردش خود را به حداقل برسانند يعني يك سياست جسورانه را در پيش گيرند و يا اين كه يك سياست محافظه كارانه را انتخاب كنند بنابراين مديريت شركت مجبوراست قبل از انتخاب سياست سرمايه در گردش خود در مورد موازنة ريسك و بازده تصميم گيري نمايد .حداقل كردن سرمايه گذاري در سرمايه در گردش (سياست تهاجمي) ممكن است به طور مثبت بر روي سودآوري شركت تاثير بگذارد . از سوي ديگر سرمايه گذاري سنگين در سرمايه در گردش (سياست محافظه كارانه)نيز ممكن است منجر به سودآوري گردد چرا كه به عنوان مثال، نگه داشتن موجودي كالاي زياد، هزينه وقفه هاي احتمالي در فرايند توليد و خسارات ناشي ازكميابي توليدات را كاهش مي دهد و همچنين هزينه ها ي تامين را كاهش داده و در مقابل نوسانات قيمت از شركت حمايت مي كند.(گارسیا[1] وهمکاران،2007)

شواهد به دست آمده از مطالعات جوس[2] و همكاران(1996) شين و سوئنن[3] (1998)، دلف[4] (2003) و  محققين ديگر در ارتباط با سودآوري به عنوان معياري براي عمكرد و سياست هاي سرمايه در گردش، از اين واقعيت حمايت مي كنند كه سياست هاي سرمايه در گردش تهاجمي سودآوري را بالا مي برد .جمعي نيز در مطالعه اي كه بر روي ارتباط سياست هاي سرمايه در گردش اتخاذ شده توسط شركتهاي داروسازي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و بازده سهام اين شركتها داشته به اين نتيجه رسيده است شركت هايي كه سياست سرمايه در گردش جسورانه را انتخاب نمود ه اند در مقايسه با شركت هاي با سياست محافظه كارانه داراي بازده بيشتري بوده اند .(جمعی،1380)

مزاياي يك سياست تهاجمي كاهش هزينه ها و افزايش سود مي باشد.چندين هزينه با استفاده از يك سياست تهاجمي ممكن است كاهش يايد كه از آن جمله به موارد زير مي توان اشاره كرد: ۱)هزينه هاي موجودي كالا پايين تر و در نتيجه نگهداري كمتر موجودي ها و حركت چرخش سريع موجودي ۲) هزينه هاي وصول مطالبات پايين تر با استفاده از سياست اعتباري تهاجمي ۳)كاهش هزينه هاي بودجه بندي به دليل استفاده زياد از بدهي هاي كوتاه مدت .لازم به ذكر است براي شركت هاي كوچكتر به دليل استفاده بيشتر از بدهي ها در مقايسه با شركتهاي بزرگتر، سياست سرمايه در گردش تهاجمي مي تواندسودآوري شان رابه طور قابل ملاحظه اي افزایش دهد . اگر چه بايد توجه داشت كه سياست ها ي سرمايه در گردش تهاجمي، ريسك ناتواني در اداي تعهدات را هم افزايش مي دهد.(بلت[5]،1997)در كل مي توان اين چنين استدلال كرد كه سياست هاي سرمايه در گردش جسورانه، اگر چه ريسك زيادي را نيز دارا مي باشد در مقايسه با سياست هاي سرمايه در گردش محافظه كارانه داراي سودآوري بيشتري است . و شركتها بايد از طريق موازنة ريسك و بازده كه شالودة تمام تصميم گيري هاي مالي است، سياست هاي سرمايه در گردش مناسب را اتخاذ نمايند.

2-1-7-2شاخص هاي مديريت سرمايه در گردش و عملكرد

در اين بخش ارتباط بين شا خص ها ي مديريت سرمايه در گردش يعني مدت زمان وصول مطالبات، مدت زمان پرداخت حسابهاي پرداختني، مدت زمان نگه داري موجودي كالا و چرخة نقدينگي را با سودآوري و نقدينگي به عنوان دوشاخص عملكرد با استفاده از شواهد تجربي حاصل از يافته هاي محققين در اين زمينه بررسي مي كنيم.

الف) نقدينگي و شاخص ها ي مديريت سرمايه درگردش :

سرمايه گذاري در سرمايه در گردش يك موقعيت نقدينگي خوب براي شركت ايجاد مي كند كه براي بقاي آن حياتي است . نكته مهم اين است كه اين نقدينگي بايد به خوبي مديريت شود و در حد بهينه قرار گيرد . ائلجلي[6](2004) مديريت نقدينگي كارا را شامل برنامه ريزي و كنترل دارايي هاي جاري و بدهي هاي جاري مي داند به نحوي كه ريسك ناتواني در پرداخت تعهدات كوتاه مدت را كاهش دهد و از سوي ديگر از سرمايه گذاري افراطي در اين دارايي ها اجتناب كند.

سطح بهينه نقدينگي حداقل سطح نقدينگي است كه بر اي پشتيباني از فعاليت هاي تجاري و توليدي ضروري است و از آنجا كه عامل كليدي سطح نقدينگي بهينه چرخش نقدينگي است،براي رسيدن به نقدينگي بهينه بايد چرخة نقدينگي را در حداقل ممكن نگه داريم. يعني در سطح حداقل بهينه اي كه با سطح جاري فعاليتهاي تجاري و توليدي سازم ان سازگار بوده و سازمان بتواند به اهداف خود دست يابد و خود را با تغييرات بازار تطبيق دهد (شلتون[7]،2002 ) بنابراين نقدينگي بيش از اندازه نمی تواند به عنوان معياري براي عملكرد خوب باشد . ائلجلي[8] نيز در مطالعه اي كه بر روي شركت هاي عربستان سعودي انجام داد به ارتباط منفي معناداري بين سودآوري شركت و سطح نقدينگي آن دست پيدا كرد .در اين مطالعه وي درآمد عملياتي خالص را به عنوان معيار سودآوري و چرخه نقدينگي را به عنوان معيار نقدينگي در نظر گرفته است و همبستگي منفي معناداري (124/0 ) را بين اين دو متغير شناسايي كرده است.( ائلجلي،2004)

پس مي توان چنين نتيجه گرفت كه براي رسيدن به نقدينگي بهينه به عنوان معياري براي عمكرد، سازمانها بايد چرخة نقدينگي خود را در حداقل ممكن نگه دارند و نگه داشتن چرخة نقدينگي در حداقل بهينه مستلزم كاهش مدت زمان وصول مطالبات، مدت زمان پرداخت حساب هاي پرد اختني و كاهش تعداد روزهاي نگهداري موجودي كالا مي باشد.

[1]. Garcia

[2] . Jose

[3] . Shin& Soenen

[4]. Deloof

[5].Belt

[6].Eljelly

[7] .Shelton

[8] .Eljelly

دانلود پایان نامه