آوریل 13, 2021

متن کامل – مواضع حقوقی سازمان ملل در خصوص جنگ ایران و عراق۹۳- قسمت ۹

دو طرف با پرزیدند بومدین در تماس دائم باقی خواهند ماند و پرزیدند بومدین در صورت لزوم برای اجرای تصمیمات اتخاذ شده، کوشش برادرانه به عمل خواهد آورد.[۲۴]
در این بیانیه آمده بود که شاه و صدام حسین تصمیم گرفته‌اند تا روابط سنتی حسن همجواری و دوستانه خود را به‌ ویژه در راه حذف و از بین بردن کلیه عوامل منفی در مناسبات خویش از طریق تبادل نظر مداوم درباره مسائل مورد علاقه مشترک و ایجاد همکاری متقابل برقرار سازند.
همچنین دو طرف رسماً اعلام می‌کنند که منطقه باید از هرگونه دخالت خارجی مصون بماند. در بیانیه اضافه شده بود که به منظور تعیین نحوه کار کمیسیون مختلط ایران عراق که جهت پیاده کردن و اجرای تصمیمات اتخاذ شده فوق به توافق مشترک تشکیل خواهد یافت وزیران امور خارجه ایران و عراق با حضور وزیر امور خارجه الجزایر در ۱۵ مارس ۱۹۷۵ در تهران اجتماع خواهند کرد. طبق خواسته دو طرف الجزایر به کلیه جلسات کمیسیون مختلط ایران و عراق دعوت خواهد شد. کمیسیون مختلط دستور کار و روش کار خود را تعیین خواهد کرد و در صورت لزوم به طور متناوب در بغداد و تهران تشکیل جلسه خواهد داد. در پایان بیانیه آمده بود که شاه و صدام حسین در تاریخ‌هایی که بعدها تعیین خواهد شد از کشورهای یکدیگر دیدار رسمی به عمل خواهند آورد. توافق الجزیره ماهیتی دوگانه دارد از یک سو مسائل حقوقی را در بر می گیرد (تعیین مرزهای زمینی و آبی )و از طرف دیگر مسائل سیاسی را شامل می‌شود (برقراری امنیت در مرزها و جلوگیری از رخنه گروههای مخالف به خاک طرف دیگر) هر دوی این مسائل در روابط میان ایران و عراق پیشینه طولانی داشته‌اند که به خاطر اجتناب از تکرار از بررسی مجدد آنها در اینجا خودداری می‌شود.[۲۵] شایان ذکر است که طرح مسائل حقوقی پیوسته بازتاب رویدادهای سیاسی بوده‌اند و به مقتضای هر رویداد سیاسی در روابط میان دو کشور از سرگرفته می‌شدند و با فروکش کردن آنها، مسکوت می‌ماندند.
توافق الجزیره کوشش طرفین را برای بهبود روابط تشدید کرد. در ۲۴ اسفند ۱۳۵۳ (۱۵ مارس ۱۹۷۵)، وزیران امور خارجه ایران و عراق در تهران با حضور وزیر امور خارجه الجزایر اصول توافق شده در الجزیره را در یک پروتکل گنجاندند و برای عملی کردن آن سه کمیته علامت‌گذاری مرز زمینی، مرز آبی، و برقراری امنیت مرزها را تشکیل دادند. دومین اجلاس وزیران امور خارجه ایران، عراق و الجزایر از ۲۰ تا ۳۱ فرورین ۱۳۵۴ در بغداد برگزار شد و نتایج اقدامات کمیته‌های سه گانه مامور اجرای پروتکل تهران را بررسی کرد. در پایان سومین اجلاس که مجدداً اقدامات کمیته‌های سه‌گانه را بررسی کرد برای تنظیم عهدنامه مرزی و حسن همجواری و ۳ پروتکل ضمیمه آن کمیته ویژه مشترکی تشکیل شد و به ترتیب در الجزیره، بغداد، و تهران تشکیل جلسه داد. پس از این دیدارها و بررسی‌ها سرانجام وزیران امور خارجه ایران و عراق با حضور وزیر امور خارجه الجزایر در ۲۲ و ۲۳ خرداد ۱۳۵۴ در بغداد عهدنامه مرزی و حسن همجواری میان ایران و عراق و سه پروتکل ضمیمه آن را که به علامت‌گذاری مرز زمینی و آبی و استقرار امنیت مرزی مربوط بودند امضاء کردند. اسناد این عهدنامه در اول تیر ماه ۱۳۵۵در تهران مبادله شد.[۲۶] بعد از انعقاد عهدنامه مرزی ۱۹۷۵ روابط ایران و عراق بهبود یافت. در فروردین ۱۳۵۴ نخست وزیر وقت ایران از عراق دیداری رسمی به عمل آورد. متعاقب آن صدام حسین نایب رئیس شورای فرماندهی انقلاب عراق در اردیبهشت ۱۳۵۴ از ایران دیدار کرد. در مرداد ۱۳۵۴، نیز «سعدون حمادی»، وزیر امور خارجه عراق از ایران دیدار کرد. همچنین«طه محی‌الدین معروف» ، معاون ریاست جمهوری عراق در سال ۱۳۵۶ (آذر ماه)(۳ دسامبر ۱۹۷۷) از ایران دیدار رسمی به عمل آورد.
جهت تحکیم روابط بین دو کشور «عزت ابراهیم الدوری» عضو شورای انقلاب و وزیر کشور عراق در تیر ماه ۱۳۵۶ از تهران دیدار کرد. در اردیبهشت ماه ۱۳۵۶ (مه ۱۹۷۷) ایران و عراق یک موافقتنامه هوایی امضاء کردند که به موجب آن به هواپیمای ایران و عراق اجازه داده شد تا پروازهای مسافربری به پایتخت‌های دو کشور دایر شود. در آبان ۱۳۵۶ نیز موافقت‌نامه‌ای برای اتصال خطوط راه‌آهن دو کشور امضاء کردند. «سعدون حمادی» موافقت‌نامه‌های مذکور را به منزله گذاشتن «گوشت بر روی اسکلت» توصیف کرد.[۲۷]
در سال ۱۳۵۷ ایران، عراق و عربستان درباره ضرورت امنیت خلیج فارس به تفاهم رسیدند و برای فراهم آوردن مقدمات تامین امنیت خلیج فارس به طوری جدی با یکدیگر وارد مذاکره شدند. اما تصمیم ۷ کشور عربی حوزه خلیج‌فارس مبنی بر ایجاد یک خبرگزاری به نام ((خلیج عربی)) اختلاف بین ایران و کشورهای مذکور را سبب شد و ایران سفرای خود را از آن کشورها فراخواند. به طور کلی هرچند ایران و عراق در مورد ضرورت تامین امنیت خلیج فارس با یکدیگر هم عقیده بودند اما در عمل با یکدیگر اختلاف نظر داشتند. ایران خواهان برقراری یک نظام امنیت جمعی بود در حالی که عراق بر ترتیبات دفاعی دو جانبه تاکید می‌کرد. این اختلاف نظر سرانجام به شکست کنفرانس ۸ کشور ساحلی خلیج فارس که به منظور ایجاد ترتیبات دفاعی منطقه‌ای در آبان ۱۳۵۵ در مسقط با یکدیگر ملاقات کرده بودند انجامید، در واقع دولت عراق نظام امنیت دسته جمعی را با اهداف جاه‌طلبانه خود در خلیج فارس مغایر می‌دانست.
نهایتاً با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سقوط شاه و نیز انزوای مصر خلاء قدرتی در منطقه ایجاد شد و صدام که رهبری جهان عرب را حق و رسالت تاریخی حزب بعث می‌دانست درصدد پرکردن آن برآمد.
گفتار سوم :سابقه تاریخی و حقوقی عراق و ایران
در سال ۱۹۱۳ پروتکلی بین ایران عثمانی منعقد گردید که براساس آن، خطوط مرزی دو کشور تعیین گردید و بر اساس صورت جلسات سال ۱۹۱۴ علامت‌گذاری شد. در فاصله بین سال‌های ۱۹۱۴ – ۱۹۷۵ تحولات بسیاری از جمله تجزیه دولت عثمانی و ایجاد دولت‌های ترکیه و عراق در منطقه ایجاد شد که با توجه به مسائلی نظیر:
۱-عدم ترمیم و مرمت علائم مرزی نصب شده در سال ۱۹۱۴ و با تجدید علائم از بین رفته.
