آوریل 17, 2021

نقش سازماندهی مشاغل کاذب (دستفروشی) در امنیت اجتماعی شهری- قسمت ۲۰

اینک به اهم نتایج پیامدهای منفی مشاغل غیر رسمی اشاره می‌نمائیم:

  1. آلوده کردن محیط اقتصادی اجتماعی و فیزیکی شهرها و تسری آن به همه مملکت
  2. تشدید مهاجرت بی رویه روستائیان به شهر و کمک به رها کردن کشاورزی و تولیدات
  3. تراکم جمعیت در شهرها و پیدایش مشکلات ناشی از آن مانند مسأله مسکن، آموزش، تغذیه، ترافیک … و تنشهای جسمی و روحی
  4. ایجاد تردید برای کارگران دون پایه و متوسط صنایع و در موارد زیادی رها کردن این بخش تولیدی بنفع آن مشاغل
  5. تشویق کارکندان اداری و دیگر اقشار خدماتی به رها کردن یا کم کاری اداری و روآوردن به آن مشاغل
  6. ضایع ماندن ارزش کار و معیار شدن پول و درآمد برای هر چیز به هر قیمت
  7. ضایع شدن ارزش علم و آگاهی و شناختن پول بعنوان تنها معیار ارزشها
  8. راکد و ضایع ماندن نیروهای ارزشمند جسمی و فکری و هرز رفتن انها
  9. آماده شدن زمینه فساد و تباهی و جرم و جنایت و وابستگی و جاسوسی و قاچاق و اعتیاد و ..
  10. دعوت مستمر مرئی و نامرئی به مصرف و نتیجتاً مصرفی شدن جامعه و وابستگی به کالهای لوکس و خارجی
  11. تثبیت گرانفروشی و ماندگاری سیستم دونرخی و عرضه کالا با کیفیت پائین
  12. دور شدن مستمر از بخش تولید و گرفتار آمدن در چرخه‌ای از بده بستانهای چن باره و واسطه گریهای مکرر و مضاعف چنانکه زالو و زالوهائی بر جسمی نحیف و تکیده او را از پای در می‌اورد.
  13. گسترش این مشاغل باعث گرایش کارگران ساده و مخصوصاً ساختمانی که وجودشان لازم است بسوی این بخش کاذب و راحت تر و پردرآمدتر شده عملاً ایجاد بازار کار برای کارگران خارجی (عموماً افغانی) می نماید که خود ضایعات و مسائل فراوانی اقتصادی، سیاسی و جنائی بدنبال آورده و می آورد.
  14. … بالاخره گسترش روز افزون این مشاغل باعث تحکیم بنیان فقر و وابستگی و مذلت و دگرگونی ارزشهای جامعه شده . (صرامی، ۱۳۸۵: ۷۴-۷۵)

