می 8, 2021

بررسی تبیین اثر سرمایه های فکری بر مهندسی و مدیریت نوآوری در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی مرکز منطقه فارس- قسمت ۴

بروکینگ۲(۲۰۰۲) معتقد است که دارایی انسانی یک سازمان شامل مهارت ها، تخصص، توانایی حل مساله و سبک های رهبری است. اگر در یک سازمان ، سطح گردش کارکنان بالا باشد، این ممکن است بدین معنی باشد که سازمان این جزء مهم از سرمایه فکری را از دست داده است.
۲- سرمایه ساختاری
سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیرانسانی دانـش در سازمان می شود که دربرگیرنده پایگاه های داده ها، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل های اجرایی و به طور کلی هرآنچه که ارزش آن برای سازمان بالاتر از ارزش مادی اش باشد، است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

    1. Roos

 

  1. Brooking

 

بـونتیس۱(۱۹۹۸) نیز سـرمایه ساختاری را در دستورالعمل ها، راهبردها ، خط مشی ها و هـرآنـچه ارزش سازمان را بیـشتر از ارزش فـیزیـکی آن می سازد، معرفی می کند. طبق یافته های بونتیس در سازمانی با شیوه و اسلوب ضعیف سرمایه فکری به تمامی پتانسیل خود نـمی رسد. سرمایه ساختاری، دامنه گسترده ای از عـناصر ضروری را پوشش می دهد. مهمترین آن ها شامل:

 

 

    • فرایندهای مهم اجرایی سازمان

 

    • چگونگی ساختاربندی آن ها

 

    • سیاست ها، جریان های اطلاعاتی و عناصر پایگاه های داده

 

    • رهبری و سبک مدیریت آن ها

 

    • فرهنگ سازمان

 

  • طرح های پاداش کارکنان است.

 

