ماهیت رضایت شغلی-پایان نامه رضايت شغلي و تعهد سازماني

ژانویه 12, 2019 Off By 92

از تعاریف ارائه شده درباره رضایت شغلی چنین بر می آید که این مفهوم بیانگر احساسات و نگرشهای مثبتی است که شخص نسبت به شغلش دارد. وقتی گفته می شود که کسی از رضایت شغلی سطح بالایی برخوردار است؛یعنی به طور کلی ،شغلش را دوست دارد،برای آن ارزش زیادی قایل است و به گونه ای مثبت به آن می نگرد و در یک کلام، از احساس خوب و مطلوبی نسبت به آن برخوردار است.( عبدالله شفیع آبادی،1370)

2-1-1-ماهیت رضایت شغلی

مطالعات نشان می دهد که همه ساله،بسیاری از شرکت ها و سازمان ها از جمله آی بی ام [1]پیمایش های افکار سنجی را در خصوص احساس و نگرش کارکنان در باره شغلشان انجام می دهند. افزایش رضایت شغلی در این شرکت میزان ترک خدمت را به حداقل رسانده، موجب کسب وجهه و موقعیت رقابتی گردیده است. رضایت شغلی یکی از مهم ترین متغیر های تحقیق در رفتار سازمانی و هم چنین متغیر محوری در تحقیقات و تئوری سازمانی است.( درویش،1386)

یکی دیگر از صاحبنظران(رز،2001،ص 48) رضایت شغلی را یک مفهوم چند وجهی می داند که شامل ابعاد درونی و بیرونی است. منابع رضایت درونی  به ویژگی های شخصیتی فرد برمی گردند،مانند توانایی ابتکار عمل و برقراری ارتباط با سرپرستان که به آنها جنبه های کیفی شغل می گویند. منابع رضایت درونی اقتضایی و وابسته به شرایط محیطی هستند،مانند پرداخت،ارتقا با امینت شغلی،تفاوت واحد های سازمانی از نظر میزان رضایت شغلی را می توان نشانه وجود نقاط بالقوه مشکل زا دانست.(ولف 2001،ص50)

2-1-2-اهمیت رضایت شغلی

مسئله اساسی برای مدیران سازمانها این است که چطور می توان همزمان با تجهیز فعالیت های افراد در جهت سازمان طوری عمل کرد که افراد از کار و کوشش خود در سازمان رضایت شخصی و پاداش کسب نمایند.(کمالوند،1379)

هیچ تردید نیست که رضایت شغلی از اهمیت بسیار بالایی دارد، حداقل مدیران به سه دلیل به رضایت شغلی افراد و اعضای سازمان اهمیت میدهند، زیرا:

  • افراد ناراضی سازمان را ترک می کنند و بیشتر استعفا می دهند.
  • کارکنان راضی از سلامت بهتری برخوردارند و بیشتر عمر می کنند.
  • رضایت شغلی از کار پدیده ایی است که از مرز سازمان فراتر می رودو اثرات آن در زندگی خصوص فرد و خارج از سازمان مشاهده میشود.(عزیزی،1390)

مدیران به سه دلیل باید رضایت شغلی کارکنان در سازمان اهمیت بدهند:

  • مدارک زیادی در دست است که افراد ناراضی سازمان را ترک می کنند و بیشتر استعفا می دهند.
  • ثابت شده است که کارکنان راضی از سلامت بهتری برخوردارند.
  • رضایت شغلی پدیده ه ایی است که ار مرز سازمان فراتر رفته، آثار آن در زندگی خصوصی فرد خارج از سازمان مشاهده می شود.( رابینز،مترجم پارساییان و اعرابی،1378)

2-1-3-عوامل موثر بررضایت شغلی

عواملي را كه بر رضايت مندي شغلي تأثير مي گذارند، مي توان به سه دسته تقسيم كرد:

الف: عوامل دروني محتوايي يا صفات و ويژگيهاي كار (Intrinsic content factors):

پژوهش ها نشان داده است كه صفات و ويژگيهاي كار با رضايت شغلي ارتباط دارد. جالب و معني دار بودن كار مهارت كافي فرد، تنوع دركار، سطح مطلوب چالش يا برانگيزنده بودن كار، تناسب كار با وضعيت جسمي فرد و اطلاع و دسترسي فرد به نتايج حاصل از كار از جمله اين عوامل دروني هستند.

ب: عوامل زمينه بيروني.(Extrinsic content factors)

اين عوامل شامل موارد زير است:

دستمزد(درآمد) تقريباً براي همه گروه هاي شغلي يكي از مهمترين عوامل كاري به شمار  مي آيد ) اما در اين باب شواهد متناقض است. روان شناسان تأكيد مي كنند كه در معني دادن به پول تفاوتهاي فردي خيلي مؤثر است. اين تفاوتها با تغيير سطح زندگي، تجارب شخصي، وضع اقتصادي و ويژگيهاي فردي تغيير مي كند. بنابراين، هيچ فرمول واحدي نمي تواند رضايت افراد را در اثر دستمزد تعيين كند

امنيت شغلي، ابهام نقش، ساختار سازماني، شرايط فيزيكي كار، عوامل محيطي مانند دسترسي به امكانات تفريحي، ورزشي و رفاهي در محيط كار، روابط با همكاران، الگوهاي مديريتي حاكم بر سازمان و ميزان مشاركت كاركنان در فرآيندهاي كاري، از مهمترين عوامل بيروني در رضايت شغلي است.

ج: ويژگيهاي فردي. اين ويژگيها شامل موارد زيراست:

سن:  همزمان با افزايش سن كاركنان، گرايش به رضايت شغلي آنان بيشتر مي شود دلايلي براي اين موضوع وجود دارد. به عنوان مثال با اندوختن تجربه دركار توقعات آنان پايين تر مي آيد و سازگاري بهتري با موقعيت كاري خود پيدا مي كنند.

سطح مهارت: آنان كه از سطح مهارت بالايي برخوردارند بطور قابل ملاحظه اي راضي تر از كاركنان

بي مهارت هستند.

جنسيت:  شولر نشان داد كه زنان بيش از مردان به داشتن همكاران خود بها مي دهند در حالي كه مردان بيش از زنان براي فرصت مشورت با ديگران و مشاركت در تصميم گيري هاي مهم ارزش قايلند. بنابراين، انواع مختلف شغلها مي تواند به درجات متفاوت هر دو جنس را راضي كند.

هوش و استعداد:  اشخاصي كه ميزان هوش آنها زيادتر است و از استعداد بالايي برخوردارند نسبت به ساير همكاران در يك كار مشابه، تمايل بيشتري دارند كه كار خود را به خاطر مشاغل سطح بالاتر ترك كنند و احتمالاً كساني كه داراي هوش و استعداد پايين تري هستند، فشارهاي شغل را بيشتر تحمل مي كنند.

[1]– IBM