با تمام معایب شمرده و ناشمرده فوق اگر واقع نگری داشته با نظر خوشبینانه و اندکی مسامحه بر مسائل بنگریم می توان در کوتاه مدت و در شرائط خاص اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای اینگونه مشاغل پیامدهای مثبتی را نیز بشرح زیر برشمرد:
۱- بیکاران را مشغول داشته احتمال بروز تنشهای تند سیاسی را می کاهد مانند هزاران دستفروش و بساطی داخل پیاده روها که مسئولین کشور بر همین ذهنیت از برخورد جدی با آنها پرهیز داشته سختگیری مستمر و جدی بر آنها روا نمی‌دارد.
۲- در مواردی کالا و خدمات ارزان‌تر، زودتر و راحت تر از بخشهای رسمی (مثل مغازه و …) عرضه می گرد. (مانند عرضه سبزی و میوه که توسط دوره گردها در کوچه ها قبلاً توسط لاغ و اینک گاری دستی و … توزیع و فروخته می شود یا خرید نانهای مانده و اضافی، دمپائی کهنه، پلاستیک، شیشه، حلبی، روی … از طریق مراجعه به در خانه ها یا واکسی و تعمیر کفش و … کنار خیابان که در حداقل زمان و دستمزد کمتر خدمت خود را انجام می‌دهند) .
۳- در مواردی کالای نایاب و کمیاب مورد نیاز مردم را – هر چند با قیمتی چند برابر عرضه می کنند.
۴- مسیر درآمد برای اقشار خاصی که هنوز آمادگی پذیرش مشاغل سالم و همیشگی را ندارند (مانند دانشجویانی که تدریس خصوصی می‌کنند یا هنرهای دستی – خطی، نقاشی … خود را کنار خیابان عرضه می نمایند).
۵- کمک درآمد برای اقشار کم درآمد مانند معلمان و کارمندانی که شغل دومن و حتی سومی مثل دستفروشی، مسافر کشی شخصی و غیره را در قسمتی از روز و ایام تعطیلی و فراغت دنبال می کنند.
۶- نجات از گرسنگی و درآوردن قوت لایموتی برای امثال روستائیان مهاجری که واقعاً مجبور شده اند بخاطر نبود یا کمبود آب و زمین و .. تنگی معاش و سختی روزگار، روستا را علی رغم میلشان ترک کرده یا شهریان و بیکاران بی پناه با عملگی، نوکری، دستفروشی، سیگارفروشی … روزگار بگذرانند.
۷- تأثیراتی که بعضی از این مشاغل در حل کوتاه مدت و موضعی مسائل کوچک و بزرگ شهری داشته و پیدایش آنها زاده همین نیازهای متراکم یا متفرق شهری هستند. مانند جابجائی مسافر توسط اتومبیلهای شخصی، بر طرف شدن بعضی نیازهای کوچک خانه و محله توسط بقالی کوچک یا دکه کنار کوچه و محله و … تعمیرکاران ساده و سیار، تحویل دو ریالی کنار باجه تلفن و …
۸- تأثیرات مشخصی که قسمتی از این مشاغل در گسترش فرهنگ و تفریحات مردم دارند مانند بساط گسترده کتابفروشی های کنار پیاده روها، نمایشهای پهلوانی و چشم بندی در گوشه و کنار شهرهای کوچک که فاقد امکانات تفریحی هستند.
برای افرادی، این مشاغل در مرحله اول نوعی سرگرمی و استفاده از اوقات فراغت و پر کردن وقت تلقی می‌شود و در مرحله یا مراحل بعد کسب درآمد مانند بسیاری از بازنشستگان یا سالمندان و زنانی که خانه فراخی نداشته سرگرمی و تفریح و انجمن و اتحادیه‌ای ندارند. لذا روی به بازار و خیابان کرده مثلاً با تعدادی انگشتری، شیشه عطر، شماری تسبیح یا جوراب و کاب و کمربند و آدامس … بسته به زمان و مکان خود را مشغول داشته آنها را معاوضه و معامله می کنند.
۱۰-وجود گداها، جیب برها … همانند چراغ قرمز هشدار دهنده، مشکل عبور و ادامه مسیر و بن بستهای اقتصادی را اخطار می کنند و نوعی پیش آگهی و عوارض ظاهری بیماری هستند که مسئولین و برنامه ریزان را به تأمل واداشته، بیدار باش می دهد که سلامت اجتماع و اقتصاد به مخاطره افتاده قبل از وخامت بیشتر وضع که مستلزم جراحی بزرگ و احیاناً مرگ … باشد چاره ای بنیانی بیندیشند.
۱۱- در عرصه رقابت گسترده و وسیع توزیع و فروش احیاناً قیمتها شکسته می شود. (صرامی، ۱۳۸۵: ۷۷)
۲-۱۳- طبقه بند مشاغل غیر رسمی:
طبقه بندی پایه اصلی هر تحقیق بوده بدون آن بررسی اطلاعات و تحلیل و نتیجه‌گیری مقدور نیست مخصوصاً برای بررسی عملی موضوعات گسترده و متنوعی مانند مشاغل بخش غیر رسمی، که وسعت و گوناگونی این بخش و مشاغل وابسته به آن و ناهماهنگی و تضادی که بین آنها وجود دارد آنقدر زیاد است که بدون ریز کردن مطلب و تفکیک و طبقه بندی، مطالعه آنها مقدور و عملی نیست. مثلاً توجه کنیم مغایرتها و تفاوتهائی را که بین موارد زیر وجود دارد:
قاچاق فروشی، مسافرکشی شخصی، مغازه‌های و چک، تدریس خصوصی، روسپگیری، شاگرد مغازه، واکسی، گدایی.
بنابراین گریزی جز طبقه بندی کردن این مجموعه وسیع و ناهمگون نداریم. نگارنده با تمام بی اطلاعی از این مقوله اقتصادی اجتماعی و بدون یافتن منبع موثقی که راهنمای کار باشد طبقه‌بندیهای زیر را که کاملاً جامع و مانع هم نبوده، هر کدام می تواند انتقاد پذیر باشد، مناسب یافته پیشنهاد می‌نماید.
۱- طبقه بندی بر اساس تقسیمات معروف مشاغل رسمی کشاورزی، صنعت، خدمات، به این معنی که مشاغل کاذب و بطور کلی حرفه‌های بخش غیررسمی که بطریقی سنخیت با این بخشهای مهم سه گانه دارند را مشخص و ب این طریق تقسیم بندی نمائیم.
الف) مشاغل غیر رسمی بخش کشاورزی مانند کبوتر بازی، گلکار دوره گر، بلالی…
ب) مشاغل غیررسمی بخش صنعت مانند فندک پرکنی، چاقو تیزکنی، تعمیر ساعت سایر…
ج) مشاغل غیر رسمی بخش خدمات مانند واکسی سیار، دستفروش، مسافرکشی شخصی…
اشکال : در این طبقه بندی مواردی ابهام و تردید مخصوصاً در وابستگی یا عدم وابستگی این مشاغل به بخشهای سه گانه فوق وجود دارد مثلاً آیا هندوانه فروشی داخل وانت بار یا گاری جزو بخش کشاورزی به حساب می آید یا بخار عرضه و فروش، به بخش خدمات مربوط می شود و مثلاً سیگار فروشی یا بادبادکی ارتباط با خدمات دارد یا کشاورزی و غیره، مسافرکش شخصی به
استناد اتومبیل به صنعت مربوط است یا باستناد نوع کار به خدمات و مهمتر از همه مواردی مثل گدایی، فلالگیریف دزدی … را می توان زیر چتر کشاورزی صنعت خدمت جای داد یا خیر. بنابراین طبقه بندی بر اساس بند الف برای اینگونه مشاغل ناقص و نارسا می باشد.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.