سرمایه ساختاری می تواند به گروه های فرعی فرهنگ، عملیات و عادات کاری و اموال فکری تقسیم شود.
۳- سرمایه رابطه ای (مشتری مداری)
سرمایه رابطه ای شامل همه مواردی است که بین سازمان با هر فرد یا سازمان دیگری وجود دارد. این افراد و سازمان ها می توانند شامل مشتریان، واسطه ها، کارکنان، مقامات قانونی، جوامع، اعتباردهندگان ، سرمایه گذاران و … باشند. سرمایه مشتری به عنوان یک پل و سازمان دهنده عملیات سرمایه فکری تلقی می شود و یک عامل تعیین کننده در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار است.
این سرمایه شامل استحکام و وفاداری مناسبات و روابط مشتری است. بونتیس (۱۹۹۸) بیان می کند که تعاریف جدید، مفهوم سرمایه مشتری را که قبلا وجود داشت به سرمایه رابطه ای توسعه داده اند که شامل دانش موجود در همه روابطی است که سازمان با مشتریان و رقبا، تامین کنندگان، انجمن های تجاری و دولت برقرار می کند. سرمایه مشتری به عنوان یک پل و سازمان دهنده عملیات سرمایه فکری تلقی می شود و یک عامل تعیین کننده در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار است. این سرمایه شامل استحکام و وفاداری مناسبات و روابط مشتری است.به طور کلی می توان گفت که مهم ترین جزء اصلی و اساسی سرمایه فکری، سرمایه انسانی و دو سرمایه دیگر تابعی از سرمایه انسانی هستند.
۱-Bontis
درواقع بدون سرمایه انسانی امکان رشد و توسعه آن ها محدود است. در مجموع می توان گفت که سرمایه انسانی در پایان روز کاری با ترک سازمان از سوی کارکنان از شرکت خارج می شود ، اما سرمایه ساختاری و رابطه ای حتی با ترک سازمان هم بدون تغییر باقی می مانند.
اودینسون و مالون۱(۱۹۹۷)، سرمایه را به دو دسته انسانی و ساختاری تقسیـم کرده و سرمایه مشتری و سـرمایه سازمانی (مـشتمل بر فرایندی و نوآوری) را در داخـل سـرمایه ساختـاری قرار می دهد.
اسـتوارت۲(۱۹۹۷)، سرمایه های انسانی، ساختاری و مشتری را برای سازه های سرمایه فکری متصور می شود و درنهایت روس۳ و همکاران(۲۰۰۵)، سرمایه فکری را در چهار دسته انسانی، ساختاری ، نوآوری و توسعه و درنهایت ارتباطی می گنجاند.
۲-۳- ویژگی های سرمایه فکری
هـاردوار۴ (۱۹۸۶) در مـقالات و اظهارات خود ارزشـمندترین و مـهم ترین منابع یـک شـرکـت را سرمایه های فکری و دارایی های نامشهود آن می داند. از نظر وی به خاطر ویژگی های خاص این دارایی ها یعنی منابع فکری شرکت، حالت انحصاری و یگانه دارند و قابل کپی برداری و تقلید نیستند و به این دلیل برای شرکت ارزشمند هستند و می توانند مزیت رقابتی را برای شرکت ایجاد کنند.
بـا وجود شباهت سـرمایه فکری با دارایی های مـشهود، در تـوانایی بالـقوه برای ایجاد جریان های نقدی آتی، اما ویژگی هایی که سرمایه فکری را از این دارای ها متمایز می کنند، عبارتند از:
۱- دارایی های فکری، دارایی های غیررقابتی هستند. برخلاف دارایی های فیزیکی که فقط می توانند برای انجام یک کار به خصوص در یک زمان خاص مورد استفاده قرار بگیرند، دارایی های فکری را می توان به طور همزمان برای چند امر خاص به کار گرفت.
۱-Edvinsson and Malone
۲-Stewart
۳-Roos
۴-hardware
برای مثال سیستم پشتیبانی از مشتری می تواند امکان حمایت از هزاران مشتری را در یک زمان خاص فراهم کند. این توانایی یکی از مهم ترین معیارهای برتری دارایی های فکری بر دارایی های فیزیکی است.
۲- سرمایه انسانی و سرمایه رابطه ای، قابلیت تبدیل شدن به مالکیت شخصی ندارند، بلکه باید بین کارکنان و مشتریان و تامین کنندگان مشترک باشند. بنابراین رشد این نوع از دارایی ها نیاز به مراقبت و توجه جدی دارد.
۲-۴- جایگاه سرمایه فکری در میان جنبش های مختلف
روس۱ و همکارانش(۱۹۹۷)، این طور استدلال کرده اند که سرمایه فکری را می توان به سایر رشته هایی ازقبیل راهبرد شرکت و برنامه ریزی راهبردی و تولید ابزارهای اندازه گیری ارتباط داد. از دیدگاه راهبردی، سرمایه فکری برای ایجاد و خلق دانش و استفاده از این دانش برای ارتقا ارزش شرکت مورد استفاده قرارمی گیرد و از طرف دیگر(یا در مقابل)، بحث اندازه گیری بر روی این موضوع تمرکز دارد که چگونه می توان مکانیسم های گزارش دهی ساخت که موارد کیفی یا غیرمالی و موارد کمی یا مالی سرمایه های فکری را به طور همزمان اندازه گیری کند، به طور روشنی به جایگاه سرمایه فکری در میان جنبش های مختلف اشاره کرده است.
۲-۵- دلایل توجه به اندازه گیری سرمایه فکری:
مر۲ و همکارانش(۲۰۰۱)، دلایلی را برای توجه و اندازه گیری سرمایه فکری برشمرده اند که عبارتند از

 

 

    • کمک به سازمان ها برای تنظیم استراتژی های آن ها

 

    • ارزیابی اجرای استراتژی

 

    • کمک به تصمیمات گسترش و تنوع فعالیت های سازمان

 

    • استفاده از نتایج اندازه گیری سرمایه های فکری به عنوان مبنایی برای جبران خدمات

 

  • ابلاغ این دارایی ها به ذینفعان خارجی سازمان ها

 