۲-حضور طولانی نیروهای اشغالگر متفقین در خلال سال‌های جنگ دوم جهانی.
۳-برخوردهای مرزی ایران و عراق در خلال سال‌های پس از جنگ دوم جهانی؛مرزهای دو کشور دچار تحولات و تغییرات زیادی شد.[۲۸]
این مسئله به اضافه نظر دولت ایران مبنی بر تعیین خط تالوگ یا خط القعر در اروندرود به عنوان مرز آبی دو کشور رخنه گروه‌های مخالف از مرزهای هر یک از دو کشور به خاک طرف دیگر و مسائل سیاسی و بین‌المللی دیگر منجر به برخوردهای متعدد مرزی شد. شورای امنیت سازمان ملل متحد طی قطعنامه شماره ۳۴۸ مورخه ۲۸ مه ۱۹۷۴ از ایران و عراق خواست که اختلافاتشان را از راه مذاکره و به طور مسالمت آمیز حل و فصل کنند. طبعاً تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای نیز در گزینش راه مسالمت آمیز تاثیر داشت. در ۶ مارس ۱۹۷۵ اعلامیه ای در الجزیزه صادر شد که مبنای عهدنامه ۱۹۷۵ قرار گرفت. این اعلامیه به دنبال دیدار شاه سابق و صدام حسین، که با میانجیگری هواری بومدین رئیس جمهور وقت الجزایر در خلال اولین اجلاس سران کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) صادر شد. در ۱۳ ژوئن ۱۹۷۵، عهدنامه مربوط به مرز دولتی و حسن همجواری بین ایران و عراق و سه پروتکل و ضمایم آنها در بغداد بین وزرای خارجه دو کشور به امضاء رسید. عهدنامه حاوی ۴ اصل بود که برحسب آنچه قبلا متذکر شدیم مرزهای زمینی دو کشور، بر اساس پروتکل ۱۹۱۳ قسطنطنیه و صورت جلسه کمیسیون ۱۹۱۴ و مرزهای آبی بر پایه خط تالوگ یا خط ژرفا تعیین می‌شد. در امتداد مرزهای تعیین شده امنیت برقرار شده از رخنه گروه‌های مخالف به خاک یکدیگر جلوگیری می شود.طرفین همچنین تاکید کردند که این موارد از هم جدایی ناپذیرند و نقض هر یک از ۴ اصل با روح توافق الجزیره مغایر است.
در ۲۲ بهمن ۱۳۵۶ جهان با تحولی شگفت روبرو شد. انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید و بعد از پیروزی انقلاب از یک طرف مسائل ناشی از گروگان‌گیری و تصرف سفارت آمریکا در تهران و انزوای سیاسی و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران در جهان و از طرف دیگر حقارت تحمیل شده به عراق و شخص صدام حسین در قرارداد ۱۹۷۵ و آرزوهای وی در سیادت بر منطقه و جهان عرب همراه با چراغ سبز آمریکا زمان حمله به جمهوری اسلامی ایران و عامل تجاوز را معین کرد.
این‌گونه بود که پس از مقدمه چینی‌های لازم سرانجام در ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰ صدام حسین عهدنامه ۱۹۷۵ را ملغی اعلام کرد و در سخنرانی ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰ به مناسبت لغو عهد نامه ۱۹۷۵ گفت که مقامات ایرانی با حمایت از فرزندان «بارزانی» حاکمیت و امنیت عراق را در معرض تهدید قرار داده‌اند.[۲۹] او همچنین در سومین اجلاس سران کنفرانس اسلامی (از ۲۵ تا ۲۸ ژانویه ۱۹۸۱) در طائف گفت که «در قم و تهران نهادها و محافل ویژه‌ای برای توطئه علیه عراق و دولت‌های همسایه تشکیل شدند. توطئه‌چینی علیه عراق از راه‌های مبادرت به اقدامات تروریستی و خرابکاری توسط ایرانیانی که به کمک مقامات ایرانی در خاک عراق نفود کرده بودند و ایرانیان مقیم عراق و افراد ایران‌الااصل به آنان کمک می‌کردند افزایش یافتند. در واقع این گروه‌ها در نیمه ۱۹۸۰ به اقدامات تروریستی زشتی مبادرت کردند. علاوه بر این کارها مقامات ایرانی در گفته‌های رسمیشان قتل، تروریسم، و خرابکاری را تشویق می‌کردند.»[۳۰]
این گفته‌ها که صحت و سقم آنها خارج از بررسی حاضر می‌باشد القاء کننده این فکر است که دولت ایران در نظر داشته است با مداخلات خود دولت عراق را سرنگون کند. در نتیجه صدام حسین پس از ملغی اعلام نمودن عهدنامه ۱۹۷۵، نسخه‌ای از آن را در برابر دوربین تلویزیون پاره کرد. چند روز بعد، در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹) نیروهای زمینی و هوایی عراق حمله همه جانبه و از پیش سازماندهی شده وسیعی را در سرتاسر بخش‌های مرزی خاک جمهوری اسلامی ایران صورت دادند.
الف – شروع تهاجم عراق به ایران
دولت عراق در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) دست به تهاجمی گسترده علیه دولت ایران زد و با این کار حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را نقض کرد. دولت عراق در توجیه گسترده خود در بیانیه ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ توضیح داد که «اقدامات ایران ضرورت آن را پیش آورد که عراق به منظور حفظ ایمنی، امنیت و منافع حیاتی ضربات بازدارند خود را متوجه هدف‌های نظامی در داخل ایران نماید. بنابراین عراق بار دیگر مجبور شد برای مقابله با تجاوز طبق حقوق بین‌الملل حق دفاع از خود را اعمال کند.»
از این بیانیه چنین بر می‌آید که عراق برای توجیه تهاجم خود به ایران دو نکته اساسی را در نظر داشته است. نخست اقدامات ایران دوم توسل به حق دفاع از خود لغو عهدنامه ۱۹۷۵ آن است که «دولت ایران، با زیر پاگذاشتن مفاد توافق الجزیره دایر بر قضیه همه جانبه مسائل ایران و عراق و به خاطر دخالت مستمر در امور داخلی عراق و حمایت از عناصر مخالف دولت عراق و تعرض نسبت به امنیت داخلی عراق و اهانت به روابط حسن همجواری و تجاوز به اراضی عراق و خودداری از اعاده آنها»[۳۱] حاکمیت و تمامیت ارضی این دولت را نقض کرده است.
دولت عراق به استناد این اقدامات عهدنامه ۱۹۷۵ را بی‌اعتبار اعلام کرد و آنها را مبانی ((دفاع از خودبازدارنده))[۳۲] قرار داد. افزون بر آن مقامات عراقی اظهار داشته‌اند که کوشش‌های عراق برای حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات با ایران از سوی مقامات ایرانی بی‌پاسخ مانده است و جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک به اعراب مسترد نشده است. ایران در مرزهای خود با عراق بارها حوادث مرزی به وجود آورده است و از ۴ سپتامبر ۱۹۸۰ (۱۳ شهریور ۱۳۵۹) به یک جنگ تمام عیار علیه عراق مبادرت ورزیده است.
ب- شروع جنگ و مواضع سازمان ملل
اقدامات سازمان ملل متحد در مورد تجاوز عراق به ایران اجتماع جهانی را در مقابل چند پرسش اساسی قرار می‌دهد:
نقش سازمان ملل متحد که با هدف اصلی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به وجود آمده است در جلوگیری از وقوع و گسترش جنگ و در پایان بخشیدن به تجاوز و اعاده صلح چیست؟ در مورد احراز تجاوز و تشخیص و تنبیه متجاوز چه اقداماتی انجام داده است؟ این اقدامات تا چه حد با مفاد منشور ملل متحد انطباق دارند؟ آیا این اقدامات در عمل توانسته است موثر باشد؟ سازمان ملل متحد از طریق شورای امنیت مجمع عمومی و دبیرکل در قالب پیش‌بینی‌های منشور و رویه سازمان ملل متحد است که می‌تواند وفاداری اعضای آن به اصول و مقاصدی را نشان دهد که این سازمان به خاطر آنها تشکیل شده‌ است. اگر سازمان ملل متحد نتواند با اقدامات خود در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی که هدف آن است موفق گردد چگونه خواهد توانست به دیگر هدف‌های خود در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دست یابد که بیشترین بخش فعالیت‌های سازمان را به خود اختصاص می‌دهد.[۳۳]
سازمان ملل متحد با در نظر داشتن آنچه که جامعه ملل را با مصیبت جهانگیر جنگ جهانی دوم مواجه کرد به روی ویرانه‌های این جنگ تشکیل شد. بنیانگذاران سازمان بر آن بودند که منشور به دور از نقض‌های میثاق جامعه ملل باشد تا این نهاد بتواند به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی نائل آید. تدوین کنندگان منشور اصرار داشتند که این سازمان برای حفظ صلح و رویارویی با تجاوز باید در صورت لزوم به زور متوسل شود. پیش‌بینی تمهیدات مربوط به اقدمات دسته جمعی موثر علیه متجاوز منشور ملل متحد را از میثاق جامعه ملل متمایز می‌گرداند.[۳۴]
بنیانگذاران سازمان ملل متحد آن را بر پایه یک سیستم امنیت دسته جمعی تشکیل دادند که قادر به فراهم آوردن نیروی جمعی برای رویارویی با هرگونه تجاوز باشد به این امید که این سیستم بتواند صلح و امنیت بین‌المللی را به وسیله سازمان تضمین نماید. پس اولین گام در جهت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی اقدام جمعی موثر برای مقابله با موارد مذکور در بند ۱ ماده ۱ منشور می‌باشد.[۳۵] بنابراین بر اساس توافق میان دولت‌ها این وظیفه دستگاه بین‌المللی یعنی سازمان ملل متحد است که در صورت وقوع عمل تجاوز تصمیم لازم را بگیرد و بر عهده دولتهاست که به اتفاق این عمل را سرکوب کنند.[۳۶]
چنانچه قبلا متذکر شدیم حمله مسلحانه عراق با دوازده لشکر رزمی و بمباران فرودگاه‌ها (در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹) و در پی آن اشغال مناطق وسیعی از غرب و جنوب ایران و وارد آوردن تلفات جانی و خسارت مالی سنگین تجاوز علیه حاکمیت و تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ایران بوده است.
در این مبحث بررسی خواهد شد که سازمان ملل متحد در اجرای وظایف مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی خود در رابطه با تجاوز عراق به ایران، چه اقداماتی انجام داده است.
در ظهر روز تجاوز عراق به ایران، ((رودلف ستاجوهار)) سخنگوی مطبوعاتی سازمان ملل متحد در مصاحبه مطبوعاتی روزانه با خبرنگاران رسانه‌های گروهی، قبل از بیان هر مطلب جلسه را با قرائت اعلامیه کورت ولدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد درباره جنگ عراق و ایران افتتاح کرد. در این اعلامیه گفته شد که «دبیرکل با نگرانی فزاینده و عمیق تیره‌تر شدن روابط ایران و عراق و شدت یافتن اختلاف بین آنها را مورد توجه قرارداده است. در چنین وضع پر از مخاطره، اختلاف ممکن است عواقب وخیم و غیرقابل پیش‌بینی به همراه داشته باشد. دبیرکل از هر دو دولت خواست که نهایت خویشتن‌داری را به عمل آورند و تا آنجا که می‌تواند برای رفع اختلافات خود از طریق مذاکره راه‌حلی پیدا کنند.»
در آن جلسه از سخنگوی سازمان ملل سوال شد که «آیا دبیرکل از اخبار رادیو مطلع شده است که عراق به خاک ایران حمله کرده است.» و پاسخ داد که «دبیر کل هر ۵ تا ۱۰ دقیقه آخرین خبرها را درباره وضعیت مخاصمه دریافت می‌دارد و چند روز است که اختلاف (بین عراق و ایران) دبیر کل را به خود مشغول داشته است.»
در پایان مصاحبه خبرنگاران از سخنگوی سازمان ملل سوال کردند که آیا تاکنون یکی از طرفین با دبیر کل تماس گرفته است و یا تشکیل جلسه شورای امنیت را تقاضا کرده است که وی به هر دو سوال پاسخ منفی داد.[۳۷]
دبیر کل در این اعلامیه «نگرانی فزاینده و عمیق» خود را به علت حمله نظامی عراق به ایران ابراز نمی‌کند بلکه نگران این است که روابط دو کشور ایران و عراق تیره‌تر شده اختلاف بین آنها شدت یافته است. دبیر کل در این اعلامیه به این علت که چرا عراق منشور ملل متحد را نقض نموده است و کوشش نکرده است اختلافات خود را با ایران از راه‌های صلح‌جویانه حل کند اعتراض نمی‌کند. به‌علاوه عراق را که با حمله مسلحانه به مرزهای ایران مرتکب تجاوز شده است. باید طبق اصل مسلم حقوق بین‌الملل و طبق رویه معمول در سازمان ملل خاک ایران را که با تجاوز نظامی اشغال کرده تخلیه کند و نیروهای خود را به مرزهای شناخته شده بین‌المللی عقب ببرد متهم نمی‌سازد.
دبیر کل در این اعلامیه تعمداً و آگاهانه از به کار بردن عبارت «تجاوز مسلحانه» خودداری می‌کند. حمله‌های سنگین هوایی عراق به ۱۰ فرودگاه مهم ایران را تجاوز مسلحانه نمی‌داند و تنها آن را عاملی برای تشخیص ((تیره‌تر شدن)) روابط دو کشور تلقی می‌کند. اگر در فرهنگ سیاسی دبیر‌کل سازمان ملل متحد، حمله‌های گسترده هوایی به چندین فرودگاه، تجاوز مسلحانه محسوب نشود، معلوم نیست که تجاوز باید چه ویزگی‌های دیگری داشته باشد تا بتوان آن را «تجاوز مسلحانه» نام نهاد!
دبیر کل در این اعلامیه اصولاً نام عراق را به تنهایی نیاورده و کوشیده است تا نام عراق و ایران را همراه با هم بیاورد و طرف سخن او نیز متساویاً هر دو کشور باشد دبیرکل از هر دو کشوربه ویژه از ایران می‌خواهد که «خویشتن‌داری» کند و اختلاف خود را با عراق از راه مذاکره حل کند. دبیر‌کل آشکارا از ایران می‌خواهد که به علت حمله نظامی عراق درصدد انجام اقدامات تلافی جویانه برنیاید و برای دفاع از خود، به مقاومت مسلحانه متوسل نشود بلکه «خویشتن داری» کند. او همچنین از ایران می‌خواهد با وجود تاکید ماده ۵۱ منشور ملل متحد از «حق ذاتی دفاع از خود» چشم بپوشد و در شرایطی که نیروهای عراقی اراضی ایران را اشغال کرده‌اند و پیروزی مسلم نظامی به دست آورده‌اند پشت میز مذاکره بنشیند و اختلافات خود را نه از راه جنگ بلکه از راه مذاکره حل کنند.
عراق که به خاک ایران تجاوز کرده بود مانند همه کشورهای متجاوز به شورای امنیت مراجعه نمی‌کرد اما ایران که مورد تجاوز قرار گرفته بود باید به شورای امنیت شکایت می‌کرد و تقاضای تشکیل جلسه فوری شواری امنیت را می‌کرد ولی ایران نیز چنین کاری نکرد. این مورد از موارد نادر در سیاست جهانی است که کشوری مورد تجاوز قرار بگیرد اما به شورای امنیت شکایت نکند. همان‌طور که در کتاب «نقش عراق در شروع جنگ»از دکتر منوچهر پارسادوست ذکر شده است علت اساسی عدم مراجعه ایران به شورای امنیت اقدام دولت ایران در گروگان گرفتن کارکنان سفارت آمریکا در تهران بود. این افراد در زمان حمله عراق به ایران هنوز گروگان دولت جمهوری اسلامی ایران بودند و دولت ایران می‌دانست که با وجود واکنش منفی کلیه کشورهای جهان به ویژه شورای امنیت و دیوان بین‌المللی دادگستری در مورد گروگانگیری کارکنان و دیپلماتیک و کنسولی آمریکا اگر به شورای امنیت مراجعه می‌کرد موضوع گروگانگیری و نقض منشور ملل متحد و حقوق بین الملل مطرح می گردید و در نتیجه در شورای امنیت با اعتراض‌های مجدد روبه‌رو می‌شد.
