گزارشات مالی-پایان نامه درباره کیفیت سود در شرکت

دانلود پایان نامه

گزارشات مالی

هدف اصلي گزارشگري مالي كمك به استفاده كنندگان، به ويژه سرمايه گذاران در تصميم گيري هاي اقتصادي است و ارزيابي بازده سهام، مبناي اصلي تصميمات اقتصادي سرمايه گذاران قرار مي گيرد. با توجه به جنبه هاي اقتصادي اطلاعات، گزارشگري مالي و سيستم حسابداري نقش حياتي را در بازار سرمايه ايفا مي كنند. بر اين اساس، تدوين كنندگان استانداردهاي حسابد اري مي كوشند تا بر انطباق اطلاعات سيستم حسابداري با اطلاعات مورد نياز سرمايه گذاران بيفزايند. آنها هدف اصلي حسابداري را تأمين نيازهاي اطلاعاتي بازار سرمايه عنوان مي كنند.

بنابراين، ارزيابي مربوط بودن اطلاعات حسابداري در پيش بيني در مورد تصمیم گیری برای سرمایه گذاری كه در تحقيقات اخير مورد توجه قرار گرفته، به عنوان الگوي اصلي در تحقيقات حسابداري مالي مطرح است و دارايي ها به ارزش فعلي منافع آتي مورد انتظار ارزش گذاري مي گردند. هرگونه اطلاعاتي كه به سرمايه گذاران و تصميم گيرندگان در ارزيابي منافع و مخاطرات آتي يك دارايي ياري رساند، می تواند شاخص خوبی جهت تصمیم گیری برای سرمایه گذاری باشد. از طرف دیگر به دلیل اینکه هدف اصلی مدیریت سرمایه در گردش حداکثر کردن ثروت سهامداران می باشد، مدیران مالی می تواند با ارائه ی اطلاعات مالی مناسب، سهامدارن بیشتری را جذب نمایند و مبنای مناسبی را برای تصمیم گیرندگان مالی محیا می نمایند. از طرف دیگر این اطلاعات بر تصميمات اقتصادي استفاده كنندگان در ارزيابي رويدادهاي گذشته، حال يا آينده، تأييد يا تصحيح ارزيابي هاي گذشته آنها مؤثر واقع می شوند.

2-2 – پیشینه ی تحقیق

1-2-2- پیشینه ی تحقیق در خارج

داس و همکاران[1] (2011) بیان کردند که مدیران، از مدیریت سود و مدیریت انتظارات به صورت مکمل استفاده می کنند، به طوری که چنانچه مدیریت سود دشوارتر شود، مدیران اقدام به جایگزین کردن مدیریت سود با مدیریت انتظارات می کنند. که مطابق با تحقیق آنان، مقایسه منافع حاصل از مدیریت انتظارات با منافع حاصل از مدیریت سود، نشان داد که مدیریت انتظارات بسیار پر هزینه تر از مدیریت سود می باشد.

لی[2] (2011) با بررسی شرکت های کانادایی به این نتیجه رسید که استفاده از متغیرهای مبتنی بر اقلام تعهدی به شیوه ای مطلوب تر می توان بحران مالی و خطر ورشکستگی را پیش بینی کرد. به عقیده ی و شرکت هایی که از اقلام تعهدی پایین تری برخوردار هستند، نسبت به دیگر شرکت ها با احتمال ورشکستگی بالاتری مواجه هستند.

آنتی سیونن[3] (2011) به مقایسه سودمندی اطلاعات حسابداری نسبت به اطلاعات بازار در اندازه گیری ریسک اعتباری پرداخت. در همین راستا محقق ار اختلاف مبالغ خرید و فروش قراردادهای نکول بدهی به عنوان یک مرجع در اندازه گیری ریسک اعتبار اوراق بدهی استفاده کرده است. داده های مورد استفاده در این پژوهش مربوط به قراردادهای نکول بدهی اروپایی بین سه ماهه اول سال 2005 تا سه ماه دوم سال 2010 می باشد. نتایج بیان می کند که متغیرهای حسابداری و بازار دارای توان قابل قبولی در تعریف اختلاف قیمت خرید و فروش قراردادهای نکول بدهی دارند. از طرفی این دو گروه اطلاعات مکمل خوبی در تعریف این اختلاف قیمت می باشند.

بومیا و همکاران[4] (2011) در مقاله‌ای با موضوع مدیریت نقدینگی به شرح وضعیت مدیریت نقدینگی و بحران مالی در شرکت‌های صنعت فولاد هندوستان پرداخته و به این نتیجه رسیده‌اند که شرکت‌های با میزان نقدینگی و سرمایه در گردش بالا در مورد باز پرداخت بدهی و توانایی تأمین نیازهای کوتاه‌ مدت شرکت توانمند بوده و احتمال ورشکستگی کمتری دارند؛ اما در مقایسه با شرکت‌های دارای نقدینگی، میزان سودآوری پایین­تری را دارند. به عبارتی میزان بازدهی کم­تری برای این شرکت‌ها وجود دارد.

چانگ و شيوا[5] ( 2010 ) تاثير مديريت سود بر ويژگي قابليت پيش بيني سود را بررسي كردند. اين محققان بيان مي كنند كه به صورت كلي مديريت سود سبب مي شود، قدرت پيش بيني كنندگي سود كاهش يابد. با اين حال، هنگامي كه در دهك هاي مختلف اندازه مديريت سود، قابليت پيش بيني اندازه گيري مي شود، نتايج نشان مي دهد كه در دهك با بالاترين ميزان مديريت سود، نه تنها قابليت پيش بيني سود كاهش نمي يابد، بلكه نتايج اين گروه را مي توان حاكي از رفتار آگاهي دهنده بودن مديريت سود دانست. در نهايت، اين محققان بيان مي كنند كه نتايج تحقيق آنها به طور قاطع از مديريت سود فرصت طلبانه پشتيباني نمي كند.

الشافی و همکاران[6] (2010) به بررسی روشهای مورد استفاده مدیران در مدیریت سود و مدیریت ادراک سرمایه گذاران پرداختند. آنان به این نتیجه رسیدند که مدیران از مدیریت اقلام تعهدی و یا از مدیریت سود واقعی به منظور دستیابی به سودهای هدف استفاده می کنند و همچنین مدیران این روشها را با مدیریت ادراک سرمایه گذاران از طریق پیش بینی سود که بطور میانگین بالاتر از سود حسابداری است، تکمیل می نمایند. نتایج تحقیق آنان نشان داد زمانی که مدیران قادر به دستیابی به سودهای هدف هستند، پیش بینی سود کمتر تهاجمی را توسط مدیریت گزارش می کنند. آنان تهاجمی بودن پیش بینی سود را از طریق اختلاف بین سود پیش بینی شده توسط مدیریت و سود گزارش شده اندازه گیری کردند و به این نتیجه رسیدند که میزان تهاجمی بودن سود پیش بینی شده توسط مدیریت، ارتباط منفی با توانایی آنان ذر دستکاری سود از طریق اقلام تعهدی و مدیریت واقعی سود دارد.

[1] Das et al 2011

[2] Lee 2011

[3]  Sivonen 2011

[4]  Boomiya & et al

[5] Chang A. and Shiva K. (2010)

[6] Elshafie et al. 2010

دانلود پایان نامه