سه هدف اول این مجموعه به تصمیم گیری های داخلی مربوط می شوند و هدف از آن ها حداکثر کردن عملکرد عملیاتی شرکت ها برای ایجاد درآمد از طریق حداقل کردن هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و تامین کنندگان و سهم بازار است. مورد چهارم به ایجاد انگیزه های اجرایی مربوط می شود و هدف پنجم به ایجاد انگیزه برای سهامداران خارج از سازمان اشاره می کند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که اندازه گیری سرمایه فکری هم برای حاکمیت موثر داخلی و هم برای روابط موفق با افراد خارج از سازمان ضروری و سودمند است. کاملا واضح است که اگر هدف اولیه شرکت های انتفاعی مدیریت موثر و کارآمدی جریان های نقدی آتی باشد، پس برای آن ها مـدیریت محرک های نهایی این جریان های نقدی یعنی همان دارایی های نامشهود نیز است. زیـرا آن چـه را که نمی توان اندازه گیری کرد را چطور می توان مدیریت نمود؟ به همین خاطر اندازه گیری سرمایه فکری و به طورکلی دارای های نامشهود بسیار با اهمیت است. بدین جـهت، ضـروری است که مباحث سرمایه فکری با گـرایش به سـمت خلق مـعیارهای جـدید که می تواند برای ضبط و گزارش ارزش مالی ناشی از سرمایه فکری مورد استفاده قرار گیرد، همراه باشد (زنجیر دار،a1387، ۱۱).
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
۲-۶- ارزش سرمایه های فکری در اقتصاد دانش محور
عکس مرتبط با اقتصاد
دراکر۱(۱۹۹۳)، اندیشمند علم مدیریت می گوید: «ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانش محور هستیم که در آن منبع اصلی اقتصادی سرمایه، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر نیست بلکه دانش، منبع اصلی اقتصادی است.» قرن ۲۱، قرن اقتصاد دانش محور است. پیش از این اقتصاد صنعتی بر جوامع حاکم بود. در این اقتصاد عوامل تولید ثروت اقتصادی، دارایی های فیزیکی و مشهود مانند زمین، نیروی کار و پول و ماشین آلات بود و از ترکیب و یکپارچگی این عوامل اقتصادی، ثروت خلق می شد.
۱-Draker 2-Marr 1-Roos
در این اقتصاد، استفاده از دانش به عنوان عامل تولید نقش اندکی داشت. اما در اقتصاد دانش محور امروز داشتن به عنوان عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی های مشهود و فیزیکی، از ارزش بیشتری برخوردار می شود(بونتیس۱، ۱۹۹۸). به بیان دیگر دارایی های فکری و بویژه سرمایه های انسانی در زمره مهم ترین دارایی های سازمانی محسوب شده و مـوفقیت بالـقوه سازمان ها ریـشه در قابلیت های فکری آن ها دارد. (فلامهولتز۲و همکاران، ۲۰۰۲). با رشد اقتصاد دانش محور یا اقتصاد مبتنی بر دانش، دارایی های نامشهود شرکت ها عامل مهمی در حفظ و تحقق مزیت رقابتی پایدار به شمار می آید(تایلیس۳ و همکاران، ۲۰۰۲).
گلدفینگر۴ (۱۹۹۴) ، اقتصاد دانش محور را از سه بعد بررسی می کند:
۱- بعد اول: تقاضا برای مصنوعات نامشهود (خدمات) بسیار زیاد است.
۲- بعد دوم: دارایـی های نامشهود بر عوامل تولید مسلط می شوند و بیشتر عوامل تولید، از دارایی های نامشهود هستند. بـه عبارت دیگر دارایی های نـامشهود در مـیان عوامل تولید، نقش پـررنگ تـری را ایفا می کند.
۳- بعد سوم: قوانین جدیدی برای ارزش گذاری سازمان تجاری در رقابت ظهور می یابد.
درنتیجه محیط کسب و کار به طور شگفت انگیزی تغییر می یابد. در کسب و کارها و اقتصاد قرن ۲۱، سرمایه گذاری بر روی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک، نرم افزارها، برندها، حق اختراع، تحقیقات و نوآوری ها که همگی جزئی از دارایی های نامشهود و سرمایه های فکری هستند صورت می پذیرد(سیتارامان۵ و همکاران،۲۰۰۲).
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
در پارادایم صنعتی گذشته شرکت ها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل می کردند. به این معنا که منابع و دارایـی های تـحت سلطه و کنترل شرکت ها، محدود و کمیاب بوده و استفـاده بـیشتر، از ارزش آن هـا می کاست. ولی در عصر اقتصاد اطلاعاتی و دانش محور، این اصول صدق نمی کند. شرکت ها در اقتصاد دانش محور تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می کنند.
۱-Bontis 2-felamholts 3-Tayles
۴-GoaldFinger 5-Seetharaman etal.
به این معنا که منابع و دارایی ها به میزان فراوانی در اختیار شرکت ها است. این نوع دارایی ها نامشهود بوده و بیشتر در منابع انسانی متمرکزند(سولیوان۱ و همکاران، ۲۰۰۲).
لیو معتقد است: تنها درحدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل ارزش بازار شرکت ها ناشی از دارایی های مشهود و فـیزیـکی است و دارایی های نامشهود در حدود ۸۵ درصد از کل ارزش بازاری شـرکت ها را تـشکیـل می دهند(سیتارامان۲ و همکاران،۲۰۰۲).
در دهه گذشته کسب و کارها اهمیت مدیریت دارایی های نامشهود خود را درک کرده اند و توسعه برندها، روابط سهامداران، شهرت و فرهنگ سازمانی را به عنوان مهم ترین منابع مزیت پایدار تجاری خود در نظر گرفته اند. در این اقتصاد، توانایی خلق و استفاده از ارزش دارایی های نامشهود، یک شایستگی اصلی برای سازمان ها به وجود می آورد(کنان۳ و همکاران،۲۰۰۴).
امروزه سازمان ها نیازمند طبقه بندی مجدد دارایی های خود هستند و باید تاثیر این داریی ها در دستیابی به اهداف راهبردی و ارزش های خود را به صورت کمی درآورده و وضعیت خود را با رقبا، مقایسه کنند. به این منظور نیاز به ارائه طبقه بندی جدیدی از دارایی های سازمانی در این عصر به شدت احساس می گردد(تایلس۴،۲۰۰۲).
دارایی های نامشهود بدون شک ارزشمند هستند و زمانی که شرکت ها فروخته می شوند بخشی از ارزش آنها به صورت سرقفلی نامگذاری می گردد. طبق نظر هاریب، سرقفلی، تفاوت میان ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری آن است(بونتیس۵، ۲۰۰۰).
۲-۷- مزیت رقابتی
سرمایه فکری با توجه به تحولاتی نظیر تغییر محیط قانونی، گسترش بهره گیری از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی، ظهور نوآوری به عنوان عامل اصلی کسب مزیت رقابتی پایدار و تاثیرات در حوزه های راهبردی به عنوان محور فعالیت های بلند مدت سازمان در ابعاد رابطه ای ، انسانی و ساختاری تلقی می گردد.

 

 

  1. Sullivan 2-Seetharaman 3-Kannan 4-Tayles 5- Bontis

 

تا پیش از سال ۱۹۸۰ مهم ترین عامل تعیین کننده در درک مزیت رقابتی شرکت ها ساختار صنعت و محیط تجاری بود و شرکت ها بیشتر توجه خود را به محیط سازمانی خود مبذول می داشتند تا به درون سازمان.
در این زمان ، نقش مدیریت یافتن راه حل ها و روش هایی بود که کالاها را هرچه بیشتر به بازارها نزدیک کنند و سازمان ها عمدتا بر منابع محیطی و مشهود متکی بوده اند اما پس از سال ۱۹۸۰ عامل تعیین کننده دیگری تحت عنوان شیوه استفاده از منابع بادوام، غیرقابل تقلید و غیرقابل انتقال مطرح گردید و مزیت رقابتی سازمان ها در گرو این منابع بود این منابع و دارایی ها عمدتا نامشهود و به ویژ انسانی بود. این امر موجب گردید سازمان ها در کنار توجه به محیط بیرونی ، توجه خود را به درون سازمان ها و سرمایه های فکری خود متمرکز کنند. این منابع درون سازمانی تحت عنوان نام های متفاوتی همچون حافظه سازمانی، منابع نامشهود، دارایی های راهبردی، قابلیت های محوری ، شایستگی های محوری، دارایی های غیرقابل مشاهده و دارایی های دانشی مطرح گردید.
با ورود به اقتصاد دانش محور، هم افزایی های درون سازمانی عمدتا از نوع دانشی هستند و لذا شرکت ها نیاز دارند تا در هنگام ادغام و اکتساب های سازمانی ماهیت این نوع هم افزایی ها را درک کنند و اقدامات مناسبی را در جهت اندازه گیری این نوع دارایی های نامشهود انجام دهند. تحقیقات نشان داده است که دلیل اکثر شکست ادغام و اکتساب ها نادیده گرفتن نقش دارایی های نامشهود بوده است(گوپتا۱و همکاران،۲۰۰۱). شرکت ها نه تنها نیازمند شناسایی، اندازه گیری و مدیریت دارایی های نامشهود خود هستند بلکه باید همواره تلاش نمایند تا این دارایی ها را به طور مستمر ارتقا و بهبود بخشند. سازمان هایی که نتوانند دارایی های دانشی خود را به طور مستمر ارتقا دهند با خطر از بین رفتن و فنا مواجه خواهند شد(بونتیس۲ و همکاران،۱۹۹۸).
۲-۷-۱-سرمایه فکری- مدیریت منابع انسانی و مزیت رقابتی
عکس مرتبط با منابع انسانی
سازمان های کسب و کار امروزه به شدت درگیر رقابت هستند. موفقیت در این رقابت فزاینده و فــــرساینده مستلزم وجود استراتژی های برتر و همچنین سازمان مناسب برای اجرا و پیاده سازی این راهبردها است.
۱-Gupta2- Bontis

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *