نگرش ها درباره پیشرفت نکردن زنان- پایان نامه در مورد آسیب شناسی مدیریت زنان

ژانویه 6, 2019 Off By 92

نگرش ها درباره پیشرفت نکردن زنان در مدیریت

نگرش های مختلف درباره اینکه چرا زنان بیشتری در پست های مدیریتی به کار گرفته نمی شوند ، وجود دارد که به قسمتی از آنها اشاره می کنیم :

اولین نگرش :

دیدگاه شخص گرا است . (RERSON – CENTERED ) این دیدگاه گناه محدود بودن پیشرفت شغلی زنان را در عواملی می داند که درون جنس مؤنث وجود دارد . این به آن معنی است که مشخصه ها و رفتارهای خاصی که توسط  زنان  انجام می شود باعث عدم پیشرفت آنها می شود . به عنوان نمونه ، ارتباط میان جنسیت ها می تواند به مشکلاتی که زنان در کار مواجه هستند ، بیفزاید . زنان و مردان هم در ارتباطات شفاهی و هم غیرشفاهی به طور متفاوتی ارتباط برقرار می کنند . در نتیجه این طور درک می شود که زنان دارای توان کمتری در ارتباظات هستند . علاوه بر صفات  مشخصه و رفتارهای زنان که ناهماهنگ با پست های مدیریت ارشد سازمان هستند ؛ گرایش هایی که زنان از لحاظ اجتماعی به  سوی  آنها  سوق  پیدا می کنند از این جمله اند : خانواده های آنها ، مسیرها پیشرفت شغلی ، سازمان ها ،زیردستان و نقش رهبری – مدیریتی آنها ، که برخلاف نیازهای پست مدیریت رده بالای سازمان است .

دومین نگرش :

فرآیند اجتماعی شدن فرهنگی است . (CULTURAL  SOCIATION  PROCESS ) این فرآیند زنان را به سوی کارهای حرفه ای سوق می دهد نه مشاغل مدیریتی و این نمونه ها وجود نقش های قالبی را تقویت می کند (یعنی برای ساختار هر جنسیتی یک سری مشاغل مناسب است). بر اساس فرآیند اجتماعی شدن فرهنگی ، تمایل زنان به مدیریت تا اندازه زیادی کمتر از مردان است . دیگر عواملی که در این نگرش بر عدم پیشرفت زنان تاثیر دارند ، عبارتند از : تاثیر بالقوه شغل بر زندگی خانوادگی ، تضاد نقش « CONFLICTROLE »، فقدان مدل های نقش (LACK  OF  ROLE MODELS ) و ناامیدی که از سوی مشاوران آموزشی چه در دبیرستان و یا در دانشگاه دریافت می کنند . جامعه پذیری زنان طوری است که زنان را فاقد اعتناد به نفس و تصمیم گیری برای رقابت با مردان در جهت اهداف شغلی بار می آورد . از دلایل دیگری که زنان کمتری در مدیریت رده بالای سازمان وجود دارند می توان به تبعیض های شرکتی (DISCRIMINATION  CORPORATE ) اشاره کرد . نابرابری های شرکت در پاداش ها و ایجاد فرصت پیشرفت برای زنان و به کارگیری دوستان قدیمی در پست ها ، زنان را از رسیدن به مقام های مدیریت دور می سازد . تبعیض می تواند به صورت ساختارها ، خط مشی ها ، شبکه های غیررسمی و فرهنگ های سازمانی باشد که آن قدر مردسالار هستند که مانعی برای زنان می شوند تا در سازمان ارتقا یابند . در مطالعه ای که توسط « کانینگز » و « مونت مارکت » انجام شد ، نشان داد مردان ترقیع های بیشتری را در هر سال نسبت به زنان به دست می آورند . اکثر این ترفیع ها به خاطر شبکه های غیررسمی با مافوق در سازمان است . علاوه بر اینها یک مانعی که زنان با آن روبرو هستند ، فقدان فرصت برای کسب تجربه های لازم در محیط کار است . این امر اغلب به خاطر فقدان مشاور و حامی برای زنان در سازمان است . یک حامی می تواند معلم و پشتیبان زنان در محیط کار باشد . تحقیقات نشان می دهد وظایف مشاور به دو بخش تقسیم می شود :

  • وظایف شغلی که در تعیین مسیر و پیشرفت شغلی می توانند موثر واقع شوند ، مانند : آموزش و حمایت های شغلی .
  • وظایف روانشناختی که حس توانایی و اعتماد به نفس فرد را افزایش می دهد و شامل : پذیرش و تأیید فرد ، مشاوره ، دوستی و مدل سازی نقش است . مشاوران با حامیان زنان می توانند برای ترفیع و ایجاد اعتماد به نفس در آنها بسیار موثر باشند .

مانع دیگری که زنان در پیشرفت شغلی با آن روبرو هستند نگرش های منفی و قالبی است که جامعه نسبت به زنان شاغل دارد . تحقیقات نشان می دهد زنان از گران باری نقش ( ROLE  OVERLOAD ) خود  نسبت  به  همسران شان  سخن می گویند . توضیح سه مورد در این زمینه لازم است :

اول :

زنان کار فیزیکی بیشتری را در امور خانه داری نسبت به مردان انجام می دهند .

دوم :

زنان اهمیت فوق العاده ای برای وظایف خانه داری قایل هستند .

سوم :

و مایوس کننده ترین عامل آن است که شغل مرد در هر صورت مهم تر از شغل زن تلقی می شود . به طور کلی تمام نگرش هایی که عدم پیشرفت زنان در مشاغل مدیریتی را حمایت می کنند نشانگر این موضوع است که اگر چه تعداد زنان در نیروی کار خصوصاً در دهه های اخیر افزایش یافته است اما این پیشرفت به هیچ وجه در زمینه افزایش آنها در مشاغل رده بالای سازمان نیست . برای بهبود وضع شغلی زنان استفاده از مشاوران خردمند ، بهره گیری از مدل های نقش ، ایجاد شبکه های ارتباطی و تغییر در سبک رهبری راهگشاست .

بحث و نتیجه گیری متغیرهای مربوط به عامل آموزشی :

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال سه پرسش نامه « تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری صحیح » مربوط به عامل آموزشی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر بوده است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال یازده پرسشنامه « مهارت های استفاده از کامپیوتر و اینترنت » مربوط به عامل آموزشی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی بیشتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال هفده پرسشنامه « کمک های آموزشی در جهت پیشرفت تحصیلی فرزندان » مربوط به عامل آموزشی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی کمی بیشتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال بیست پرسشنامه « آگاهی نسبت به رشته های مختلف علمی و کاربردی در آموزش عالی ( انسانی ، فنی ، پزشکی ، و … ) مربوط به عامل آموزشی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی بیشتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال بیست و یک پرسش نامه « ارتباط مؤثر با مدرسه و انجمن خانه و مدرسه » مربوط به عامل آموزشی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی بیشتر است .

بررسی پاسخ ها نشان می دهد که در متغییرهای آموزشی ، زنان بیشترین بسیار مثبت را به سؤال « تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری صحیح » و مردان بیشترین بسیار مثبت را به سؤال « مهارت های استفاده از کامپیوتر و اینترنت » نسبت داده اند . زنان و مردان هیچ کدام در پاسخ به سؤال «آگاهی نسبت به  رشته های  مختلف  علمی  و  کاربردی  در  آموزش  عالی ( انسانی ، فنی ، پزشکی ، و … ) » گزینه بسیار منفی را انتخاب نکرده اند .

بیشترین تعداد افرادی که به متغییرهای آموزشی پاسخ داده اند مربوط به دو سؤال « مهارت های استفاده از کامپیوتر و اینترنت » و « کمک های آموزشی در جهت پیشرفت تحصیلی فرزندان » است .

نتایج کلی نشان می دهد که در تحلیل به پاسخ های به متغیرهای آموزشی ، نظر زنان نسبت به مردان در پاسخ به سؤالات مثبت ، کمتر از مردان بوده و در پاسخ به سؤالات منفی چهار مورد بیشتر و دو مورد کمتر بوده است. در نتیجه نظر زنان در انتخاب گزینه ها بیشتر تمایل به انتخاب حد وسط داشته است . در  مجموع نظر زنان در مورد تاثیر عامل آموزشی بر آنها نسبت به مردان کمتر برآورد شده است .

بحث و نتیجه گیری متغیرهای مربوط به عامل فرهنگی :

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال یک پرسش نامه « شرکت در فعالیت های ادبی » مربوط به عامل فرهنگی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمترتر است . اما اختلاف در مثبت بسیار بیش از منفی است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال دو پرسشنامه « علاقمندی به حفاظت از محیط زیست » مربوط به عامل فرهنگی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است . اما اختلاف در مثبت بسیار بیش از منفی است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال چهار پرسشنامه « ابراز نظر درباره نقش رسانه ها » مربوط به عامل فرهنگی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است . اما اختلاف در مثبت بسیار بیش از منفی است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال هفت پرسشنامه « ارائه نقطه نظرات سازنده در امور تربیتی » مربوط به عامل فرهنگی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمترتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال 10 پرسشنامه « توان بررسی مسائل خانوادگی از ابعاد مختلف » مربوط به عامل فرهنگی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمترتر است . اما اختلاف در مثبت بسیار بیش از منفی است .

به طو کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان در سؤال شانزده پرسشنامه « شرکت در فعالیت های هنری » مربوط به عامل فرهنگی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی بیشتر است .

بررسی پاسخ ها نشان می دهد که در متغیرهای فرهنگی ، زنان بیشترین بسیار مثبت و  کمترین  بسیار  منفی  را  به  سؤال « ارائه نقطه نظرات سازنده در امور تربیتی » و مردان بیشترین بسیار مثبت و کمترین بسیار منفی را به سؤال « شرکت در فعالیت های هنری » نسبت داده اند .

بیشترین تعداد افرادی که به متغیرهای فرهنگی پاسخ داده اند مربوط به سؤال « علاقمندی به حفاظت از محیط زیست » است .

نتایج کلی نشان می دهد که در تحلیل به پاسخ های به متغیرهای فرهنگی ، نظر زنان نسبت به مردان در پاسخ به سؤالات مثبت و منفی هر دو کمتر از مردان بوده ، لیکن اختلاف در مثبت بسیار بیش از منفی بوده است .

بحث و نتیجه گیری متغیرهای مربوط به عامل اجتماعی :

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال شش پرسشنامه « برقراری ارتباط با افراد دیگر » مربوط به عامل اجتماعی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال نه پرسشنامه « آگاهی نسبت به مسایل روز جامعه » مربوط به عامل اجتماعی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال سیزده پرسشنامه « حضور در تشکل های اجتماعی » مربوط به عامل اجتماعی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال چهارده پرسشنامه « شرکت در اجتماعات و ابراز نظر سازنده » مربوط به عامل اجتماعی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال هجده پرسشنامه « تغییر در ارزش های جامعه » مربوط به عامل اجتماعی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است .

به طورکلی نظرزنان نسبت به تغییرات زنان سؤال بیست و پنج پرسشنامه « آگاهی نسبت به حقوق اجتماعی خود و دیگران »

مربوط به عامل اجتماعی نسبت به مردان در مثبت و منفی هر دو کمتر است .

بررسی پاسخ ها نشان می دهد که در متغیرهای اجتماعی ، زنان بیشترین بسیار مثبت را به سؤال « تغییر در ارزش های رایج جامعه » و کمترین بسیار منفی را به دو سؤال « برقراری ارتباط با افراد دیگر » و « آگاهی نسبت به مسایل روز جامعه » نسبت داده اند و مردان بیشترین بسیار مثبت و کمترین بسیار منفی را به همان سؤال « آگاهی نسبت به مسایل روز جامعه » نسبت داده اند .

بیشترین تعداد افرادی که به متغیرهای اجتماعی پاسخ داده اند مربوط به سؤال « آگاهی نسبت به حقوق اجتماعی خود و دیگران » است .

نتایج کلی نشان می دهد که در تحلیل به پاسخ های به متغیرهای اجتماعی ، نظر زنان نسبت به مردان در پاسخ به سؤالات مثبت و منفی هر دو کمتر از مردان بوده و در نتیجه نظر زنان در انتخاب گزینه ها بیشتر تمایل به انتخاب حد وسط داشته است .

بحث و نتیجه گیری متغیرهای مربوط به عامل اقتصادی :

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال پنج پرسشنامه « سطح درآمد » مربوط به عامل اقتصادی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی بیشتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال دوازده پرسشنامه « ایجاد خود اشتغالی و کارآفرینی » مربوط به عامل اقتصادی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی بیشتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال پانزده پرسشنامه « شرکت در فعالیت های اقتصادی » مربوط به عامل اقتصادی نسبت به مردان در مثبت کمتر و در منفی بیشتر است .

به طور  کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال نوزده پرسشنامه « استفاده بهینه از امکانات و منابع موجود » مربوط به عامل اقتصادی نسبت به مردان در مثبت کمتر و در منفی تقریباً مساوی بوده است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال بیست و دو پرسش نامه « تنوع شغلی » مربوط به عامل اقتصادی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی بیشتر است .

به طور کلی نظر زنان نسبت به تغییرات زنان سؤال بیست و چهار پرسش نامه « توان اعمال مدیریت در انجام فعالیت های اقتصادی » مربوط به عامل اقتصادی نسبت به مردان در مثبت کمتر و منفی تقریباً مساوی است .

بررسی پاسخ ها نشان می دهد که در متغیرهای اقتصادی ، زنان بیشترین بسیار مثبت را به دو سؤال « تنوع شغلی » و « توان اعمال مدیریت در انجام فعالیت های اقتصادی » و کمترین بسیار منفی را به سؤال « شرکت در فعالیت های اقتصادی » نسبت داده اند و مردان بیشترین بسیار مثبت را به سؤال « شرکت در فعالیت های اقتصادی » و کمترین بسیار منفی را به سؤال « ایجاد خوداشتغالی و کارآفرینی » نسبت داده اند.

بیشترین تعداد افرادی که به متغیرهای اقتصادی پاسخ داده اند مربوط به سؤال « توان اعمال مدیریت در انجام فعالیت های اقتصادی » است .

نتایج کلی نشان می دهد که در تحلیل پاسخ های به متغیرهای اقتصادی ، نظر زنان نسبت به مردان در پاسخ به سؤالات مثبت کمتر از مردان و در منفی در پنج مورد بیشتر و یک مورد کمتر بوده ، در نتیجه نظر زنان در مورد تأثیر عامل اقتصادی بر آنان کمتر از مردان بوده است .

مقایسه نتایج کلی پاسخ ها علاوه بر نتایج به دست آمده نکته مهم دیگری را نیز آشکا می  کنند . یکی از محدودیت های ارزیاب « تمایل به ارزیابی حد وسط » است . نتایج این بررسی نشان می دهد که گزینه های انتخاب شده بیشتر در دامنه مثبت ، بی تأثیر و منفی بوده است و کمتر بسیار مثبت و بسیار منفی را انتخاب کرده اند . میزان تمایل به ارزیابی حد وسط در خانم ها بیش از آقایان بوده است .