فردگرائي- جمع گرائي:پایان نامه تأثیر ابعاد فرهنگی بر رفتار شهروندی

دانلود پایان نامه

فردگرائي- جمع گرائي

میزانی است که افراد به خود متکی بوده و در مقابل اینکه وجود افراد بیشتر در داخل گروه انسجام یافته، تنها به خود می اندیشند (Hofstede; 1985; 347). این بعد میزان زندگی جمعی در بین افراد یک جامعه و میزان چسبندگی افراد به اجتماع را نشان می دهد. هافستد در اين بعد  به‌ مواردي‌ چون؛ مسئوليت‌ افراد و خانواده، وجدان‌ صميمي‌ و فردي، وابستگي‌ عاطفي، كار، ابتكار و تعلق‌ سازماني، جايگاه‌ عقيده‌ شخصي‌ و حريم‌ زندگي‌ خصوصي، تخصص، نظم، وظيفه‌ و امنيت، دوستي، تصميم هاي‌ فردي‌ و گروهي اشاره مي كند (هدايتي، 1381، 11).

بعد مهمي كه مي بايست از نظر فردگرائي و جمع گرائي مشخص شود، ارتباط نسبتاً قابل ملاحظه اي است كه با آيتم هاي مربوط به “هدف كاري” دارد كه اينگونه بيان مي گردد.

قطب فردگرا، موارد زير را شامل مي شود:

  1. زمان شخصي- شغلي كه زمان كافي براي زندگي شخصي و يا خانوادگي شما فراهم مي آورد.
  2. آزادي- داشتن آزادي فراوان براي قبولاندن ديدگاه هاي خود به كار
  3. چالش- داشتن شغل چالش دار (هماورد طلب)- كاري كه با انجام آن، احساس كمال مي كنيد.

قطب مقابل يعني جمع گرائي عبارتست از:

  1. آموزش- داشتن فرصت هاي آموزشي (براي ارتقاء مهارت ها يا يادگيري مهارت هاي جديد)
  2. شرايط فيزيكي- داشتن فضاي كاري مناسب از نظر فيزيكي (تهويه، نور مناسب، فضاي كافي و غيره)
  3. استفاده از مهارت ها- استفاده كامل از مهارت ها و توانائي ها در شغل (اعرابي و همكاران، 1388، 81).

اکثر مردم جهان در جوامعی زندگی می کنند که منافع گروهی بر منافع شخصی غلبه دارد. گریت هافستد (1980) این جوامع را “جمع گرا ” می نامند و عده قلیلی از مردم جهان در جوامعی زندگی می کنند که منافع شخصی بر منافع گروهی ارجحیت دارد و این جوامع را ” فرد گرا ” می نامد. در یک جامعه جمع گرا، محل کار فی نفسه می تواند از نظر معنای احساسی کلمه تبدیل به یک گروه شود، در چنین جامعه ای رابطه میان کارفرما و کارمند بر شروط اخلاقی استوار است. این رابطه هم چون رابطه دو جانبه فامیلی باعث ایجاد تعهد و وفاداری طرفین می شود ( اعرابی و همکاران، 1388، 98-99).

 

جدول 2-3: تفاوت هاي مهم در جوامع جمع گرا و فردگرا

فردگرا جمع گرا
هويت بر اساس فرد است هويت بر اساس شبكه اجتماعي كه وي متعلق به آن است، استوار مي باشد
ارتباط و مكالمه بصورت “سطحي” است ارتباط و مكالمه بصورت “عميق” است
رابطه كارفرما و كارگر قراردادي است كه بر اساس مصالح طرفين بنا شده است ارتباط كارفرما و كارگر بر شروط اخلاقي استوار است
مديريت، مديريت بر افراد است مديريت، مديريت بر گروه ها است
وظايف بر روابط غلبه دارند روابط بر وظايف برتري دارند
منافع فردي بر منافع جمعي ارجحيت دارد منافع جمعي بر منافع فردي ارجحيت دارد
هر كس حق زندگي فردي و خصوصي دارد گروه ها زندگي فردي را نفي مي كنند
انتظار مي رود هركسي حق اظهار نظر شخصي داشته باشد عقايد توسط اعضاي گروه از پيش تعيين شده است

 

دانلود پایان نامه