عناصر فرهنگی//پایان نامه مدیریت کارآمد بقاع متبرکه

ژانویه 12, 2019 Off By 92

عناصر فرهنگی[1]

فرهنگ مجموعه اي از باورها و پندارهاي ارزشي است كه در آداب و رسوم، زبان، ادبيات، مذهب، و ساير ميراث هاي فرهنگي تجلي مي يابد و و روي هم رفته بر خلق و خوي مردم اثر مي گذارد. فرهنگ مجموعه اي از باورها و پندارهاي ارزشي است كه در آداب و رسوم، زبان، ادبيات، مذهب، و ساير ميراث هاي فرهنگي تجلي مي يابد و و روي هم رفته بر خلق و خوي مردم اثر مي گذارد. به عبارت ديگر فرهنگ، حقيقت و هويت معنوي ملت ها است كه ساختار كيفي زندگي يك ملت را مشخص نموده به گونه اي كه زندگي كمي و مادي او را تحت تأثير قرار مي دهد. اما در تعريف فرهنگ اسلامي علاوه بر ويژگيهاي فوق، شاخص ديگري وجود دارد كه آن را از ساير فرهنگ ها متمايز مي نمايد. در تعريف فرهنگ اسلامي گفته اند، فرهنگ اسلامي مجموعه اي از اعتقادات و اصول اسلامي آداب رسوم، اخلاق و ارزشها و قوانين است كه از وحي سرچشمه گرفته شده است. در اینجا به برخی عناصر فرهنگی مرتبط با موضوع شناسایی عوامل فرهنگی موثربر مدیریت کارآمد بقاع متبرکه اشاره می کنیم.

 

2-8-1- ارزش ها [2]

ارزش عبارت است از بار معنایی خاص که انسان به برخی اعمال ، پاره ای حالت ها و بعضی پدیده ها نسبت می دهد و برای آن در زندگی خود جایگاه و اهمیت ویژه ای قائل است.(جمشیدی، 1368). از نظر نیمکوف ارزش های اجتماعی که جامعه به آن اعتنا می ورزد، گرایش های اجتماعی را ایجاد می کند و تمایلات کلی هستند که در فرد به وجود می آیند و ادراکات،عواطف و افعال او را در جهت های معینی به جریان می اندازند( وثوقی،1370). برای ارزش ها می توان کارکرد ها و ویژگی های زیر را متصور بود:

  • ارزش های فرهنگی-اجتماعی مقصود و معنای زندگی را برای اعضای جامعه تدارک می بینند.
  • هرگونه تغییر در نظام های سیاسی، مذهبی یا اقتصادی با تغییر در ارزش های اجتماعی – فرهنگی همراه است.
  • ارزش ها نسبی هستند. در جامعه شناسی ، ارزش های واقعی، ارزش های یک جامعه خاص هستند.
  • ارزش های اجتماعی- فرهنگی ، شیوه های مطلوب اندیشیدن و عملی کردن را در فرهنگ تعیین
    می کند(نظرپور،1378).
  • ارزش های اجتماعی – فرهنگی وسیله ای برای تحقق همبستگی اجتماعی هستند.
  • ارزش های اجتماعی ، راهنمای فرد در انتخاب و ایفای نقش های اجتماعی هستند. (قرائی،1382).

همچنین ارزشها بازتاب افکارند و رفتار مردم غالباً در پیروی از ارزشها شکل می گیرد افراد ممکن است ارزشهای مثبت معینی ابراز کنند، لیکن رفتار عملی آنان  در تناقض با آن ارزشها باشد. (فان دراستای،1379).  اهمیت ارزشها در آن است که محتوای هنجارهای یک جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند. از سوی دیگر ارزشها هستند که پایه  ارزیابی ما را  از پدیده های اطرافمان، از خودمان، از نزدیکان، از دیگر انسانها و از جامعه شکل می دهند و در واقع رفتار مارا نسبت به آنها تنظیم می کنند.

 

 

 

2-8-2- هنجارها[3]

هنجارها بر مبنای مقبولیت گروهی و اجتماعی شکل میگیرند و تبدیل به قوانین و قواعد و رفتارهایی می شوند که روش مناسب در یک محدوده معینی از زمینه های اجتماعی مثلا مذهبی را فراهم می کند.ارزشهای اجنماعی هر جامعه از طریق هنجارهای اجتماعی آن تحقق می یابد. هنجارها قوانین و رهنمودهای مشترک را که منجر به یک رفتار مناسب در یک وضعیت معین می شود را مشخص می کنند.هنجارهای اجتماعی “قالبها”، ” مسیرها”، و بسترهایی برای انجام فعالیتها، وظایف و رفتارهای اجتماعی مردم در موقعیت ” نقشها و منزلتهای اجتماعی” می باشد. هنجارها دارای سه ویژگی میباشند:

1- قاعده و استاندارد رفتار اجتماعی؛

2- رعایت حقوق اکثریت؛

3- مجازات در صورت عدم رعایت؛

بنابراین نقش عمده هنجارها در جامعه “تنظیم نظم اجتماعی و تبعیت از آنها در روابط اجتماعی است” (قلی زاده ، 118:1390).

 

2-8-3- آداب و رسوم[4]

در واقع تعدادالگوی  رفتاری خاص باعث ایجاد اداب و رسوم خاص در یک جامعه می شوند. یک الگوی رفتار اجتماعی عبارت است از یک عمل قابل مشاهده و سنجش که به دفعات بسیار تکرار شده و دارای نوعی معنای اجتماعی است. سمنز اعتقاد دارد که رسوم خود به خود و به طور نا آگاهانه به وجود می آیند و شباهتی هم با قوانین طبیعی ندارند

.

  • برخی آداب ورسوم بر اساس شرایط اجتماعی به وجود می آیند.
  • آداب و رسوم اجتماعی با تغییرات شرایط اجتماعی دگرگون می شوند.
  • برخی رسوم نسبتاً دستخوش تغییرات دائمی است و سمنز آنها را مد می نامد.
  • عدم اطمینان اقتصادی موجب پیدایش برخی رفتارها و عادات می شود.
  • تکنولوژی نیز بر اداب و رسوم تاثیر می گذارد.
  • ایده ها و اعتقادات دینی نیز در به وجود آمدن برخی آداب و رسوم موثر است. (قلی زاده ،1390: 122)

 

2-8-4- باورها[5]

در یک تعریف ساده و رسا، «باورها یا عقیده‌ها، اندیشه‌هایی هستند كه فرد به درستی و حقانیت آن‌ها اعتقاد دارد. کرچ و کرچفلید باور را چنین تعریف کرده‌اند:‌ «باور، سازمانی باثبات از ادراک و شناختی نسبی درباره جنبه خاصی از دنیای یک فرد است.» در مفهوم وسیع‌تر،‌ باورها دربرگیرنده شناخت یا دانسته‌ها، ‌عقاید یا آیین است. برخی از روان‌شناسان اجتماعی به این نتیجه رسیده‌اند که «باورها سه ریشه اصلی دارند: تجربه شخصی، ‌اطلاعات حاصل از دیگران و استنتاج».(همدانی ،1391).

ایجاد ارتباط بین مقوله ها باور را می سازد.یکی از مقوله هایی که مربوط به باورها می شود و از اهمیت خاصی برخوردار است، مقوله باورهایی است که به علل مربوط به بروز رفتار یا نسبت دادن ها اشاره دارد؛ زیرا روشی که ما از طریق آن یک رفتار را درک می کنیم(تفسیر میکنیم)، متکی به نسبتهایی است که به آن می دهیم.( هریس ،تریاندیس.1387 :160).

[1] Cultural elements

[2] Values

[3] Norms

[4] Customs

[5] Beliefs