فصل سوم
وضعیت سیاسی بین المللی در زمان جنگ ایران و عراق
مبحث اول – ساختار نظام دو قطبی پیش از جنگ
در زمان جنگ ایران و عراق ساختار حاکم بر نظام بین‌المللی دو قطبی بود. قطب اول بلوک سرمایه‌داری به رهبری ایالات متحده امریکا و قطب دیگر بلوک کمونیستی به رهبری اتحاد جماهیر شوروی بود. سیستم مذکور کمی پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ بر نظام بین‌المللی حاکم شد طوری که دو ابرقدرت پس از پایان جنگ جهانی دوم همکاری خود را در طول جنگ علیه آلمان نازی به فراموشی سپرده و جنگ سردی را علیه هم آغاز نمودند که تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تداوم داشت. در ساختار دو قطبی هر یک از دو ابرقدرت متعهد بودند که از مرزهای بلوک خودشان در همه جای جهان دفاع کنند و حتی با کنار زدن رقیب سعی می‌کردند تا قلمرو خود را گسترش بدهند و هر نوع عقب‌نشینی در هر زمینه و هر جایی را مردود دانسته آن را به منزله پیروزی رقیب خود محسوب می‌کردند.
قاعده بازی دو ابرقدرت در زمان جنگ سرد بازی با حاصل جمع صفر بود یعنی بُرد یک بازیگر باخت رقیب محسوب می‌گردید. بنابراین هیچ‌کدام حاضر به دادن امتیاز به رقیب نبودند و در وضعیتی قرار داشتند که همواره به حرکات، اقدامات و تصمیمات رقیب بدگمان بودند. طبیعی به نظر می‌رسد که در چنین حالتی هیچ همکاری‌ایی بین دو ابرقدرت صورت نگیرد. دو ابرقدرت با وجود جنگ سرد حاکم بر روابطشان حاضر نبودند در نهادی بین‌المللی همکاری نمایند و شورای امنیت که طبق منشور ملل متحد می‌بایست حافظ امنیت بین‌المللی باشد عملاً به صحنه‌ای برای رقابت دو ابرقدرت تبدیل شده بود؛ زیرا ابرقدرت شوروی هر چند که عضو دائمی شورای امنیت بود ولی سازمان ملل را نهادی امپریالیستی می‍دانست که ایالات متحده امریکا آن را تأسیس کرده و در جهت منافع آن کشور است. به همین دلیل سازمان ملل متحد و رکن بسیار مهم آن شورای امنیت که بانی امنیت بین‌المللی بود نتوانست از طریق اقدام دسته‌جمعی به حل و فصل مناقشات بپردازد.
این ساختار سبب شد که در آغاز تجاوز عراق به ایران دو ابرقدرت موضع صریحی علیه آن نگیرند؛ زیرا هر کدام به دلایلی موافق تضعیف و حتی نابودی انقلاب اسلامی بودند. هر یک از آنها به جای تلاش برای ایجاد صلح بین ایران و عراق از طریق شورای امنیت سعی می‌کرد که از وضعیت موجود حداکثر استفاده را به نفع خود بنماید و حتی از تداوم جنگ نیز ناراضی نباشند. دو ابرقدرت دیدگاه‌های متفاوتی درباره جنگ ایران و عراق داشتند. بنابراین قطعنامه‌هایی را که شورای امنیت صادر می‌کرد از استحکام چندانی برخودار نبود و همه بر اساس “توصیه” تنظیم شده بود که به نظر می‌رسد ابرقدرت‌ها با صدور آن قصد نداشته‌اند واقعاً به منازعه ایران و عراق خاتمه دهند. به عبارت دقیق‌تر یکی از اصول منشور سازمان ملل یعنی اقدام دسته‌جمعی برای برقراری امنیت بین‌المللی معنایی نداشت. این وضعیت موجب گردید که شورای امنیت نتواند به وظیفه خود طبق منشور عمل کند و به این ترتیب جنگ ایران و عراق هشت سال تداوم یافت.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir