می 8, 2021

سامانه پژوهشی – مواضع حقوقی سازمان ملل در خصوص جنگ ایران و عراق۹۳- قسمت ۱۲

اجلاس هفتم سران جنبش عدم تعهد در روزهای هفتم الی دوازدهم مارس ۱۹۸۳ در دهلی نو برگزار شد. در کمیته سیاسی این کنفرانس، جنگ ایران و عراق در محور اصلی مباحث قرار گرفت اما ازآنجاکه در خصوص چگونگی و علل بروز جنگ، نحوه برقراری صلح و متن اعلامیه نهایی توافق حاصل نشد. ایندیرا گاندی نخست‌وزیر هند و رئیس کنفرانس، طی سخنانی نگرانی عمیق اعضاء جنبش و جامعه جهانی را از جنگ سی‌ماهه ایران و عراق و تلفات جانی و خسارات مالی متوجه دو ملت ایران و عراق، اظهار داشت. وی تصریح کرد ایران و عراق هر دو عضو جنبش عدم تعهد هستند که یکی از اصولش این است که تمام اختلافات میان کشورهای عضو باید از طرق صلح‌آمیز حل شود. او خاطرنشان ساخت پایان مناقشه ایران و عراق موجب تحکیم وحدت و همبستگی جنبش خواهد شد و سپس از ایران و عراق ‌خواست به جنگ خاتمه دهند و تاکید کرد این تمایل جهانی است که جنگ فوراً ‌متوقف شود و دو طرف به یک صلح عادلانه پایدار و شرافتمندانه از طریق مذاکره و به طرق مسالمت‌آمیز دست یابند. در این اجلاس جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که صلح عادلانه، واقعی و شرافتمندانه زمانی متحقق می‌شود که نیروهای اشغالگر از تمامی نقاط تحت اشغال خارج شوند خسارات ناشی از تجاوز تادیه شود و متجاوز محکوم و مجازات گردد.[۵۵]
پس از کنفرانس دهلی نو خانم گاندی نخست‌وزیر هند و رئیس جنبش در مواقع مختلف پیامهایی را برای روسای دو کشور ایران و عراق ارسال نمود و فرستادگانی را به تهران و بغداد گسیل داشت و خواستار پایان جنگ شد. به‌ویژه با تشدید جنگ شهرها در سال ۱۹۸۴(۱۳۶۳) خانم گاندی از دو کشور خواست از حمله به مناطق مسکونی خودداری کنند و به جنگ پایان دهند.[۵۶] اجلاس بعدی وزرای خارجه جنبش در رواندا پایتخت آنگولا از چهارم تا هفتم سپتامبر ۱۹۸۵ برگزار شد. در این اجلاس موضوع جنگ ایران و عراق که در پیش‌نویس بیانیه سیاسی به‌طورمختصر توسط دولت آنگولا میزبان اجلاس تهیه شده بود در آخرین ساعات پس از بحثهای زیاد در کمیته سیاسی به علت فقدان توافق در خصوص تهیه یک متن قابل‌قبول برای طرفین درگیر جنگ از دستور کار جنبش حذف گردید. در اجلاس دفتر هماهنگی غیر متعهدها  در دهلی نو (شانزدهم تا نوزدهم آوریل۱۹۸۶) نیز جنگ ایران و عراق بار دیگر مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در آغاز رئیس کنفرانس طی نطقی از ایران و عراق ‌خواست به جنگ خاتمه دهند و تصریح کرد تمایل جهانی این است که جنگ باید یک‌باره متوقف گردد و دو طرف از طریق مذاکره و روشهای صلح‌آمیز به یک صلح آبرومندانه، عادلانه و پایدار دست یابند. سپس نمایندگان ایران و عراق با ایراد نطقهایی شرایط دولت خود را برای پایان‌دادن به جنگ بیان داشتند. علی‌اکبر ولایتی، وزیر امورخارجه وقت ایران در این اجلاس گفت: «پنج سال پس از تجاوز رژیم بعث عراق به قلمرو جمهوری اسلامی ایران، نهضت عدم تعهد هنوز نتوانسته است موضع صحیح و عادلانه‌ای در قبال این تجاوز اتخاذ نماید. برای مردم ایران عجیب نبود که سازمان ملل متحد با نفوذی که کشورهای قدرتمند در آن دارند دست به موضع‌گیری یک‌طرفه و کاملا غیرمنطقی و غیرعادلانه بزند ولی در مورد نهضت عدم تعهد انتظارات به نحو دیگری بود[۵۷].«اجلاس هشتم سران جنبش عدم تعهد در حراره پایتخت زیمباوه از اول تا ششم سپتامبر ۱۹۸۶ (شهریور ۱۳۶۵ )همزمان با عملیات کربلای ۱ و کربلای ۳ نیروهای ایران برگزار شد. در این اجلاس آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت ایران در نطقی صریح به بررسی مواضع ایران در قبال مسائل جاری جهانی و نیز جنگ پرداخت و تاکید کرد: «از جنبش البته توقع نیست که مانند یک پیمان نظامی وارد معرکه شود لیکن این انتظار است که شجاعانه و صادقانه از حق و از مظلوم و قربانی تجاوز و سلطه‌طلبی دفاع کند. صلح به‌طورکلی و به‌ویژه برای منطقه حساس ما یک انتخاب نیست یک ضرورت حیاتی است. ما چاره‌ای جز این نداریم که با مجازات قطعی رژیم متجاوز، جنگ‌افروز و باج‌گیر عراق، برقراری و استحکام چنین صلحی را در منطقه تضمین کنیم.» در بیانیه پایانی اجلاس سران، بندهای ۱۴۶ تا ۱۴۸ به جنگ ایران و عراق اختصاص یافته بود. در بند ۱۴۶ روسای کشورها بر اصل عدم استفاده از زور در روابط بین‌المللی در رابطه با جنگ جمهوری اسلامی ایران و عراق تاکید کردند. در بند ۱۴۷ از آغاز و ادامه خصومتها بین دو کشور که هر دو از اعضای مهم جنبش عدم تعهد هستند، ابراز نگرانی عمیق ‌شد و در بند ۱۴۸ سران کشورها یک بار دیگر از جمهوری اسلامی ایران و عراق خواستند تا خصومتهای خود را به منظور اجتناب از خسارتهای مالی و تلفات جانی خاتمه دهند. سران کشورهای عدم تعهد یک بار دیگر خود را متعهد ‌کردند که برای خاتمه سریع این درگیری وحشتناک کوشش کنند. ایران در واکنش به بیانیه جنبش اعلام کرد که در این بیانیه به مسئولیت عراق در آغاز و ادامه جنگ اشاره‌ نشده و به عنوان مسئول این جنایت بزرگ بین‌المللی محکوم نگردیده است، دعوت به اتخاذ سیاست مماشات با متجاوز در شأن جنبش عدم تعهد نیست، به نقض مقررات متعدد بین‌المللی از جانب عراق از جمله کاربرد مکرر سلاح شیمیایی اشاره‌ای نشده است و بیانیه کمیته سیاسی به‌هیچ‌وجه بیانگر واقعیت جنگ نیست و بنابراین از نظر جمهوری اسلامی ایران قابل پذیرش نمی‌باشد.[۵۸]
به دنبال اجلاس حراره جنبش عدم تعهد، همگام و در چارچوب حرکت سازمان ملل متحد به اقداماتی در جهت خاتمه جنگ ایران و عراق دست زد. با تصویب قطعنامه ۵۹۸ جنبش غیرمتعهدها حمایت خود را از قطعنامه اعلام و خواستار اجرا و پیگیری آن شد. در اواخر شهریور ۱۳۶۶ (۱۹۸۷) راجیو گاندی نخست‌وزیر وقت هند در نامه‌ای به پارلمان کشورش خواستار خاتمه سریع جنگ از طریق مسالمت‌آمیز شد. وی در این نامه خاطرنشان کرد کشور متبوعش با رابرت موگابه رئیس جنبش عدم تعهد در تماس دائم است تا این جنبش به تلاشهای جدیدی در زمینه پایان‌یافتن جنگ ایران و عراق دست بزند. وی تاکید کرد: جنبش عدم تعهد جهت پایان‌دادن به این جنگ تمامی گامهای ضروری خود را برداشته است. به عقیده هند خاتمه‌یافتن سریع جنگ ایران و عراق می‌تواند به تقویت جنبش عدم تعهد و نیز به سرعت‌بخشیدن به تلاشهای این جنبش در جهت پیشرفت اجتماعی و برقراری صلح در جهان کمک کند. در همین چارچوب رابرت موگابه نخست وزیر زیمباوه و رئیس جنبش عدم تعهد در دیدار با علی‌محمد بشارتی قائم‌مقام وقت وزارت امورخارجه ایران در حراره، حضور نیروهای نظامی خارجی را در خلیج‌فارس به بهانه حفاظت از نفتکشها و مین‌روبی آبهای منطقه محکوم کرد.[۵۹]
اجلاس وزرای امورخارجه و سرپرستان هیاتهای نمایندگی جنبش غیرمتعهد که در حاشیه اجلاس چهل‌ودوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک از پنجم تا هفتم اکتبر۱۹۸۷ برگزار شد در بیانیه نهایی خود با تاکید بر «اصل عدم به‌کارگیری زور در روابط بین‌المللی» و اظهار نگرانی عمیق از آغاز و ادامه خصومتها بین ایران و عراق، یک بار دیگر از هر دو کشور درگیر خواستند که به منظور اجتناب از تلفات جانی و خسارات مالی بیشتر به مناقشات خود خاتمه دهند. همچنین خواستار به‌کارگیری هر تلاشی برای خاتمه سریع جنگ شدند. در بند شصت‌وپنجم بیانیه وزیران و روسای هیاتهای نمایندگی از کوششهای شورای امنیت سازمان ملل متحد برای ارائه یک راه‌حل جامع، عادلانه و آبرومندانه و مورد قبول هر دو کشور ایران و عراق و نیز تصویب قطعنامه ۵۹۸، تقدیر به‌عمل آمده و از آن شورا خواسته شده بود که کوششهای خود را برای صلح دو چندان نماید.[۶۰] از این پس، جنبش عدم تعهد تمام هم خود را در چارچوب قطعنامه ۵۹۸ و تلاشهای شورای امنیت معطوف کرد و بارها از طرفین خواست با پذیرش آن به جنگ پایان دهند. با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط جمهوری اسلامی ایران در تاریخ هفدهم ژوئیه ۱۹۸۸ (بیست‌وششم تیر ۱۳۶۶) و امتناع عراق از پذیرش آن و هجوم مجدد نیروهای نظامی به عمق اراضی و شهرهای ایران، علی‌اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت ایران در نامه‌ای به رئیس جنبش عدم تعهد به عنوان یکی از اعضای فعال جنبش عدم تعهد درخواست کرد: «نهضت عدم تعهد ضمن محکومیت این تجاوزات، اقدامات لازم و بازدارنده را در مواجهه با چنین رژیم متجاوزی به عمل آورد تا بدین‌ترتیب بتواند نقش سازنده خود را در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی ایفا نماید. اقدامات تجاوزکارانه رژیم بعث عراق نه‌تنها نشانگر واهی‌بودن ادعاهای گذشته آن رژیم در خصوص قطعنامه ۵۹۸ و صلح‌طلبی می‌باشد، بلکه گواه روشنی بر خوی تجاوزگری حاکمان آن کشور و صحت ادله ارائه شده جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به شمار می‌رود[۶۱]
در اجلاس نیکوزیا (از پنجم تا دهم سپتامبر ۱۹۸۸) در آغاز، رئیس جنبش عدم تعهد از نقش دبیرکل سازمان ملل در برقراری صلح میان ایران و عراق ستایش کرد و در پایان صحبتش خواستار تلاش همه‌جانبه جنبش عدم تعهد در جهت تحکیم مواضع سازمان ملل شد. ایران در این اجلاس حمله شیمیایی عراق علیه کردها را محکوم و عراق را متهم کرد که در پی تغییر چارچوب مذاکرات ژنو است و خواستار خروج کلیه ناوگانهای خارجی از خلیج‌فارس شد. در این نشست، وزرای خارجه غیرمتعهدها در آخرین موضع‌گیری خود در قبال جنگ ایران و عراق، ضمن پذیرش کامل قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد و استقبال از مذاکرات مستقیم ایران و عراق ابراز امیدواری کردند مذاکرات دو کشور با پیشرفت توأم باشد. در کمیته سیاسی اجلاس نیز چهار موضوع در قالب مواد ۱۲۳ و ۱۲۶ در مورد جنگ ایران و عراق تصویب شد. در ماده ۱۲۳ وزیران عدم تعهد رضایت عمیق خود را از تصمیم دولتین جمهوری اسلامی ایران و عراق برای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت برای خاتمه جنگ و به‌ویژه توقف مخاصمات از بیستم اوت ۱۹۸۸ و شروع مذاکرات مستقیم تحت نظارت دبیرکل سازمان ملل متحد در جهت رسیدن به یک راه‌حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایداری در مورد جنگ اعلام می‌کنند. در مواد ۱۲۴و ۱۲۶ نیز بر همکاری وزرای عدم تعهد با دبیرکل سازمان ملل متحد تاکید و از تلاشهای دبیرکل این سازمان و شورای امنیت و اعضای غیرمتعهد آن و کشورهایی که به گروه ناظر بر آتش‌بس (UNIMOG) در جنگ ایران و عراق کمک کرده‌اند تقدیر شده است. همچنین با اشاره به مذاکرات ژنو از دو طرف خواسته شده است برای رسیدن به یک تفاهم مشترک و تسریع در اجرای قطعنامه ۵۹۸ از خود حسن نیت نشان دهند و برای اجرای کامل آتش‌بس در جنگ خلیج فارس با دبیرکل سازمان ملل متحد همکاری کنند. آنها خاتمه جنگ ایران و عراق را عاملی در جهت تقویت وحدت و تحکیم نقش جنبش غیرمتعهدها در حل مسائل بین‌المللی دانستند.
گفتار سوم :نقش شورای همکاری خلیج‌فارس درجنگ ایران و عراق:
شورای همکاری خلیج‌فارس در ۱۷ مارس ۱۹۸۱ (۲۶ اسفند ۱۳۵۹) متشکل از کشورهای عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و عمان در ریاض اعلام موجودیت کرد. شورا در بدو تأسیس خود یعنی در اولین اجلاس خود در ۴ خرداد(۱۳۶۰ ۲۵ مه ۱۹۸۱) چنین وانمود کرد که هیچ‌گونه هدف نظامی و امنیتی ندارد این مطلب در تمامی ملاقات‌ها و مذاکرات دوجانبه رسمی مقامات ایران با هر یک از مسئولان کشورهای عضو رسماً از طرف آنها تأیید و مورد تأکید قرار می‌گرفت.
اعضای شورا در نخستین بیانیه رسمی اجلاس سران در سال ۱۹۸۱ در ابوظبی اعلام کردند که مسئولیت امنیت خلیج‌فارس بر عهده‌ کشورهای منطقه است و منطقه باید از کشمکش‌های بین‌المللی و وجود ناوگان‌ها و پایگاه‌های نظامی خارجی دور بماند و ملاحظاتی چند نظیر تحریک نکردن جمهوری اسلامی و عدم رویارویی با آن و عدم موافقت با درخواست‌های امریکا برای ایجاد پایگاه در کشورهای منطقه و حفاظت از آنها را در نظر گرفته است.
شورا در اجلاس دوم خود در دوم نوامبر ۱۹۸۱ (۱۱ آبان ۱۳۶۰) مواضع ظاهراً بی‌طرفانه اجلاس اول را تکرار و اظهار امیدواری کرد که این موضع بی‌طرفی را سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش غیرمتعهدها نیز دنبال کنند. این در حالی بود که عراق در خاک ایران بود و بی‌طرفی شورا به معنی حمایت از تجاوز تلقی می‌شد. ضمن آنکه موضع عملی اعضای شورا از مواضع ادعایی آن فاصله داشت که تا این زمان کویت چهره شاخص این تفاوت بود.
به هر حال، شورای همکاری خلیج‌فارس تا فتح خرمشهر در ماه مه ۱۹۸۲ (خرداد ۱۳۶۱) علاقه چندانی به پایان جنگ و عقب‌نشینی عراق نشان نداد اما بعد از این مقطع، شورا تحرکاتی را با هدف نزدیکی به ایران و میانجی‌گری و خاتمه جنگ شروع کرد و از طرف دیگر به همسویی با عراق در نشان دادن چهره‌ای صلح‌جو و نجات آن از ورطه‌ای که خود را در آن گرفتار کرده بود، پرداخت. البته این رفتار بیشتر برای بالا بردن ضریب امنیت خود و جلوگیری از حمله احتمالی ایران به خود آنها به عنوان حامیان عراق بود.
با پیروزی بزرگ ایران و آزادسازی خرمشهر، شورای همکاری وارد مرحله تازه‌ای از مواضع و عملکردها شد. از اجلاس نوامبر ۱۹۸۱ که به لزوم دوری قدرت‌های بزرگ از خلیج‌فارس تأکید می‌شد تا ۱۹۸۸ که رسماً دخالت مستقیم را درخواست کردند، روند حوادث سیری دارد که به طور مختصر به آن اشاره می‌شود.
بعد از برتری ایران در جنگ، شورا در دومین اجلاس اضطراری وزیران خارجه خود در ۳۱/۱/۱۳۶۱ (۲۰ آوریل ۱۹۸۲) در ریاض، از کلیه اقدامات جهت خاتمه جنگ برای توقف خونریزی حمایت کرد. در سومین اجلاس اضطراری وزیران خارجه در ۲۵/۲/۱۳۶۱(۱۵ مه ۱۹۸۲) در کویت نیز هیچ بیانیه رسمی منتشر نشد. تنها وزیر خارجه سعودی فاش کرد که اجلاس به ۹/۳/۱۳۶۱ موکول گردید. این تعویق در واقع فرصتی بود برای شورا که نتیجه نبردهای خرمشهر را ارزیابی کند و ببیند که دامنه پیروزی‌ها و شکست‌های طرفین تا کجا خواهد بود.
اجلاس بعدی شورای همکاری خلیج‌فارس در ۹ خرداد ۱۳۶۱ در عربستان تشکیل گردید. در این اجلاس از جمهوری اسلامی ایران به ویژه خواسته شد که به صلح‌طلبی عراق پاسخ مثبت داده و به خونریزی پایان دهد. برای اولین بار شورا در این اجلاس، ایران را به عنوان “طرف سرسخت جنگ که کلیه تلاش‌های صلح را رد می‌کند و راه‌های صلح‌آمیز را می‌بندد” معرفی کرد.
گفتنی است که تا اکتبر ۱۹۸۲ (مهر ـ آبان ۱۳۶۱) در بیانیه ‌های رسمی جلسات شورای همکاری دو ابرقدرت به عنوان منابع عمده خطر علیه امنیت خلیج‌فارس (علی‌الظاهر) در نظر گرفته می‌شد ولی از ۱۱ اکتبر ۱۹۸۲ که وزیران دفاع اعضای شورا دومین اجلاس خود را تشکیل دادند تغییر جهت مهمی در سیاست‌های دفاعی آنها بروز کرد که به موجب آن ایران به عنوان نخستین منبع تهدید علیه امنیت کشورهای خلیج‌فارس در نظر گرفته شد؛ البته این پیشنهاد در اجلاس سران در نوامبر همین سال به این وضوح گنجانده نشد.
در اجلاس چهارم شورای همکاری در نوامبر ۱۹۸۲ در قطر (۱۶ تا ۱۸ آبان ۱۳۶۱) موضوع جنگ تحمیلی به نحو مشروحی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در اعلامیه نهایی کنفرانس سران، قطعنامه ۵۴۰ (۳۱ اکتبر۱۹۸۳/ ۹ آبان ۱۳۶۲) شورای امنیت در خصوص لزوم خاتمه جنگ تحمیلی، مورد حمایت قرار گرفت و ضمن اظهار رضایت از عراق به دلیل قبول این قطعنامه، از ایران نیز خواسته شد که با پذیرش آن امنیت خلیج‌فارس را حفظ نماید. همچنین شورا آمادگی خود را برای میانجی‌گری در جنگ اعلام نمود.
شورای همکاری کمیته هفت نفره اتحادیه عرب را که بعد از عملیات خیبر و تصرف جزایر مجنون به وسیله ایران (اسفند ۱۳۶۲)، در اجلاس وزیران خارجه کشورهای عربی در بغداد تشکیل شد و هدف آن ترغیب کشورهای جهان به نخریدن نفت از ایران و نفروختن اسلحه به آن بود به تشدید اقدامات علیه ایران ترغیب نمود. اما مهم‌ترین اقدام شورا تا این زمان، تشکیل نیروهای واکنش سریع خلیج‌فارس بود که در اجلاس کویت (نوامبر۱۹۸۴ / آبان ۱۳۶۳) تحت فرماندهی مشترک اعضا پایه‌ریزی شد. این نیرو در شمال عربستان مستقر گردید تا در موقع لزوم به یاری عضوِ درخواست‌کننده بشتابد.
بعدها به سبب تغییر سیاست امریکا و سفر مک فارلین به ایران اعضای شورا نیز در اجلاس مسقط (نوامبر ۱۹۸۵) از تأیید مطلق عراق خودداری کردند و به طور بی‌طرفانه‌ از ایران و عراق خواستند که به جنگ پایان بدهند.اما در پی شکست سفر مک فارلین شورا نه تنها لحن نسبتاً مسالمت‌جویانه اجلاس سران در مسقط را در اجلاس بعدی ابوظبی (اکتبر و نوامبر ۱۹۸۶) تکرار نکرد بلکه با تصویب موضوع تغییر پرچم نفتکش‌های کویتی در همین نشست، که به منزله دعوت رسمی از قدرت‌های خارجی جهت دخالت در امور منطقه بود، به تحقق هدف عراق مبنی بر بین‌المللی کردن جنگ و کشاندن قدرت‌های بزرگ به منطقه جهت نجات حکومت آن کشور، کمک بزرگی کرد.
در اجلاس مسقط در حالی که نیروهای ایرانی در فاو مستقر بودند، رئیس امارات اعلام کرد رهبران شورا از هیچ کوششی برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق و آثار مخرب آن مضایقه نخواهند کرد. این اجلاس برخلاف سال قبل به نفع عراق موضع‌گیری کرد.
از این اجلاس به بعد دشمنی گذشته شورا با ایران در ابعاد گسترده‌تری مطرح گردید طوری که یوسف ‌بن علوی وزیر مشاور در امور خارجی عمان در اجلاس وزیران خارجه شورای همکاری خلیج‌فارس در مسقط در همین سال (۱۹۸۶) گفت: شورا و بقیه جهان عرب تفکیک‌ناپذیرند و بر ما واجب است که خروج سریع ایران را از سرزمین عراق تضمین کنیم.
در بیانیه پایانی همین اجلاس نیز آمده است: شورا اشغال بخشی از سرزمین عراق را محکوم نموده و از ایران می‌خواهد که بلافاصله نیروهایش را به مرزهای بین‌المللی بازگرداند. در همین نشست بود که برای نخستین بار کشورهای عضو شورا هشدار دادند که نیروهای مشترک نظامی‌شان برای هر گونه اقدام نظامی جهت دفاع از کشورهای شورا آماده است و در صورت حمله ایران به کویت از این کشور دفاع خواهد کرد و تجاوز به کویت به منزله تجاوز به خاک اعضای شورا خواهد بود.
به هر حال پس از افشای ماجرای مک فارلین و برای خنثی کردن تبلیغات سوء آن که گریبان‌گیر امریکا شده بود فشار بر ایران برای جلوگیری از گرفتن امتیازات ناشی از پیروزی‌ها شدیدتر شد و اعضای شورای همکاری در این مجموعه از فشارها نقش بسیاری داشتند به خصوص عربستان و کویت در این زمینه کینه‌توزی‌های زیادی کردند.
بالاخره، در اجلاس ۱۹۸۶ سران شورای همکاری خلیج‌فارس بر مسئولیت جامعه بین‌المللی در حفاظت از رفت و آمد کشتی‌رانی در آب‌های بین‌المللی تأکید گردید و گفته شد که کشورهای شورا در ورای مرزهای خود در دریا و زمین ممکن است منافعی داشته باشند ولی مسئولیت منحصر به فرد ندارند. این دعوت شورای همکاری از کشورهای بزرگ برای تقویت حضور نظامی آنها در منطقه، رفته رفته ابعاد تازه‌تری پیدا کرد.
اولین کاروان نفتکش‌های کویتی با اسکورت ناوگان جنگی امریکا، روز (۳۱/۴/۱۳۶۶) دو روز بعد از تصویب قطعنامه ۵۹۸ که در آن تأکید شده بود تمامی کشورها از هر اقدامی که به تشدید و گسترش منازعه منجر می‌شود احتراز کنند. وارد خلیج فارس شد که تشدید بحران منطقه و گسترش جنگ به خلیج فارس را در پی داشت. با گذشت ۱۰ روز از این اقدام، پلیس سعودی به راهپیمایی حجاج بیت اللّه‌الحرام، که با موافقت مقامات سعودی بر پا شده بود، حمله کرد (۹/۵/۱۳۶۶) و ۴۰۰ تن از زائران خانه خدا را به خاک و خون کشید. حکومت سعودی در پی این اقدام روابطش را نیز با ایران قطع کرد.
البته دیگر اعضای شورا به درجه کویت و عربستان در دشمنی با ایران پافشاری نمی‌کردند. در همین زمینه برخی منابع از اختلاف‌نظر اعضای شورا در قبال میزان دشمنی با ایران و حتی بروز خطری برای حفظ وحدت شورا خبر دادند اما این اختلافات مجموعاً نتوانست در روند کلی حرکت شورا در دشمنی با ایران تأثیری بگذارد. استراتژی شورا، در داخل استراتژی امریکا معنی داشت و با تحول در سیاست‌ها و تاکتیک‌های امریکا دستخوش تحول می‌شد. این فضای سیاسی امنیتی تا زمانی که ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و تا برقراری آتش‌بس ادامه یافت. پس از آن مقامات شورای همکاری وعده دادند که فصل جدیدی از مناسبات را با ایران آغاز خواهند کرد ولی این وعده‌ها عملی نشد، این شورا حتی به تلاش‌های ایران درباره بند ۷ قطعنامه ۵۹۸ که متضمن همکاری کلیه کشورهای منطقه برای بررسی راه‌های افزایش امنیت و ثبات منطقه است، توجه کافی نکرد.
گفتار چهارم :هیئت‌هایی صلح و میانجی‌گری در جنگ ایران و عراق:
پس از آغاز جنگ میانجی‌گران بسیاری از طرف کشورها و سازمان‌های مختلف بین‌المللی برای خاتمه جنگ عراق و ایران فعال شدند. هر یک از این میانجی‌گران سعی کردند از طریق تشویق دو کشور به مذاکره و ارائه پیشنهادهایی برای صلح و پایان جنگ، به این منازعه خاتمه بخشند اما هیچ یک از این میانجی‌گران در کار خود موفقیتی کسب نکردند. برای درک بهتر موضوع، هیئت‌های میانجی‌گری و نتایج کار هر یک را مرور می‌کنیم:
به دنبال شروع جنگ ایران و عراق هیئت‌هایی از طرف سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، شورای همکاری خلیج‌فارس و سازمان آزادی‌بخش فلسطین تلاش خود را برای اختتام جنگ آغاز نمودند. پس از صدور قطعنامه ۴۷۹ ، شورای امنیت در ۵ نوامبر ۱۹۸۰ (۱۴ آبان ۱۳۵۹) در بیانیه‌ای از تلاش‌های دبیرکل و پیشنهاد او مبنی بر اعزام نماینده‌ای جهت مذاکره با ایران و عراق پشتیبانی کرد؛ در پی آن هیئتی به سرپرستی اولاف پالمه به عنوان فرستاده ویژه سازمان ملل به تهران و بغداد سفر کرد. او سعی نمود با جمع‌آوری اطلاعات از طرفین گفت‌وگو نقش میانجی را ایفا کرده و طرفین را به خاتمه جنگ تشویق نماید. اما به علت مخالفت ایران با مذاکره تا زمانی که نیروهای عراقی در خاک ایران حضور داشتند و اصرار عراق بر حاکمیت کامل بر اروندرود، مأموریت اولاف پالمه با شکست روبه‌رو گردید.
علاوه بر میانجی‌گری سازمان ملل، از طرف سازمان کنفرانس اسلامی نیز هیئتی به ریاست ضیاء‌الحق رئیس‌جمهور پاکستان و همچنین حبیب شطی دبیرکل این سازمان، پیشنهاد آتش‌بس و مذاکره را به ایران و عراق ارائه داد. این مأموریت نیز به دلیل اصرار عراق بر حاکمیت کامل بر اروندرود و شرط ایران بر مبنی خروج نیروهای عراقی از خاک ایران، به شکست انجامید.
علاوه بر آن، هیئتی از سازمان آزادی‌بخش فلسطین و سازمان جنبش عدم تعهد به سرپرستی وزیر امور خارجه کوبا (آوریل ۱۹۸۱) فعالیت خود را آغاز نمود که ایران و عراق پیشنهاد چهار ماده‌ای آنها را درباره نظارت بر عقب‌نشینی نیروهای عراقی رد کردند. به این ترتیب تلاش‌های جنبش عدم تعهد و سازمان آزادی‌بخش فلسطین نیز ثمری نداشت.
همچنین در ماه مه ۱۹۸۳ وزیران خارجه کویت و امارات برای ارائه طرح میانجی‌گری شورای همکاری خلیج‌فارس به تهران و بغداد سفر کردند که تلاش آنها نیز برای پایان جنگ نتیجه‌بخش نبود.
هیئت‌هایی نیز از طرف کشورهای ژاپن، ترکیه و سنگال سعی نمودند که ایران و عراق را به پایان جنگ ترغیب نمایندولی هیچ‌کدام موفقیت‌آمیز نبود.
در مجموع هیئت‌های میانجی اعزامی به ایران و عراق نتوانستند موفقیتی در زمینه نزدیکی نظرهای طرفین به هم و یافتن راهی برای پایان جنگ به دست آورند و به طور کلی همه آنها ناکام ماندند. هیئت‌های مذکور تنها توانستند نظرهای طرفین مخاصمه را به دست آورند و آن را برای طرف دیگر مخاصمه بازگو کنند. البته ناگفته نماند که با گذشت زمان این امر خود فایده‌بخش بوده است. زیرا دو کشور ایران و عراق هر چه از جنگ می‌گذشت پاره‌ای از خواسته‌ها و شروط خود را تعدیل می‌کردند. در واقع حضور هیئت‌های صلح در دو کشور تنها به شفاف شدن خواسته‌ها و مواضع دو کشور منجر می‌شد و این شفافیت در پایان جنگ به نوبه خود توانست محتوای قطعنامه ۵۹۸ را معین کند.
گفتار پنجم: سازمان کنفرانس اسلامی و جنگ ایران و عراق
با آغاز جنگ ایران و عراق تقسیم‌بندی جدیدی در میان کشورهای اسلامی به وجود آمد که به تدریج انسجام و شدت بیشتری یافت. کشورهای قدرتمند و فعال این سازمان به دو جناح حامی عراق و طرفدار ایران تقسیم شدند. کشورهای طرفدار ایران نیز خود به دو دسته تقسیم شدند. برخی همچون سوریه و لیبی شدیداً تجاوز عراق را محکوم ‌کردند و برخی دیگر نیز چون الجزایر و سازمان آزادی‌بخش فلسطین موضعی میانه و واسطه‌گونه اتخاذ کردند. گروه دوم در عین حال که از حمله عراق به ایران خوشحال نبودند از محکومیت عراق نیز خودداری می‌کردند.
اما از همان ابتدا کشورهایی همچون عربستان، کویت، مصر و اردن ضمن طرفداری از ادعاهای ارضی عراق خواستار برقراری آتش‌بس فوری و بدون قید و شرط بودند که به معنای تثبیت موقعیت عراق در مناطق اشغالی بود. حمایت این کشورها از عراق در سازمان کنفرانس اسلامی بعد از فتح خرمشهر به وسیله رزمندگان اسلام، آشکارتر گردید و جناح‌بندی داخل سازمان نیز چارچوب واضح‌تری یافت. در این زمان اتخاذ سیاست مهار ایران از طرف امریکا باعث شد که کشورهای میانه‌روی سازمان وادار به حمایت کامل از عراق در مقابل ایران شوند به گونه‌ای که در اواخر جنگ فقط سوریه و تا حدودی نیز لیبی بود که از ایران حمایت جدی می‌کردند. همین امر آنها را در مقابل اکثریت حامی عراق و گروه بی‌تفاوت داخل سازمان قرار داد.
به طور کلی مواضع سازمان را در مقابل جنگ ایران و عراق می‌توان در پنج محور زیر خلاصه کرد؛ این پنج محور شیوه برخورد سازمان و روند اقدامات آن درباره جنگ را مشخص می‌کند:
۱ـ تأکید سازمان بر مسئله آتش ‌بس .
۲ـ عدم توجه به مرزهای شناخته شده بین‌المللی .
۳ـ برخورد ضعیف سازمان با مسئله تجاوز و تعیین متجاوز.
۴ـ قدردانی سازمان از مواضع عراق درمورد مصوبات سازمان.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.