آوریل 13, 2021

مواضع حقوقی سازمان ملل در خصوص جنگ ایران و عراق۹۳- قسمت ۱۷

د-قطعنامه ۵۲۸:
عملیات‌ والفجر ۸ که‌ در تاریخ‌ بیستم بهمن‌ ۱۳۶۴ از سوی‌ ایران‌ انجام‌ شد منجر به‌ ورود نیروهای‌ ایرانی‌ به‌ فاو و قسمتهایی‌ از این منطقه‌ گردید و نیز ارتباط‌ دریایی‌ عراق‌ را قطع‌ نمود و قوای‌ ایرانی‌ به‌ مرزهای‌ کویت‌ و شهر بصره‌ عراق‌ بسیار نزدیک‌ شدند. متعاقب‌ آن عراق‌ و اتحادیه‌ عرب از شورای‌ امنیت‌ درخواست‌ کردندبرای‌ رسیدگی‌ به‌ موضوع‌ جنگ‌ تشکیل‌ جلسه‌ دهد. شورای‌ امنیت‌در بیست‌وچهارم فوریه‌ ۱۹۸۶ (پنجم اسفند ۱۳۶۴) طی جلسه‌ شماره‌ دوهزاروششصدوشصت‌وشش، قطعنامه‌ ۵۲۸ را به‌ اتفاق‌ آرا به‌ تصویب‌ رساند. از نکات‌ جدیدی‌ که‌ در این‌ قطعنامه‌ به‌ چشم‌ می‌خورد به‌ موضوعاتی‌ چون‌ خاطرنشان‌کردن تلاش‌ شش‌ساله‌ شورا در مورد وضعیت‌ ایران‌ و عراق، یادآوری‌ امضای‌ پروتکل‌ منع‌ استفاده‌ از گازهای‌ خفه‌‌کننده، سمی‌ یا سایر گازها و سلاحهای‌ میکروبی‌ در جنگ، و نیز به تاکید بر اصل‌ غیرقابل‌تصرف‌‌بودن اراضی‌ از راه‌ زور می‌توان اشاره‌ کرد. همچنین‌ شورای‌ امنیت‌ از اقدامات‌ اولیه‌ای که‌ سبب‌ منازعه‌ گردید و نیز از شدت‌‌یافتن‌ منازعه‌ و بمباران‌ مراکز مسکونی، کشتی‌ها و هواپیماهای‌ غیرنظامی‌ ابراز تاسف‌ کرد و از طرفین‌ خواست‌ با قطع‌ بی‌درنگ‌ کلیه‌ مخاصمات، آتش‌‌بس‌ فوری‌ را به‌ مرحله‌ اجرا گذارند و سپس‌ با همکاری‌ کمیته‌ بین‌المللی‌ صلیب‌ سرخ به مبادله اسرا‌ بپردازند
شورای‌ امنیت‌ در تاریخ‌ بیست‌ویکم مارس‌ ۱۹۸۶ (اول فروردین‌ ۱۳۶۵) بر اساس‌ گزارش‌ متخصصان‌ علوم‌ پزشکی‌ اعزامی‌ از سوی‌ سازمان‌ ملل‌ متحد بیانیه‌ای‌ صادر کرد که‌ در آن‌ برای‌ اولین‌‌بار با ذکر نام‌ کشور عراق کاربرد سلاح‌ شیمیایی‌ توسط‌ آن‌ کشور علیه‌ نیروهای‌ ایرانی‌ محکوم‌ شد.همچنین‌ در این‌ بیانیه‌ ادامه‌ درگیری‌ طرفین‌ محکوم‌ گردید. شورای‌ امنیت‌ در مورخ‌ بیست‌ونهم اوت‌ ۱۹۸۶ (هفتم شهریور ۱۳۶۵) ضمن‌ صدور بیانیه‌ای‌ دیگر از افزایش‌ احتمالی‌ دامنه‌ درگیری‌ و گسترش‌ حمله‌ به‌ کشتی‌های‌ تجاری‌ و مناطق‌ غیرنظامی‌ ابراز نگرانی‌ کرد و از تلاشهای‌ مداوم‌ دبیرکل به‌ویژه‌ در زمینه‌ عدم‌ به‌کارگیری‌ سلاحهای‌ شیمیایی‌ و نیز از تذکر به‌ دو کشور ایران‌ و عراق‌ مبنی‌ بر خودداری‌ از حمله‌ به‌ مناطق‌ مسکونی‌ حمایت‌ کرد.
شورای‌ امنیت‌ به‌ درخواست‌ اتحادیه‌ عرب‌ که‌ از تهدید‌ ایران‌ مبنی‌ بر دست‌‌زدن‌ به‌ عملیات‌ سرنوشت‌‌ساز بیمناک‌ بودند از آغاز اکتبر ۱۹۸۶ (هشتم مهر ۱۳۶۵) بحث‌ خود را در مورد درگیری‌ عراق‌ و ایران‌ شروع‌ کرد. در جلسه‌ سوم‌ اکتبر (یازدهم مهر) دبیرکل‌ طی‌ سخنانی‌ نگرانی‌ عمیق‌ جامعه‌ جهانی‌ را از روند ادامه‌ و توسعه‌ منازعه‌ ابراز داشت. سرانجام‌ شورای‌ امنیت‌ در جلسه‌ شماره‌ دوهزاروهفتصدوسیزده به‌ اتفاق‌ آرا قطعنامه‌ ۵۸۸ را در تاریخ‌ هشتم اکتبر ۱۹۸۶ (شانزدهم مهر ۱۳۶۵) صادر نمود.شورای‌ امنیت‌ در دو قطعنامه‌ ۵۵۲ و ۵۸۲ به‌ قطعنامه‌ها و بیانیه‌های‌ گذشته‌ خویش‌ اشاره‌ای‌ نمی‌کند و این‌ روند در قطعنامه‌ ۵۸۸ نیز‌ ادامه‌ می‌یابد بااین‌تفاوت‌که‌ در قطعنامه‌ جدید از دو کشور ایران‌ و عراق‌ خواسته‌ شد بدون‌ درنگ‌ قطعنامه‌ ۵۸۲ را به‌ مرحله‌ اجرا گذارند؛ و نیز از دبیرکل‌ درخواست‌ کرد با مشورت‌ طرفین‌ منازعه بر شدت‌ فعالیتهایش‌ در اجرای‌ قطعنامه‌ ۵۸۲ بیفزاید. این‌ قطعنامه‌ به‌‌استثنای‌ نکات‌ مزبور، حاوی‌ مطلب‌ جدید دیگری‌ نبود.
شورای‌ امنیت‌ پس‌ از دریافت‌ گزارش‌ جدید دبیرکل‌ در مورد تازه‌ترین‌ مواضع‌ دولتین‌ ایران‌ و عراق‌ نسبت‌ به‌ قطعنامه‌ ۵۸۲ و ۵۸۸ و طرح‌ هشت‌ماده‌ای دبیر کل تشکیل‌ جلسه‌ داد و این‌ جلسه‌ که‌ در بیست‌ودوم دسامبر ۱۹۸۶ (سی‌ویکم شهریور ۱۳۶۵) منعقد شد منجر به‌ صدور بیانیه‌ای‌ گردید که‌ در آن‌ به‌ تکرار موضوعاتی‌ چون‌ ابراز نگرانی‌ عمیق‌ از وضعیت‌ وخیم‌ موجود بین‌ ایران‌ و عراق اظهار تاسف‌ از نقض قوانین‌ انسان‌دوستانه بین‌المللی درخواست‌ از طرفین‌ به‌ منظور اجرای‌ قطعنامه‌های‌ ۵۸۲ و ۵۸۸ تصمیم‌ شورا به‌ حل‌‌وفصل‌ مسالمت‌آمیز اختلاف‌ موجود ادامه‌ کوشش‌ دبیرکل‌ در حل‌ منازعه‌ و مانند آن‌ می‌پردازد. ایران‌ در پاسخ‌ به‌ این‌ بیانیه همانند آنچه‌ در مورد قطعنامه‌ ۵۸۸ اعلام‌ کرده‌ بود مجددا اعلام‌ کرد بخشی‌ از قطعنامه‌های‌ ۵۸۲ و ۵۸۸ و بیانیه‌ بیست‌ودوم دسامبر ۱۹۸۶ (سی‌ویکم شهریور ۱۳۶۵) را که‌ ناظر برخاتمه‌ مخاصمات‌ بدون‌ تعیین‌ متجاوز هستند نمی‌پذیرد.
فصل پنجم
بررسی قطعنامه ۵۹۸
مبحث اول – زمینه‌های صدور قطعنامه ۵۹۸ :
در ۱۰ فوریه سال ۱۹۸۶ مصادف با ۲۱ بهمن سال ۶۴ رزمندگان اسلام در یک حمله غافلگیرانه فاو را تصرف کردند که این امر باعث نگرانی شدید جهان غرب، شوروی سابق و کشورهای ساحلی خلیج‌فارس شد. امریکا که به پایداری جمهوری اسلامی ایران مطمئن شد تصمیم گرفت به هر شکل ممکن خود را به ایران نزدیک کند از اینجا بود که حادثه رسوایی ایران ـ کنترا اتفاق افتاد. با وجودی که دولت آمریکا به منظور تحریم تسلیحاتی ایران بر کشورهای دیگر فشار وارد می‌آورد اما مخفیانه به ایران سلاح ارسال می‌کرد. آمریکائیان دلایل این اقدام را کمک به آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان، نزدیکی به دولت ایران و خاتمه دادن به جنگ ایران و عراق عنوان کردند. لکن این امر بر روابط آمریکا با دیگر کشورها خصوصاً کشورهای عرب منطقه تأثیر نامطلوبی گذاشت و آمریکا نیز که از نزدیکی به دولتمردان ایران ناامید شده بود در سیاست خود یک چرخش تند و سریع به وجود آورد و سیاست حمایت قاطع از عراق و اعراب و مخالفت خصمانه با ایران را پیش گرفت.
آمریکا در همین راستا در دو جبهه وارد عمل شد:
الف) در جبهه نظامی با تقویت ناوگان خود در خلیج‌فارس و تشویق متحدان خویش به اعزام ناوهای بیشتر به منطقه عملاً دشواریهایی را برای عملیات ایران بوجود آورد؛ و از سوی دیگر دست عراق را برای هر گونه اقدامی در خلیج فارس بازگذاشت و اطلاعات نظامی آواکسها و ماهواره‌ها را از وضع جبهه‌ها در اختیار عراق قرارداد.
ب) در جبهه سیاسی نیز به دولت‌ها فشار فرایند وارد کرد که از فروش اسلحه به ایران جلوگیری کنند و در شورای امنیت نیز کوشید که کشورهای عضو را به تصویب قطعنامه‌ای درباره تحریم فروش اسلحه به ایران موافق سازد.
در ۱۶ دی سال ۱۳۶۵ (۶ ژانویه ۱۹۸۷) ایران حمله بزرگ خود را به جنوب بصره در قالب عملیات کربلای ۵ آغاز کرد و فشارهای فوق‌العاده سنگینی را به ماشین جنگی دشمن وارد آورد. دکوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد، متعاقب این عملیات از اعضاء دائمی شورای امنیت خواست که برای خاتمه دادن به جنگ با یکدیگر همکاری کنند که این امر با پاسخ مثبت سفرای این کشورها روبرو شد. در این مذاکرات، آنها «احتمال اینکه جنگ تهدیدی علیه صلح باشد» را مورد بررسی قرار دادند تا بدین وسیله راه را برای استفاده از اختیارات مندرج در فصل هفتم منشور ملل متحد هموار کنند.»
رژیم عراق حملات خود را به مناطق مسکونی و نفتکشها گسترش داد. از طرفی حضور نظامی آمریکا به بهانه حمایت از نفتکش های کویتی در خلیج‌فارس بحران را تشدید کرد. همچنین این توهم در کشورهای منطقه ایجاد شده بود که پس از عراق نوبت آنهاست. در این میان ترکیه و اسراییل از ادامه جنگ خشنود بودند: ترکیه به لحاظ اینکه از ترانزیت کالا بین ایران و اروپا و نیز ترانزیت کالا و انتقال نفت عراق از طریق خط لوله عواید سرشاری نصیب خود می‌کرد.
پس از شروع مذاکرات اعضاء شورا در مورد صدور قطعنامه‌ای بر اساس فصل هفتم که چارچوب جدیدی را برای فعالیتهای دبیر کل و اقدامات پیگیرانه وی از جمله تحریم‌های اقتصادی فراهم می‌کرد، به توافق رسیدند.
از طرفی وزارت خارجه ایران از پائیز ۱۳۶۵ تا تصویب قطعنامه ۵۹۸، هیأتهای مختلفی را جهت تأثیرگذاری بر طرح این قطعنامه به کشورهای مختلف اعزام کرد. تا جایی که تهیه کنندگان پیش‌نویس قطعنامه ۵۹۸ مجبور شدند در مقابل دیپلماسی فعّال ایران، بندهای ۶، ۷، ۸ را در آن بگنجانند که تا اندازه‌ای متضمن نظرهای ایران بود.
در این میان نقش دولت آلمان غربی و شخص «هانس گنشر» وزیر خارجه این کشور بسیار برجسته بود که موفق شد درخواست ایران را در مورد تعیین مسؤول آغاز جنگ به گونه‌ای قابل توجه درمتن پیش‌نویس قطعنامه بگنجاند.
امّا عامل مهم صدور قطعنانمه ۵۹۸ عملیات متعدد رزمندگان اسلام در خاک عراق بود که شامل مجموعه زنجیره‌ای عملیات کربلا، فتح و نصر است.
عملیات کربلای ۴ در غرب اروندرود، کربلای ۵ در شلمچه و غرب اروندرود و کانال پرورش ماهی، کربلای ۶ در شمال سومار، کربلای ۷ در شمال غرب ایران، کربلای ۸ در شرق بصره و غرب کانال پرورش ماهی، کربلای ۹ در قصر شیرین، کربلای ۱۰ در شمال شهر ماووت عراق و مقابل سردشت. همچنین عملیات فتح ۱ در منطقه کرکوک، فتح ۲ در شمال شرقی و داخل مرز عراق، فتح ۳ در عمق ۳۰۰ کیلومتری داخل خاک عراق در محدوده دهوک و زاخو، مجدداً عملیات فتح ۴ در منطقه کرکوک، فتح ۵ در سلیمانیه و جوارته و ماووت عراق، فتح ۶ در شمال اربیل عراق، فتح ۷ در سید صادق و حلبچه عراق، و فتح ۸ در شمال استان موصل، و نیز عملیات نصر ۲ و ۳ در شمال اربیل عراق، نصر ۴ در شمال عراق، نصر ۵ در غرب ایران و همچنین عملیات والفجر ۹ در اطراف شهر سلیمانیه عراق.اکثر این عملیاتها در داخل خاک عراق و با موفقیت رزمندگان اسلام توأم بود خصوصاً پیشروی به سوی شهر بندری بصره و عملیات متحرک رزمندگان شرایطی را در جبهه‌ها پدید آورد تا شورای امنیت سازمان ملل به شکل جدی‌تری با مسأله جنگ برخورد کند. جدیّتی که بتواند مبنای حل و فصل مناقشه باشد به طوری که دبیر کل سازمان ملل در تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۸۷، طی گزارشی به شورای امنیت خواست که اعضای شورای امنیت به خصوص اعضای دائم برای خاتمه جنگ تلاش جدی کنند. وی همچنین درخواست کرد که آماده است نظرهایش را در اختیار شورا بگذارد تا در جهت اتخاذ مبنایی برای تلاش مشترک آنان مؤثر و مفید واقع شود. سرانجام درخواست دبیر کل مورد قبول اعضاء شورا قرار گرفت و از ماه فوریه ۱۹۸۷، اعضاء دائم به طور مشترک و سازماندهی شده کار خود را در جهت پایان بخشیدن به جنگ ایران و عراق آغاز کردند. کار این گروه پس از چندین ماه به صدور قطعنامه ۵۹۸ انجامید.
در خصوص پذیرش قطعنامه چند دیدگاه وجود داشت که این دیدگاهها در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش منفی یا مثبت بودند برخی دیدگاهها کاملاً مخالف پذیرش قطعنامه بودند و برخی دیدگاهها کاملاً موافق پذیرش آن و دیدگاهی هم وجود داشت موافق پذیرش اما با اصلاح مفاد قطعنامه و تقویت بندهای آن به نفع جمهوری اسلامی ایران بود با توجه به این دیدگاهها طی یکسال که از صدور و تصویب قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل تا زمان پذیرش آن (۲۹/۴/۱۳۶۶ تا ۲۷/۴/۱۳۶۷) توسط جمهوری اسلامی ایران گذشت ، اتفاقات و حوادثی رخ داد که جمهوری اسلامی را راغب و مجبور به پذیرش قطعنامه نمود. نشانه های این پذیرش را می توان در قالب محورهایی تحت عناوین ؛ تغییر استراتژی و حمایت مستقیم از صدام معرفی صدام بعنوان صلح طلب ، بکارگیری سلاحهای شیمیایی توسط عراق ، تهدیدات وسیع بین المللی ، سلب دفاع مشروع از ایران تغییر روند تحولات در جبهه های نبرد تحریم شدید تسلیحاتی ایران بصورت خلاصه تشریح نمود.
قبل از پرداختن به موارد هفت گانه دلایل پذیرش به برخی دیدگاه ها و سخنان مسئولین و دست اندرکاران وقت و صاحب نظران می پردازیم.
« تنها تصور اینکه ادامه جنگ موجودیت جمهوری اسلامی را به خطر می اندازد می توانست دلیل قاطعی برای مذاکره صلح باشد. به طور ساده می توان چنین گفت که دو مجموعه از وقایع باعث شد ایران اوایل سال۱۳۶۷ آتش بس را بپذیرد: اول استفاده شدید عراق از موشکهای دوربرد علیه مناطق شهری و بهره گیری از سلاحهای شیمیایی در جبهه ها و دوم تغییر در توازن قدرت زمینی و بویژه ازبین رفتن روحیه نیروهای ایرانی بود.»[۱۶۴]
آقای کردزمن در کتابش با توجه به اینکه روند جنگ در بهار ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) به صورتی اساسی تغییر یافت درباره سه مجموعه از عوامل شکل دهنده این مرحله از جنگ می نویسد: « نخست انجام یک سری تغییرات مهم در نیروهای مسلح عراق و شیوه های لازم آن ؛ دوم تغییر توانایی ایران برای ادامه جنگ به دلیل تاثیرات انباشته شده شکست های سیاسی، نظامی و سوء مدیریت جنگ و سومین عامل که کمتر محسوس بود حضور نیروهای غربی در خلیج فارس و انزوای دیپلماسی ایران بود. [۱۶۵]
«شما بهترین صورت را می فرمایید چون اگر الان موشکی بیندازند که ما کشته شویم نهایت این است که ما پنج ، شش یا ده سال جلوتر مرده ایم. اما بدتر از این صورت هم هست، اگر اینها بیایند استان خوزستان را تا کرمانشاه بگیرند و دیگر جلو نیایند نفت را که می گیرند. دست ما را از آن چیزی که نان مردم را تامین می کند قطع می کنند آن وقت نمی توانیم جواب مردم را بدهیم. اگر مردم گفتند کاری که شما خواستید بکنید این بود؟ این وضع بدتر است.»[۱۶۶]
«اعلام قبول قطعنامه بوسیله جمهوری اسلامی ایران دو فایده اساسی داشت: اول آتش بس را به صلاح انقلاب وکشور دانستیم. دوم با اعلام قبول قطعنامه ماهیت رژیم عراق علی رغم ادعاهای صلح طلبی آشکار شد و تحولات بعدی اصالت هردو مصلحت را مشخص ساخت.» [۱۶۷]
«در مورد پذیرش قطعنامه هم باید بگویم مگر ما ضمانت داده بودیم اگر جنگ به نفع ما هم نبود آن را ادامه بدهیم. آدم وقتی می جنگد که به سرباز نمی تواند بگوید شما یک سال دیگر بجنگ ؛ اصلاً آن شعارهایی که در جنگ داده می شد حتی اگر ما نیاز داشتیم که در فلان تاریخ جنگ را ختم کنیم تا می جنگیدیم هم بایست همان (شعارها) را می گفتیم. ما یکی دو ماهی بود که تصمیم داشتیم فکر می کردیم و مقدمات را درست می کردیم. برای اینکه دیگر جنگ تمام بشود. بنابراین اینکه قطعنامه را پذیرفتیم دلیل بر هیچی نمی شود جز اینکه آدم عاقل کسی است که وقتی مصلحت ملت و نظام را چیزی تشخیص داد به آن عمل کند. حتی اگر اشتباه کرده باشد وقتی تشخیص داد باید عمل کند.» [۱۶۸]
«کفر جهانی و استکبار در این مقطع تصمیم گرفته اند به طور جدی از پیروزی سریع ما جلوگیری کنند. (حمله به هواپیمای مسافربری و…) و پافشاری ما در این مقطع ممکن است منجر به خسارات فوق العاده ای برای مردم ما و مردم عراق شود. از دلایل دیگر آن است که نشان می دهد به او (صدام) اجازه داده اند هر جنایتی را مرتکب شود. مجموعه این شرایط و ادله دیگری که فعلاً ذکر نمی شود ما را به این نتیجه رساند که مصلحت انقلاب و ملت ایران و عراق و منطقه این است که قطعنامه مذکور پذیرفته شود.» [۱۶۹]
«قبول قطعنامه در واقع یک کار نظامی یا دنباله یک کار نظامی است. تردیدی نیست که وقتی همه وارد میدان می شوند تابع وضعیتی مشابه اند. ما می دانستیم که دنیا ما را تحمل نخواهد کرد. شرق و غرب تضادهای خودشان را به کلی کنار خواهند گذاشت و یکدست در مقابل ما خواهند ایستاد و تمام تجربیات خود را به کار خواهند بست. آنها در تمام مراحل می گفتند که دنیا نخواهد گذاشت شما فاتح شوید. محاسبه و معادلاتی روی امکانات خودمان داشتیم اما دیدیم آمریکا حاضرشده نیروی دریایی خود را به خلیج فارس بیاورد. دنیا را هم دنبال خود می کشد در روز روشن و به طور علنی حتی هواپیمای مسافربری را می زند بعد هم همه چیز را کنار می گذارد. ما این حساب را نکرده بودیم ، حق هم داشتیم چون ما می توانستیم یک سلسله موانع احتمالی را پیش بینی کنیم اما موانع غیر قابل پیش بینی پیش می آید.»[۱۷۰]
« اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می نگریستسم و می رسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود ، که همان رفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده ایم. … چه کوته نظرند آنهایی که خیال می کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیده ایم پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بی فایده است. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. … تاخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی شود که ما از اصول خود عدول کنیم. … البته معترضیم که در مسیر عمل ، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده ایم روش ها و تاکتیک ها را عوض نمائیم.» [۱۷۱]
قطعنامه ۵۹۸ اگر چه انتظار کامل جمهوری اسلامی ایران را برآورده نکرده است لکن در مقایسه با قطعنامه‌های قبلی سازمان از ویژگیهای خاصی برخوردار است. مخصوصاً بند شش قطعنامه که در باب تعیین آغازگر جنگ است با توجه به اهداف اولیه شورای امنیت در جنگ برای جمهوری اسلامی ایران پیروزی بزرگی به حساب می‌آید؛ زیرا در سایه مقاومت رزمندگان و حرکت دیپلماسی فعّال توانسته است شورای امنیت را متقاعد کند که صلح بدون تعیین متجاوز بر خلاف عدالت و امنیت و در واقع عین ظلم است.
مبحث دوم -مفاد قطعنامه ۵۹۸:
قطعنامه ۵۹۸ دارای یک مقدمه و ده‌بند است که در جلسه ۲۵۷۰ شورای امنیت با اتفاق آرا به تصویب رسید. بندهای قطعنامه بر اساس مواد ۳۹ و ۴۰ منشور سازمان ملل متحد به شرح زیر است:
۱ ـ مطالبه می‌کند که به عنوان اولین قدم به سوی یک حل و فصل از طریق مذاکره، ایران و عراق به یک آتش‌بس فوری اقدام کنند و تمام عملیات نظامی را در زمین، دریا و هوا متوقف کنند و همچنین تمام نیروها را بی‌درنگ تا سر حدات شناخته شده بین‌المللی باز گردانند.
۲ ـ از دبیر کل درخواست می‌شود که گروهی از ناظران سازمان ملل متحد را برای تأیید، تحکیم، نظارت بر آتش‌بس، و عقب‌نشینی به مرزها اعزام کند. به علاوه از دبیر کل درخواست می‌شود که ترتیبات ضروری را برای مشاوره با طرفین انجام دهد و گزارش آن را به شورای امنیت تسلیم کند.
۳ ـ شورا اصرار دارد که پس از توقف مخاصمات فعال بلادرنگ اسرای جنگی را براساس کنوانسیون سوم ژنو در ۱۲ اوت ۱۹۴۹، آزاد کند و عودت داده شوند.
۴ ـ از ایران و عراق دعوت می‌شود که با دبیر کل در خصوص به اجرا درآوردن این قطعنامه و در کوششهای میانجیگرانه برای کسب یک حل و فصل جامع، عادلانه، شرافتمندانه، و مورد قبول طرفین در مورد تمام موضوعات مهم، بر اساس اصول مندرج در منشور ملل متحد همکاری کنند.
۵ ـ از تمامی دولتهای دیگر دعوت می‌شود که حداکثر خویشتن‌داری را به عمل آورند و از هر اقدامی که ممکن است به تصاعد و گسترش بیشتر مخاصمه منجر شود، احتراز جویند و بدین گونه به اجرا درآوردن قطعنامه حاضر را تسهیل کنند.
۶ ـ از دبیر کل درخواست می‌شود که ضمن مشورت با ایران و عراق مسأله تفویض کار تحقیق در باب مسؤلیت مخاصمه به هیأتی بی‌طرف را بررسی کند و در حداقل مدت ممکن به شورا گزارش دهد.
۷ ـ عظمت خسارات وارده در خلال مخاصمه و نیاز به کوشش در جهت نوسازی، با امدادهای بین‌المللی در خور، زمانی که مخاصمه خاتمه پذیرد، تصدیق می‌شود و در همین خصوص از دبیر کل درخواست می‌شود که هیأتی از کارشناسان را برای پژوهش در باب مسئله نوسازی تعیین کند و به شورای امنیت گزارش دهد.
۸ ـ به علاوه از دبیر کل درخواست می‌شود که با مشورت با ایران و عراق وسایرکشورهای منطقه،طرق افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir